به گزارش حیات به نقل از مهر، واقعه عاشورا از جمله رویدادهایی است که همواره الهامبخش نویسندگان و پژوهشگران بوده و هر نسل، تلاش کرده است با نگاهی تازه به ابعاد مختلف آن بپردازد. در سالهای اخیر، روایتهای داستانی با زاویه دیدهای متفاوت، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند؛ آثاری که میکوشند مخاطب را از دریچه شخصیتهایی کمتر دیدهشده با این واقعه تاریخی همراه کنند و پرسشهایی تازه درباره انسان، انتخاب و حقیقت پیش روی او بگذارند.
کتاب «به نام نامی سر» نیز با چنین رویکردی نوشته شده است. این اثر، روایت انتقال کاروان اسرای کربلا از کوفه به شام را از نگاه یکی از فرماندهان لشکر دشمن بازگو میکند؛ شخصیتی که در جریان این مأموریت، به تدریج با حقیقتی روبهرو میشود که مسیر فکری و درونی او را دگرگون میکند. سیده مارال بابایی در این رمان، با بهرهگیری از نثری روان و فضاسازی داستانی، کوشیده است روایتی متفاوت از حوادث پس از عاشورا ارائه دهد و از زاویهای کمتر روایتشده به این واقعه بنگرد.
به همین مناسبت، درباره روند شکلگیری کتاب، انتخاب این زاویه روایت، شیوه پرداخت شخصیتها و رویکرد نویسنده در بازآفرینی وقایع پس از عاشورا، با سیده مارال بابایی، نویسنده کتاب «به نام نامی سر»، به گفتوگو پرداختهایم.
*عنوان «به نام نامی سر» به سر مقدس امام حسین(ع) اشاره دارد که در طول مسیر، محور بسیاری از وقایع و کرامات است. چگونه به این عنوان رسیدید؟
عنوان «به نام نامی سر» برگرفته از مطلع شعری از آقای برقعی است که با این ابیات آغاز میشود: «به نام نامی سر، بسمه تعالی سر/ بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر...». علت انتخاب این عنوان آن بود که محور اصلی داستان، صندوقچه حامل سر مبارک امام حسین(ع) است؛ صندوقچهای که در مسیر حرکت کاروان از کوفه تا شام، منزل به منزل همراه کاروان است و در طول این مسیر، کرامات، معجزات و رخدادهای مختلفی پیرامون آن روایت میشود.
در ابتدا قرار بود عنوان دیگری برای کتاب انتخاب شود، اما پس از پایان نگارش اثر، بهطور اتفاقی با این شعر آشنا شدم. پس از مطرح کردن موضوع با آقای برقعی، ایشان با نهایت لطف، تواضع و بزرگواری اجازه دادند که از مطلع شعرشان برای عنوان کتاب استفاده کنم.
هدف اصلی من از نگارش این داستان بلند، بیش از هر چیز، روایت نقش یک زن در مدیریت بحران و دشواریهایی بود که در مسیر اسارت خاندان امام حسین(ع) رخ میدهد. به همین دلیل، شخصیت محوری و برجسته اثر، حضرت زینب(س) است.
بر اساس نقل مشهور که میگوید «کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود»، معتقدم حضرت زینب(س) پرچمدار اصلی قیام عاشورا و نگهدارنده پیام آن بودند. من ترجیح میدهم از عاشورا با عنوان «قیام» یاد کنم، نه صرفاً یک واقعه؛ زیرا عاشورا را نقطه عطفی در تاریخ اسلام، تشیع و حتی تاریخ بشریت میدانم.
اگر امروز از عاشورا سخن میگوییم، درباره شخصیتهای آن کتاب مینویسیم و این فرهنگ نسل به نسل منتقل شده است، بخش بزرگی از آن مرهون مجاهدت و روشنگری حضرت زینب(س) است. یکی از مهمترین پیامهایی که این رمان تلاش دارد به مخاطب منتقل کند، همین جایگاه برجسته یک بانو در حفظ و استمرار قیام عاشوراست؛ بانویی که نقشی تعیینکننده در ماندگاری این نهضت ایفا کرد.
وظیفه اصلی یک نویسنده یا خالق اثر، بیش از آنکه پاسخ دادن باشد، ایجاد پرسش در ذهن مخاطب است. شاید پاسخ بسیاری از این پرسشها در توان یک نویسنده نباشد، اما ائمه معصومین(ع) با علم الهی و برای هدایت انسانها مبعوث شدند
* در روایت شما، حضرت زینب(س) بدون آنکه مستقیماً وارد گفتوگوهای طولانی شوند، با هیبت و حضورشان بر شخصیت اصلی اثر میگذارند. چه سختیهایی مورد توجه این خاندان بوده است؟
در طول مسیر حرکت کاروان اسرا، از هر منزل تا منزل دیگر، چالشها و دشواریهای متعددی پیش روی اهلبیت(ع) قرار داشت. بخش عمده اعضای این کاروان را زنان و کودکان تشکیل میدادند و تنها تعداد اندکی از مردان در میان آنان حضور داشتند. در این میان، زنان باردار و کودکان خردسال نیز حضور داشتند که شرایط دشوار سفر را پیچیدهتر میکرد.
بر اساس برخی منابع تاریخی، مسیر انتقال اسرا بهصورت مستقیم طی نشد، بلکه کاروان را از راهی طولانی و دایرهوار عبور دادند تا از شهرهای بیشتری بگذرد و حاکمان و مردم مناطق مختلف، اسیران را مشاهده کنند. این اقدام با هدف نمایش پیروزی حکومت اموی و بهرهبرداری تبلیغاتی از اسارت خاندان امام حسین(ع) صورت گرفت و همین مسئله، بر سختیهای مسیر میافزود.
این راه نیز از مناطق گوناگون و صعبالعبوری همچون بیابان، کوهستان، دشت و نیزار میگذشت و با توجه به امکانات محدود حملونقل در بیش از چهارده قرن پیش، پیمودن چنین مسیری برای کاروانی متشکل از زنان، کودکان و بیماران، دشواریهای فراوانی به همراه داشت.
در چنین شرایطی، حضرت زینب(س) نقشی محوری در مدیریت کاروان ایفا کردند. بر پایه گزارشهای معتبر تاریخی، ایشان با دقت و تدبیر، وضعیت همه اعضای کاروان را زیر نظر داشتند و تلاش میکردند امور را در سختترین شرایط مدیریت کنند. این مدیریت و استقامت در نهایت به ورود کاروان به شام و ایراد خطبه تاریخی حضرت زینب(س) انجامید؛ خطبهای که نقش مهمی در افشای جنایات دشمنان امام حسین(ع) و تبیین حقیقت قیام عاشورا ایفا کرد.
* مسیر کوفه تا شام در منابع تاریخی معمولاً در حاشیه واقعه عاشورا قرار میگیرد. چه شد که احساس کردید ظرفیت یک رمان را دارد؟ در ادبیات عاشورایی معمولاً با شخصیتهایی مواجهیم که از ابتدا در یکی از دو سوی حق و باطل ایستادهاند. شما چرا سراغ آدمی رفتید که گویا حقیقت را قدم به قدم کشف میکند؟
مسیر حرکت کاروان اسرا از کوفه تا شام، با وجود اهمیت تاریخی، معمولاً در حاشیه روایتهای عاشورایی قرار گرفته است. اغلب آثار مکتوب و نمایشی مرتبط با عاشورا، تمرکز خود را بر روز عاشورا و چند روز پیش و پس از آن قرار میدهند و کمتر به حوادث پس از واقعه، بهویژه مسیر اسارت اهلبیت(ع)، میپردازند. به اعتقاد من، در دهههای اخیر نیز کمتر به فلسفه قیام امام حسین(ع) و چرایی این نهضت پرداخته شده است.
بیشتر آنچه در روضهها، مجالس و آثار مرتبط با عاشورا روایت میشود، بر مصائب و مظلومیت خاندان امام حسین(ع) در روز عاشورا متمرکز است؛ هرچند بیتردید اگر تمام عالم نیز بر این مصیبت سوگواری کنند، باز هم اندک است. با این حال، ضروری است نسل امروز با اهداف و فلسفه این قیام و همچنین اتفاقاتی که پس از
عاشورا رخ داده، آشنا شود. به همین دلیل تصمیم گرفتم روایت خود را بر مقطع تاریخی پس از عاشورا متمرکز کنم و بخشی کمتر روایتشده از این واقعه را به تصویر بکشم.
از نگاه من، بسیاری از رمانها بر بستری از واقعیت شکل میگیرند؛ حتی آثار علمیتخیلی نیز ریشههایی در واقعیت دارند. از آنجا که تاریخ ائمه معصومین(ع) از حساسیت و اهمیت ویژهای برخوردار است، تلاش کردم این رمان بر اساس منابع معتبر تاریخی و روایی نوشته شود و کوچکترین تغییری در اصل وقایع ایجاد نشود. در روایت تاریخ معصومین(ع)، نه میتوان و نه مجاز هستیم در رخدادها، سخنان یا نقلقولهای ایشان دخل و تصرف کنیم؛ اما میتوان از زاویهای بیرونی به این وقایع نگریست و داستانی خلق کرد که بدون تغییر در تاریخ، آن را در خدمت روایت قرار دهد. به باور من، تاریخ میتواند در خدمت داستان باشد و داستان نیز به فهم بهتر تاریخ کمک کند.
اعتقاد شخصی من این است که وظیفه اصلی یک نویسنده یا خالق اثر، بیش از آنکه پاسخ دادن باشد، ایجاد پرسش در ذهن مخاطب است. شاید پاسخ بسیاری از این پرسشها در توان یک نویسنده نباشد، اما ائمه معصومین(ع) با علم الهی و برای هدایت انسانها مبعوث شدند. همانگونه که قرآن نیز به این حقیقت اشاره دارد، بسیاری از مردم قدر حضور پیامبران و امامان را ندانستند و از فرصت هدایت بهره کافی نبردند.
دوست داشتم این رمان مخاطب را به تأمل درباره فلسفه وجودی ائمه معصومین(ع) و اهداف قیام عاشورا وادار کند. به باور من، شایسته است وعاظ، مداحان و سخنرانان مذهبی، در کنار بیان مصائب اهلبیت(ع)، بیش از گذشته به چرایی قیام امام حسین(ع) و رسالت هدایتگرانه ایشان نیز بپردازند.
یکی از اهداف اصلی من از نگارش این اثر، ایجاد این پرسش در ذهن مخاطب بود که چرا شخصیتی که در آغاز داستان فردی بیطرف و ناآگاه است، در پایان مسیر در کنار حق قرار میگیرد. شخصیت «حارث» که زاییده تخیل نویسنده است، سربازی است که در مسیر حرکت کاروان اسرا حضور دارد و در پایان این سفر دچار تحول و پشیمانی میشود. هرچند این شخصیت ساخته ذهن من است، اما وقایع تاریخی پیرامون او کاملاً بر پایه منابع معتبر شکل گرفتهاند. مایل بودم مخاطب خود درباره این تحول بیندیشد و از خود بپرسد که چه عاملی باعث شد این شخصیت مسیر خود را تغییر دهد و در نهایت در کنار حق بایستد؛ پرسشی که پاسخ نهایی آن را باید خود خواننده جستوجو کند.
شاید مخاطب با قرار گرفتن در جایگاه آن سرباز، بتواند خود را در متن ماجرا تصور کند و به درک و دریافت شخصی از حقایق این روایت برسد. هدف از نگارش این اثر، بیش از آنکه ارائه پاسخی قطعی باشد، ایجاد پرسشی در ذهن مخاطب است؛ پرسشی که او را به تأمل درباره چرایی توجه به قیام عاشورا، فلسفه آن و نسبت خود با این واقعه تاریخی و اعتقادی وادارد.

هدف من این بود که مخاطب بیش از آنکه صرفاً با جزئیات وقایع تاریخی مواجه شود، به تأمل و پرسش درباره فلسفه قیام عاشورا برسد
* به نظر میرسد در «به نام نامی سر»، مسیر نینوا تا شام فقط یک جغرافیا نیست و هر منزل، لایهای از شخصیت راوی را آشکار میکند. برای طراحی این سفر، بیشتر به منابع تاریخی تکیه کردید یا به اقتضائات داستان؟
در طراحی مسیر حرکت کاروان اسرا از کوفه تا شام، بهطور کامل بر منابع تاریخی تکیه کردهام و هیچ بخش از روایت خارج از چارچوب وقایع مستند تاریخی شکل نگرفته است. تمام رخدادهایی که در طول مسیر و در شهرهای مختلف به آنها پرداخته شده، بر اساس منابع معتبر تاریخی و روایی، اعم از منابع اهل سنت، منابع شیعه و حتی برخی آثار برگرفته از متون مسیحی، تدوین شدهاند.
برای نگارش این رمان بیش از ۱۵۰ منبع تاریخی را مطالعه و بررسی کردم. در مواردی که روایتهای مختلفی درباره یک واقعه وجود داشت، تلاش کردم نقلهایی را انتخاب کنم که بیشترین همپوشانی و اعتبار را میان منابع داشته باشند و همانها را در متن داستان به کار ببرم. همچنین در موارد اختلاف روایتها، اولویت را به آثار متقدم و کهنتر دادم؛ زیرا معتقدم هرچه یک منبع تاریخی به زمان وقوع حادثه نزدیکتر باشد، از ارزش و اعتبار بیشتری برخوردار است.
البته در میان منابع مربوط به واقعه عاشورا، چند مقتل و اثر تاریخی وجود دارد که از نگاه بسیاری از پژوهشگران و علما اعتبار بیشتری دارند و تلاش کردم بیشترین بهره را از همین منابع در فرآیند نگارش کتاب ببرم.
* فضای رمان در بسیاری از بخشها بیش از آنکه جنگی باشد، حال و هوایی تأملبرانگیز و درونی دارد. آیا از ابتدا به دنبال خلق چنین فضایی بودید؟
هدف من این بود که مخاطب بیش از آنکه صرفاً با جزئیات وقایع تاریخی مواجه شود، به تأمل و پرسش درباره فلسفه قیام عاشورا برسد. به همین دلیل، تلاش نکردم صرفاً شرح دهم که چه کسانی شمشیر کشیدند یا چه حوادثی رخ داد؛ زیرا اغلب مردم، بهویژه در ایران، از طریق مجالس عزاداری و روضه، بارها روایت کلی واقعه عاشورا را شنیدهاند و با آن آشنا هستند.
آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، اندیشیدن به چرایی این قیام و پیامهای عمیق آن است. از همین رو، کوشیدم در این اثر به جای تکرار روایتهای آشنا، زمینهای فراهم کنم تا مخاطب درباره اهداف، فلسفه و ابعاد فکری و معرفتی عاشورا بیشتر تأمل کند. این نیز یکی از مهمترین انگیزههای من برای نگارش این رمان بود.
* آیا در هنگام نگارش، به مخاطب غیرمذهبی یا حتی کسی که آشنایی چندانی با جزئیات عاشورا ندارد نیز فکر میکردید؟
هنگام نگارش این رمان، هیچگاه مخاطب را بر اساس گرایش مذهبی یا اعتقادی دستهبندی نکردم. از نظر من، مخاطب این اثر طیف گستردهای از افراد با سنین، باورها و پیشینههای متفاوت را در بر میگیرد و هر فردی، فارغ از مذهب یا اعتقاداتش، میتواند با این روایت ارتباط برقرار کند.
حتی اگر خواننده آشنایی چندانی با واقعه عاشورا و جزئیات آن نداشته باشد، تصور میکنم مطالعه این رمان بتواند او را به تأمل وادارد. در این اثر، روایتهایی مستند از تحول شخصیتهایی آمده است که در مسیر کاروان اسرا با سر مبارک امام حسین(ع) مواجه شدند؛ از جمله داستان افرادی از جامعه یهودیان و نیز روایت مشهور راهب مسیحی که در منابع تاریخی نقل شده است. به همین دلیل معتقدم این رمان محدود به مخاطبان مذهبی نیست و میتواند برای طیف وسیعی از خوانندگان، فارغ از باورهای دینی، اثری قابل تأمل باشد.
* چرا در ادبیات داستانی ما، مسیر اسارت اهل بیت(ع) کمتر از روز عاشورا مورد توجه قرار گرفته است؟
به نظر من، اینکه مسیر اسارت اهلبیت(ع) در مقایسه با روز عاشورا کمتر مورد توجه قرار گرفته، پرسشی جدی است. بخش عمده آثار داستانی و حتی تولیدات نمایشی، بیش از هر چیز بر وقایع روز عاشورا تمرکز دارند؛ بهویژه بر بخشهایی که احساسات مخاطب را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهد. بیتردید این حوادث برای همه ما اندوهبار و تأثیرگذار است و شاید همین مسئله باعث شده است که روایتها بیشتر به آن مقطع بپردازند.
با این حال، اگر بخواهیم نگاهی تخصصیتر به این موضوع داشته باشیم، معتقدم اثرگذاری عمیقتر زمانی شکل میگیرد که ریشههای یک واقعه برای مخاطب تبیین شود؛ اینکه چه عواملی زمینهساز وقوع عاشورا شد و چرا آن حوادث تلخ رقم خورد. اگر بتوانیم این چراییها را برای مخاطب روایت کنیم، او نهتنها بیشتر تحت تأثیر قرار میگیرد، بلکه با تأمل و درک عمیقتری به واقعه عاشورا مینگرد.
* به نظر شما ادبیات عاشورایی امروز بیشتر از کمبود سوژه رنج میبرد یا کمبود زاویه دید تازه؟
به باور من، ادبیات عاشورایی امروز نه از کمبود سوژه رنج میبرد و نه از فقدان زاویهدیدهای تازه. حتی اگر از ادبیات عاشورایی فراتر برویم، باید گفت آنچه بیش از هر چیز در حوزه تبیین و گسترش فرهنگ عاشورا احساس میشود، کمبود نگاه خلاقانه و نیت خالص در تولید آثار است.
به نظر من، ظرفیتهای ناشناخته و ناگفته در این حوزه بسیار گسترده است؛ تا آنجا که میتوان گفت هزاران سوژه در ادبیات عاشورایی وجود دارد که هنوز روایت یا حتی شناسایی نشدهاند. اگر نویسندگان با دغدغهمندی بیشتر، مطالعه عمیقتر و مراجعه جدیتر به منابع تاریخی به این عرصه ورود کنند، بیتردید میتوانند به موضوعاتی دست یابند که تاکنون در آثار عاشورایی کمتر به آنها پرداخته شده و از دل آن، آثار تازه و متفاوتی خلق کنند.
در این میان، خلاقیت نقشی تعیینکننده دارد؛ بهویژه زمانی که مخاطب، نسل امروز باشد. مخاطبان امروز دیگر مانند گذشته با هر اثری ارتباط برقرار نمیکنند و معمولاً فرصت یا حوصله مطالعه کتابهای تحلیلی و سنگین را ندارند. از همین رو، نویسندگان باید با در نظر گرفتن اقتضائات زندگی امروز، آثاری متناسب با زبان، سلیقه و نیازهای نسل جدید تولید کنند؛ آثاری که ضمن حفظ اصالت و استناد تاریخی، بتوانند مخاطب معاصر را نیز با خود همراه سازند.
* مسیر اسارت اهل بیت(ع) معمولاً در ذهن مخاطب با روضه و مقتل شناخته میشود. تبدیل این فضا به رمان چه دشواریهایی داشت؟
مسیر اسارت اهلبیت(ع) در ذهن بسیاری از مخاطبان بیش از هر چیز با روضه و مقتل شناخته میشود و این موضوع، ریشه در واقعیت تاریخی قیام عاشورا دارد. به باور من، نهتنها واقعه عاشورا، بلکه بخش مهمی از تاریخ زندگی اهلبیت(ع) با رنج، مظلومیت و شهادت گره خورده است. این بزرگواران با وجود همه سختیها برای هدایت مردم زمان خود تلاش کردند، اما آنگونه که شایسته بود، مورد قدردانی قرار نگرفتند.
من معتقدم همانگونه که گذشتگان در شناخت و همراهی با امامان معصوم(ع) کوتاهی کردند، امروز نیز باید نسبت به جایگاه و حق امام مهدی (عج) شناخت و توجه بیشتری داشته باشیم
در نگارش روایت مسیر اسارت اهلبیت(ع) با دشواری خاصی روبهرو نبودم، زیرا سالها با فضای روضه و مقتل مأنوس بودهام و میدانستم مخاطب فارسیزبان نیز با این روایتها آشنایی دارد. طبیعی است که خواندن این کتاب برای مخاطب اندوهبرانگیز باشد، اما تلاش کردم این روایت با نهایت احترام، ادب و حفظ شأن اهلبیت(ع) نوشته شود و جزئیات آن به گونهای بازآفرینی شود که کوچکترین بیحرمتی یا خدشهای به جایگاه آن بزرگواران وارد نشود.
پیش از آغاز نگارش این اثر نیز با نگاهی اعتقادی، از حضرات معصومین(ع) اذن معنوی طلب کردم و پس از انتشار کتاب، با توجه به برخی اتفاقاتی که برایم رخ داد، این احساس را پیدا کردم که این اثر تا حدی مورد عنایت و لطف آن بزرگواران قرار گرفته است.
* به نظر شما، برای مخاطب امروز، کدام بخش واقعه عاشورا کمتر روایت شده و هنوز ظرفیت داستانی دارد؟
به اعتقاد من، آن بخشی از تاریخ عاشورا که به ریشهها و فلسفه قیام امام حسین(ع) میپردازد، برای مخاطب امروز کمتر روایت شده است. در حالی که نهتنها روز عاشورا، بلکه تمام ابعاد این قیام ظرفیت فراوانی برای خلق آثار داستانی و نمایشی دارد. با این حال، به نظر میرسد به دلیل کمبود خلاقیت یا پرداختهای تکراری، هنوز از این ظرفیت بهدرستی استفاده نشده است.
از نگارش این رمان بسیار خرسندم و پیش از هر چیز خداوند را شاکرم. باور دارم که توفیق نوشتن این اثر، با اذن و عنایت حضرت امام حسین(ع) برای من فراهم شد. خوشحالم که این کتاب مورد استقبال مخاطبان، بهویژه نوجوانان، قرار گرفت.
این اثر سال گذشته نیز در جشنواره دوسالانه کتاب سال عاشورا بهعنوان یکی از آثار برگزیده معرفی شد و در کنار آثار نویسندگانی چون استاد باباخانی و دیگر چهرههای شاخص این حوزه قرار گرفت. حضور نام این رمان در میان آثار برگزیده و نامزدهای این جایزه، برای من افتخار بزرگی بود.
نکته دیگری که مایلم به آن اشاره کنم این است که این کتاب را به نیت نذر نوشتهام و هیچگونه حقالتألیف یا مبلغی بابت آن دریافت نکردهام و نخواهم کرد. تنها آرزویم این است که مخاطب پس از مطالعه این اثر، به تأمل و اندیشه برسد، پاسخ پرسشهای خود را بیابد و بتواند گامی در مسیر شناخت اهداف قیام امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورا بردارد. اگر این اثر بتواند چنین نقشی ایفا کند، آن را باقیاتالصالحاتی برای خود میدانم.
نظر شما