کد خبر 294085
۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۷

راز دیپلماسی در دفاع مقدس به روایت سردار رشید

راز دیپلماسی در دفاع مقدس به روایت سردار رشید

در کتاب «اسرار مکتوم» نوشته سردار شهید محمدحسن محققی، سردار سپهبد شهید غلامعلی رشید با نگاهی عمیق به نقش دیپلماسی در جنگ تحمیلی پرداخته و تفاوت درک «جای پا» را میان فرماندهان نظامی و سیاستمداران برجسته کشور تشریح کرده است.

به گزارش حیات، در بخشی از کتاب «اسرار مکتوم» که به قلم سردار شهید محمدحسن محققی تدوین شده است، سردار سپهبد شهید غلامعلی رشید، از فرماندهان ارشد دوران دفاع مقدس، به تشریح چالش‌های دیپلماسی ایران در اوج پیروزی‌های نظامی می‌پردازد. او در این روایت، به نقد برخی دیدگاه‌ها مبنی بر ضعف دیپلماسی ایران و تبیین دلایل استراتژیک ورود به خاک عراق می‌پردازد.

دیپلماسی در اوج پیروزی‌ها

شهید رشید در این بخش به اقدامات دیپلماسی منطقه‌ای در آن مقطع اشاره می‌کند و می‌گوید: «در این مقطع، برخی اقدامات دیپلماسی منطقه‌ای پیش آمد. مثل بحث‌هایی که سازمان کنفرانس اسلامی، مثل حبیب شطی و دیگران، در سفر به ایران مطرح کردند.»

وی سپس به نقد دیدگاه‌هایی که دیپلماسی ایران را ضعیف می‌دانند، می‌پردازد و می‌افزاید: «برخی از جمله دکتر محسن رضایی معتقدند دیپلماسی ایران ضعیف بود و نتوانست از پیروزی عملیات الی بیت‌المقدس بهره لازم را ببرد.»

شهید رشید برای تحلیل این موضوع، به نظرات دکتر علی‌اکبر ولایتی استناد می‌کند و توضیح می‌دهد: «این را باید از آقای ولایتی کمک بگیرید، ایشان یک جا هم گفته که ساختارهای قدرت، تضمینی برای حرفشان در جنگ وجود نداشت. یکی از آنها شورای امنیت بوده، متشکل از آن پنج قدرت بزرگ؛ دومی، کشورهای اتحادیه عرب و سومی، کشورهای اسلامی. این سه تا می‌توانستند یک حرفی بزنند و یک امتیازی به ما بدهند تا ما را آرام کنند و حقوق ملت ایران تأمین شود و وارد خاک عراق نشویم. هیچ‌کدام از این سه ساختار، چنین حرفی را نمی‌زنند؛ نه شورای امنیت، نه اتحادیه عرب و نه کنفرانس کشورهای اسلامی.»

تفاوت درک نظامی و سیاسی از «جای پا»

یکی از نکات کلیدی این روایت، تفاوت درک فرماندهان نظامی و سیاستمداران از مفهوم «جای پا» است. شهید رشید با صراحت بیان می‌کند: «اعتقاد مسئولان نظام این است که دستگاه دیپلماسی، هیچ‌وقت در اوج پیروزی‌های ما، قادر به انجام یک فعالیت متناسب با رشادت و فداکاری‌هایی که در صحنه جنگ اتفاق می‌افتاد، نبوده است.»

او ادامه می‌دهد: «البته حتماً آنها حرف‌هایی دارند. مثلاً آقای ولایتی، به عنوان رئیس دستگاه سیاست خارجی، حتماً از این دفاع می‌کند و می‌گوید نه، این‌طور نیست. ولی ما معتقدیم این حرفی که آقا محسن زده، حرف درستی است و شرایط واقعاً به سود ما پیش رفته بود. یعنی ما موازنه را با فتح خرمشهر، به سود خود تغییر دادیم. وزنه جمهوری اسلامی بسیار سنگین شده بود.»

شهید رشید سپس به دلایل نظامی ماندن در خاک عراق می‌پردازد و می‌گوید: «حالا ما رسیدیم سر مرز، تاکی می‌خواهیم اینجا بمانیم؟ مرز جنوب مثل مرز غرب نیست که بشود با اتکا بر ارتفاعات، دفاع کرد. اینجا عارضه ندارد و ماندن ما هم به لحاظ نظامی خطرناک است. فرماندهان نظامی دائماً نگران تعرض از سوی دشمن هستند، که مثلاً مجدداً بیاید و غرب کارون را از ما پس بگیرد. نیروی ما هم بسیجی است؛ دوره‌اش سه ماه است. سه ماه می‌آید در اختیار جنگ و بعد می‌رود. مخصوصاً از مهرماه به بعد که فصل مدارس و دانشگاه‌هاست، نیروی سپاه به حداقل می‌رسد، ما از لحاظ نظامی شرایط خطرناک‌تری داریم.»

راز دیپلماسی در دفاع مقدس به روایت سردار رشید

ضرورت سیاسی ورود به خاک عراق

وی با اشاره به تصمیمات شورای دفاع، توضیح می‌دهد که چرا سیاستمداران بر ورود به خاک عراق اصرار داشتند: «از همه مهم‌تر، این شرایط را اعضای عالی شورای دفاع حتماً نگاه می‌کنند و می‌بینند که به لحاظ سیاسی، دشمنان ما حاضر نیستند هیچ امتیازی به ما بدهند، لذا در این شرایط، چیزی در مشتمان نداریم که فشار بیاوریم به دشمن، برای اتمام جنگ و گرفتن امتیاز، پس باید چه کار کنیم؟ به عقل سیاسی‌مان هم همین می‌رسد، که‌ ای کاش ما یک جای پایی در خاک عراق داشتیم. اگر تکه‌ای از خاک عراق دست ما باشد، می‌توانیم بگوییم: خیلی خُب، ما که نمی‌خواهیم بایستیم توی خاک شما، ما این را پس می‌دهیم، ولی به شرطها و شروطها… مثلاً در مذاکره شروطمان را پیاده می‌کنیم.»

شهید رشید تأکید می‌کند: «معنای «جای پا» را از این زاویه، دولتمردان سیاسی ما خیلی بهتر از ما نظامی‌ها می‌فهمیدند. ما خیلی نمی‌فهمیدیم که جای پا چه ارزشی دارد؛ چه این طرف خط شلمچه و چه آن طرف خط شلمچه. یعنی معنی کلمه جای پا را قطعاً آن سیاستمدارانی که بر ما نظامیان فرمان می‌راندند، نظیر آقای هاشمی، آقای ولایتی، نخست‌وزیر یا هر کس دیگر، بهتر می‌دانستند. چون آنها سیاست را تعیین می‌کردند و ما تحت امر آنها می‌جنگیدیم.»

تجربه مذاکرات و درک ارزش استراتژیک

شهید رشید خاطره‌ای از مذاکرات ژنو را نقل می‌کند که در آن ارزش استراتژیک «جای پا» را به خوبی درک کرد: «ما بعدها که دعوایمان شد، وقتی می‌خواستیم برای مذاکرات قطعنامه برویم، در همین فرودگاه، آقای ولایتی به آقای روحانی می‌گفتند:‌ ای کاش حالا فاو در دست ما بود. وقتی رفتیم ژنو، در حین مذاکره فهمیدم که عجب! اگر چیزی دست ما باشد، در مذاکره مقابل عراقی‌ها، چه قدر محکم می‌توانیم بایستیم. من در فرودگاه تهران نفهمیدم که اینها چه می‌گویند، وقتی در فضای مذاکره قرار گرفتیم، طارق عزیز را نگاه می‌کردم و اینها را که این‌جوری حرف می‌زدند، گفتم: عجب!‌ ای کاش یک جای دیگر در دست ما بود. می‌خواهم بگویم که این «جای پا»، برای سیاسیون خیلی قیمت داشته و آنها قدر و قیمتش را می‌فهمیدند.»

تأیید امام خمینی (ره) و رد شایعات

در پایان این بخش از کتاب، شهید رشید به شایعاتی که مبنی بر مخالفت امام خمینی (ره) با ورود به خاک عراق وجود دارد، پاسخ می‌دهد: «قطعاً آنها به این نتیجه می‌رسند که ورود به خاک عراق، برای تصرف جای پا، لازم است و ضرورت دارد. این را اول می‌فهمند، بعد هم از نظامی‌ها کمک می‌گیرند. به ما نظامی‌ها می‌گویند: آیا شما می‌توانید اینجا بمانید؟ ما می‌گوییم: نه. طبیعتاً می‌گوییم که‌ای کاش، ما آن طرف باشیم. اگر یک سال به ما زمان بدهید و امکانات مهندسی را بسیج کنید، تا ما بتوانیم اینجا خاکریزها و دژهای گردن‌کلفت بزنیم، و یا حتی یک کانال آب، آن وقت می‌توانیم دفاع کنیم و بمانیم. اما به طور طبیعی، هم ارتشی‌ها و هم سپاهی‌ها، به این نتیجه می‌رسیم که ما اینجا نمی‌توانیم بمانیم. اینجا ضعف‌های زیادی داریم، لذا باید برویم آن سوی این مرز و وارد منطقه شرق شط‌العرب بشویم و خودمان را بچسبانیم به حاشیه شرقی این رودخانه تا بشود این زمین را تأمین کنیم.»

وی در نهایت می‌افزاید: «این موضوع خدمت امام مطرح می‌شود و آن‌طور که من شنیدم، ایشان هم همین سؤال را می‌کنند: چه ضرورتی دارد که شما وارد خاک عراق شوید؟ این را به من جواب بدهید. بعضی‌ها این بحث را به‌گونه‌ای مطرح کردند که ذهن خیلی‌ها مشوش شد و فکر کردند که امام مخالف ادامه جنگ و ورود به خاک عراق بوده‌اند؛ این ظلم بزرگی است در حق امام.»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha