به گزارش حیات، جوزف عون، رئیسجمهور لبنان یک وابسته واقعی است؛ او اگر یک رئیسجمهور واقعی در کشوری به مختصات لبنان بود، برای حفظ شأنیت جایگاه خود و عنوان ملیاش، هیچگاه بهصورت همزمان به ایران و مقاومت لبنان نمیتاخت. او اما برایش مهم نیست، زیرا هیچگاه یک رئیسجمهور طبیعی نبوده است. عون باید با خود مرور کند که چگونه و با چه فشاری و هدایت چه دولتهایی به قدرت رسید؟ او و رفیقش تمام سلام، نخستوزیر با روند صحیحی به مسئولیتهای کنونی خود نرسیدند.
انفجار پیجرها و مجروحیت شدید ۴ هزار نفر از جامعه ۲ میلیوننفری شیعیان لبنان که یکسوم تا نیمی از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند، ترور گسترده فرماندهان مقاومت و اشغال ۵ نقطه مهم در جنوب لبنان و سقوط نظام سوریه به دست تکفیریها زمینهساز اوجگیری دوگانه عون-سلام در بیروت شد. کسانی که با جنایات رژیم صهیونیستی، آمریکا و تکفیریها بالا رفتهاند، دولتمردان ملی نیستند، بلکه وابستگانیاند که در برابر خود راهی جز اجرای اوامر بزرگانشان را نمیبینند. عون-سلام ادامه پیجرها، ترور و توطئهها هستند و عناوین ملی مسئولیتهایشان، نباید کسی را فریب دهد.
عون اخیراً در مصاحبهای ادعا کرده است که «ایران از لبنان برای چانهزنی با آمریکا استفاده میکند.» این اظهارات واکنشهای مختلفی را از سوی ایران و در داخل لبنان برانگیخته است. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز گذشته به رئیسجمهور لبنان تأکید کرد تلاش کند «دشمن واقعی» کشورش را بشناسد.
عراقچی در حساب کاربری خود در ایکس نوشت: «بر اساس اظهارات آقای عون، چنین به نظر میرسد که انگار این ایران است که یکپنجم لبنان را اشغال کرده، یکچهارم مردم لبنان را آواره کرده و هر روز کشور او را بمباران میکند.
آقای رئیسجمهور، لبنان را از دشمن واقعیاش نجات دهید.» شیخ احمد قبلان، مفتی جعفری لبنان در پیامی به عون ضمن انتقاد از اظهارات تفرقهافکنانهاش به او هشدار داد درصورت ادامه این رفتارها، اعتبار ملی خود را از دست خواهد داد. قبلان همچنین با قدردانی از سیاستهای حمایتی تهران از مردم لبنان، گفت: «این ایران بود که اسرائیل تروریست را تهدید کرد اگر پایتخت بیروت را هدف قرار دهد، وارد جنگ خواهد شد. کسی هم که برای حمله به بیروت، به اسرائیل چراغسبز نشان داد، وزیر خارجه آمریکا بود نه ایران.»
در شبکههای اجتماعی و رسانهها هم حملاتی به رئیسجمهور لبنان صورت گرفته است. حسن علیق، روزنامهنگار معروف لبنانی با حملهای تند به عون گفته است: «تو ممکن است با اسرائیل دشمنی نداشته باشی یا اسرائیل تو را دشمن خودش نداند، چون تمام رفتارهایت در خدمت خواستههای آنهاست، اما حق نداری از زبان کل لبنان صحبت کنی.»
نکات
رئیسجمهور تحمیلی بر لبنان، فکر میکند با فرار روبهجلو و هیاهو میتواند باعث نادیده گرفتن حقیقت شود. شاید عون خود را فریب میدهد و فکر میکند حاکمی امین است، اما دیگران فریبش را نمیخورند. در این باره موارد ذیل اهمیت دارند:
۱- عون-سلام با حمایت عربستان سعودی و پشتیبانی آمریکا شناخته میشوند. در مقابل، ایران از مقاومت لبنان حمایت میکند. در ظاهر تقسیمبندیها یکسان به چشم میآید و هر گروه حامیانی خارجی دارد، اما اهمیت در جزئیات است. طرف سعودی یا آمریکایی رابطهای آمرانه با لبنان دارد. تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه که همزمان نماینده کشور در امور سوریه و عراق است، چندی قبل کل منطقه را مجموعهای از قبایل و روستاها توصیف کرده و منکر وجود تمدن در آن شده بود. این در حالی است که تمدن از این منطقه آغاز شده و دین اکثریت مردم غرب نیز از همینجا نشئتگرفته است. رابطه باراک با لبنان از آن روست که وی به دلیل نمایندگی امور سوریه از سمت آمریکا، عملاً امور لبنان را هم پیش میبرد.
این مسئله که باراک نماینده رسمی در امور لبنان نیست، یک معنای بد، توهینآمیز و تهدیدی برای لبنان دارد که بهصراحت از زبان وی بارها تکرار شده است. باراک مقامات لبنانی را تهدید کرده بود در صورت عدم اجرای دستورات آمریکا از جمله خلع سلاح مقاومت باید منتظر انحلال و ازبینرفتن کشور و الحاق به سوریه باشند. باراک که در ارتباط با مقامات ترکیه سعی کرده روابط عمیقی با جولانی تروریست حاکم بر سوریه برقرار کند، لبنان را مستقیماً به حمله نظامی از سوی این تروریست تهدید کرده است. عدم ارائه مسئولیت مستقیم امور لبنان به باراک و ورودش از مجرای سوریه به قضایای این کشور، اقدامی در راستای همان تهدیدی است که وی بارها اعلام کرده و آن خطر الحاق به سوریه است.
عون-سلام توسط جناحی بینالمللی حمایت میشود که شاید تمایل داشته باشد این کشور را میان دو دولت تروریست تقسیم کند و لازمه کاهش تنش بر سر آن، دخیل کردن سوریه است. در این مسیر رژیم صهیونیستی بخشی از جنوب لبنان را به دست میآورد که دارای منابع آب و همچنین در سواحل دارای میادین انرژی است و مابقی این کشور برای آنکه اشغالگری صهیونیستها چندان بد جلوه نکند، توسط جولانی اشغال شده و به سوریه الحاق میشود. میادین انرژی لبنان میتوانند سالانه ۱۳ تا ۲۰ میلیارد دلار درآمد داشته باشند که با توجه به نرخ بالای سود در این تجارت، بخش اعظم آن سود خالص خواهد بود.
این نقشه متحدان عون-سلام برای کشور آنهاست و این دو نیز نهتنها آزردهخاطر نیستند که بیوقفه در این مسیر تلاش میکنند. در مقابل حامیان مقاومت لبنان، تا جایی که توانستهاند برای حفظ تمامیت ارضی، امنیت و رفاه این کشور تلاش کردهاند. کمک به لبنانیها در جنگ ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ که جنگی ۱۸ساله برای آزادسازی جنوب لبنان بود، کمک به حفظ میادین انرژی ساحلی و ارسال انرژی مانند بنزین و گازوئیل از سوی ایران و حالا عراق، تنها بخشی از این حمایتهاست. شیعیان عراق در مقاطع مختلف مقادیر فراوانی گندم برای لبنان ارسال کرده و تنها در ماههای اخیر ۲ میلیارد دلار سوخت به این کشور رساندهاند.
در حوزه نظامی نیز ایران تهدید کرده بود در صورت حمله به بیروت و ضاحیه ضمن خروج از مذاکرات با آمریکا به پایگاههای هوایی رژیم صهیونیستی حمله موشکی خواهد کرد. در این میان و با توجه به وحدت ساحات یا هماهنگی جبههها، دیگر اضلاع محور مقاومت آمادگی داشتند در این پاسخ مشارکت کنند. عون-سلام حامیان خارجی دارند و مقاومت لبنان هم حامیانی خارجی دارد، اما این حامیان با یکدیگر قابلمقایسه نیستند.
۲- عون در اظهاراتش با متهم کردن دبیرکل مقاومت لبنان به پیروی از منویات خارجی، ادعا کرده وی نماینده لبنانیها نیست. در لبنان بیشترین درصد از یک گروه مذهبی متعلق به شیعیان است، ازسویدیگر این گروه در داخل خود به نسبت دیگر گروهها اتحاد بیشتری دارد و تقریباً ۹۰ درصد آن از مقاومت حمایت کرده و مابقی نیز لزوماً دشمن و مخالف آن نیستند. اینکه رهبر مطلق جریان شیعه در لبنان بهعنوان بزرگترین گروه جمعیتی در این کشور که برخی حتی احتمال میدهند بیش از ۵۰ درصد جمعیت را در اختیار داشته باشد، نماینده لبنانیها نباشد ادعایی بزرگ است؛ بهویژه آنکه از سوی فردی مانند عون مطرح شده باشد. عون شاید رئیسجمهور و مسئولی رسمی باشد، اما هر جایگاه درهرحال متأثر از موازنه قوا و شخصی است که در آن قرار میگیرد.
دبیرکل مقاومت لبنان هرچند مسئولیتی رسمی و دولتی ندارد، اما پیروانش در جامعه، پارلمان و دولت حضور دارند و بهقدرترسیدن عون حاصل مذاکره و توافق با آنها بوده است. از نظر منطق قدرت، حرف عون بهزحمت در داخل لبنان برش دارد، اما شیخ نعیم قاسم دارای نفوذ در منطقه و فراتر از آن است. نباید از یاد برد مقاومت لبنان در ایجاد قدرت نظامی برای مقاومت در عراق و یمن نقش داشته و نفوذ امنیتی و اقتصادی در چند قاره دارد بهگونهای که با وجود سیطره دشمن، تحریم، بازداشت و ترور این نفوذ ادامه یافته است.
عون از نظر اجتماعی و سیاسی در داخل لبنان و حتی در داخل مسیحیان مهرهای رده اول نیست. آیا او میتواند ادعا کند پیروان زیادی در میان مسیحیان دارد؟ آیا سلام پیروانی در میان اهلسنت دارد؟میشل عون، رئیسجمهور سابق میتوانست بگوید در میان مسیحیان پیرو دارد. همچنین رفیق حریری و سعد حریری فرزندش میتوانستند بگویند در میان اهلسنت پیروان زیادی دارند؛ گرچه نفوذ میشل عون و خاندان حریری با نفوذ مقاومت در جامعه شیعی قابلمقایسه نیست. عون نماینده مسیحیان نیست. بدتر آنکه حتی نماینده گروهی که در مسیحیان از آن برخاسته و رشد کرده هم نیست. او در خود لبنان و در همان جناحی از مسیحیت که متعلق به آن است هم رئیس دارد.
نظر شما