به گزارش حیات، مدتی است که تنشها میان عربستان سعودی و یمن بار دیگر شعلهور شده است. عربستان سعودی که از سال ۲۰۱۵ با تشکیل ائتلافی از کشورهای منطقهای و فرامنطقهای، جنگ را علیه یمن آغاز کرد، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی خود، راهبرد محاصره زمینی، هوایی و دریایی را در پیش گرفت و عملاً یمن را به یک منطقه بسته تبدیل کرد. اما انصارالله یمن از حدود دو ماه پیش اعلام کرد تصمیم به تغییر معادله این نبرد گرفته و با تمرکز بر روی «پاشنه آشیل» عربستان یعنی صادرات نفت به اقدام متقابل متوسل شد.
پیش از این و با بسته شدن تنگه هرمز (به دلیل تنشهای منطقه ای)، صادرات نفت عربستان از طریق خلیج فارس به شدت کاهش یافت و در نتیجه ریاض مجبور شد اتکای خود را به مسیر جایگزین، یعنی بندر ینبع در دریای سرخ را افزایش دهد. با این حال، ظرفیت خط لوله شرق–غرب عربستان (که نفت را از منطقه نفتی شرق به ینبع منتقل میکند) حدود ۷ میلیون بشکه در روز است که عملاً جایگزین کامل مسیر هرمز نیست و مجموع صادرات نفت ریاض را به حدود نصف کاهش داده بود.

اما اکنون با تشدید حملات انصارالله و هدفقرارگرفتن تأسیسات و پایانههای نفتی شرق عربستان و مهمتر از آن، افزایش ریسک عبور از تنگه بابالمندب، عملاً مسیر دریای سرخ نیز برای نفتکشهای سعودی مسدود شده است. عربستان که زمانی یمن را محاصره کرده بود، اکنون در یک محاصره اقتصادی–لجستیکی معکوس گرفتار آمده است.
در شرایط عادی، نفتکشهای سعودی برای رسیدن به بازارهای آسیایی (مشتریان اصلی چون چین، هند و کره جنوبی)، از بندر ینبع به سمت جنوب حرکت کرده، از بابالمندب عبور کرده و وارد اقیانوس هند میشوند. این مسیر حدوداً ۱۹ روز زمان میبرد. اما اکنون با بستهشدن بابالمندب، نفتکشها چارهای جز حرکت به سمت شمال، عبور از کانال سوئز، ورود به دریای مدیترانه، عبور از تنگه جبلالطارق، ورود به اقیانوس اطلس و سپس دورزدن دماغه امید نیک (آفریقای جنوبی) برای ورود به اقیانوس هند ندارند. این مسیر نزدیک به ۴۸ روز زمان میبرد و هزینههای سوخت، بیمه و عبور از کانال سوئز را بیش از دو برابر میکند.
علاوه بر هزینه، یک چالش فنی جدی نیز وجود دارد: ابرنفتکشها برای عبور از کانال سوئز با مشکل مواجه هستند. بنابراین عربستان مجبور است با همکاری مصر، بخشی از نفت را از طریق خط لوله «سومد» به سواحل مدیترانه منتقل کرده و مجدداً بارگیری کند که خود مستلزم زمان، هزینه و هماهنگی پیچیدهای است. همچنین عبور از دماغه «امید نیک» در فصل زمستان با طوفانهای شدید همراه است و نیازمند ناوبری دقیق و پرداخت حقبیمهی بالاتری است.

همزمان برخی گزارشها حاکی از آن است که عربستان برای جبران کاهش تقاضا و طولانیشدن زمان تحویل، مجبور به ارائه تخفیفهای جدید به مشتریان آسیایی خود شده است. این تخفیفها اگرچه درکوتاهمدت ممکن است بازار را حفظ کند، اما در بلندمدت درآمدهای صادراتی ریاض را به شدت کاهش خواهد داد و توان مالی این کشور برای ادامه سیاستهای متهورانه منطقهای را با چالش مواجه میسازد.
در سمت دیگر معادله عربستان سعودی با پذیرش شکست در عرصه نظامی و اقتصادی، به دنبال ایجاد درگیری داخلی در یمن و جذب نیروهای مزدور در داخل و خارج از این کشور است. اما انصارالله به صراحت اعلام کرده که رویارویی کنونی در یمن ماهیتی مشخص دارد و به یک درگیری داخلی یا جنگ میان گروههای یمنی تبدیل نخواهد شد. در همین راستا صنعا هرگونه همکاری با عربستان را «همراهی با تجاوز علیه یمن» تلقی کرده و آن را خط قرمز خود میداند.
همه این تحولات در حالی است که عربستان با اصرار بر سیاستهای شکستخورده منطقهای خود به ویژه در یمن، امروز نه تنها به امنیت نرسیده، بلکه با محاصره اقتصادی و لجستیکی در دریای سرخ مواجه شده و صادرات نفتیاش به شدت کاهش یافته است.

در مجموع به نظر میرسد همراهی با آمریکا در تقابل با محور مقاومت، جز تحقیر در تریبونهای علنی و اتلاف سرمایههای ملی، چیزی برای عربستان به ارمغان نیاورده و این کشور بیش از پیش در انزوا قرار گرفته است.
از این رو، عربستان سعودی بهتر است به جای اصرار بر این مسیر پراشتباه، از تقابل با محور مقاومت دست بردارد و به بازنگری اساسی در سیاستهای منطقهای خود بپردازد تا هم از هزینههای سنگین نظامی و اقتصادی رها شود و هم جایگاه واقعی خود را در نظم جدید غرب آسیا بازتعریف کند.
نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بین الملل
منبع: تسنیم
نظر شما