به گزارش حیات به نقل از ایرنا، همسایگی مستقیم ایلام با عراق و برخورداری از مرز طولانی موجب شد این استان از نخستین روزهای جنگ در خط مقدم باشد و روستاها و شهرهای مرزی آن زیر آتش قرار گیرد و به ناچار بخشهایی از زندگی عادی مردم به کوهستان منتقل شود.
مردم ایلام در آن سالها مهاجرت گسترده به مناطق دور از جنگ را انتخاب نکردند و برای حفظ نزدیکترین پیوند خود با خانه و سرزمین به دامنهها، درهها، جنگلها و کوهها پناه بردند و چادرهایی که قرار بود پناهگاهی موقت باشند، برای بسیاری از خانوادهها به خانهای هشتساله تبدیل شدند.
ایلام در طول جنگ تحمیلی شاهد ۱۷۲ عملیات زمینی، ۷۰ عملیات هوایی و صدها مورد تحرک نظامی بود و به یکی از کانونهای مهم نبرد در جبهه میانی تبدیل شد، با این وجود بخش مهمی از روایت دفاع مردم این استان نه در خطوط مقدم بلکه در زندگی روزمره خانوادههایی شکل گرفت که همزمان با جنگیدن رزمندگان، خود نیز در جبههای متفاوت برای ادامه زندگی ایستادگی کردند.
وقتی کوهستان خانه شد
دلهره برای مردم ایلام دو سویه بود، رزمندهای که در خط مقدم زیر آتش دشمن میجنگید، دلنگران خانوادهای بود که در دل کوهستان و جنگل سکونت داشت و مادری که صدای هواپیما و انفجار میشنید، نگران فرزندی بود که در جبهه حضور داشت.
این اضطراب گاه با بیخبری طولانی همراه میشد و خانوادهها برای در امان ماندن از بمباران، بارها محل استقرار خود را تغییر میدادند و همین جابهجاییها سبب میشد رزمندهای پس از بازگشت از جبهه حتی نتواند نشانی از خانواده خود پیدا کند و ناچار با دلتنگی و دیداری ناکام دوباره راهی میدان نبرد شود.
در آن سالها زندگی از زیر آوار جنگ سر برمیآورد و آب، نفت و برخی اقلام ضروری جیرهبندی میشد، کالابرگ و کوپن بخشی از زندگی روزانه مردم بود و گرمای تابستان بدون برق و سرمای زمستان در دل کوهستان دشواری آوارگی را دوچندان میکرد.
با این همه زندگی متوقف نشد و انتخابات برگزار شد، راهپیماییها ادامه یافت و آیینهای اجتماعی مانند عروسی و عزا در همان پناهگاههای موقت برگزار شد تا جنگ نتواند همه نشانههای زندگی را از مردم بگیرد.
کودکی در میان صدای هواپیما
کودکان ایلامی بخش دیگری از این روایت کمتر دیده شدهاند، نسلی که کودکی خود را نه در خانههای آجری بلکه زیر چادر و در میان کوه و جنگل گذراند.
برای آنان، صدای هواپیماهای جنگی با صدای بازیهای کودکانه درآمیخته بود و پوکههای خالی فشنگ، نخ کردن میوههای بلوط و پناه گرفتن در سنگرهای حفر شده در زمین بخشی از
خاطرات سالهای کودکی را شکل میداد.
مدرسه نیز همراه مردم به کوهستان رفت و کلاسها بدون میز و نیمکت در دل جنگل و زیر چادر برپا شد و کودکانی که آژیر قرمز را میشناختند، الفبا و درس زندگی را همزمان آموختند.
در برخی مناطق ادارات، درمانگاهها و واحدهای خدماتی نیز زیر چادر یا در سازههای موقت فعالیت میکردند و کوهستان به شهری پراکنده تبدیل شده بود که مردم تلاش میکردند در آن، شکل دیگری از زندگی عادی را حفظ کنند.
با این وجود پناهگاههای موقت نیز همیشه امن نبودند و موشکباران مناطقی مانند «ماربره، قوچعلی و لاشکن» و فاجعه زمین فوتبال چوار گوشههایی از رنج مردمی بود که حتی دور از شهر و در پناه کوهستان نیز از حملات دشمن در امان نماندند.
روایتی که باید از سایه بیرون بیاید
بخش مهمی از این زندگی هشت ساله کمتر در قاب دوربینها و روایتهای رسانهای ثبت شده و در بسیاری از مناطق مردم در سکوت و دور از نگاه رسانهها روزهای جنگ را سپری کردند و خاطراتشان سینه به سینه به نسلهای بعد منتقل شد.
همین سکوت تاریخی امروز ضرورت بازخوانی روایت مردم ایلام را بیشتر میکند، داستانی مردمی که در آن، جنگ تنها در سنگر رزمندگان معنا نمیشود و مادر، کودک، کشاورز، معلم، کاسب و خانواده چادرنشین نیز هر کدام بخشی از بار دفاع از سرزمین را بر دوش کشیدهاند.
از فروردین ۱۳۵۸ تا پایان جنگ تحمیلی ۱۷۲ عملیات زمینی، ۷۰ عملیات هوایی و ۴۲۹ مورد تحرک زمینی در استان ایلام ثبت شده و بیش از سه هزار شهید، ۱۰ هزار جانباز و ۳۰۰ آزاده نیز حاصل سالهای جانفشانی مردم این استان در دوران دفاع مقدس است.
استان ایلام به تناسب جمعیت دهه ۶۰ بیشترین شهید و جانباز دارد و در دفاع از مرزهای کشور سهم سنگین خود را با رشادت پرداخت کرده است..
اکنون که سالها از پایان جنگ گذشته است آنچه در حافظه ایلام باقی مانده تصویر خانوادههایی است که خانه را به چادر بردند، مدرسه را به دل جنگل منتقل کردند، کودکی را در صدای آژیر گذراندند و با وجود همه تلخیها، رشته زندگی را از هم نگسستند.
ایلام در آن هشت سال خانه را رها نکرد و خانه را با خود به کوهستان برد و همانجا در میان صدای انفجار و سایه هواپیماها زندگی را ادامه داد، شاید ماندگارترین تصویر دفاع مقدس در این دیار مردمی باشد که سنگر و خانه را در هم آمیختند تا جنگ نتواند آنان را از سرزمینشان جدا کند.
انتهای پیام//



نظر شما