به گزارش خبرنگار حیات، ارزش یک ساختار فرهنگی را نمیتوان تنها با تعداد خبرهای منتشرشده، جشنوارههای برگزارشده یا آثاری که به تولید رسیدهاند سنجید؛ معیار مهمتر، توانایی آن ساختار در شناسایی استعدادها، حمایت از نیروهای متخصص و بهکارگیری ظرفیتهای ایجادشده در زمان نیاز است. از این منظر، بررسی عملکرد دبیرخانه هنر و رسانه معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران، روایتی فراتر از فعالیتهای معمول رسانهای را پیش روی ما قرار میدهد؛ روایتی از شناسایی هنرمندان حرفهای، شکلگیری شبکههای تولید در سطح ملی و استانی و بهثمرنشستن این سرمایهگذاری انسانی در روزهایی که کشور با شرایطی دشوار روبهرو شد.
آنچه این تجربه را قابلتوجه میکند، صرفاً گسترش ارتباط با رسانهها یا افزایش بازتاب اخبار نیست؛ بلکه شکلگیری ظرفیتی است که در شرایط عادی برای تولید و انتشار آثار فرهنگی و هنری توسعه یافت و در روزهای جنگ، امکان خدمترسانی فرهنگی به کشور را پیدا کرد.
شناسایی؛ شکلگیری شبکهای از هنرمندان حرفهای در سراسر کشور
نقطه آغاز این مسیر، شناسایی هنرمندان خبره و حرفهای و ایجاد ارتباط میان افرادی بود که هرکدام از توانمندی و تجربهای تخصصی در حوزه هنر و رسانه برخوردار بودند. این ارتباطگیری به شکلگیری یک گروه حرفهای در سطح ملی و چندین گروه کوچکتر در نقاط مختلف کشور انجامید؛ شبکهای از نیروهای انسانی که میتوانستند متناسب با نیازهای فرهنگی و رسانهای، بهصورت هماهنگ فعالیت کنند.
اهمیت این اقدام در آن است که شناسایی هنرمندان، به گردآوری اسامی یا معرفی افراد محدود نماند، بلکه زمینه اتصال ظرفیتهای پراکنده به یک مجموعه منسجمتر را فراهم کرد. هنرمندانی که پیش از این ممکن بود بهصورت مستقل و در محدوده فعالیت خود کار کنند، در چارچوب یک ارتباط حرفهای امکان همکاری، همافزایی و مشارکت در تولیدات مشترک را پیدا کردند.
از این منظر، یکی از دستاوردهای مهم دبیرخانه هنر و رسانه را باید ایجاد زیرساخت انسانی برای تولید فرهنگی دانست؛ زیرساختی که ارزش واقعی آن، نه فقط در زمان برگزاری رویدادها، بلکه در بزنگاههایی آشکار میشود که کشور به ظرفیتهای آماده، هماهنگ و قابل اتکا نیاز دارد.
حمایت؛ تقویت ظرفیتها با وجود دشواریهای اجرایی
شناسایی نیروهای متخصص، بدون حمایت و پیگیری مستمر، بهتنهایی نمیتواند به تشکیل یک شبکه فعال و ماندگار منجر شود. فعالیت در حوزه هنر و رسانه به بستری پایدار، ارتباط مستمر، هماهنگی میان عوامل اجرایی و امکان تأمین هزینههای تولید نیاز دارد؛ در حالی که کندی فرایندهای پرداخت و دشواریهای اجرایی میتواند بر استمرار فعالیت گروههای هنری اثر بگذارد.
با وجود این محدودیتها، پیگیریهای مداوم و حمایتهای صورتگرفته از سوی مجموعه اجرایی دبیرخانه، زمینه تقویت تیمهای شناساییشده و ادامه فعالیت آنها را فراهم کرد. این روند نشان میدهد که ایجاد شبکهای از هنرمندان حرفهای، تنها به شناسایی استعدادها وابسته نیست، بلکه به پیگیری و حمایت مستمر نیز نیاز دارد.
در این میان، یک پرسش اساسی همچنان مطرح است: ظرفیتی که برای شکلگیری آن زمان، ارتباطگیری و تلاش تخصصی صرف شده، تا چه اندازه در ساختار کلان بنیاد مورد توجه و حمایت قرار گرفته است؟
با وجود ظرفیتهای ایجادشده و نتایجی که در ادامه مسیر نمایان شد، نشانههای کافی از استقبال متناسب برای حمایت و تقویت پایدار این دبیرخانه به چشم نمیخورد. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که تداوم چنین شبکهای، به حمایت مقطعی محدود نمیشود و نیازمند بهرسمیتشناختن جایگاه هنر و رسانه، تقویت زیرساختهای آن و فراهمکردن شرایط مناسب برای فعالیت نیروهای متخصص است.
۹ اسفند ۱۴۰۴؛ زمانی که ظرفیتهای شناساییشده به میدان آمدند
۹ اسفند ۱۴۰۴، با آغاز جنگ، شرایط کشور بهسرعت تغییر کرد. فضای عمومی جامعه تحت تأثیر تحولات جنگ قرار گرفت و بسیاری از فعالیتها و برنامههای معمول، از جمله بخشی از روندهای تولیدی و رسانهای، با اختلال و محدودیت مواجه شدند. در چنین شرایطی، استمرار تولید محتوا و رساندن پیامهای فرهنگی به مخاطبان، اهمیتی دوچندان پیدا کرد.
در معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران، این مقطع به آزمونی واقعی برای ظرفیتهایی تبدیل شد که پیشتر شناسایی و تقویت شده بودند. تیمهای هنری و رسانهای در نخستین دقایق آغاز جنگ ساماندهی شدند و فعالیت خود را برای تولید آثار مرتبط با فرهنگ ایثار و شهادت آغاز کردند. آثار تولیدشده نیز برای مراکز صداوسیمای استانها و شبکههای سراسری ارسال شد تا در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به روایتهای فرهنگی، امیدآفرین و متناسب با فضای ملی نیاز داشت، امکان پخش آنها فراهم باشد.
این اتفاق را میتوان مرحله برداشت نتیجه از فرایند شناسایی و حمایت دانست؛ زمانی که ظرفیتهای ایجادشده از مرحله آمادگی عبور کردند و در خدمت نیاز واقعی کشور قرار گرفتند.
نکته مهم آن است که ثمره این تلاشها صرفاً برای مجموعهای که در شکلگیری این شبکه نقش داشت، نبود؛ بلکه هدف، استفاده از توان هنرمندان برای کشور و جامعهای بود که درگیر شرایطی استثنایی شده بود. به بیان دیگر، شبکهای که با هدف تقویت فعالیتهای فرهنگی و هنری شکل گرفته بود، در زمان بحران توانست به یک ظرفیت عملیاتی برای تولید و توزیع محتوا تبدیل شود.
تولید و پخش آثار در جنگ رمضان؛ از ۵۹۴ اثر تا میلیونها بازدید
یکی از ابعاد مهم این تجربه، استمرار تولید محتوا در ایام جنگ رمضان بود؛ دورهای که شرایط جنگی موجب توقف یا کندشدن بسیاری از فعالیتها شده بود و بخشهایی از چرخه معمول تولید و انتشار با محدودیت روبهرو بودند. در چنین فضایی، تیمهای شناساییشده دبیرخانه هنر و رسانه به تولید آثار مرتبط با فرهنگ ایثار و شهادت ادامه دادند و همزمان، مسیرهای ارسال و پخش این آثار در شبکههای سراسری و استانی را دنبال کردند.
بر اساس اطلاعات بدست آمده از عملکرد دبیرخانه هنر و رسانه معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران در ایام جنگ رمضان، ۵۹۴ اثر تولیدی برای پخش به سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران ارسال شد. این آثار در مجموع حدود ۲۵۰۰ دقیقه پخش را در شبکهها و مراکز صداوسیمای سراسر کشور به خود اختصاص دادند.
در همین بازه زمانی، مجموع زمان برنامههای پخششده در رادیوهای استانی به حدود ۴۰۰۰ دقیقه و در رادیوهای ملی به ۲۲۷ دقیقه رسید. این آمار نشان میدهد که ظرفیت ایجادشده در حوزه هنر و رسانه، علاوه بر شبکههای تلویزیونی، در بستر رادیو نیز برای انتشار محتوای مرتبط با فرهنگ ایثار و شهادت به کار گرفته شد.
در فضای مجازی نیز ۷۵۶ کانال پرمخاطب شناسایی شدند که محتوای منتشرشده در این شبکه، در مجموع حدود هشتونیم میلیون بازدید به ثبت رساند. این ظرفیت، مسیر دیگری برای توزیع آثار فرهنگی و رسانهای در کنار شبکههای رادیویی و تلویزیونی فراهم کرد.
اهمیت این عملکرد را باید در پیوند میان تولید، سازماندهی و انتشار جستوجو کرد. تولید اثر فرهنگی، بهتنهایی تضمینکننده دیدهشدن یا شنیدهشدن آن نیست؛ بلکه دسترسی به شبکههای پخش و امکان توزیع هماهنگ محتواست که میتواند دامنه اثرگذاری آن را افزایش دهد. ارسال آثار به مراکز استانی و شبکههای سراسری صداوسیما، استفاده از ظرفیت رادیو و بهرهگیری از کانالهای پرمخاطب فضای مجازی، امکان حضور محتوای تولیدشده در بسترهای متنوع رسانهای را فراهم کرد.
اینجا تفاوت میان داشتن نیروی انسانی و برخورداری از یک شبکه آماده فعالیت، بهخوبی آشکار میشود. شناسایی هنرمندان در شرایط عادی و حفظ ارتباط با آنها، این امکان را ایجاد کرده بود که هنگام بروز بحران، نیاز به آغاز فرایند از نقطه صفر نباشد. گروهها از قبل شکل گرفته بودند، ارتباطات برقرار شده بود و ظرفیت تولید وجود داشت؛ بنابراین، امکان واکنش سریعتر و هماهنگتر فراهم شد.
مجموع این عملکرد نشان میدهد که شبکه هنرمندان و عوامل رسانهای شناساییشده، در ایام جنگ رمضان صرفاً به تولید آثار محدود نماند، بلکه با بهرهگیری از بسترهای مختلف انتشار، امکان پخش و بازنشر محتوا را نیز فراهم کرد. این تجربه، اهمیت سازماندهی نیروهای متخصص و ایجاد مسیرهای انتشار را در شرایط بحرانی آشکار میکند.
آمارهای رسانهای؛ بازتاب گسترده اخبار فرهنگی و عملکرد معاونت
بررسی آمارهای انتشار اخبار و رویدادهای فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، از گسترش دامنه پوشش رسانهای فعالیتهای این مجموعه حکایت دارد. در این میان، علاوه بر اطلاعرسانی درباره جشنوارهها و رویدادهای فرهنگی و هنری، اخبار مربوط به برنامهها، اقدامات و حضور مسئولان معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد، از جمله یعقوب سلیمانی، معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران، نیز در شبکه رسانهای کشور بازتاب یافته است.
در سال ۱۴۰۴، خبر فراخوان نخستین جشنواره داستان ایثار در ۳۲ خبرگزاری و پایگاه خبری منتشر شد و فراخوان دهمین جشنواره ملی تئاتر ایثار نیز به ۲۹ رسانه راه یافت. این آمار، بخشی از عملکرد اطلاعرسانی درباره رویدادهای فرهنگی و هنری بنیاد در این سال را نشان میدهد.
در سال ۱۴۰۵، دامنه انتشار برخی اخبار و تولیدات فرهنگی گسترش بیشتری یافت. خبر پخش مجدد سریال «مادران» از شبکه دو سیما در ۱۱۶ خبرگزاری و پایگاه خبری بازتاب پیدا کرد. همچنین خبر اختتامیه کنگره شعر ایثار با حضور معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران در ۱۰۰ رسانه منتشر شد. خبر همایش شهدای میناب و ناو دنا در عراق با حضور معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد نیز در ۵۰ خبرگزاری و پایگاه خبری بازتاب یافت.
این آمار نشان میدهد که فعالیت رسانهای دبیرخانه هنر و رسانه تنها به انتشار فراخوان جشنوارهها یا معرفی آثار هنری محدود نبوده، بلکه پوشش اخبار مرتبط با برنامهها و اقدامات معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد را نیز دربر گرفته است. انتشار خبر اختتامیه کنگره شعر ایثار در ۱۰۰ رسانه و بازتاب خبر همایش شهدای میناب و ناو دنا در ۵۰ رسانه، نمونههایی از این رویکرد هستند.
مقایسه این نمونهها با آمارهای سال ۱۴۰۴، از دستیابی برخی اخبار به دامنه انتشار گستردهتر حکایت دارد. برای نمونه، خبر اختتامیه کنگره شعر ایثار در ۱۰۰ رسانه، در مقایسه با انتشار فراخوان نخستین جشنواره داستان ایثار در ۳۲ رسانه، بازتاب رسانهای قابلتوجهی داشته است. البته این مقایسه ناظر بر نمونههای مشخص است و برای ارزیابی جامع روند رشد عملکرد رسانهای، باید مجموعه اخبار هر دو سال با شاخصهای یکسان بررسی شود.
نکته مهم دیگر، تنوع موضوعات تحت پوشش است. در کنار اخبار جشنوارهها و رویدادهای فرهنگی، تولیدات تلویزیونی، مستندهای استانی، آثار علمی، نمایشگاههای هنری و برنامههای معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد نیز در شبکه رسانهای کشور معرفی شدهاند. این تنوع، ظرفیت دبیرخانه را برای گسترش بازتاب فعالیتهای فرهنگی بنیاد و افزایش دسترسی رسانهها به اخبار و تولیدات این حوزه نشان میدهد.
شبکه انتشار ملی و استانی؛ از ظرفیت بالقوه تا دسترسی واقعی
در کنار فعالیت در رسانه ملی و خبرگزاریها، شبکههای محتوایی و خبری در فضای مجازی نیز یکی از بسترهای مورد استفاده برای انتشار اخبار و آثار فرهنگی و هنری بنیاد بودهاند.
بر اساس آمارهای موجود، ۱۸۰ کانال محتوایی و خبری در سطح ملی با ظرفیت دسترسی به حدود ۵۲ میلیون مخاطب فعال در پیامرسانهای روبیکا و بله شناسایی شدهاند؛ از این میزان، ۲۷ میلیون مخاطب به روبیکا و ۲۵ میلیون مخاطب به بله اختصاص دارد. در سطح استانی نیز ۳۵۰ کانال محتوایی و خبری با ظرفیت دسترسی به حدود ۳.۵ میلیون مخاطب فعال شناسایی شدهاند.
این شبکه، امکان استفاده از مسیرهای متنوع برای انتشار اخبار، معرفی آثار و توزیع محصولات هنری را فراهم میکند. با این حال، ظرفیت دسترسی بالقوه با تعداد مخاطبان یکتای واقعی یا میزان بازدید یکسان نیست و باید این شاخصها از یکدیگر تفکیک شوند. اهمیت شبکه یادشده، در فراهمکردن امکان انتشار هدفمند و دسترسی به بسترهای متنوعی است که میتوانند مکمل رسانه ملی و خبرگزاریها باشند.
در کنار این ظرفیت، شاخصهای تجمیعی فعالیت دبیرخانه نیز از همکاری با ۱۵۵ خبرگزاری و پایگاه خبری، انتشار ۱۸۰ پست محتوایی در بله، روبیکا و آپارات و جذب ۲۲۵۰ مخاطب جدید در پیامرسانهای بله و روبیکا حکایت دارند. این ارقام، هرکدام بخشی از عملکرد را نشان میدهند: تعداد رسانههای همکار، میزان تولید و انتشار محتوا و توسعه جامعه مخاطبان.
در مجموع، کنار هم قرارگرفتن این شاخصها تصویری از یک شبکه چندلایه ارائه میکند که در آن رسانههای خبری، کانالهای محتوایی و مسیرهای پخش آثار هنری میتوانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند. چنین ساختاری، بهویژه در شرایطی مانند جنگ، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا استمرار تولید زمانی اثربخشتر خواهد بود که راهی برای رساندن محتوا به مخاطبان نیز وجود داشته باشد.
نماهنگ «شوق تماشا»؛ شش میلیون بازدید در شش روز
یکی از نمونههای قابلتوجه در حوزه توزیع هدفمند آثار هنری، انتشار شبکهای نماهنگ «شوق تماشا» از سریال «مادران» با صدای استاد علیرضا افتخاری است. این اثر در ۱۴ کانال پرمخاطب روبیکا و ۹ کانال پرمخاطب بله منتشر شد و در بازه زمانی ۲۷ خرداد تا اول تیرماه، طی شش روز، حدود شش میلیون بازدید به ثبت رساند.
این تجربه نشان میدهد که یک محصول هنری، در صورت برخورداری از برنامه انتشار مشخص و بهرهگیری هماهنگ از کانالهای پرمخاطب، میتواند در زمانی محدود به بازدید گستردهای دست پیدا کند. همچنین، تجربه انتشار شبکهای چنین آثاری میتواند به ایجاد الگوهایی برای توزیع سریعتر تولیدات فرهنگی در مقاطع حساس کمک کند.
دستاوردی که به حمایت پایدار نیاز دارد
مرور این تجربه، سه مرحله مرتبط را آشکار میکند: نخست، شناسایی هنرمندان حرفهای و ایجاد ارتباط میان ظرفیتهای پراکنده؛ دوم، حمایت و پیگیری برای حفظ فعالیت گروهها و تقویت توان تولیدی آنها؛ و سوم، بهرهگیری از این شبکه در زمان نیاز و تبدیل ظرفیت بالقوه به خروجیهای فرهنگی و رسانهای.
نتیجه این فرایند را میتوان در استمرار تولید آثار در روزهای جنگ، ارسال محتوا به مراکز صداوسیمای استانها و شبکههای سراسری، پخش برنامه در رادیوهای ملی و استانی، بازتاب گسترده اخبار و ثبت میلیونها بازدید برای محصولات هنری مشاهده کرد.
این نتایج، در کنار یکدیگر، نشان میدهند که برنامهریزی رسانهای زمانی بیشترین ارزش خود را آشکار میکند که با سرمایه انسانی متخصص و سازوکار اجرایی قابل اتکا همراه باشد.
با این حال، دستیابی به چنین نتایجی نباید به معنای بینیازی این مجموعه از حمایت تلقی شود. برعکس، کندی فرایندهای مالی، دشواریهای اجرایی و نبود حمایت متناسب و پایدار میتواند ادامه فعالیت شبکهای را که با صرف زمان و تلاش شکل گرفته، با مشکل مواجه کند.
اگر این ظرفیت قرار است در شرایط عادی و بحرانی به فعالیت خود ادامه دهد، ضروری است جایگاه هنر و رسانه در ساختار فرهنگی بنیاد بهصورت روشنتری مورد توجه قرار گیرد و حمایت از نیروهای متخصص و زیرساختهای انتشار، متناسب با نتایج حاصلشده دنبال شود.
پرسش اصلی این است که وقتی یک شبکه شناساییشده از هنرمندان توانسته است در شرایط دشوار به میدان بیاید و در خدمت نیاز فرهنگی کشور قرار گیرد، چرا حمایت از آن نباید به یکی از اولویتهای جدی مجموعه تبدیل شود؟ دستاوردهای این تجربه نشان میدهد که حمایت از چنین ظرفیتی، صرفاً هزینهکرد برای یک دبیرخانه نیست؛ بلکه سرمایهگذاری برای حفظ شبکهای از نیروهای حرفهای است که میتوانند در زمان نیاز، به تولید و انتشار محتوای فرهنگی کمک کنند.
از ظرفیتسازی تا اثرگذاری؛ ضرورت تداوم مسیر
عملکرد دبیرخانه هنر و رسانه معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران را باید در پیوند میان شناسایی، حمایت و نتیجه ارزیابی کرد. شناسایی هنرمندان حرفهای، تشکیل گروههای ملی و استانی، پیگیری برای تقویت آنها و فراهمکردن مسیر انتشار آثار، اجزای یک فرایند بههمپیوستهاند که ثمره آن در روزهای جنگ و در استمرار تولید و پخش آثار فرهنگی بیش از پیش آشکار شد.
در کنار این تجربه، گسترش بازتاب رسانهای اخبار، همکاری با خبرگزاریها و پایگاههای خبری، شناسایی شبکههای محتوایی و ثبت میلیونها بازدید برای محصولات هنری، نشان میدهد که توزیع هدفمند محتوا میتواند دامنه دیدهشدن تولیدات فرهنگی را افزایش دهد.
با این همه، ارزش اصلی این کارنامه را نباید تنها در اعداد و آمار خلاصه کرد. دستاورد مهمتر، شکلگیری ظرفیتی انسانی و اجرایی است که در شرایط عادی امکان توسعه فعالیتهای فرهنگی را فراهم میکند و در شرایط بحرانی میتواند به خدمت کشور درآید. حفظ و توسعه این ظرفیت، به حمایت پایدار، تسهیل فرایندهای اجرایی و توجه جدیتر به جایگاه هنر و رسانه نیاز دارد.
تجربه روزهای جنگ نشان داد که شناسایی و حمایت از نیروهای متخصص، اگر با سازماندهی و ایجاد بستر پخش همراه شود، میتواند در زمانی کوتاه به نتیجهای ملموس برسد. اکنون مسئله اصلی، تنها ثبت این دستاورد نیست؛ بلکه فراهمکردن شرایطی است که این شبکه بتواند با اطمینان و توان بیشتر به فعالیت خود ادامه دهد و در آینده نیز ظرفیتهای فرهنگی و هنری مرتبط با ایثار و شهادت را در خدمت جامعه قرار دهد.
انتهای پیام/
نظر شما