سرهنگ خلبان «بهمن ایمانی

  • داستان دوستی با یک خلبان شهید

    داستان دوستی با یک خلبان شهید

    ساعت آموزشی به پایان رسیده بود. هلی‌کوپتر هوانیروز ارتش از آسمان در حال عبور بود. به سمت صدایش چرخیدم. خسته، اما استوار و ایستاده و صبور، نگاهم را به پروازش دوختم و از دور در دلم، به خلبانش سلامی گفتم.