فرزاد مولازاده، کارگردان مستند «کتونی خیس» در گفتوگو با خبرنگار حیات درباره روند شکلگیری این اثر اظهار کرد: به سفارش اداره کل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران، قرار شد مستندی درباره یکی از شهدای استان اردبیل ساخته شود. تیم تحقیقاتی ما شهدای آن منطقه را بررسی کردند و در نهایت شهید باباکشی پاشایی از روستای ثمرین برای ساخت این مستند انتخاب شد.
وی ادامه داد: پس از انتخاب شهید، تحقیقات میدانی آغاز شد. ابتدا با اطرافیان شهید گفتوگوهای مقدماتی انجام دادیم و سپس ساختار کلی کار شکل گرفت. در ادامه فیلمنامه نوشته شد و اکنون مدتی است که فیلمبرداری آغاز شده است. ساختار این مستند مبتنی بر بازسازی است و تلاش داریم خاطراتی را که اطرافیان شهید روایت میکنند در روستای ثمرین بازآفرینی کنیم.
مولازاده درباره مدت زمان پژوهش و نگارش فیلمنامه گفت: انتخاب شهید مورد نظر حدود یک تا یک ماه و نیم زمان برد و پس از آن نیز نزدیک به یک ماه روی زندگی شهید کار کردیم تا به نسخه نهایی فیلمنامه رسیدیم.
این کارگردان با اشاره به تأثیر شرایط جنگی اخیر بر روند تولید اثر افزود: بخشی از اطرافیان شهید در تهران زندگی میکردند و قرار بود گفتوگوها را در پایتخت ضبط کنیم اما همزمانی پروژه با دوران جنگ رمضان باعث شد تعدادی از آنها به زادگاه خود بازگردند. به همین دلیل پروژه به دو فاز تقسیم شد؛ فاز نخست در تهران در حال انجام است و در فاز دوم برای تصویربرداری به اردبیل و روستای ثمرین خواهیم رفت.
مولازاده درباره رویکرد محتوایی مستند گفت: تمرکز ما بر زندگی شهید است و تلاش میکنیم وجوه انسانی شخصیت او را روایت کنیم. اگرچه با همرزمان و اطرافیان شهید گفتوگو کردهایم، اما هیچیک از صحنههای بازسازی به جنگ و لحظه شهادت مربوط نمیشود. ورود به صحنههای جنگی، لحن اثر را تغییر میداد. فضای کلی فیلم نمادین و شاعرانه است و شخصاً تمایلی نداشتم فضای جنگ را وارد روایت کنم.
وی افزود: هنگام شروع نگارش فیلمنامه به دنبال انتقال پیام خاصی نبودم اما اکنون احساس میکنم مهمترین حرف فیلم، معرفی یکی از جوانان افتخارآفرین این سرزمین و ویژگیهای انسانی اوست. تصور میکنم مخاطب پس از تماشای فیلم، برای جوانی که زندگی و خون خود را فدای این سرزمین کرده، حسرت خواهند خورد که ای کاش ای جوان هنوز در بین ما میبود.
کارگردان «کتونی خیس» درباره مخاطب اصلی این مستند اظهار کرد: مخاطب اصلی من کسانی نیستند که از پیش با این مفاهیم ارتباط دارند. مخاطب من فردی است که شاید در خانه نشسته باشد، به صورت مداوم رسانههای خارجی را دنبال می کند و حتی نسبت به برخی مسائل زاویه داشته باشد. تلاش کردهام از زاویهای انسانی به شخصیت شهید نزدیک شوم؛ زاویهای که میان همه ما مشترک است.
وی درباره ویژگیهای شخصیتی شهید باباکشی پاشایی گفت: زندگی این شهید سرشار از نمونههای ایثار اجتماعی است. او در روستایی زندگی میکرد که شرایط زیستی سختی دارد. در ثمرین کودکان خیلی زود وارد کار و مسئولیت میشوند. در رفتارهای روزمره شهید نیز میتوان نمونههای فراوانی از ایثار را دید؛ برای مثال در یکی از خاطرات، هنگام بارش سنگین برف، پیش از آنکه به فکر خانه خود باشد، به سراغ خانه همسایهها میرفته است و خانه های آنها رو برف روبی میکرده است.
مولازاده با اشاره به نامگذاری فیلم گفت: عنوان «کتونی خیس» برای این اثر انتخاب شده است. کتونی در فیلم نماد حرکت به سوی رویاها و آرزوهاست. شهید در ۱۷ سالگی برای کار به تهران میآید، مشاغل مختلف را تجربه میکند و برای رسیدن به آرزوهایش تلاش میکند. این بخش از زندگی او، مفاهیمی مانند استقامت و امید را به مخاطب منتقل میکند.
وی درباره تفاوت این اثر با سایر آثار حوزه دفاع مقدس گفت: تلاش کردم یک مستند معمولی و صرفاً گفتوگومحور ساخته نشود. در بسیاری از آثار، افراد مقابل دوربین مینشینند، خاطراتی را تعریف میکنند و سپس آن خاطرات بازسازی میشود. اما در این فیلم برای هر اتفاق و هر حضور مقابل دوربین، منطق روایی طراحی شده است. داستان از زبان فرزند شهید آغاز میشود که تلاش دارد پدرش را بیشتر بشناسد و به همین دلیل پای صحبت اطرافیان او مینشیند.
این مستندساز ادامه داد: در جزئیات فیلمنامه بسیار دقیق شدهایم و تقریباً برای همه صحنهها از قبل برنامهریزی کردهایم. امیدوارم همین جزئینگری باعث شود احساسی که مدنظر ماست به درستی به مخاطب منتقل شود.
وی درباره منابع تصویری فیلم نیز توضیح داد: تصاویر آرشیوی محدودی از شهید در اختیار داریم؛ چند عکس و تعدادی وسایل شخصی. به همین دلیل بخش عمده روایت ناگزیر باید بازسازی شود.
مولازاده در پاسخ به این پرسش که کدام بخش زندگی شهید بیشترین تأثیر احساسی را بر او گذاشته است، گفت: اعتقادی شخصی دارم و آن این است که خود شهدا به پیشبرد چنین کارهایی کمک میکنند. چندین بار پروژه به دلایل مختلف از جمله جنگ متوقف شد و من ناامید شده بودم، اما هر بار شرایط به شکلی تغییر میکرد که مسیر ادامه پیدا میکرد. من اهل استان فارس هستم و زبان ترکی هم نمیدانم. بسیاری از اطرافیان شهید نیز فارسی صحبت نمیکنند. با وجود همه این دشواریها، احساس میکنم نیرویی نامرئی کمک میکرد تا حقیقت وجودی شهید را به مخاطب منتقل کنم.
وی در پاسخ به این سؤال که اگر بخواهد شهید باباکشی پاشایی را در یک جمله توصیف کند، گفت: اگر میشد او را در یک جمله توصیف کرد، دیگر نیازی به ساخت فیلم نبود و همان یک جمله را میگفتم.
کارگردان «کتونی خیس» درباره چشمانداز حضور این اثر در جشنوارهها نیز بیان کرد: جشنواره سینماحقیقت یکی از اهداف ماست، اما تلاش میکنم مخاطب فیلم محدود به ایران نباشد. ما یک داستان انسانی روایت میکنیم و به همین دلیل میتواند برای مخاطبان خارج از کشور نیز جذاب باشد. حتی در انتخاب موسیقی نیز تلاش کردهام به زبان جهانی احساسات توجه کنم.
وی درباره انتخاب بازیگران گفت: اصرار داشتم بازیگران از اهالی ثمرین یا دستکم ترکزبان و اهل اردبیل باشند. برای این منظور فراخوان منتشر کردیم و از میان متقاضیان، افراد مورد نظر را انتخاب کردیم. مهمترین نکته این است که نوه شهید نقش جوانی او را بازی میکند؛ موضوعی که برای من بسیار معنادار است.
ملازاده در پایان اظهار کرد: درباره شهدای این منطقه تاکنون آثار کمی ساخته شده و معتقدم در هر روستای ایران، داستانهای ارزشمندی وجود دارد که باید روایت شوند. اگر شهید امروز در میان ما بود، گمان میکنم مهمترین توصیهاش به جوانان این بود که دنبال رویاهای خود بروند و به حداقلها قانع نشوند. جوان ایرانی حق دارد آرزو داشته باشد و برای تحقق آرزوهایش تلاش کند و در پایان از محمد کرمالهی مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و یعقوب سلیمانی معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید که زمینه آغاز این پروژه را فراهم کردند تشکر میکنم.
انتهای پیام/المیرا خرد
نظر شما