به گزارش حیات به نقل از ایرنا، شبکههای اجتماعی در کمتر از ۲ دهه، شیوه ارتباط، یادگیری، اطلاعرسانی و حتی هویتیابی ما را دگرگون کردهاند؛ بهگونهای که امروز کمتر خانهای را میتوان یافت که از تاثیر دنیای دیجیتال و شبکههای اجتماعی برکنار مانده باشد. با این حال، پرسش اساسی این است که آیا این گسترش ارتباطات، به افزایش همدلی و نزدیکی انسانها انجامیده است یا در پس این اتصال دائمی، نوعی تنهایی خاموش در حال گسترش است؟
قرار بود شبکههای اجتماعی، فاصلهها را از میان بردارند و انسانها را به یکدیگر نزدیکتر کنند، اما یکی از پارادوکسهای بزرگ عصر دیجیتال این است که هرچه بر تعداد دوستان مجازی افزوده شده، احساس تنهایی نیز در بسیاری از جوامع افزایش یافته است. امروز دیگر تنهایی فقط به معنای تنها زندگی کردن نیست بلکه میتوان در میان صدها دنبالکننده، دهها گروه مجازی و انبوه پیامها نیز احساس انزوا کرد.
جامعهشناسان این وضعیت را نتیجه تغییر کیفیت روابط انسانی در عصر ارتباطات میدانند؛ دورانی که «ارتباط» فراوانتر شده، اما «رابطه» عمیقتر نشده است.
شبکههای اجتماعی امروز دیگر تنها ابزار ارتباط نیستند؛ آنها به بازیگرانی قدرتمند در شکلدهی به افکار، سلیقهها، سبک زندگی و حتی قضاوتهای اجتماعی تبدیل شدهاند. آنچه ما در فضای مجازی میبینیم، اغلب انتخاب آزادانه ما نیست، بلکه محصول الگوریتمهایی است که بر اساس علایق و رفتارهای گذشتهمان، محتواهای همسو را به ما نشان میدهند. بهتدریج هر کاربر در فضایی قرار میگیرد که بیشتر صداهای مشابه خود را میشنود و کمتر با دیدگاههای متفاوت مواجه میشود؛ پدیدهای که در جامعهشناسی با عنوان «اتاق پژواک» شناخته میشود و میتواند تحمل اجتماعی و فرهنگ گفتوگو را تضعیف کند.
نمونههای جهانی این وضعیت کم نیست. از گسترش اخبار جعلی و دوقطبیشدن فضای سیاسی گرفته تا تاثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان نوجوانان، همگی نشان میدهند که فناوری، اگر بدون سواد رسانهای و تفکر انتقادی به کار گرفته شود، میتواند به همان اندازه که فرصت میآفریند، چالش نیز ایجاد کند.
جامعه ایران نیز با سرعتی چشمگیر وارد این زیست دیجیتال شده است. کافی است به مترو، اتوبوس، سالنهای انتظار، کافهها یا حتی دورهمیهای خانوادگی نگاه کنیم؛ بسیاری از افراد در کنار هم نشستهاند، اما هرکدام در صفحه تلفن همراه خود غرق هستند. گفتوگوهای طولانی جای خود را به پیامهای کوتاه داده و گاه اعضای یک خانواده، ساعتها در یک خانه حضور دارند، بیآنکه گفتوگویی موثر میان آنان شکل بگیرد. این تغییر آرام و تدریجی، کیفیت روابط خانوادگی و سرمایه اجتماعی، یعنی اعتماد، همدلی و مشارکت را تحت تأثیر قرار داده است.
این دگرگونی بیش از همه در زندگی کودکان و نوجوانان قابل مشاهده است. کودک دیروز، ساعتهای فراغت خود را در کوچه، پارک یا بازیهای گروهی با همسالان میگذراند؛ اما کودک امروز، بخش قابل توجهی از اوقات خود را با تلفن همراه، تبلت، بازیهای آنلاین و ویدئوهای کوتاه سپری میکند. بسیاری از کودکان، در حالی که از نظر فیزیکی در کنار خانواده هستند، از نظر عاطفی و اجتماعی در دنیایی کاملا شخصی و دیجیتال زندگی میکنند.
بازیهای آنلاین، اگرچه میتوانند سرگرمکننده و حتی آموزشی باشند، اما هنگامی که جای تعامل با خانواده، گفتوگو، بازیهای جمعی و تجربههای واقعی را بگیرند، بهتدریج مهارتهای ارتباطی، صبر، همدلی و مشارکت اجتماعی را تضعیف میکنند. جامعهشناسان این پدیده را نوعی «تنهایی در میان جمع» میدانند؛ وضعیتی که فرد از نظر فیزیکی در کنار دیگران است، اما از نظر اجتماعی و عاطفی، در جهانی جداگانه زندگی میکند.
از سوی دیگر، الگوریتمها با نمایش مداوم تصاویر زندگیهای بهظاهر کامل، موفقیتهای گزینششده و سبکهای زندگی لوکس، کاربران را وارد چرخهای از مقایسه دائمی میکنند. این مقایسه، بهویژه در میان نوجوانان و جوانان، میتواند احساس ناکامی، اضطراب و نارضایتی از زندگی را افزایش دهد. در جامعهای مانند ایران که خانواده همچنان مهمترین نهاد اجتماعی و منبع حمایت عاطفی است، این روند میتواند پیامدهایی فراتر از یک مسئله فردی داشته باشد و بر امید اجتماعی، اعتماد و کیفیت روابط انسانی اثر بگذارد.
فناوری، برخلاف آنچه گاه تصور میشود، نه ذاتا منجی روابط انسانی است و نه ویرانگر آن؛ این شیوه استفاده ما از فناوری است که سرنوشت جامعه را رقم میزند. اگر شبکههای اجتماعی جای گفتوگو، همدلی و تجربههای مشترک را بگیرند، جامعه بهتدریج با پدیدهای روبهرو میشود که جامعهشناسان آن را «فقر ارتباطی» مینامند؛ وضعیتی که در آن، حجم ارتباطات افزایش مییابد، اما عمق روابط انسانی کاهش پیدا میکند.
آینده سرمایه اجتماعی هر جامعه، نه در تعداد کاربران شبکههای اجتماعی، بلکه در توانایی شهروندان برای حفظ گفتوگوی واقعی، شنیدن صدای دیگری، تقویت نهاد خانواده و پرورش نسلی است که پیش از لمس صفحه نمایش، هنر ارتباط با انسان را بیاموزد. توسعه در عصر دیجیتال، بیش از آنکه به سرعت اینترنت وابسته باشد، به کیفیت روابط انسانی وابسته است؛ زیرا جامعهای که پیوندهای انسانی خود را از دست بدهد، حتی با پیشرفتهترین فناوریها نیز از درون احساس تنهایی خواهد کرد.
انتهای پیام//
نظر شما