کد خبر 123064
۵ آبان ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

شهید دکتر فتحی شقاقی، رهبر جهاد اسلامی

شهید دکتر فتحی شقاقی، رهبر جهاد اسلامی

پیروی از اندیشه حضرت امام خمینی(ره) و دفاع از الگوی انقلاب اسلامی ایران، تلاش برای ایجاد وحدت میان شیعه و سنی و تأکید بر محوریت آرمان فلسطین و جهاد و شهادت، از جمله ویژگی های برجسته شهید فتحی شقاقی بود.

به گزارش خبرگزاری حیات، در این نوشتار با استفاده از منابع مختلف، به معرفی شهید دکتر فتحی شقاقی، بنیان گذار جنبش جهاد اسلامی فلسطین می پردازیم. زندگی نامه دکتر شقاقی نزدیک به سه سال پس از شکست سال ۱۳۲۷ه.ش کشورهای عربی در برابر حکومت صهیونیستی در چهاردهم دی ماه ۱۳۲۹، در اردوگاه پناهندگان رفح در نوار غزه فلسطین اشغالی، نوزادی چشم به جهان گشود که خانواده فقیر، اما دیندار، او را فتحی ابراهیم نام نهادند. پدرش با پیشه کارگری نیازهای روزمره خانواده خود را برآورده می ساخت و هم زمان، امام جماعت دهکده زرنوقه نزدیک یافا نیز بود. خانواده اش در ۱۳۲۷ به سبب تاخت و تاز سراسری صهیونیست های اسراییلی به سرزمین شان، آواره و به اردوگاه رفح رانده شده بودند. ابراهیم ، دوران دبستان و دبیرستان را در اردوگاه به پایان رسانید. وی در سال ۱۹۶۸میلادی در دانشگاه بیرزیت در کرانه باختری پذیرفته شد و پس از طی دو سال تحصیل به عنوان معلم ریاضیات عازم یک مدرسه در بیت المقدس شد. شقاقی در طی این دوران علی رغم وجود حساسیت شدید و تنش میان نیروهای داخلی فلسطین، با برخی از گروه ها و نیروهای ملی ارتباط برقرار کرد و در بعضی از فعالیتهای سازمانهای ملی و چپ گرا مشارکت کرد. شقاقی در سال ۱۹۷۴ میلادی برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی وارد دانشگاه الزقازیق مصر شد و موفق گردید دکترای طب اطفال را از این دانشگاه دریافت کند. حضور فتحی شقاقی در مصر را می توان از پربارترین و مهمترین مراحل سیاسی و فکری زندگی شقاقی به شمار آورد. دوره ای که از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۱ یعنی تاریخ اخراجش از مصر به درازا کشید. در دانشگاه الزقازیق بود که نخستین نطفه یک جنبش واقعگرای اسلامی منعقد گردید و نخستین هسته های این سازمان متشکل از برخی دانشجویان جوان فلسطینی این دانشگاه به رهبری او شکل گرفت و بعدها این هسته به قلب فلسطین انتقال یافت تا هسته اولیه سازمان جهاد اسلامی در داخل فلسطین شود. شقاقی با تالیف کتاب «خمینی(ره)، راه حل اسلامی و جایگزین» که اولین کتاب منتشره در سطح جهان در مورد پیروزی انقلاب اسلامی ایران به زبان عربی بود مدتی نیز زندانی شد. شقاقی به دلیل فعالیتهای اسلامی سیاسی تحت پیگرد قرار گرفت و سرانجام به جرم بنیانگذاری جنبش جهاد اسلامی (۱۹۸۰) پس از تحمل چند ماه زندان از خاک مصر اخراج شد. شقاقی بلافاصله پس از بازگشت به فلسطین در نوامبر ۱۹۸۱ به تأسیس هسته های سازمان جهاد اسلامی در سرتاسر اراضی اشغالی و به خصوص در غزه و کرانه باختری پرداخت و همزمان برای آموزش و تربیت کادرهای جدیدی برای جنبش و ساختن نیروی نظامی و عقیدتی آن اقدام نمود تا اینکه سرانجام فعالیتهای سیاسی وی توجه نیروهای اشغالگر صهیونیستی را جلب نمود. شقاقی در حالیکه در بیمارستان ویکتوریا در بیت المقدس کار می کرد به مدت ۱۱ ماه در سال ۱۹۸۳ به اتهام تشکیل سازمان جهاد اسلامی زندانی شد و در سال ۱۹۸۶ به اتهام تحریک مردم بر علیه رژیم صهیونیستی و انتقال اسلحه به غزه، به چهار سال زندان و پنج سال حبس تعلیقی محکوم شد. زمانی که رژیم صهیونیستی متوجه شد که شقاقی از درون زندان نیز فلسطینیان را رهبری می کند، وی را به همراه برخی از دوستانش پیش از پایان محکومیتشان در تاریخ (۱/۸/۱۹۸۸) به جنوب لبنان تبعید نمودند. وی در سال ۱۹۹۵ با گذرنامه جعلی با نام «ابراهیم شاویش» به لیبی رفت تا پیرامون وضعیت آوارگان فلسطینی در مرزهای لیبی و مصر با سرهنگ قذافی رهبر این کشور دیدار کند. اما به دلیل تحریم هوایی لیبی، وی مجبور شد با کشتی به مالت برود و سرانجام در ساعت یک بعدازظهر پنج شنبه 26 اکتبر 1995 وقتی به هتل (دیپلماتیک جزیره مالت) بازمی گشت توسط عوامل موساد ترور شد و به شهادت رسید. مزار فتحی شقاقی در اردوگاه یرموک سوریه که در حال حاضر توسط تروریست های تکفیر تخریب شده است. جزئیات ترور شهید فتحی شقاقی اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل در ماه ژانویه دستور ترور شقاقی را در پی اقدام جهاد اسلامی به اجرای عملیات بیت لید در ژانویه ۱۹۹۵ که در آن ۲۲ اسرائیلی کشته و ۱۰۸ نفر مجروح شدند، صادر کرد. در پی صدور دستور رابین، موساد تدارک لازم را برای ترور شقاقی توسط واحدی به نام «گروه قیصاریه» انجام داد. پیش از اجرای عملیات «بیت لید» طی سال های طولانی مکان شقاقی را در دمشق مشخص نمود ولی اوری ساغی رئیس بخش اطلاعات نظامی نسبت به انجام این عملیات ترور در خاک سوریه هشدار داد، وی عقیده داشت انجام این عملیات موجب برانگیخته شدن خشم شدید سوریه خواهد شد. رابین نیز این توصیه ساغی را پذیرفت و به موساد دستور داد طرح جایگزینی برای ترور شقاقی در جایی جز دمشق را پایه ریزی کند. موساد در طرح جدید با مشکلاتی روبرو بود ولی همان گونه که رابین می خواست عمل کرد. شقاقی می دانست که تحت تعقیب اسرائیلی هاست. از این رو از دمشق بیرون نمی رفت و بنا به گفته صهیونیست ها محتاط بود. منابع موساد یادآور شده بودند که شقاقی فقط با هواپیما به ایران سفر می کند. در آغاز اکتبر سال ۱۹۹۵ بنا به گفته موساد، شقاقی دعوتی برای شرکت در یک سمینار با حضور رؤسای سازمان های جنگ های پارتیزانی در لیبی دریافت کرد و موساد می دانست سعید موسی مراره ی (ابوموسی) از جنبش فتح نیز در این سمینار شرکت خواهد کرد. یکی از اعضای جنبش موساد که نام او فاش نشده اظهار داشت: ابوموسی جزو مخالفان شقاقی است و چنانچه در این کنفرانس شرکت کند، شقاقی نیز شرکت خواهد کرد. وی از افراد متخصص در موساد خواستار آمادگی برای انجام عملیات شد. چگونگی سفر شقاقی به لیبی برای موساد با توجه به سفرهای گذشته ایشان مشخص شد. شقاقی از راه مالت به لیبی سفر می کرد. از این رو اعضای گروه «قیصاریه» دو طرح برای ربودن شقاقی ارائه دادند. نخست ربودن وی به هنگام سفر وی از مالت به سمت لیبی که رابین با این طرح از بیم این که گرفتار یک مشکل بین المللی شود، مخالفت کرد و طرح دوم ترور شقاقی به هنگام حضور وی در مالت بود. عناصر موساد راهی مالت شدند و در فرودگاه منتظر شقاقی ماندند. شقاقی از نخستین پرواز و یا دومین پرواز و یا سومین پرواز از هواپیما بیرون نیامد. عناصر موساد نسبت به امکان آمدن شقاقی به مالت ناامید شدند ولی با بی سیم صدای یکی از عناصر موساد را شنیدند که می گوید؛ یک لحظه یک لحظه، یک شخص تنها وجود دارد که نشسته است. عناصر موساد به آن طرف رفتند. وی بار دیگر با بی سیم گفت به نظر می رسد همین است، برای رد گم کردن شعاری روی سر خود قرار داده است. شقاقی مدت یک ساعت در مالت منتظر شد و پس از آن برای شرکت در کنفرانس عازم لیبی شد. بدون این که احساس کند تحت کنترل است. موساد در گزارش خود می گوید شقاقی در آن جا با ابوموسی و «طلال ناجی» از رهبران جبهه خلق برای آزادی فلسطین ـ فرماندهی کل ـ به رهبری احمد جبریل دیدار کرد. در تاریخ ۲۶ اکتبر شقاقی به مالت بازگشت. موساد متوجه می شود که شقاقی با یک گذرنامه لیبیایی به نام «ابراهیم شاویش» سفر کرده است و برای مشخص کردن جای او در مالت بنا به وجود نام او در گذرنامه با مشکل روبه رو نشد. شقاقی در صبح همان روز وارد مالت شد و یک اتاق در هتلی در شعر نقاهه «سلیمه» برای یک شب اجاره کرد. شماره اتاق ۶۱۶ بود. ساعت یازده و نیم شب بود که شقاقی برای خرید از هتل بیرون رفت و وارد فروشگاه «مارکس و اسپنسر» شد و از آن جا یک پیراهن برای خود خرید و به چند فروشگاه دیگر هم رفت و سه پیراهن دیگر خرید. بنا به گفته موساد شقاقی همچنان به پیاده روی خود در مالت ادامه داد و متوجه موتورسیکلت یاماها که در طول راه او را تعقیب می کرد نشد. راننده موتورسیکلت خود رابه شقاقی نزدیک می کرد تا جایی که هم زمان و هماهنگ با راه رفتن او حرکت می کرد. سرنشین دوم موتورسیکلت که پشت سر راننده نشسته بود هفت تیر خود را که مجهز به صدا خفه کن بود، از جیبش در آورد و سه گلوله به سر شقاقی شلیک کرد تا این که مطمئن شد که او دیگر در انجام این عملیات ترور زنده نخواهد ماند. این هفت تیر مجهز به کیسه ای برای نگهداری پوکه گلوله های شلیک شده بود تا از این طریق برای انجام تحقیقات و دور نگه داشتن اسرائیل از این اتهام جلوگیری شود. موساد اعلام داشته است عملیات ترور شقاقی یکی از موفق ترین عملیاتی بود که انجام داده است. ولی اسرائیل را وارد یک حالت آماده باش کامل در پی رسیدن هشدارهای عملیات انفجاری قرار داد. تفکرات دکتر شقاقی شهید فتحی شقاقی، نظریه پرداز جنبش مقاومت فلسطین، دارای اندیشه های والایی بود که به برخی از آنها اشاره می کنیم: الف: پیروی از اندیشه حضرت امام خمینی(ره) و دفاع از الگوی انقلاب اسلامی ایران شهید شقاقی با قلمی پربار و نگاهی راهبردی می نویسد: «غرب گمان می کرد که واپسین ضربه های کاری خود را بر تمدن فروپاشیده اسلامی وارد می سازد که انقلاب اسلامی در ایران نخستین تیرهای خود را به سوی غرب رها کرد و نخستین پیروزی اسلام را در دوران معاصر تحقق بخشید. اکنون، زندگی به پیکر اسلام که گمان می کردند مرده است، بازدمیده و دوباره بیدار می شود و شاداب و سرزنده به پا می خیزد. از کجا؟ از آنجا که کارهای شیطانی دشمن به سخت ترین، نیرومند ترین و ددمنشانه ترین وجه بود، اکنون، مرحله ی نوینی فرا رسیده است. ما به خویشتن خویش، بازگشته ایم و می خواهیم پس از تحمل دو قرن اهانت، خواری و پس از سده ها عقب ماندگی و ناآگاهی، به پاخیزیم.» به اعتقاد دکتر شقاقی انقلاب اسلامی دارای درون مایه های بی شماری است برخی از این درون مایه ها چنین است: ۱. انقلاب اسلامی، هراس از ابرقدرت ها را از یاد همگان به ویژه مسلمانان و مستضعفان جهان زدود. ۲. انقلاب اسلامی پس از اینکه الگوی غربی را در قفس اتهام قرارداد، الگوی تمدن نوینی به بشریت رونمایی کرد. این سخن از آنجا گرفته شده که شهید شقاقی به نقل از روژه گارودی، اندیشمند پرآوازه فرانسوی، می گوید: «امام خمینی، الگوی توسعه غرب را در قفس اتهام قرار داد و به زندگی ایرانیان معنا بخشیده است.» ۳. به دنبال بیش از یک قرن تلاش برای کنار زدن اسلام از توان آفرینی و شکوفایی، انقلاب اسلامی بر نقش تاریخی اسلام انقلابی در زندگی ملت های منطقه پافشاری ورزید. ب: وحدت میان شیعه و سنی دکتر فتحی شقاقی با انتقاد از عملکرد دشمنان اسلام و ایران در این کتاب می نویسد: کاش! آنان هنگامی که به مخالفت با رهبر انقلاب اسلامی و پایه گذار جمهوری اسلامی[ایران] روی می آوردند، خود در زندگی خویش کاری برای خدمت به اسلام و مسلمانان یا بهبود تصویر مسلمانان و برآورده ساختن منافع آنان انجام داده بودند. آن سازمان های مشکوک می خواهند چنین وانمود کنند که همه اهل سنت، چنین دیدگاه منفی را نسبت به شیعه و انقلاب اسلامی در ایران دارا هستند تا بدین سان، طرح استکباری مهار انقلاب به تحقق برسد. شقاقی در مقاله ای که در شماره آذر ۱۳۶۱ ماهنامه «الطلیعه الاسلامیه» لندن منتشر کرد، نوشت: «جمهوری اسلامی ایران که الگوی فرهنگی و تاریخی بی مانندی را ارایه داد، آماج توطئه های گوناگون سلطنت طلبان، کمونیست ها و احزاب لیبرال قرار گرفت؛ اقدام عوامل بیگانه و گروه های ضدانقلاب داخلی برای دامن زدن به جدایی میان شیعه و سنی در ایران و در کشورهای عربی، از جمله این توطئه های خطرناک بود که انقلاب اسلامی را در برگرفت.» پ: مرکزیت «آرمان فلسطین» و محوریت «انتفاضه» دکتر شقاقی توانست با آگاهی بالای خود نسبت جوهره نبرد در خاورمیانه، جهاد علیه حکومت ستمگر و ساختگی اسراییل را به اولویت جهاد اسلامی در فلسطین تبدیل نماید و اینکه جهاد مسلحانه را نمی توان در هیچ شرایطی و به هر نامی به تأخیر انداخت، بلکه از راه همان عمل، سخن پروردگار بلندمرتبه تحقق می یابد: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهُم سُبلَنا و ان الله لَمَع المُحسنین.»(عنکبوت، ۶۹) شهید شقاقی یادآور می شود که «تا هنگامی که بر سه اصل مکتبی تکیه کنیم پیروز و کامیاب خواهیم بود: ۱. فلسطین را بدون اسلام مطرح نکنیم، ۲. اسلام را بدون فلسطین نخواهیم ۳. این دو را بدون جهاد و شهادت نخواهیم.» ت: اسلام گرایی، قوم گرایی و ملی گرایی شهید شقاقی درباره رویارویی اسلام و ملی گرایی می گوید: «تصویری که از اسلام ارایه شده است، تصویر درستی نیست و این مطلب که اسلام ارتباطی با میهن و مسایل ملی ندارد، درست نیست؛ چنین تمایزی میان آن دو امری جدید و در عین حال اشتباه است؛ زیرا از میان جنبش های ملی که در کشور ما پیشتاز و در صف مقدم هستند، جنبش های اسلامی می باشند و بزرگترین پیکارگران اسلامی همان رهبران ملی هستند. در آغاز هیچ گونه جدایی آشکاری میان ملی گرایی و اسلام گرایی نبوده است، بلکه جدایی میان این دو زمانی آغاز شد که برخی از دیدگاه های جدید با نوشته های سکولار(جدایی دین از سیاست) آمیخته شد. از این رو، ملی گرایان را از اسلام که سازنده هویت حقیقی امت بود، جدا کرد. تالیفات دکتر شقاقی 1- دکتر فتحی شقاقی کتاب «امام خمینی، تنها راه حل اسلامی و جایگزین» را در ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ با نام مستعار در مصر منتشر کرد. به گفته محمد ابوجهاد، از رهبران جنبش جهاد اسلامی، این کتاب که در یک روی جلد آن، تصویر امام که در زیر درخت سیب در نوفل شاتو نشسته بود و در پشت جلد، عکس شاه را با سرشکافته در حال گریز نشان می داد، در همان شب اول چاپ، با شمارگان ده هزار نسخه به فروش رفت. کتاب بار دیگر تجدید چاپ گردید که منجر به دستگیری و اخراج فتحی شقاقی از مصر شد. شقاقی با نگارش نوشته های انتقادی نسبت به آثار کینه توزانه ای که با هدف ضربه زدن به انقلاب اسلامی نوشته شده بودند، به دفع بدگمانی ها درباره انقلاب اسلامی در ایران و تشیع پرداخت. 2- شقاقی در زمینه وحدت، کتابی به نام «شیعه و سنی؛ غوغای ساختگی» را در ۱۳۶۲ به نگارش درآورد. دکتر فتحی شقاقی در دیباچه این کتاب می نویسند: «در زمانی که هجوم نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی از جانب استکبار غرب و شرق، صهیونیسم جهانی و مزدوران آنها در منطقه بر ضد جمهوری اسلامی ایران استمرار دارد، می بینیم که موج تازه ای برای ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی در کشورهای اسلامی پدید آمده است و این، به راستی، توطئه پلیدی علیه امت واحد اسلامی است.» 3-دکتر شقاقی کتاب دیگرش به نام «مقدمه پیرامون مرکزیت فلسطین و طرح اسلامی معاصر» را در ۱۳۶۸ نگاشت که در آن ضمن دادن برنامه ای راهبردی برای جهان اسلام، جایگاه قدس را در این باره روشن می سازد و آن را در راستای مرکز طرح اسلامی امروزی پیشنهاد می کند. شکل گیری جنبش جهاد اسلامی پیدایش جنبش جهاد اسلامی ثمره تلاش های فکری و سیاسی برخی چهره های اسلامی فلسطین در اواخر دهه نود به رهبری گروهی از دانشجویان جوان فلسطینی در مصر و در رأس آنها دکتر فتحی شقاقی، مؤسس آن بود. جنبش جهاد اسلامی با محوریت قرار دادن مسئله فلسطین و اعتقاد به اینکه جهان غرب ورژیم صهیونیستی برای مبارزه با جهان اسلام و عرب، فلسطین را کانون تهاجمات خود قرار داده اند شعار اتحاد همه فلسطینیان برای بیرون راندن اشغالگران را سر داد. در اوایل دهه هشتاد میلادی و بازگشت دکتر فتحی شقاقی و دوستانش به فلسطین، ساختار تشکیلاتی این جنبش شکل گرفت و بانیان آن تلاش نمودند با بسیج مردمی و سیاسی با جهاد مسلحانه، فلسطین را آزاد کنند. برخی از منابع اسرائیلی و بیگانه، موسس این جنبش را شیخ عبدالله نمر درویش، رهبر حرکت اسلامی فلسطین در سال ۱۹۴۸ می دانند. او کسی است که گروه" خانواده جهاد" را از بین فلسطینیان داخل تشکیل داد که ارتباطی با جهاد اسلامی نداشت و در واقع گروهی بودند که از اخوا ن المسلمین جدا شدند. منابع اسرائیلی همچنین بر این باورند که جنبش جهاد اسلامی با یکی از افسران ارشد خود در سودان که از حامیان شیخ اسعد بیوض التمیمی یکی از رؤسای جهاد اسلامی اردن است ارتباط دارد. منابع امنیتی رژیم صهیونیستی براین باوند که دکتر رمضان عبدالله بعد از شهادت دکتر فتحی شقاقی توانست این جنبش را از گرفتاری بزرگی که در پی شهادت مؤسس آن ایجاد شده بود نجات دهد و دوباره آن را ساماندهی کرده و بسیاری از نیروهای فلسطینی موجود در گروه های دیگر را جذب کند. 

برچسب‌ها