پایگاه خبری حیات – شهین مردانی؛ در سالهای اخیر، رژیم صهیونیستی وارد مرحلهای از بحران شده که بسیاری از تحلیلگران از آن بهعنوان «عمیقترین و فراگیرترین بحران تاریخ این رژیم» یاد میکنند. بحرانهایی که در ظاهر هر یک ریشههای متفاوتی دارند، اما در عمل همه آنها به یک نقطه مشترک میرسند: فرسایش تدریجی ساختار قدرت. رژیمی که طی دهههای گذشته بر پایه دو ستون اساسی، برتری نظامی مطلق و اقتدار سیاسی مبتنی بر انسجام داخلی، تعریف میشد، اکنون هر دو ستون را لرزان و بیثبات میبیند. اگر در گذشته تلآویو تلاش میکرد با تکیه بر قدرت نظامی، فناوریهای پیشرفته، حمایت همهجانبه غرب و برتری اطلاعاتی، خود را قدرتی «شکستناپذیر» معرفی کند، امروز واقعیتهای میدانی و اجتماعی روایتی کاملاً متفاوت را ثبت میکنند. روایتی که بهجای قدرت، از فرسودگی ارتش سخن میگوید؛ بهجای انسجام سیاسی، از انشقاق عمیق و بحران مشروعیت؛ و بهجای جامعهای مهاجرپذیر، از مهاجرت معکوس، بیاعتمادی اجتماعی و فروپاشی هویت جمعی.
اکنون جامعه صهیونیستی، که سالها با تبلیغات گسترده بهعنوان یک «جامعه پیشرفته و منسجم» تصویر میشد، در برابر بحرانهایی چندجانبه قرار گرفته که نهتنها سطح زندگی داخلی را تحت تأثیر قرار داده، بلکه جایگاه این رژیم را در سطح منطقه و حتی در نظام بینالملل متزلزل کرده است. از خیابانهای تلآویو و حیفا گرفته تا کابینههای کوتاهعمر و پارلمان پرتنش کنست، از بحران عمیق در ارتش گرفته تا نارضایتی عمومی و اعتراضات بیوقفه، همگی نشان میدهد اسرائیل امروز بیش از هر زمان دیگری با شکافهای درونی دستوپنجه نرم میکند. این بحرانها هنگامی خطرناکتر میشوند که در کنار تهدیدهای بیرونی، جنگهای چندجبههای و فرسایشی، فشار اقتصادی و مهاجرت نخبگان قرار میگیرند. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند حوادث چند سال اخیر تنها «چالشهای مقطعی» نیستند، بلکه نشانههایی از یک تغییر راهبردی و ساختاری در آینده رژیم صهیونیستی محسوب میشوند.
این گزارش، تلاش میکند سه محور اصلی بحران داخلی رژیم صهیونیستی،افت قدرت نظامی، اختلافات سیاسی و ریزش مشروعیت، مهاجرت معکوس و فروپاشی اجتماعی را بررسی کند.
افت قدرت نظامی رژیم صهیونیستی
قدرت نظامی، ستون اصلی موجودیت رژیم صهیونیستی از لحظه اشغال فلسطین تا امروز بوده است؛ ستونی که این رژیم همواره تلاش کرده با تکیه بر کمکهای بیوقفه آمریکا و اروپا آن را بزرگتر، تهاجمیتر و بازدارندهتر جلوه دهد. تنها در سال ۲۰۲۳، براساس گزارش وزارت دفاع آمریکا، بیش از ۳.۸ میلیارد دلار کمک نظامی مستقیم به اسرائیل پرداخت شد؛ رقمی که طبق دادههای «سرویس تحقیقات کنگره آمریکا» (CRS)، طی دو دهه گذشته تقریباً بدون وقفه ادامه داشته و اسرائیل را به بزرگترین دریافتکننده کمک نظامی تاریخ آمریکا تبدیل کرده است. همین شبکه حمایتی بود که در تبلیغات رسمی تلآویو به «ضمانت بقای اسرائیل» تبدیل شد.
اما واقعیت میدانی طی دو سال اخیر نشان میدهد این ستون ظاهراً مستحکم، اکنون دچار لرزش عمیق شده است. ارتشی که دههها خود را «نیروی شکستناپذیر منطقه» معرفی میکرد، امروز درگیر فرسایشیترین بحران تاریخش است. براساس دادههایی که رسانههای عبریزبان از جمله یدیعوت آحارونوت و هاآرتص منتشر کردهاند، تلفات ارتش در جنگهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ «به بالاترین سطح از زمان جنگ ۱۹۷۳ رسیده» و چندصد نظامی، شامل نیروهای نخبه واحد گولانی و زرهی، در این دوره کشته یا به شدت مجروح شدهاند. حتی کانال ۱۲ اسرائیل اذعان کرد که «تعداد نیروهای زخمی که توان بازگشت به خدمت ندارند، ظرفیت عملیاتی برخی تیپها را تا ۴۰ درصد کاهش داده است».
در کنار تلفات انسانی، تجهیزات ارتش نیز بهشدت فرسوده شده است. طبق گزارش رسمی ارتش که کانال ۱۳ آن را افشا کرد، بیش از ۵۵۰ تانک، نفربر و خودروی زرهی در جنگ غزه آسیب دیده یا از رده خارج شدهاند. همزمان، شبکه ۱۴ اسرائیل اطلاع داد که نیروی ذخیره، که ستون پشتیبان ارتش در جنگهای گسترده است، با «بحران بیسابقه فرار از خدمت» مواجه شده و در برخی واحدها میزان عدمحضور به ۳۰ درصد رسیده است.
اما شاید مهمترین ضربه، آشکار شدن ناکارآمدی سامانههای دفاعی اسرائیل باشد؛ سامانههایی که سالها بهعنوان «چتر آهنین» معرفی میشد. در حمله بیسابقه ایران بهدلیل تجاوز اسرائیل به سفارت ایران در دمشق، تلآویو امیدوار بود سامانههای چندلایهاش بتوانند بازدارندگی را احیا کنند. اما واقعیت کاملاً متفاوت بود. براساس آمار منتشرشده توسط CNN، نیویورکتایمز، تایمز اسرائیل و کانال ۱۲، دهها موشک و پهپاد ایرانی از سد دفاعی عبور کردند و به «اهداف حساس نظامی» در نگف، پایگاه رامون و تأسیسات اطلاعاتی برخورد کردند. یکی از فرماندهان سابق پدافند هوایی اسرائیل در مصاحبه با کانال ۱۲ اعتراف کرد: «این نخستینبار بود که سامانه دفاعی ما در یک حمله گسترده واقعی مورد آزمایش قرار گرفت و نتیجه، یک شکست راهبردی بود.»
این ضعفها تنها در حوزه تجهیزات نیست. «مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل» (INSS) در گزارش سالانه خود هشدار داد که ارتش با «بحران روحیه»، «افت انگیزه نیروهای ذخیره»، «ناتوانی در ادامه جنگهای طولانی» و «عدم آمادگی برای نبردهای چندجبههای» روبهرو است. در این گزارش آمده است که «توان ارتش برای اداره همزمان جبهه غزه، شمال و تهدیدات دوربرد، بهطور جدی آسیب دیده است.» همزمان، رسانههای غربی نیز تصویر مشابهی ارائه میدهند. نشریه اکونومیست در تحلیلی نوشت: «تصویر ارتش شکستناپذیر اسرائیل اکنون فرو ریخته و ارتش در میدانهای مختلف نشان داده در برابر تاکتیکهای نامتقارن مقاومت، ناتوان است.»
تمام این شواهد نشان میدهد که ستون نظامی رژیم صهیونیستی، که دههها بر آن بنا شده بود، اکنون تحت فشار بیسابقه قرار گرفته است. فشارهایی که نه مقطعی، بلکه ساختاری هستند و نشان میدهند دوران «برتری نظامی اسرائیل» بهسرعت در حال پایان است.

شکست راهبردی در رویارویی مستقیم با ایران
روند مهاجرت معکوس از سرزمینهای اشغالی در سالهای اخیر به یکی از جدیترین تهدیدهای جمعیتی و اجتماعی برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده است؛ تهدیدی که حتی رسانههای رسمی اسرائیل نیز دیگر نمیتوانند آن را پنهان کنند. اسرائیل، که تا یک دهه پیش با تبلیغات وسیع تلاش میکرد خود را «سرزمین فرصت»، «اقتصاد شکوفا» و «بهشت یهودیان مهاجر» معرفی کند، امروز با بحرانی روبهروست که از درون همان جامعه در حال فوران است: ترس، ناامنی، بیثباتی اقتصادی و بیاعتمادی به آینده.
طبق گزارش رسمی اداره مرکزی آمار رژیم صهیونستی (CBS)، شمار کسانی که در سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ از اسرائیل خارج شدند، رشد کمسابقهای حدود ۲۰ تا ۳۰ درصدی داشته است. در حالی که تلآویو تلاش میکرد این ارقام را «جابجایی موقت» جلوه دهد، تحلیل رسانههای عبریزبان تصویر دیگری را نشان میدهد. روزنامه هاآرتص در گزارشی مفصل نوشت که «افزایش مهاجرت خروجی، نشانه مستقیم کاهش امید به آینده و بیاعتمادی به ساختار سیاسی است.»
این روند پس از جنگ غزه و سپس جنگ فرسایشی در شمال، سرعت بیشتر گرفت. کانال ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی گزارش داد که دهها هزار نفر از ساکنان شهرهای شمالی از آغاز درگیریها تا نیمه ۲۰۲۴ بهصورت «بلندمدت» خانههای خود را ترک کردهاند و دولت «توان بازگرداندن آنها را ندارد».
مهاجرت معکوس فقط یک موضوع اقتصادی یا امنیتی نیست؛ یک نشانه عمیقتر دارد: فروپاشی حس تعلق به اسرائیل. بنیاد مطالعات یهودیان در بروکسل در یک نظرسنجی از یهودیان جهان اعلام کرد که «برای نخستین بار طی سه دهه، اسرائیل دیگر مقصد اصلی مهاجرت یهودیان نیست» و تنها «۱۸ درصد» شرکتکنندگان گفتهاند که مهاجرت به فلسطین اشغالی را «گزینه مطلوب» میدانند. از سوی دیگر، امنیت روانی جامعه اسرائیل نیز در پایینترین سطح قرار دارد. طبق نظرسنجی دانشگاه تلآویو، ۶۲ درصد از یهودیان ساکن اسرائیل باور دارند که زندگی در این سرزمین طی ده سال آینده از امنیت کافی برخوردار نخواهد بود. این نگرانی در میان خانوادههای جوان بسیار شدیدتر است، بهحدی که مدارس در برخی مناطق گزارش دادهاند تعداد درخواست برای ثبتنام آنلاین افزایش یافته است.
در کنار مهاجرت، آمار تکاندهنده دیگری نیز در جامعه اسرائیل آشکار شده: بر اساس گزارش وزارت رفاه رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۴، حدود یک میلیون نفر از جمعیت ۹ میلیونی اسرائیل در وضعیت "امنیت غذایی بحرانی" قرار دارند. این یعنی حدود یکنهم جمعیت، دچار فقر واقعی و ناتوانی در تامین غذای روزانه هستند؛ آماری که برای رژیمی که خود را «مرکز فناوری خاورمیانه» معرفی میکرد، یک رسوایی اجتماعی محسوب میشود. «کانال ۱۲» در گزارشی اختصاصی اعلام کرد:
«کمکغذایی در اسرائیل طی دو سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته و سازمانهای خیریه قادر به تأمین تقاضا نیستند.» در کنار این، وضعیت اقتصادی بسیاری از شرکتها نیز بحرانی شده است. روزنامه گلوبس نوشت که صدها شرکت فناوری و تولیدی از ۲۰۲۳ به بعد یا تعطیل شدهاند یا فعالیت خود را خارج از اسرائیل منتقل کردهاند. گزارش اتحادیه بازرگانان نیز تأیید کرده که «تجارت در بنادر حیفا و اشدود در برخی دورهها تا ۵۰ درصد کاهش یافته» و بخشی از خطوط کشتیرانی بهطور کامل متوقف شدهاند. مجموعه عواملـ جنگ، ناامنی، بحران اقتصادی، سقوط اعتماد عمومی و بنبست سیاسی تصویری را ساخته که پیش از این در تبلیغات صهیونیستی غیرقابل تصور بود: اسرائیل به جای سرزمین جذب مهاجر، تبدیل به سرزمین فرار مهاجر شده است.
فروپاشی اقتصاد؛ تعطیلی بنادر، شرکتها و رکود عمیق
اقتصاد رژیم صهیونیستی، که سالها با تبلیغات وسیع بهعنوان «ببر فناوری خاورمیانه» معرفی میشد، اکنون در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ خود قرار گرفته است؛ دورهای که در آن شاخصهای مالی، وضع معیشت مردم، تجارت خارجی، سرمایهگذاری و صنعت، همگی به شکل کمسابقهای رو به سقوط هستند. این بحران فقط نتیجه یک جنگ یا یک تصمیم سیاسی نیست؛ بلکه محصول انباشتِ چند بحران همزمان است: جنگهای بیپایان، فرار نیروی انسانی، هزینههای سنگین نظامی، اختلافات سیاسی داخلی، کاهش سرمایهگذاری خارجی و فروپاشی اعتماد بازار.
نشریه گلوبس، که مهمترین روزنامه اقتصادی اسرائیل است، در گزارشی مفصل تأیید کرد که اقتصاد اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ وارد وضعیت "آسیب عمیق ساختاری" شده و «بازگشت به وضعیت پیشین ممکن است سالها طول بکشد». براساس گزارش بانک مرکزی اسرائیل، جنگ غزه تاکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار هزینه مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد وارد کرده است؛ رقمی که برای اقتصادی با تولید ناخالص حدود ۵۰۰ میلیارد دلار بسیار سنگین محسوب میشود.
یکی از مهمترین نشانههای این بحران، وضعیت وخیم در بنادر حیفا و اشدود است. طبق گزارش رسمی «اتحادیه کشتیرانی اسرائیل»، از ابتدای جنگ تا نیمه ۲۰۲۴ حجم عملیات در این دو بندر بین ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته و برخی خطوط کشتیرانی بینالمللی «موقتاً توقف فعالیت» اعلام کردهاند. روزنامه «معاریو» در تحلیلی نوشت: «برای اولینبار در تاریخ، اسرائیل در واردات کالاهای اساسی دچار اختلال جدی شده است.»
این اختلالها فقط به تجارت محدود نیست. بخش حیاتی فناوری که ستون اصلی اقتصاد اسرائیل محسوب میشد، با موج تعطیلی شرکتها مواجه است. به نوشته «تایمز آو اسرائیل»، از آغاز جنگ تا سال ۲۰۲۴ بیش از ۸۰۰ شرکت فناوری یا تعطیل شدهاند یا دفاتر خود را به اروپا و آمریکا منتقل کردهاند. دلیل اصلی آن، ناامنی، کمبود نیروی متخصص و کاهش سرمایهگذاری خارجی است. نشریه «کالکالیست» نیز گزارش داد که سرمایهگذاری خارجی در بخش فناوری اسرائیل ۷۰ درصد کاهش یافته و این «بیسابقه» است. بحران اعتماد عمومی نیز بهشکل مستقیم بر اقتصاد اثر گذاشته است. براساس نظرسنجی دانشگاه عبری اورشلیم، ۲۴ درصد از مردم معتقدند اقتصاد اسرائیل در مسیر سقوط است و تصمیمگیران دولت «توان مدیریت کشور را ندارند». این بیاعتمادی باعث خروج سرمایهگذاران شده؛ بهطوریکه مؤسسه رتبهبندی مودیز در گزارش رسمی خود رتبه اعتباری اسرائیل را برای اولینبار در تاریخ تنزل داد و اعلام کرد: «ریسک سیاسی و جنگهای فرسایشی چشمانداز اقتصادی اسرائیل را مبهم کرده است.»
بازار مسکن نیز در بدترین وضعیت سه دهه اخیر قرار دارد. طبق دادههای اداره آمار اسرائیل، قیمت مسکن در ۲۰۲۴ وارد رکودی کمسابقه شده و حجم ساختوساز در برخی مناطق تا ۴۰ درصد کاهش یافته. دلیل آن، کاهش سرمایه، فرار نیروی کار، کمبود نیروی متخصص ساختمانی و بیثباتی امنیتی است. در کنار همه اینها، بار مالی جنگ و هزینههای نظامی، بودجه اسرائیل را در آستانه بحران قرار داده است. وزیر دارایی اسرائیل رسماً اعتراف کرد که کسری بودجه به بالاترین سطح ۳۵ سال اخیر رسیده و دولت «برای تأمین مخارج خود به وامهای اضطراری متکی است». تحلیل روزنامه «هاآرتص» نیز نشان میدهد که «بودجه بخشهای رفاهی، درمان و آموزش» برای تأمین هزینههای جنگ بهشکل موازی در حال کاهش است؛ موضوعی که نارضایتی عمومی را تشدید کرده است.
نتیجه تمام این روندها این است که اقتصاد رژیم صهیونیستی دیگر با بحران مقطعی روبهرو نیست؛ بلکه با یک بحران چندلایه، ساختاری و طولانیمدت مواجه شده است. اقتصادی که زمانی موتور قدرت نرم و نماد «جذابیت» اسرائیل محسوب میشد، امروز به یکی از نقاط ضعف اصلی این رژیم تبدیل شده است؛ ضعفی که هم مردم آن را احساس میکنند، هم بازار جهانی، هم نهادهای بینالمللی
سقوط مشروعیت سیاسی و انفجاراختلافات داخلی رژیم
رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر وارد بحرانی شده که بسیاری از تحلیلگران آن را «عمیقترین بحران سیاسی تاریخ این رژیم» توصیف میکنند؛ بحرانی که نه یک تنش جناحی معمول، بلکه فروپاشی تدریجی اعتماد عمومی، شکاف شدید در ساختار قدرت و نزاع داخلی بیپایان است. مشروعیت سیاسی اسرائیل، که دههها با ساختار امنیتی و حمایت غرب ترمیم میشد، امروز در وضعیتی قرار دارد که حتی رسانههای عبریزبان نیز از آن با تعبیر «سقوط» یاد میکنند.
اختلافات سیاسی در اسرائیل از سال ۲۰۲۳ با قدرتگیری دوباره بنیامین نتانیاهو و ائتلاف افراطی او شدت گرفت. قانونی که کابینه برای «اصلاحات قضایی» ارائه کرد، اسرائیل را وارد بزرگترین تظاهرات تاریخ این رژیم کرد. طبق گزارش کانال ۱۳ تلویزیون اسرائیل، در اوج اعتراضات، بیش از ۷۰۰ هزار نفر به خیابانها آمدند؛ یعنی نزدیک به ده درصد جمعیت کل. رسانه «هاآرتص» نوشت: «برای اولینبار بخش بزرگی از جامعه اسرائیل آشکارا میگوید که به نخستوزیر و دولت اعتماد ندارد.»
این اختلافات پس از جنگ غزه به انفجار سیاسی تبدیل شد. شکست ارتش در دستیابی به اهداف اعلامشده، افزایش تلفات، فشار خانوادههای نظامیان، بحران اقتصادی و بالا گرفتن انتقاد فرماندهان ارتش، همه باعث شد که نخستوزیر اسرائیل با شدیدترین موج نارضایتی عمومی دوران خود روبهرو شود. بر اساس تازهترین نظرسنجی دانشگاه تلآویو، ۸۲ درصد از مردم اسرائیل دولت نتانیاهو را "مسئول مستقیم" وضعیت امنیتی و اقتصادی کنونی میدانند.
یکی از نشانههای واضح سقوط مشروعیت، اختلاف آشکار میان مقامات نظامی و سیاسی اسرائیل است. روزنامه «معاریو» گزارش داد که تیم فرماندهی ارتش بارها در جلسات کابینه امنیتی با نتانیاهو مشاجره کرده و وی را متهم کردهاند که «تصمیمات نظامی را برای بقای سیاسی خود گروگان گرفته است». این رفتار با واکنش رؤسای سابق موساد، شاباک و ارتش نیز همراه شد. «تامیر پاردو»، رئیس پیشین موساد، در گفتوگو با CNN گفت: «اسرائیل اکنون در عمیقترین بحران رهبری تاریخ خود قرار دارد.»
از سوی دیگر، رسانههای غربی نیز سقوط مشروعیت اسرائیل را تأیید کردهاند. نشریه نیویورکتایمز نوشت: «اعتماد مردم اسرائیل به دولت خود در پایینترین سطح از زمان تأسیس این رژیم است.» مجله فارینافِرز نیز در تحلیلی اعلام کرد: «ساختار سیاسی اسرائیل در آستانه فروپاشی است؛ زیرا دولت نتانیاهو توان اداره کشور را ندارد.» اما شاید مهمترین ضربه به وجهه سیاسی اسرائیل، انزوای کمسابقه جهانی باشد. جنگ غزه و حملات وسیع به غیرنظامیان، چهره اسرائیل را در سطح جهانی بهشدت مخدوش کرد. طبق نظرسنجی «مرکز پژوهش پیو»، محبوبیت جهانی اسرائیل در سال ۲۰۲۴ به کمتر از ۲۰ درصد رسید. حتی در آمریکا، مهمترین حامی اسرائیل، حمایت عمومی از این رژیم به پایینترین نقطه در ۴۰ سال گذشته سقوط کرد.
واکنش نتانیاهو به این انزوای جهانی نیز بهطرز قابلتوجهی نشاندهنده عمق بحران مشروعیت است. او در سخنرانی تلویزیونی خود گفت: «نفرت جهانی از اسرائیل بیدلیل است.» این جمله، همانطور که برخی رسانهها اشاره کردند، اعتراف علنی به این واقعیت است که اسرائیل در دنیا منفور شده و دولت آن قادر به ترمیم این شکاف نیست. در کنار این بحرانهای خارجی، دستگاه سیاسی اسرائیل از درون نیز در حال فروریختن است. احزاب سیاسی قادر به تشکیل دولتهای پایدار نیستند؛ انتخاباتهای پیاپی، کابینههای شکننده، دعواهای پارلمانی، استعفای وزرا و تنش دائمی میان قوه مجریه و قضاییه، یک تصویر واحد را ارائه میدهد: رژیمی که نه ثبات دارد، نه اعتماد عمومی و نه توان مدیریت بحران.
تمام این نشانهها، از اعتراضات خیابانی و سقوط محبوبیت تا درگیریهای درون حاکمیت، یک حقیقت را آشکار میکند: اسرائیل امروز با یک بحران مشروعیت تمامعیار روبهرو است؛ بحرانی که برخلاف گذشته با پول، تبلیغات، یا کمکهای خارجی قابل ترمیم نیست و ریشه در ساختار عمیقاً متزلزل این رژیم دارد.
مهاجرت معکوس و فروپاشی اجتماعی
روند مهاجرت معکوس از سرزمینهای اشغالی در سالهای اخیر به یکی از جدیترین تهدیدهای جمعیتی و اجتماعی برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده است؛ تهدیدی که حتی رسانههای رسمی اسرائیل نیز دیگر نمیتوانند آن را پنهان کنند. اسرائیل، که تا یک دهه پیش با تبلیغات وسیع تلاش میکرد خود را «سرزمین فرصت»، «اقتصاد شکوفا» و «بهشت یهودیان مهاجر» معرفی کند، امروز با بحرانی روبهروست که از درون همان جامعه در حال فوران است: ترس، ناامنی، بیثباتی اقتصادی و بیاعتمادی به آینده.
طبق گزارش رسمی اداره مرکزی آمار اسرائیل (CBS)، شمار کسانی که در سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ از اسرائیل خارج شدند، رشد کمسابقهای حدود ۲۰ تا ۳۰ درصدی داشته است. در حالی که تلآویو تلاش میکرد این ارقام را «جابجایی موقت» جلوه دهد، تحلیل رسانههای عبریزبان تصویر دیگری را نشان میدهد. روزنامه هاآرتص در گزارشی مفصل نوشت که «افزایش مهاجرت خروجی، نشانه مستقیم کاهش امید به آینده و بیاعتمادی به ساختار سیاسی است.»
این روند پس از جنگ غزه و سپس جنگ فرسایشی در شمال، سرعت بیشتر گرفت. کانال ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی گزارش داد که دهها هزار نفر از ساکنان شهرهای شمالی از آغاز درگیریها تا نیمه ۲۰۲۴ بهصورت «بلندمدت» خانههای خود را ترک کردهاند و دولت «توان بازگرداندن آنها را ندارد». حتی وزیر مسکن اسرائیل ــ واقعی و رسمی ــ در جلسهای در کنست اذعان کرد: «اگر روند مهاجرت و ترک کشور به همین شکل ادامه پیدا کند، ما بهزودی با یک بحران جمعیتیِ برگشتناپذیر روبهرو خواهیم شد.»
مهاجرت معکوس فقط یک موضوع اقتصادی یا امنیتی نیست؛ یک نشانه عمیقتر دارد: فروپاشی حس تعلق به اسرائیل. بنیاد مطالعات یهودیان در بروکسل در یک نظرسنجی از یهودیان جهان اعلام کرد که «برای نخستین بار طی سه دهه، اسرائیل دیگر مقصد اصلی مهاجرت یهودیان نیست» و تنها «۱۸ درصد» شرکتکنندگان گفتهاند که مهاجرت به فلسطین اشغالی را «گزینه مطلوب» میدانند.
از سوی دیگر، امنیت روانی جامعه اسرائیل نیز در پایینترین سطح قرار دارد. طبق نظرسنجی دانشگاه تلآویو، ۶۲ درصد از یهودیان ساکن اسرائیل باور دارند که زندگی در این سرزمین طی ده سال آینده از امنیت کافی برخوردار نخواهد بود. این نگرانی در میان خانوادههای جوان بسیار شدیدتر است، بهحدی که مدارس در برخی مناطق گزارش دادهاند تعداد درخواست برای ثبتنام آنلاین از خارج از کشور افزایش یافته است.
در کنار مهاجرت، آمار تکاندهنده دیگری نیز در جامعه اسرائیل آشکار شده: بر اساس گزارش وزارت رفاه رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۴، حدود یک میلیون نفر از جمعیت ۹ میلیونی اسرائیل در وضعیت "امنیت غذایی بحرانی" قرار دارند. این یعنی حدود یکنهم جمعیت، دچار فقر واقعی و ناتوانی در تامین غذای روزانه هستند؛ آماری که برای رژیمی که خود را «مرکز فناوری خاورمیانه» معرفی میکرد، یک رسوایی اجتماعی محسوب میشود.
در کنار این، وضعیت اقتصادی بسیاری از شرکتها نیز بحرانی شده است. روزنامه گلوبس نوشت که صدها شرکت فناوری و تولیدی از ۲۰۲۳ به بعد یا تعطیل شدهاند یا فعالیت خود را خارج از اسرائیل منتقل کردهاند. گزارش اتحادیه بازرگانان نیز تأیید کرده که «تجارت در بنادر حیفا و اشدود در برخی دورهها تا ۵۰ درصد کاهش یافته» و بخشی از خطوط کشتیرانی بهطور کامل متوقف شدهاند.
این مجموعه عوامل ــ جنگ، ناامنی، بحران اقتصادی، سقوط اعتماد عمومی و بنبست سیاسی ــ تصویری را ساخته که پیش از این در تبلیغات صهیونیستی غیرقابل تصور بود: اسرائیل به جای سرزمین جذب مهاجر، تبدیل به سرزمین فرار مهاجر شده است.
تأثیر بحرانهای چندلایه اسرائیل بر امنیت منطقه و توازن قوا
بحرانهای داخلی اسرائیل تنها محدود به جغرافیای سرزمینهای اشغالی باقی نمانده، بلکه اکنون به عاملی تعیینکننده در تغییر موازنه امنیتی کل منطقه تبدیل شده است. رژیمی که سالها تلاش میکرد خود را «قدرت باثبات»، «وزنه امنیت منطقه» و «تنها ارتش کارآمد خاورمیانه» معرفی کند، امروز به نقطهای رسیده که بسیاری از تحلیلگران آن را «پیچیدهترین و آسیبپذیرترین دوره تاریخ اسرائیل» میدانند. این تغییر وضعیتی است که نهتنها بازدارندگی اسرائیل را تضعیف کرده، بلکه بلافاصله در معادلات امنیتی لبنان، سوریه، غزه، کرانه باختری و حتی خلیج فارس اثر گذاشته است.
نخستین نشانه این تغییر، سقوط بازدارندگی نظامی اسرائیل است. تلآویو در جنگ اخیر علیه غزه، برخلاف ادعاهای اولیه، نه موفق شد حماس را نابود کند و نه قادر شد کنترل مناطق جنگ را حفظ کند. گزارش شبکه «کان ۱۱» اسرائیل تأیید میکند که ارتش در بسیاری از مناطق «پس از خروج، دوباره با سازماندهی مقاومت روبهرو شده» و نتوانسته هیچ دستاورد راهبردی تثبیتشدهای بهدست آورد. این ناکامیها باعث شد همان ابهتی که دههها در منطقه بهعنوان ستون قدرت اسرائیل تلقی میشد، بهصورت بیسابقهای فرو بریزد.
در شمال نیز همین وضعیت ادامه دارد. حزبالله لبنان با نزدیک به ۶۰۰ عملیات موشکی، پهپادی و توپخانهای طی ماههای اخیر، بخشهایی از شمال اسرائیل را به منطقهای نیمهتعطیل تبدیل کرده است. طبق گزارش رسمی وزارت دارایی اسرائیل، بیش از ۷۰ هزار شهرکنشین از مناطق شمالی تخلیه شدهاند؛ رقمی که رسانه «جروزالمپست» از آن با عنوان «وسیعترین جابهجایی اجباری جمعیت از زمان جنگ ۱۹۷۳» یاد کرد. این جابهجایی بزرگ، یک پیام روشن به منطقه داشت: شمال فلسطین اشغالی دیگر منطقه امن نیست.
جبهه ایران نیز در این تغییر موازنه نقش کلیدی داشته است. حمله دقیق و نقطهزن کشور ما به پایگاههای نظامی حساس در سرزمینهای اشغالی، که طبق گزارش نیویورکتایمز «نخستین حمله مستقیم دولت یک کشور به عمق اراضی اشغالی در تاریخ اسرائیل» بود، ساختار دفاعی این رژیم را بهطور جدی آزمایش و آسیبپذیری آن را آشکار کرد. پس از این عملیات، تحلیلگران نظامی در رسانه «یدیعوت آحارونوت» صراحتاً نوشتند: «اسرائیل برای اولینبار در تاریخ خود با شکنندگی دفاعی روبهرو شده است.»
این تغییرات در سطح روانی نیز اثر عمیقی گذاشته است. اسرائیل سالها تلاش کرده بود با ایجاد «هژمونی روانی» در منطقه، دشمنان خود را از اقدام عملی بازدارد. اما امروز همین ستون روانی فرو ریخته است. رسانههای غربی مانند «فایننشالتایمز» و «اکونومیست» در گزارشهای جداگانه تأیید کردند که «ترس از ارتش اسرائیل در منطقه کاهش یافته و جای خود را به ارزیابیهای جدید از ضعف این رژیم داده است.» این تغییر هویتی باعث شده گروههای مقاومت با اعتمادبهنفس بیشتری عمل کنند و دکترین امنیتی اسرائیل را در چند جبهه به چالش بکشند.
بحران سیاسی نیز به این وضعیت دامن زده است. اختلافات علنی در رأس هرم قدرت، از درگیری میان نخستوزیر و ارتش تا جنگ لفظی میان وزرا و رؤسای نهادهای امنیتی، تصمیمگیری نظامی را شدیداً مختل کرده است. روزنامه «هاآرتص» در گزارشی نوشت: «هیچ تصمیم راهبردی در اسرائیل امروز با اجماع گرفته نمیشود.» این وضعیت بهمعنای از دست رفتن انسجام تصمیمگیری در لحظات مهم جنگی است؛ مسئلهای که در چندین عملیات امنیتی و نظامی اخیر خود را نشان داده است.
رژیم صهیونیستی از نظر اقتصادی نیز توان پیشبرد یک جنگ چندجبههای را ندارد. وزارت دارایی اسرائیل اعلام کرده هزینههای امنیتی این رژیم در سال گذشته بیش از ۲۶ میلیارد دلار افزایش یافته؛ رقمی که حتی برای اقتصادهای باثبات نیز سنگین است. تعطیلی بنادر حیفا و اشدود، خروج شرکتهای فناوری و افزایش فشار اجتماعی، توان داخلی رژیم را بهشدت کاهش داده است. «بلومبرگ» در تحلیلی نوشت: «اسرائیل در وضعیت اقتصادی کنونی قادر به تحمل جنگ طولانیمدت نیست.» در چنین شرایطی، کشورهای منطقه نیز برداشت خود از موازنه قدرت را تغییر دادهاند. برخی کشورهایی که طی سالهای گذشته بهدنبال نزدیکی امنیتی با تلآویو بودند، اکنون با احتیاط بیشتری عمل میکنند. گزارش «رویترز» نشان میدهد که چند کشور عربی مذاکرات امنیتی با اسرائیل را «موقتی یا کاملاً متوقف» کردهاند؛ زیرا نسبت به آینده ثبات داخلی این رژیم نگراناند.
در نهایت، مجموعه این بحرانها باعث شده اسرائیل از جایگاه «قدرت کنترلکننده» به «بازیگر بحرانساز و آسیبپذیر» تغییر موقعیت دهد؛ تغییری که نهتنها معادلات امنیتی منطقه را دگرگون کرده، بلکه آغازکننده دورهای است که در آن، اسرائیل دیگر قادر نخواهد بود نقش گذشته را در شکلدهی به تحولات منطقه ایفا کند.
بحرانهای تودرتو و آیندهای تاریک برای رژیم صهیونیستی
چشمانداز آینده رژیم صهیونیستی
مجموعه تحولات یکسال گذشته، از جنگ فرسایشی غزه و رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل تا درگیریهای مداوم در جبهه شمالی و تشدید بحرانهای داخلی، نشان میدهد رژیم صهیونیستی وارد مرحلهای شده که بسیاری از تحلیلگران آن را «آغاز عصر افول ساختاری» این رژیم توصیف میکنند. این افول نه حاصل یک اتفاق، بلکه نتیجه انباشتی از بحرانهای امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که در کنار هم، بنیانهای حیات این رژیم را تحتفشار قرار دادهاند. نخستین نشانه این افول، تضعیف بازدارندگی نظامی است؛ موضوعی که حتی رسانههای اسرائیلی نیز بر آن اذعان دارند. روزنامه «یدیعوت آحارونوت» در تحلیلی اعتراف کرد: «توان ارتش برای بازگرداندن بازدارندگی گذشته، بهشدت کاهش یافته است.»
در غزه، اسرائیل پس از ماهها عملیات سنگین، نتوانست وعده «نابودی کامل مقاومت» را محقق کند. در شمال نیز حزبالله لبنان با دهها عملیات دقیق پهپادی و موشکی، معادلات دفاعی اسرائیل را بهچالش کشیده و بیش از ۷۰ هزار شهرکنشین را وادار به تخلیه محل سکونت کرده است؛ اتفاقی بیسابقه که بهگفته «کان ۱۱»، «هیچ افقی برای بازگشت آنها» وجود ندارد.
در بُعد امنیت راهبردی، حمله مستقیم ایران به سرزمینهای اشغالی نقطه عطفی تاریخی بود. نیویورکتایمز نوشت: «برای نخستینبار اسرائیل نشان داد که در برابر یک حمله گسترده دولتی، آسیبپذیر و فاقد توان پاسخ برابر است.» این رویداد، ستون اصلی تصویرسازی اسرائیل یعنی «مصونیت حیاتی» را در سطح منطقه فرو ریخت و بازیگران منطقهای را به بازنگری جایگاه خود واداشت. اما فراتر از میدان جنگ، بحرانهای داخلی اسرائیل بیشترین نقش را در تشدید این وضعیت دارند. اختلافات علنی در رأس قدرت، درگیری مجلس و دولت، اعتراضات گسترده علیه نتانیاهو و بحران مشروعیت سیاسی، توان تصمیمسازی در این رژیم را بهطور بیسابقهای کاهش داده است. «هاآرتص» در گزارشی نوشت: «اسرائیل اکنون کشوری است که نمیتواند درباره سرنوشت جنگ، تصمیم منسجم بگیرد.»
در کنار بحران سیاسی، وضعیت اقتصادی نیز رو به سقوط است. بلومبرگ در ارزیابی جدید خود اعلام کرد هزینههای جنگ، تعطیلی بنادر، کاهش صادرات، فرار سرمایه و افت گردشگری، به اقتصاد اسرائیل «ضربهای وارد کرده که ترمیم آن سالها زمان میبرد». طبق گزارش رسمی بانک مرکزی اسرائیل، رشد اقتصادی به نزدیک صفر رسیده و کسری بودجه این رژیم طی یک سال، بیش از سه برابر شده است. کاهش فعالیت شرکتهای بزرگ فناوری و خروج دهها شرکت بینالمللی، یک بحران ساختاری برای آینده اقتصادی اسرائیل ایجاد کرده است. این شرایط، بهطور مستقیم به بحران اجتماعی و مهاجرت معکوس دامن زده است. مرکز آمار اسرائیل اعلام کرد نرخ مهاجرت از این رژیم به بالاترین رقم ۲۰ سال اخیر رسیده است و در نظرسنجی منتشرشده توسط «چنل ۱۲»، حدود ۲۸ درصد اسرائیلیها گفتهاند اگر امکان داشت، همین امروز مهاجرت میکردند. چنین آماری برای رژیمی که بقا و امنیت خود را بر «مهاجرت یهودیان» بنا کرده بود، معنایی جز فرسایش پایههای جمعیتی ندارد.
همه این مؤلفهها باعث شده اسرائیل بخشی از جایگاه راهبردی خود در منطقه را از دست بدهد. برخی کشورهای عربی که تا چند سال پیش بهدنبال شراکت امنیتی با تلآویو بودند، اکنون بهدلیل «ریسک بیثباتی داخلی» سرعت و عمق همکاری را کاهش دادهاند. رویترز نیز در گزارشی تأیید کرد که «چند طرح همکاری امنیتی و اقتصادی با اسرائیل از سوی طرفهای عربی بهحالت تعلیق درآمده» و این موضوع نشان میدهد اسرائیل دیگر آن «شریک باثبات» گذشته نیست.
با کنار گذاشتن تمام ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی، مهمترین واقعیت راهبردی امروز این است که اسرائیل توان مدیریت همزمان چند جبهه را از دست داده و این مسئله بهصورت مستقیم بر توازن قوا در منطقه اثر گذاشته است. گروههای مقاومت در لبنان، غزه، کرانه باختری و حتی یمن، اکنون با اعتمادبهنفس بیشتری عمل میکنند و این تغییر رفتار، محصول همان «ضعف ساختاری» است که کارشناسان امنیتی اسرائیل نیز درباره آن هشدار دادهاند.
در مجموع، چشمانداز آینده نشان میدهد رژیم صهیونیستی اگرچه همچنان از حمایت غرب برخوردار است، اما با روندی مواجه شده که ماهیت موجودیتی آن را تهدید میکند. تداوم جنگ بدون دستاورد، شکافهای سیاسی عمیق، بحران اقتصادی، ناتوانی ارتش در احیای بازدارندگی، افزایش مهاجرت، کاهش جایگاه منطقهای و فروپاشی تصویرسازی بینالمللی، همگی نشانههایی هستند که بهروشنی حکایت از ورود این رژیم به مرحلهای جدید دارند؛ مرحلهای که در آن، اسرائیل دیگر نه «قدرت برتر منطقه» بلکه بازیگری آسیبپذیر و در معرض فرسایش مستمر است.
انتهای پیام/
نظر شما