به گزارش حیات، محبوبه نیاورانی، سردبیر روزنامه صبح نو طی یادداشتی نوشت:
کمتر از چهل روز از برقراری آتشبس در جنگ اخیر میگذرد. تیم دیپلماسی ایران در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی، جزئیات تفاهمنامه پایان جنگ را پیگیری میکند. اما در داخل کشور، الگوی مشخصی از مخالفت سازمانیافته با روند مذاکرات دیده میشود و جریانی خاص به دنبال مصادره مردم مبعوثشده در خیابان به نفع منافع جناحی و بازیهای سیاسی خود است. این جریان با جنگ روانی و عملیات شکافافکنی، به دنبال تفرقه افکنی در صفوف مردم مبعوث شده در کف خیابان است تا سنگری که به فرموده رهبر انقلاب باید پشتیبان نظام و میدان و دیپلماسی باشد را به ضد آن تبدیل کند.
این در حالی است که محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی در چهارمین فایل صوتی خود خطاب به مردم، به این نکته اذعان کرد که «برخلاف تصور برخی که گمان میکنند میان مسئولان کشور هماهنگی وجود ندارد، تأکید میشود که هماهنگی کامل برای دستیابی به اهداف تعیینشده میان مسئولین برقرار است. نیروهای مسلح ما همواره برای اقدام آماده بوده و بر اساس تدبیر، برنامهریزی درست و تصمیمات مصوب عمل میکنند.»
اما بر خلاف ادعای این جریان نه تنها هیچ اختلاف نظری میان میدان و دیپلماسی وجود ندارد، بلکه طراحان و تصمیمگیران میدان، دیپلماسی و خیابان دور یک میز هستند؛ همچنانکه سید مجید موسوی خطاب به مردم مبعوث شده توصیه کرد: «هوشیار باشید که از شئون متعهد بودن تبعیت کردن است. پس نه یک گام جلوتر و نه یک گام عقبتر، بلکه همراه با ولی خویش باشید. درست در مسیری که امام خمینی کبیر رحمه الله علیه فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما اسیب نرسد.گوش به فرمان ولایت بوده و از هر کلامی که اتحاد مقدس شما را به خطر میاندازد دوری نمایید.»
این پروژه اما دقیقاً در لحظهای فعال میشود که نشانههایی از «عقبنشینی آمریکا» و «پذیرش شروط اصلی ایران» به چشم میخورد. هدف دشمن، تخریب وجهه تیم دیپلماتیک و پنهان کردن پیروزی ایران از افکار عمومی داخلی است. یکی از چهرههای معروف این جریان، در بین مردم حاضر میشود و با این ادعا که از خطوط قرمز و شروط رهبری برای مذاکرات تخطی شده، میگوید هر توافق باید به امضای مردم برسد. این رفتار مصداق اردوکشی خیابانی است. اما این سیاستورزی کف خیابان، آفتهای زیادی به همراه دارد که مهمترین آن سادهسازی مسائل پیچیده سیاسی است. در این فضاها معمولا خطر قضاوتهای شتابزده وجود دارد. این اعتراضها نه تنها زیر پای تصمیم حاکمیت سنگ میاندازد، بلکه در تضاد کامل با تأکید رهبری بر «حفظ وحدت و انسجام» و «همصدایی نکردن با دشمن» است.
خیابان؛ سنگر پشتیبانی یا ابزار فشار؟
خطاب رهبری به مردم مبعوث شده حفظ انسجام و وحدت و پشتیبانی از میدان و دیپلماسی است و شروط ایشان برای مذاکراه خطاب به تیم دیپلماسی. قالیباف اما در چهارمین فایل صوتی خود خطاب به مردم تاکید کرده که «هدف ما» از مذاکره «پایان جنگ و ایجاد امنیت پایدار است؛ نه عادیسازی روابط با آمریکا.» او بر این موضوع نیز تاکید کرده است «به طرف مقابل نیز هیچ اعتمادی نداریم. روش ما احساسی عمل کردن یا صرفاً اعلام حقوق ملت ایران و محکوم کردن دشمن نیست. راه روشن و میدان مشخص است. تنها اراده میخواهد که میان انقلابیگری و کنش دیپلماتیک، بر بستر اقتدار عقلانی حرکت کند.» قالیباف همچنین با گلایه از افراد و گروههایی که به دنبال تخریب وحدت در جامعه هستند، تصریح کرد که «با تأسف، برخی افراد در این روزها به نام تبعیت از رهبری، برخلاف این خط عمل میکنند. لذا یک بار دیگر و بدون هرگونه شرح و بسط، محورهای مورد تأکید معظمله را تکرار میکنم تا هر کس – چه مسئول، چه نخبه سیاسی و چه فعال رسانهای – بخواهد خارج از این چهارچوب اقدامی انجام دهد، با پاسخ سخت امت حزبالله مواجه گردد.»
پروژه «جدایی میدان و دیپلماسی» یک عملیات روانی سازمانیافته است، نه یک واقعیت عینی. دشمن با شکست در میدان نظامی، اکنون به جنگ روانی روی آورده تا تابآوری ایرانیان را هدف قرار دهد. واقعیت میدانی نشان میدهد که طراحان میدان، دیپلماسی و خیابان کاملاً هماهنگ عمل میکنند و دستاوردهای مذاکرات حاصل همین هماهنگی است.
شعارهای خیابانی علیه مذاکرهکنندگان، بیش از آنکه بازتاب نگرانی از نقض شروط باشد، حاصل تحریک برخی افراد است. وگرنه انتقاد و نگرانی مردم طبیعی است. مردم که همواره با شعار «امر آنچه تو فرمایی» ولایتپذیری خود را از کف خیابان فریاد زدهاند، باید نسبت به توصیه وحدت و انسجام رهبری حساس باشند. اگر تابع ولی فقیه هستید، دیگر نیازی به اتهامزنی پیش از اعلام نظر ایشان نیست. چنین رویکردی، نه تنها به تضعیف دیپلماسی، بلکه به تدریج به تردید در جمع بندیهای کشور خواهد انجامید.
نظر شما