به گزارش حیات به نقل از روابط عمومی گروه بین المللی هندیران، اصغر مسعودی رئیس خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور یکشنبه شب در سخنانی با اشاره به وصیت تصویری برجای مانده ار شهید ابوالفضل پیمان اظهار کرد: شهید ابوالفضل پیمان، تنها دو روز پیش از شهادتش، سخنانی کوتاه اما سرشار از معنا و مسئولیت به عنوان وصیت بیان کرد. وصیتی که بیش از آنکه سخن از خویشتن باشد، دغدغه خانواده، جامعه و حفظ ارزشهای الهی است. او در وصیت خود از خواهران و بانوان میخواهد که حجاب را رعایت کنند، گرفتار فساد و آسیبهای موجود در جامعه نشوند و حرمت حضرت زهرا (س) را پاس بدارند.
مسعودی ادامه داد: شهید ابوالفضل پیمان میدانست که میدان جهاد تنها در خاکریزهای نبرد نیست؛ گاهی جهاد بزرگتر، ایستادن در برابر لغزشهای اخلاقی، حفظ ایمان و صیانت از ارزشهایی است که دشمن میکوشد از جامعه بگیرد.
به گفته او این وصیت کوتاه، آینه یک انتخاب بزرگ است؛ انتخاب راهی که شهید پیمان با آگاهی و قاطعیت برگزید. او به معنای واقعی کلمه پیمان بسته بود؛ پیمانی برای حرکت در مسیر ایمان، عزت و شهادت؛ پیمانی که در لحظه آزمون، شکست نخورد و به عقبنشینی نینجامید.
ابوالفضل پیمان همیشه آماده رزم و جهاد بود
سیدمسعود علویتبار شاعر و فعال فرهنگی به عنوان دیگر سخنران این محفل یادبود، بیان کرد: شهید ابوالفضل پیمان تنها ۱۶ سال داشت، کم سن و سال اما دارای همتی بزرگ و مردانه بود، به قول پدر ایشان، همیشه آماده رزم و جهاد بود. بسیجی بودن را شهید پیمان به تمام معنا تفسیر کرده بود
این شاعر درباره رفتار ابوالفضل پیمان توضیح داد: ایشان دارای روحیهای لطیف اما با اراده ای آهنین بود، از یک سو برای درختان، بوتهها، گنجشکها و پرندگان کوه خائیز که طعمه آتش شده بودند دل میسوزاند و همراه دوستانش برای اطفای حریق به منطقه اعزام شدند، از طرفی دیگر هنگام ورود متجاوزان آمریکایی به حریم کهگیلویه لباس رزم بر تن کرد و دلاورانه به میدان آمد و مردانه در راه دفاع از وطن جنگید و به فیض شهادت نائل آمد.
علوی تبار ادامه داد: ممارست در کارهای جهادی محور اصلی فعالیتهای او را شکل می داد. از رنگ آمیزی و زیباسازی مدارس، اطفی حریق مناطقی مثل کوه خائیز، تلاش شبانه روزی برای پیدا کردن پیکر دو برادر که توسط سیل مفقود شده بودند تا خادمالحسین بودن و کمک در موکبها و پیشقدم شدن در تمامی مراسمات ملی و مذهبی و انقلابی، او همچنین حافظ امنیت در سطح شهر بودند.
شهید ابوالفضل پیمان شنونده را تحت تأثیر قرار میدهد
سید حکیم بینش شاعر و پژوهشگر از افغانستان گفت: شهید ابوالفضل پیمان در جلو دوربینی که از او خواسته شده حرف بزند، فقط چند جمله بیشتر نمیگوید، ولی همین چند جمله در جان مخاطب نفوذ میکند؛ چرا که با ایمان و باور قلبی حرف میزند. مرا که به شدت تحت تأثیر قرار داد. با خود گفتم تا جوانهایی مانند او در صحنه هستند، پرچم ایران اسلامی بلند است. او با لهجۀ شیرین و لحن صمیمی که گاه با لبخند ملیحی همراه میشود، پیامش را به عنوان وصیتش بازگو میکند و شنونده را تحت تأثیر قرار میدهد.
سید تصور مهدی شاعر و استاد دانشکده اورینتال شهر پتنا از هندوستان دیگر سخنران این برنامه افزود: بنده با دیدن فیلم کوتاه وصیت شهید ابوالفضل پیمان بسیار متاثر شدم و اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که این فقط یک وصیت معمولی نیست بلکه راز موفقیت یک جامعه است و نه فقط برای جوانان ایران پیامی در آن نهفته است که برای تمام مومنان و مسلمانان جهان حاوی پیام و نکته می باشد.
در این برنامه که با بداههنویسی اساتیدی چون محسن شعبانی و مسعود ربانی همراه بود، شاعران و هنرمندانی همچون علیرضا قزوه، کمیل کاشانی، سید مسعود علوی تبار، مهدی باقرخان، سید مهدی بنی هاشمی لنگرودی، نغمه مستشار نظامی، فاطمه ناظری و نگین نقیبی حضور داستند.
برخی از اشعار قرائت شده در این یادواره به قرار ذیل است
پروانه نجاتی
مخاطب کیست؟ «دخترهای ایران»/ پیامش چیست؟ «پوشش،حفظ ایمان»
وصیت کرده او قبل از شهادت/ ابوالفضل عزیز،آقای پیمان
...
سید مسعود علوی تبار
ما راست خطاب باز در حفظ حجاب/ خواهر بشتاب باز در حفظ حجاب
پیمان شهید تا ابد می گوید/ در حفظ حجاب باز در حفظ حجاب
....
ناصر دوستی
وقتی دلش لبالب از آه و اُمید شد/ لاتحسبّنّ" روی لبانش نوید شد
چون کوه پای غیرت و پبمانش/ ایستاد در پیش روی حادثه سدّی سَدید شد
آهی کشید اُبهت آهن شکست خورد/ ایمان مرد چیره به عزم حَدید شد
دارُ الحُسین مَلجا او بود و غیرتش/کابوس های مُمتدِ دارُالیزید شد
لبّیک گفت «هل مِنِ» عشق شهید را/ جان داد و از قبیله «هَل مِن مَزید» شد
در جان او خدا غزلی عاشقانه ریخت/ جانش به عرش پَر زد و بختش سعید شد
با سر رسید آه حیاتش به سر رسید/ نام شهید زینت هر سررسید شد
ماه نخُستِ سال که از نیمه اش گُذشت/ دید او بهار شانزدهم را شهید شد
هرگز به رویمان درِ معراج بسته نیست/ او با عروج سرخ خودش شاکلید شد
برنو به دوشِ ایلِ شجاعت به خون تپید/ رخت شهادتش به تنش رخت عید شد
ققنوس شد پدیده ی یاسوج و پَرکشید/ از چشم خون فشان پدر ناپدید شد
همنام نام ماه بنی هاشم آن دلیر/پیمان او پدیده عصر جدید شد
از کوه پَر زد و به مُراد دلش رسید/آنکس که یک وطن به مرامش مُرید شد
پیچید تا به دامنه اش عطر سیب سرخ/ کوه سیاه تا به ابد روسپبد شد
...
سید حسین ابراهیمی
آمد عدو، ویران کند ایرانِ پیمان را/ می خواست در هم بشکند،پیمانِ پیمان را
امّا خودش در هم شکست و غرق شد در یأس/ تا دید پیش کفر خود، ایمان پیمان را
همچون ابوالفضل آمد و کولاک کرد و رفت/ طاقت نیاورد آسمان،طوفان پیمان را
آن دشمن ناپاک رسوا شد،جهان بشنو/سبحان یا سبحان یا سبحانِ پیمان را
ما از وصیّت نامه ای کوتاه فهمیدیم/رمز و رموز راه جاویدان پیمان را
دریا به کف آمد،فدای رهبر خود کرد،/مادر،چنین پیمانه در پیمانِ پیمان را
...
میترا ملک محمدی
چقدر آرام و با احساس و پاک و مهربان بودی/ خبر میداد چشمانت که اهل آسمان بودی
زمینی نیستی از حرفهایت خوب معلوم است/ تو از سیارههای دور دست کهکشان بودی
ره صدساله را یکباره طی کردی به آسانی/ به فکر پرزدن در اوجهای ناگهان بودی
چه لبخند قشنگ و دلنشینی روی لب داری/ تو با لبخندهایت هم شبیه روضه خوان بودی
کجا تمرین عشق و عقل و ایمان و ادب کردی/تو شاگرد کدام استاد و درس و داستان بودی
نصیحتهای ساده حرفهای کوچه بازاری/تو از آن لحظه قالو بلایت جاودان بودی
تمام حرفها را در بیان ساده ات گفتی/مسیر رستگاری را تو چون سنگ نشان بودی
برادرها و خواهرها شما و پرچم ایران.../ وضوی خون گرفتی صبح و، شب را میهمان بودی
به استقبالت آمد حضرت زهرا، تو خوشحالی/ که بین روسفیدان شهید کاروان بودی
...
عمادالدین ربانی
چشم تکاندهندهاش آیا چه دیده بود؟/ در کوه و دشت بوی خدا را شنیده بود
در ساغرش چه ریخته بودی مگر خدا؟/دور هر آنچه غیر تو را خط کشیده بود
چون بردگان نباش که آزادت آفرید/او بُرده بود کز دو جهان دل بریده بود
از عشق حرف میزد و و بیبال میپرید/ قبل از شهادت از قفس تن پریده بود
شوری چو قاسم و شرری چون حبیب داشت/ در نوجوانیاش به چه جایی رسیده بود
پیمان محکمی که ابوالفضل بسته بود/از او چه کوه مقتدری آفریده بود
...
نجمه پور ملکی
ای کاش روزی با خدا پیمان ببندیم/ با کل ارضِِ کربلا پیمان ببندیم
حتی اگر کوه سیاه دشت بودیم/ با روسفیدی با دنا پیمان ببندیم
باید ابالفضلی شویم و با ابالفضل/ مثل شهید جانفدا پیمان ببندیم
دست از تمام زندگی اول بشوییم/ آنگاه بی چون و چرا پیمان ببندیم
یک عده رفتند از وفا یک عده ماندند/ ما نیز باید یکصدا پیمان ببندیم
پیمان وصیت کرده در راه ولایت / بعد از علی با مجتبی پیمان ببندیم
ای خواهرم حجب و حیایت را نگهدار!/باید سرِ این خونبها پیمان ببندیم
بین رجزخوانی شنیدم مادری گفت/ ما آمدیم ای لاله ها پیمان ببندیم
با نذر فرزندان خود در راه میهن/ با حضرت خیرالنسا پیمان ببندیم
پس تا در باغ شهادت باز باز است/مانند همرزمان بیا پیمان ببندیم
...
سیده کبری حسینی بلخی - افغانستان
ما در دفاع میهن خود جان گذاشتیم/سر داده ایم و جان سر پیمان گذاشتیم
آری حجاب خواهر من بیرق من است/بر حفظ شان قدم دلِ توفان گذاشتیم
سربند خونی ام مگر از چادر شماست/ که این سان به پاسبانی ایران گذاشتیم؟
ما هفده ساله های حسینیم این چنین/ شمشیر روی گردن شیطان گذاشتیم
ما تشنه کامِ علقمه ایم؛آخرین قرار/ لب تشنه با تجسّم ایمان گذاشتیم
عشق شهادت آتش مان زد؛به شوق، سر/ بر دامن امام شهیدان گذاشتیم
تنها متاع زندگی مان همین تنی ست/ که آن را برای دشنه و پیکان گذاشتیم
شرح وصیتی ست دو سه سطر؛ بعد از آن/ با خون خویش نقطه ی پایان گذاشتیم
...
محبوبه کاوسی
چه رازِ سرخ و شیرینی در آن چشمِ خمارش بود/ که حتی آسمان هم ازهمان اول دچارش بود
جوان بود و رها ازهرچه رنگ وروی دنیایی/ تمامِ هستی اش تنها خدا و اعتبارش بود
به میدان رفت و در چشمش هراس ازمرگ لاممکن/ که مرگ از چشمِ او افتاده بود و درکنارش بود
نمیدانم چه عهدی داشت با یار خراسانی/ که جان دادن برایش آخرین فصلِ بهارش بود
هنوز از عطرِ پیراهن، جوانی میتراوید و/میانِ شعلههای عاشقی دل بیقرارش بود
به قاسم اقتدا می کرد و در میدان جانبازی/ جوان بود و تمام جانِ او وقفِ نگارش بود
شبیه نامش، از پیمان ابوالفضل این چنین بوده/ که خونِ پاک او امضای عهدِ استوارش بود
به خاک افتاد، اما آسمان در چشمهایش ماند/ که از اول، به پرواز آرمیدن انتظار ش بود
زمین از رفتنش لرزید و دلها سوخت، اما او/ به راهی شد روان کز دل همیشه خواستارش بود
....
نگین نقیبی
ای داغ شهادتت فقط زیبایی
ای حجلهی دامادی تو رویایی
در سوگ تو من، حماسه خواندم پسرم؛
چون صاحب اسم خود، چقد رعنایی
...
رسول شریفی
بر خاک کویر مثل باران بودند/ از سلسله پاک شهیدان بودند
پیمان عزیز، هیچ پیمان نشکست/ از عهد الست روی پیمان بودند
انتهای پیام//
نظر شما