شهید چمران از انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا تا حماسه پاوه و آزادسازی سوسنگرد
زوایای پنهان زیادی از فعالیتهای شهید چمران باقی مانده است یکی از آنها طرح نظامی شهید چمران برای تصرف تهران پس از حضور امام در ۱۲ بهمن بود. در این طرح قرار بود با کمک حافظ اسد، نیروهای شهید چمران پس از ورود امام (ره) به تهران، شهر را تصرف کنند.
به گزارش خبرنگار حیات؛ شهادت پایان چمران نبود، بلکه آغاز
او بود و با شهادتش اندیشهاش زندهتر شد؛ شهید چمران در
همه عرصه های زندگیاش روی قله
بود، کمتر انسانی مانند او پیدا میشود، او مانند پرندهای که میل به نشستن ندارد همواره در قله بود و به کمال رسید. حضور
شهید چمران در ایران همزمان با قائله کردستان و جنگ تحمیلی بود به همین دلیل بیشتر
افراد بعد رزمندگی و جنگندگی او را میشناسند.
پیش از انقلاب ۵۷ انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را پایهریزی
کرد، سپس به لبنان میرود و در آن جا به همراه امام موسی صدر سازمان امل را تشکیل میدهند.
با انقلاب در ایران وی پس از ۲۱ سال به ایران باز میگردد و پس از آموزش نیروهای سپاه،
از سوی مهندس بازرگان به معاونت نخستوزیری دولت موقت در امور انقلاب منصوب میشود
و سپس مامور پایان قائله پاوه میشود، روز ۲۶ آبان ماه سال 1359 دکتر مصطفی چمران که فرماندهی نیروهای چریکی
جنگهای نامنظم را برعهده داشت برای آزادی سوسنگرد وارد عمل شد چرا که دشمن این منطقه
را زیر آتش گرفته بود و گلولههای توپ در گوشه و کنار به زمین میخورد.
***عملیات در محور سوسنگرد از عملیات مهم ایران در جریان
جنگ با عراق بود
شهرستان مرزی دشت آزادگان شامل بخشهای هویزه و بستان با
مرکزیت شهر سوسنگرد بوده که در ۵۵ کیلومتری غرب اهواز واقع و تا بُستان ۳۰ کیلومتر
و تا مرز چزابه 55 کیلومتر است؛ با پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم بعثی عراق کوشید تا
با فعال کردن دستگاه تبلیغاتی و انجام عملیاتهای مین گذاری و با استفاده از نارساییهای
موجود در منطقه، وضعیت نامطلوب امنیتی و سیاسی برای نظام اسلامی ایجاد کند که با مقاومت
مردم ولایتمدار و انقلابی منطقه دشت آزادگان ناکام ماند.
محور چزابه ـ بستان ـ سوسنگرد ـ حمیدیه به اهواز از مهمترین
محورهای تجاوز دشمن بعثی برای تصرف اهواز و سپس اشغال خوزستان بود و برای همین، صدام
به لشکر قدرتمند ۹زرهی عراق مأموریت اشغال سوسنگرد و تصرف اهواز را واگذار کرد.
با نگاهی به هدفگذاری عراق، گویا از مهمترین اهداف عراق
در جنگ، اشغال خوزستان و در اشغال خوزستان نیز مهمترین هدف اشغال اهواز بوده است؛
بنابراین، تلاش عراق در جبهه میانی مهمترین و اصلیترین تلاش است که در صورت موفقیـت،
برای تحقـق همه اهداف خود تا حد بسیاری امیـدوار و اگر شکست میخورد در تحقق کل هدف
ناکام و ناامید میشد.
عملیات سوسنگرد از جمله عملیاتهای مهم ایران در جریان جنگ
با عراق بود که این عملیات در محور سوسنگرد به صورت نیمه گسترده در تاریخ
1359.08.26به فرماندهی مشترک انجام شد.
***تاکتیک شهید چمران برای آزادسازی سوسنگرد، روشی که بعدها
در بیشتر عملیاتها جا افتاد و کارگشا شد
سوسنگرد یکی از نقاط استراتژیک دشمن بود که در آغاز جنگ تحمیلی
سعی صدام در تسخیر آن بود و بعد از شکست حصر آن نیز صدام قسم یاد کرد که آن را خواهد
گرفت اما به لطف خدا سوسنگرد آزاد باقی ماند؛ شهدای مظلوم ستاد جنگهای نامنظم و نیروهای
مردمی که خالصانه آن روز آمده بودند این حماسه را آفریدند. شهید چمران و مقام معظم
رهبری با هم ستاد جنگهای نامنظم را تشکیل دادند که فرماندهی جنگی آن را شهید چمران
بهعهده داشت چرا که جنگ را بهخوبی در لبنان تجربه کرده بود و تانکهای فالانژهای
لبنانی را به آتش کشیده بود، در آن روزها جنگیدن تجربه میخواست و چمران تجربه جنگ
چریکی را بهخوبی داشت.
در اوایل جنگ بسیج وجود نداشت، ارتش هم فرم خوبی را نگرفته
بود و سپاه نیز تازه شکل گرفته بود در این شرایط نیروهای مردمی به کمک آمدند.
طی نامهای که شهید چمران خدمت امام نوشت، عنوان کرد: ما
با این سیستم در مقابل لشکر عراق نمیتوانیم ایستادگی کنیم، باید مواضع خود را حفظ
کنیم تا ارتش و سپاه خود را بسازد، بنابراین باید با استفاده از نیروهای مردمی بجنگیم.
عملیات از صبح 26 آبان 59 آغاز شد، فرمانده کل قوا اجازه نمیداد تیپ زرهی در آن روز
وارد جنگ شود. سرهنگ شهبازی که مسئولیت این تیپ را بهعهده داشت میخواست به ماهشهر
برای مأموریت برود، به او گفته شد که اول در سوسنگرد برای کمک حضور پیدا کند و بعد به ماهشهر برود. منتهی فرمانده نیروی زمینی
میگفت این تیپ نمیتواند در مقابل تجهیزات زرهی عراق بجنگد، اگرچه این حرف به لحاظ
نظامی ظاهراً درست بود، اما شهید چمران و مقام معظم رهبری تاکتیک دیگری را طراحی کرده
بودند و اصرار داشتند این تیپ از ارتش به کمک بیاید.
بالاخره تیپ در منطقه حضور پیدا کرد و سپاه اهواز هم نیروها
را تقسیم کرد در اینجا دیگر روش جنگ روش کلاسیک نبود که طبق آن تانکها حمله کنند و
نیروهای پیاده بعد از آن بیایند. تاکتیک دکتر چمران این بود که پیادهها جلو بروند
و نیروهای زرهی آنها را پشتیبانی کنند. شهید چمران روی جاده را برای خود انتخاب کرد
و با تعدادی از نیروهای زبده در آنجا حضور پیدا کرد. پاسداران شمال و عشایر خوزستان
بهفرماندهی غرضی، استاندار خوزستان جنوب جاده را پوشش میدادند و جلو رفته تانکهای
عراقی را میزنند و عراقیها هم متعجب بودند که چطور نیروهای پیاده ایرانی با کفش کتانی
و لباسهای نهچندان نظامی بههمراه آرپیجی و توپ جلو میآمدند.
شهید چمران بر روی یک تقویم جیبی کوچک برای تیمسار فلاحی
نوشت: ما در وسط جبهه جنگیم؛ توپخانه آتش بریزد و آرامش عملیات را بشکند، و آن را به
دست شهید فلاحی رساندند. تاکتیک شهید چمران برای آزادسازی سوسنگرد در واقع روشی بود
که در بیشتر عملیاتها جاافتاده و کارگشا شد. وقتی دکتر چمران در این عملیات دید که
نیروهایش محاصره میشوند، گفت: من یک تصمیم انتحاری گرفتهام و به همه گفتم برگردید
و خودم تنها ماندم تا با دشمن بجنگم. البته شهید اکبر چهرقانی و ستوان معصومی همراه
او ماندند که چهرقانی در همان روز به شهادت رسیدند. اینها بهسمت دشمن میرفتند و دشمن
فکر میکرد گروهی در مقابلش قرار دارد و نیروهایش را متمرکز کرده جلو میبرد؛ در این
حین مابقی نیروها رهایی پیدا کردند.
***از ابتکارات شهید مصطفی چمران در جبهههای جنگ و روش مبارزه
او
شهید چمران اردوگاهی در جایی به نام «درب خزینه» درست کرده
بود تا نیروها به آنجا وارد شوند و نیروهایی که برای پیوستن به چمران میآمدند همگی
از بچههای مساجد بودند که دوره فشرده نظامی
میدیدند و آماده میشدند؛ پس از آموزش آنها را به پشت نیروهای ارتش میآوردند تا مقداری
از ترسشان بریزد و مرحله بعد آنها را به خط مقدم میبردند و جلوی نیروهای ارتش مستقر
میکردند و آنها جنگجوهایی مانند پولاد آبدیده میشدند؛ تعدادی از نیروها به مرخصی
میرفتند، تعدادی شهید یا زخمی میشدند و آنهایی که بعد از سه ماه سالم میماندند از
نیروهای خوب چمران میشدند.
از دیگر ابتکارات شهید چمران این بود که ایشان در اوایل جنگ
دستور داده بودند که اگر میخواهید دشمن جلو نیاید جلوی او کانال حفر کنید، زمانی که
ارتش در حال تجدید سازمان بود سپاه نیزدرحال تجدید بود. در نتیجه از هرگونه امکاناتی
که لازم بود استفاده میشد و رزمندگان زیر دشمن آب رها میکردند و با هدفهای فریبنده
دشمن را در تیراندازی دچار اشتباه میکردند
بدین معنا که با کمی تیراندازی از سوی رزمندگان ما به سمت دشمن آنها ساعتها این هدفهای
فریبنده را میزدند.
***هدف عملیات؛ نجات سوسنگرد از خطر سقوط قطعی
بعد از شکست نخستین تلاش دشمن در اوایل مهرماه جهت اشغال
سوسنگرد، بعد از سقوط خرمشهر در اواسط آبان، دشمن یک بار دیگر برای تصرف شهر اقدام
و آن را محاصره کرد؛ در شرایطی که مدافعان شهر آخرین مقاومتها را انجام میدادند،
۲ گردان زرهی از ارتش با همراهی نیروهای سپاه، بسیج و ستاد جنگهای نامنظم دکتر چمران،
در امتداد جاده سوسنگرد- حمیدیه دست به حمله زده و ضمن شکستن خط محاصره، عراقیها را
از داخل شهر عقب راندند.
***خلبانان شهید نیروی هوایی در عملیات آزادسازی سوسنگرد
خلبانان هوشنگ کیان
آرا، سید محمدتقی حسینی،محمد کام بخش ضیایی، نعمتالله اکبری سامانی، یونس خوشبین،
ابراهیم امیدبخش، استوار دوم شهید حسین سلمان زاده، گروهبان یکم شهید ابراهیم قهوهچیزاده،
استوار دوم شهید غلامعلی حلاج قدوی، سروان فنی شهید عبدالله عیسیپور، ستوان دو شهید
سیدعلی اکبر حیدری از شهدای نیروی هوایی در
جریان عملیات آزادسازی سوسنگرد هستند.
خلبانان هواپیمای
F5شرکتکننده در عملیات آزادسازی سوسنگرد
به نامهای داود صادقی، محمود نعیمی، شیرافکن همتی، جلال آرام، پرویز نصری، بهنام غنامیان،
احمد مهرنیا، سید اسماعیل موسوی، سیاوش مشیری، حبیبالله بقایی، داوود سلمان، قاسم
محمدامینی، ایرج عصاره، اکبر توانگریان و همچنین محمد مسبوق، رضا رمضانی، فضلالله
جاویدنیا، داوود عسگری با هواپیمای F14 در جریان عملیات آزادسازی سوسنگرد شرکت داشتند.
***دل نوشته شهید دکتر چمران در عملیات سوسنگرد
"شب تاسوعا بود و احساس میکردم در رکاب امام حسین(ع)
میجنگم، یک عمر گفته بودم «یا لیتنی کنت معک» و آنجا احساس میکردم اینجا کربلا است
و من در رکاب امام حسین(ع) میجنگم. با امام راز و نیاز میکردم که در رکاب تو نبودم،
اما به کربلای خوزستان رسیدم و آرزوی من این است که خون گرمم بر زمین بریزد و به شهادت
برسم. در این لحظات هیچچیز را احساس نمیکردم و هرچه به شهادت نزدیکتر میشدم برافروختهتر
و شادمانتر میشدم".
***شهید چمران از دیدگاه مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی
رهبر معظم انقلاب که هم رزم شهید چمران در جبهههای جنگ بود
ـ درباره او می فرمایند: «شهید چمران، سالها
در سنگر جهاد فی سبیل اللّه دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده
خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با
روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدودهها و تنگناهای مادی نظر دوخته
بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی،
راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است.
در وجود یک چنین آدمى (شهید مصطفی چمران)، دیگر تضاد بین
سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خندهآور است. این تضادهاى قلابى
و تضادهاى دروغین - که به عنوان نظریه مطرح میشود، دیگر در وجود یک همچنین آدمى بىمعنا
است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست،
هم عقل. اینکه گفتند:
با عقل آب عشق به
یک جو نمیرود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
نه، او آب و آتش را با هم داشت. آن عقل معنوىِ ایمانى، با
عشق هیچ منافاتى ندارد؛ بلکه خود پشتیبان آن عشق مقدس و پاکیزه است.
***طرح شهید چمران برای پیروزی انقلاب و سرنگونی شاه با کمک
حافظ اسد
زمانی که شهید چمران به مصر رفت، طرح جامعی را برای سرنگونی
رژیم طاغوتی شاه از طریق نظامی آماده کرد که بر اساس آن از منطقهای از استان فارس
و با کمک عشایر، حمله به رژیم را آغاز و تا فتح تهران پیش میرفت. با کمک جمال عبدالناصر شروع به آموزش نیروهای خود در مصر
کرد اما ساواک موفق شد افرادی را در گروه او نفوذ داده و از طرحش آگاه شود که پس از
آن مهندس بازرگان با ارسال نامهای به مصطفی چمران، او را از فاش شدن نقشهاش آگاه
کرد و بدین ترتیب این عملیات لغو شد.
زوایای پنهان زیادی از فعالیتهای شهید چمران باقی مانده
است؛ زمانی که امام خمینی (ره) قصد ورود به
تهران را داشتند، هیچ کس تصور نمیکرد انقلاب بتواند ظرف ۱۰ روز پیروز شود، به همین
دلیل شهید چمران طرحی نظامی برای تصرف تهران پس از حضور امام در ۱۲ بهمن تهیه کرده
بود. در این طرح قرار بود با کمک حافظ اسد، نیروهای شهید چران با سلاح و مهمات، با
چند هواپیمای سوری پس از ورود امام خمینی (ره) به تهران به این شهر آمده و تهران را
تصرف کنند و پس از تصرف صدا و سیما، پیام پیروزی انقلاب را اعلام کنند که امام خمینی
(ره) و سید احمد خمینی هم از این طرح آگاه بودند.
***محاصره پاوه چگونه شکسته شد؟
در پاوه بر روى بلندىها بعد از چند روز جنگیدن مرحوم شهید
چمران با چندتن از همراهانش محاصره شده بودند که امام خمینی (ره) از موضوع محاصره مطلع
شدند و یک پیام رادیوئى ساعت دو بعدازظهر از امام پخش شد که همه به سمت پاوه بروند
که بر طبق فرمان امام کامیون، وانت، مردم عادى و نظامى و غیر نظامى از تهران و همین
طور از همهى شهرستانهاى دیگر به طرف پاوه به حرکت در آمدند.
مرحوم چمران در آن
زمان در یکی از جلسات بیان کرده بود که وقتى ساعت دو پیام امام پخش شد، به مجرد پخش
پیام امام و قبل از آنى که هنوز هیچ خبرى از حرکت مردم به آنجا برسد، ما احساس کردیم
که کأنه محاصره باز شد و حضور و پیام امام آنقدر مؤثر بود که به صورت برقآسا و به
مجرد اینکه پیام امام رسید، کأنه براى ما همهى آن فشارها به پایان رسید؛ ضد انقلاب
روحیهى خودش را از دست داد و ما نشاط پیدا کردیم و حمله کردیم و حلقهى محاصره را
شکستیم و توانستیم بیاییم بیرون.
شهید چمران و همراهانش
که حدود شصت تا هفتاد نفر بودند در تاریکی شب وارد اهواز شدند، خاموشی همه جا را فراگرفته
بود و ایشان به رزمندگان گفتند که همه آماده بشوید، لباس بپوشید تا عازم جبهه شویم. ساعت شاید حدود نه و ده شب بود. همان جا بدون فوت
وقت، براى کسانى که همراه ایشان بودند و لباس نظامى نداشتند، لباس سربازى آوردند همه
پوشیدند و رفتند شهید چمران اصلا اجازه وقت کشی را نمیدادند یعنى از همان ساعت اول
شروع کردند شهید چمران معتقد بودند که یکى از خصوصیات خصلت بسیجى و جریان بسیجى، حضور
است؛ غایب نبودن در آنجایى که باید در آنجا حاضر باشیم این یکى از اوّلىترین خصوصیات
بسیجى است.
در روز فتح سوسنگرد که البته یکبار فتح شده بود و دوباره
اشغال شد، باز دفعهى دوم حرکت شد و فتح شد. شبى که قرار بود فرداى آن، این حمله از
اهواز به سمت سوسنگرد انجام بگیرد، ساعت حدود یک بعد از نصف شب خبر آوردند یکى از یگانهائى
که قرار بوده توى این حمله سهیم باشد را خارج کردهاند که معنایش این بود که حمله یا
انجام نگیرد یا بکلى ناموفق بشود. صبح زود نیروهاى نظامى حرکت کردند و زمانیکه این
نیروها به منطقه رسیدند از یکدیگر سوال کردند چمران کجاست؟ گفتند: چمران صبح زود آمده
و جلو است. یعنى قبل از آن که نیروهاى نظامىِ منظم و مدون - که برنامه ریخته شده بود
که اینها در کجا قرار بگیرند و آرایش نظامىشان چگونه باشد - حرکت بکنند و راه بیفتند،
چمران جلوتر حرکت کرده بود و با مجموعهى خودش چندین کیلومتر جلو رفته بودند بعد هم
الحمدللَّه این کار بزرگ انجام گرفت و چمران هم مجروح شد. خدا این شهید عزیز را رحمت
کند که دنیا و مقام برایش مهم نبود؛
تأسیس ستاد جنگهای نامنظم،
طرح سد خاکی بر رود کرخه نور در محور ده کوه (با زدن این سد، تا آخر جنگ تحمیلی یک
لشگر از عراق پشت سد مانده بود)، سد خاکی کرخه از طرار، پل چولانه، احداث پلهایی بر
روی وحشی ترین رودخانهها به وسیله تیوپ تراکتور، سازماندهی واحدهای چریکی 11 نفره،
آموزش حرکتهای تخصصی پیاده
نظامی و... از دیگر طرحهای ابتکاری شهید چمران می باشند.