کد خبر 311905
۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۵

چهل نامه کوتاه نادر ابراهیمی به همسرش به چاپ شصت و یکم رسید

چهل نامه کوتاه نادر ابراهیمی به همسرش به چاپ شصت و یکم رسید

کتاب «چهل نامه کوتاه به همسرم» نوشته نادر ابراهیمی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ شصت و یکم رسید.

به گزارش حیات به نقل از آنا، کتاب «چهل نامه کوتاه به همسرم» نوشته نادر ابراهیمی به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ شصت و یکم رسیده است.

این کتاب مهرماه سال ۱۴۰۴ به چاپ شصتم رسید و حالا نسخه‌های چاپ شصت و یکمش وارد بازار شده‌اند.

نادر ابراهیمی «چهل نامه کوتاه به همسرم» را بین سال‌های ۱۳۶۳ به ۶۵ وقتی مشغول تمرین خطاطی با قلم و مرکب بود، نوشت. او تمرین‌های خود در خطاطی را به دلیل یادکرد از همسرش، به سمت نامه‌هایی به او برد و تصمیم گرفت سیاه مشق‌های خود را به نامه‌هایی کوتاه که خطاب به همسرش می‌نویسد تبدیل کند.

نویسنده «آتش بدون دود» و «یک عاشقانه آرام»، مدتی پس از نوشتن نامه‌ها در سال ۱۳۶۶ به این نتیجه رسید که این نوشته ها، شاید فقط نامه‌های او به همسرش نباشند و بتوانند نامه‌های همسرانی دیگر به همسرانشان باشند. به این ترتیب مجموعه نامه‌ها را تنظیم و تدوین و در قالب کتاب مورد اشاره منتشر کرد.

کتاب پیش رو ۴۰ نامه را شامل می‌شود که عناوین شان به این ترتیب است:«نامه ۱: راست می‌گویم. من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده‌ام»، «نامه ۲: بانوی بزرگوار من! عطرآگین باد و بماناد فضای امروز خانه مان»، «بانو، بانوی بخشنده بی نیاز من! این قناعت تو، دل مرا عجب می‌شکند»، «نامه ۴: همقدم همیشگی من! مطمئن باش هرگز پیش نخواهد آمد»، «نامه ۵: عزیز من! شب عمیق است؛ اما روز از آن هم عمیق‌تر است»، «نامه ۶: همراه همدل من! در زندگی، لحظه‌های سختی وجود دارد»، «نامه ۷: عزیز من! مدتی ست می‌خواهم از تو خواهش کنم بپذیری»، «نامه ۸: عزیز من! بی پروا به تو می‌گویم که دوست داشتنی خالصانه...»، «نامه ۹: عزیز من! روزگاری ست که حتی جوان‌های عاشق نیز ...»، «نامه ۱۰: عزیز من! دیروز، به دلیلی چه بسا برحق، از من رنجیده بودی»، «نامه ۱۱: بانوی بالا منزلت ما! به یاری اراده و ایمانی همچون کوه»، «نامه ۱۲: بانوی بزرگوار من! چرا قضاوت‌های دیگران در باب رفتار، کردار ...»، «نامه ۱۳: عزیز من! زندگی مشترک را نمی‌توان یک بار به خطر انداخت»، «نامه ۱۴: عزیز من! باور کن که هیچ چیز به قدر صدای خنده آرام و ...»، «نامه ۱۵: بانوی من! دیروز عصر که دیدم رنجیده و برافروخته درباره‌ی ...»، «نامه ۱۶: همگام من در این سفر پرخاطره پرمخاطره!»، «نامه ۱۷: عزیز من! گهگاه، در لحظه‌های پریشان حالی، می‌اندیشم که ...»، «نامه ۱۸: بانوی ارجمند من! دیروز، شنیدم که در تایید سخن دوستی...»، «نامه ۱۹: بانوی بزرگوار من! به راستی که چه درمانده‌اند آنها که چشم تنگ شان ...»، «نامه ۲۰: عزیز من! فردا، یک بار دیگر، سالروز ازدواج ماست»، «نامه ۲۱: عزیز من! خوشبختی، نامه یی نیست که ...»، «نامه ۲۲: عزیز من! گاهی که از روند روزگار، زیر لب، شکایت می‌کنی...»، «نامه ۲۳: عزیز من! زندگی، بدون روزهای بد نمی‌شود»، «نامه ۲۴: عزیز من، همیشه عزیز من!»، «نامه ۲۵: عزیز من! امروز که روز تولد توست...»، «نامه ۲۶: عزیز من! چندی پیش برایت نوشتم که چه خوب است...»، «نامه ۲۷: بانو! همسفر همیشه بیدار دلسوزی، چون تو داشتن، موهبتی است»، «نامه ۲۸: بانوی بسیار بزرگوار من! عجب سال‌هایی را می‌گذرانیم»، «نامه ۲۹: عزیز من! از اینکه می‌بینی با این همه مساله برای سخت و جان گزا ...»، «نامه ۳۰: عیب گرفتن آسان است بانو، عیب گرفتن آسان است»، «نامه ۳۱: عزیز من! از اینکه این روزها، گهگاه، و چه بسا غالبا به خشم می‌آیی...»، «نامه ۳۲: بانوی من! واقعه دیروز، برخلاف پیش بینی هر دومان...»، «نامه ۳۳: عزیز من! بیا کمی پیاده راه برویم!»، «نامه ۳۴: همسفر! در این راه طولانی – که ما بی خبریم و، چون باد می‌گذرد»، «نامه ۳۵: بانوی من! در طول سالیان دراز زندگی مشترک، من به این باور ...»، «نامه ۳۶: یادبان روزهای خوب! آیا آن گلدان کوچک سفال لعاب خورده آبی...»، «نامه ۳۷:‌ای عزیز! انسان، آهسته آهسته عقب نشینی می‌کند»، «نامه ۳۸: بانو! خوشبختی را در چنان هاله یی از رمز و راز فرو نبریم که خود ...»، «نامه ۳۹: عزیز من! امروز، باز به دام گذشته‌ها افتادم» و «چهلمین نامه: بانوی من یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست – یک روز عاقبت».

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

این را می‌دانی و بارها شنیده یی که برای یک صعود دشوار – اورست یا دیواره‌ی علم کوه – گروهی بزرگ حرکت می‌کند، تا گروهی کوچک برسد. گروه بزرگ تمام نیروی خود را به گروه کوچک می‌دهد، خود را وا می‌سپارد و وقف می‌کند تا گروه کوچک، لحظه رسیدن را احساس کند و این احساس را بالمناصفه تقسیم. در واقع به آسانی ممکن است که ما جای هر یک از افراد گروه کوچک را با هر یک از افراد گروه بزرگ عوض کنیم بی آنکه از بخت صعود، ذره یی بکاهیم؛ چراکه این نیروی گروه بزرگ است که گروه کوچک را به پیش می‌راند و به احساس رسیدن می‌رساند ...

حال، عزیز من! تو آن گروه بزرگی، من آن گروه بسیار کوچک.

اصل، اراده معطوف به قدرت است و تفکر و اعتقاد. دیگر نباید این همه مضطرب بود و دل ناگران.

گروه بزرگ من، درست نیست که با دلشوره دائمی اش مرا از استوار رفتن بازدارد یا در این مسیر سخت گرفتار تردیدم کند.

چاپ شصت و یکم «چهل نامه کوتاه به همسرم» طی روزهای آبان ۱۴۰۵، با ۱۳۸ صفحه و شمارگان ۵ هزار نسخه عرضه شده است.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha