به گزارش حیات، ازحضور دهها میلیونی مردم در مراسم تشییع امام شهید، علاوه بر بازتاب گسترده داخلی و بینالمللی، به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه تحلیلگران علوم اجتماعی، جامعهشناسان و اندیشمندان حوزه سیاست تبدیل شده است.
بسیاری این رخداد را صرفاً از منظر حجم جمعیت، آثار امنیتی، تقویت سرمایه اجتماعی یا تغییر محاسبات دشمن مورد بررسی قرار دادهاند، اما گروهی دیگر معتقدند حقیقت این واقعه فراتر از این پیامدهاست و باید آن را بهمثابه یک «رخداد تاریخی و تمدنی» تحلیل کرد.
محمدمهدی معیر، دانشآموخته دکتری علوم اجتماعی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، در گفتوگو با تسنیم، با تأکید بر اینکه مردم در تشییع رهبر شهید بیش از آنکه «جمعیت» بسازند، «معنا» آفریدند، این مراسم را «آیین انتخاب تاریخی» توصیف میکند و معتقد است آنچه میلیونها انسان را به میدان آورد، نه محاسبات سیاسی یا امنیتی، بلکه احساس حضور در یک لحظه تاریخساز و انتخاب آگاهانه میان دوگانه حق و باطل بود. در ادامه متن این گفتگو با می خوانید:
تسنیم: تحلیل شما از حضور میلیونی مردم در تشییع امام شهید و بازتابی که این حضور در محاسبات دشمن، بهویژه آمریکا، داشت چیست؟
* مردم در تشییع رهبر شهید «جمعیت» نساختند؛ «معنا» آفریدند
معیر: به نظر من یک نکته بسیار مهم وجود دارد. البته حضور چندین میلیونی مردم، رخدادی بینظیر بود، اما مسئله اصلی تعداد آدمها نیست. تاریخ، تشییعهای بزرگی به خود دیده است؛ از جمال عبدالناصر گرفته تا استالین که هر دو تشییعهای بسیار پرشکوهی داشتند. حتی اگر در کشورهایی مانند چین یا هند که جمعیت میلیاردی دارند تنها 10 درصد مردم در تشییع یک رهبر سیاسی یا مذهبی حضور پیدا کنند، از نظر عددی تعداد شرکتکنندگان از کل جمعیت کشور ما هم بیشتر خواهد بود. بنابراین احساس میکنم اگر صرفاً بر تعداد افراد تمرکز کنیم و تحلیل ما بر سر اعداد متوقف شود، در واقع اصل رخداد را نادیده گرفتهایم. مردم در این مراسم «جمعیت» نساختند، بلکه «معنا» ساختند. تفاوت اساسی این تشییع با بسیاری از تشییعهای بزرگ تاریخ در همین نکته است.
در بسیاری از آن مراسمها مردم در سوگ فقدان یک رهبر حضور پیدا میکردند، اما اینجا مردم فقط برای فقدان یک شخصیت سیاسی و مذهبی به خیابان نیامدند؛ آنها آمده بودند تا بگویند در کدام سوی تاریخ ایستادهاند. من معتقدم مردم در آن لحظه، به همان اندازه که حاضر بودند، شاهد هم بودند؛ شاهد یک انتخاب تاریخی.
گویی هر فرد با حضور خود اعلام میکرد که جایگاهش را در این تقابل مشخص و انتخاب کرده در دوگانه حق و باطل در کدام جبهه بایستد. به همین دلیل این مراسم، بیش از آنکه یک تشییع باشد، نوعی آیین انتخاب بود؛ انتخاب میان دو قرائت از تاریخ، دو جبهه و دو افق. بسیاری میگویند این حضور محاسبات دشمن را برهم زد؛ بله، درست است.
برخی معتقدند نظام اجتماعی را احیا کرد؛ این هم درست است. درباره تقویت انسجام ملی نیز همینگونه است و همه این آثار واقعاً رخ داده است. اما به نظر من اینها پیامدهای تشییع هستند، نه خود پدیده.
مردم وقتی از خانه بیرون آمدند، با این نیت نیامدند که سرمایه اجتماعی تولید کنند یا معادلات امنیتی منطقه را تغییر دهند. هیچکس با چنین محاسباتی به خیابان نمیآید. آنچه مردم را به میدان آورد، احساس حضور در یک لحظه تاریخساز بود؛ لحظهای که انسان احساس میکند دیگر فقط تماشاگر تاریخ نیست، بلکه در حال نوشتن تاریخ است. احساس میکند در متن تاریخ حضور دارد و در حال رقم زدن یک رخداد بزرگ است.
به همین دلیل این رخداد از مرزهای ایران هم عبور کرد. اگر مسئله صرفاً انسجام ملی ایران بود، نباید صحنههای مشابه را در نجف و کربلا میدیدیم یا شاهد تشییعهای نمادین و خودجوش مردمی در هند، پاکستان، اندونزی و دیگر کشورها میبودیم؛ کشورهایی که حتی در برخی از آنها اکثریت جمعیت شیعه نیستند و حتی جمعیت قابل توجهی از غیرمسلمانان زندگی میکنند. در آن کشورها دیگر کسی به دنبال تقویت سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی نبود. بنابراین آنچه مردم را به میدان آورد، یک احساس مشترک تمدنی بود؛ احساسی که ریشه در فهم آنها از تاریخ داشت.
تسنیم: شما از «احساس مشترک تمدنی» سخن گفتید. این مفهوم را چگونه میتوان در تحلیل تشییع امام شهید تبیین کرد؟
معیر: چهار ماه پس از شهادت، دیگر در کشورهایی مانند هند یا اندونزی صرفاً با سوگ و اندوه فقدان یک رهبر سیاسی روبهرو نیستیم؛ آن هم در جوامعی که بسیاری از آنها نه اکثریت شیعه دارند و نه حتی همه شرکتکنندگان در این مراسمها مسلمان هستند. با این حال، شاهد برگزاری مراسمهای نمادین و خودجوش هستیم. این نشان میدهد که آنچه مردم را به میدان آورده، صرفاً احساس اندوه نیست، بلکه یک احساس مشترک تمدنی است؛ احساسی که ریشه در فهم آنها از تاریخ دارد.
به نظر من این رخداد در امتداد یک تاریخ قدسی معنا پیدا میکند؛ تاریخی که البته از عاشورا آغاز نمیشود، اما قله معنایی آن عاشوراست. مردم این حادثه را صرفاً شهادت یک رهبر سیاسی یا مذهبی نمیبینند؛ همانگونه که عاشورا هم صرفاً شهادت یک فرد نیست. اگر عاشورا تنها شهادت یک فرد بود، نمیتوانست پس از چهارده قرن همچنان به زندگی انسانها معنا بدهد، الهامبخش و جهتدهنده باشد و حتی در تصمیمهای مهم و نقاط عطف حیات اجتماعی انسانها نقشآفرینی کند.
* مردم برای ساختن سرمایه اجتماعی به خیابان نیامدند؛ برای حضور در یک لحظه تاریخساز آمدند
عاشورا برای مردم یک دستگاه معنایی و یک شیوه فهم زندگی را ارائه میکند؛ منظومهای که به حیات انسان معنا میبخشد. به گمان من، بسیاری از کسانی که در این تشییع حضور پیدا کردند نیز این رخداد را در همان منظومه معنایی تفسیر کردند. آنها احساس کردند بار دیگر در برابر همان انتخاب تاریخی قرار گرفتهاند؛ انتخاب میان حق و باطل، مقاومت و تسلیم، عدل و ظلم؛ دوگانههایی که در طول تاریخ همواره وجود داشتهاند. به همین دلیل است که این تشییع صرفاً یک سوگواری نبود، بلکه سوگی بود که به حماسه تبدیل شد. مردم واقعاً حماسه آفریدند؛ نهفقط در ایران، بلکه در دیگر کشورها نیز چنین بود. مردم صرفاً اشک نریختند، بلکه با حضور خود حامل معنایی بودند که احساس میکردند آینده خود، آینده منطقه، آینده انسان و حتی آینده انسانیت به آن گره خورده است.
از همین منظر، این تشییع را باید نقطه عطفی در تثبیت هویت جمعی مردم دانست. زمانی که ارادههای پراکنده در یک نقطه به ارادهای مشترک تبدیل میشود، نوعی بیعت اجتماعی با یک افق تمدنی شکل میگیرد؛ افقی که در آن مقاومت دیگر صرفاً یک تاکتیک یا یک راهبرد سیاسی نیست، بلکه شیوهای برای فهم تاریخ و تعریف هویت است. به اعتقاد من، این همان ویژگی ممتاز این رخداد است؛ رخدادی که تنها یک مراسم تشییع نبود، بلکه بازتولید یک روایت تاریخی و تمدنی بود؛ روایتی که بار دیگر مسئله انتخاب را پیش روی انسان قرار داد و نشان داد که مردم خود را در برابر همان دوگانه تاریخی حق و باطل میبینند و آگاهانه جایگاه خود را در این تقابل مشخص میکنند.
تسنیم: به نظر شما چگونه میتوان سرمایه اجتماعی شکلگرفته در این تشییع تاریخی را حفظ کرد و این رخداد چه تأثیری بر تابآوری جامعه در شرایط امروز کشور داشته است؟
* راز ماندگاری سرمایه اجتماعی، حفظ هسته معنایی مقاومت است
معیر: به نظر من پاسخ این سؤال صرفاً در تبلیغات یا برگزاری مراسمهای مشابه خلاصه نمیشود. سرمایه اجتماعی زمانی پایدار میماند که هسته معناییای که مردم را به میدان آورد، زنده بماند؛ همان هسته سخت و معنایی که به مردم انگیزه داد، آنها را به صحنه کشاند و این حماسه تاریخی را رقم زد. هر زمان این هسته معنایی حفظ شود و مردم احساس کنند پرچم حقطلبی، عدالتخواهی، مبارزه با ظلم و دفاع از کرامت انسانی، به معنای عام آن، همچنان برافراشته است، آثار آن را نه فقط در راهپیماییها و تجمعات، بلکه در همه عرصههای زندگی مردم خواهیم دید؛ در سبک زندگی، در میزان تابآوری، در امید اجتماعی و در آمادگی مردم برای تحمل سختیها. در واقع، انسجام اجتماعی، همبستگی ملی و وحدت عمومی، همگی پیامدهای همان هسته معنایی هستند و اگر آن معنا حفظ شود، این آثار نیز در متن زندگی مردم استمرار خواهد داشت.
همانطور که امروز در جنوب کشور مشاهده میکنیم، شرایط واقعاً دشوار است. گرمای طاقتفرسا، قطعی برق و اختلال در زندگی روزمره، طبیعتاً زمینه را برای بیتابی و نارضایتی فراهم میکند و مردم شرایط سخت و پیچیدهای را پشت سر میگذارند. اما آنچه در ادبیات عمومی مردم، در رسانهها، شبکههای اجتماعی و حتی روایت خود مردم جنوب دیده میشود، ادبیات مقاومت است. این صرفاً یک واکنش احساسی نیست. این میزان از تابآوری و تحمل، از همان منبع معنایی تغذیه میشود؛ از این باور که آنچه در برابر آن ایستادهایم، صرفاً یک منازعه سیاسی یا رقابت میان قدرتها نیست، بلکه تقابل دو منطق است؛ منطق سلطه در برابر منطق حق و باطل.
همین باور است که به مردم توان ایستادگی میدهد و آنان را برای تحمل دشواریها آماده میکند. به همین دلیل، انسجام اجتماعی، امید، مقاومت و تابآوری، همگی از همان هسته معنایی سرچشمه میگیرند که درباره آن سخن گفتم.
* بزرگترین دستاورد تشییع رهبر شهید، احیای یک روایت ماندگار بود
به گمان من، بزرگترین دستاورد این تشییع صرفاً نمایش حضور یک جمعیت عظیم نبود، بلکه احیای یک روایت بود؛ روایتی که به میلیونها انسان یادآوری کرد آنها صرفاً ساکنان یک جغرافیا نیستند، بلکه وارثان یک تاریخ و حاملان یک معنا هستند. شاید ماندگارترین قاب این روز تاریخی همین باشد؛ روزی که خیابانها فقط مسیر عبور یک پیکر نبودند، بلکه گذرگاه یک معنا شدند؛ معنایی که مردم آن را بر دوش کشیدند و به آینده سپردند.
من فکر میکنم با این نگاه میتوان به پرسشهای مربوط به تحولات اخیر، از جمله جنگ اخیر و آثار اجتماعی تشییع رهبر شهید نیز پاسخ داد. این رخداد نشان داد هرگاه آن هسته معنایی در جامعه زنده باشد، پیامدهای آن را میتوان در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و حتی در میزان تابآوری مردم در برابر فشارها و سختیها مشاهده کرد. این همان سرمایه اصلیای است که اگر حفظ شود، آثار آن به مراتب ماندگارتر از هر دستاورد مقطعی خواهد بود.
انتهای پیام//
نظر شما