دکتر عادل مهری سرپرست دفتر مطالعات و پژوهشهای بنیاد شهید و امور ایثارگران در گفتوگو با خبرنگار حیات با اشاره به زندگی پدرش، شهید ستار مهری ورنیان، اظهار داشت: پدرم متولد سرعین اردبیل و فرزند غلامحسین بود. حدود ۳۵ سال داشت که پس از چهار مرحله اعزام داوطلبانه به جبهه، در اسفند سال ۱۳۶۲ و در جریان عملیات خیبر در منطقه جزیره مجنون و طلائیه مفقود شد. او به عنوان بسیجی داوطلب و با توجه به سابقه فعالیت در حوزه درمان، در جبهه به عنوان بهیار و امدادگر خدمت میکرد و برای نجات مجروحان از هیچ تلاشی دریغ نداشت.
وی افزود: پدرم پیش از حضور در جبهه، کارمند دانشگاه تهران و از نیروهای فعال وزارت بهداشت بود و در تجهیز و راهاندازی چند بیمارستان از جمله هفت تیر، بهارلو، امیرالمؤمنین نازیآباد، بهارود راهآهن و بیمارستانی در خزانه فلاح نقش مؤثر داشت. روحیه پیگیری، دقت در انجام مسئولیتها و تعهد کاری او زبانزد همکارانش بود؛ تا جایی که وزیر بهداشت وقت، دکتر مرندی، پس از شهادتش گفته بود اگر میماند میتوانست به مراتب بالای مدیریتی در حوزه پشتیبانی و توسعه وزارتخانه برسد.
سرپرست دفتر مطالعات و پژوهشهای بنیاد شهید ادامه داد: در عملیات خیبر، پدرم مجروح شد و به اسارت نیروهای عراقی درآمد. فیلمی از تلویزیون عراق پخش شد که او را با سر باندپیچیشده و دستان بسته در میان دیگر اسرا نشان میداد و حتی سربازی عراقی به او اشاره میکرد که به دوربین نگاه کند. همچنین صدایی از رسانههای عراقی منتشر شد که خود را معرفی کرده و گفته بود «فرزند غلامحسین هستم و سه فرزند دارم.» همین موضوع باعث شد ما سالها تصور کنیم در اسارت است.
وی با بیان اینکه در زمان مفقود شدن پدر تنها چهار سال داشته است، گفت: از سال ۶۲ تا ۷۳ چشمانتظار بازگشتش بودیم. پس از آزادی اسرا و نبودن نام او در فهرست آزادگان، احتمال شهادتش قوت گرفت تا اینکه در سال ۱۳۷۳ پیکرش در جریان عملیات تفحص، در منطقه جزیره مجنون و در عمق حدود سه متری زمین ـ در شرایطی که منطقه آبگرفته بود ـ کشف و از طریق پلاک شناسایی شد. پیکر مطهرش در ۲۴ خرداد همان سال در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.
دکتر مهری با اشاره به سختی سالهای چشمانتظاری خاطرنشان کرد: پدربزرگم سالها در انتظار بازگشت فرزندش ماند و تنها یک سال پس از تشییع پیکر او دار فانی را وداع گفت. مادرم نیز سالها بار سنگین انتظار را به دوش کشید و با صبوری ما سه فرزند را تربیت کرد.
وی درباره ویژگیهای شخصیتی شهید مهری گفت: پدرم انسانی مردمی، خوشبرخورد و دغدغهمند بود. خانه ما در تهران مأمن همشهریانمان بود که برای درمان یا پیگیری امور اداری به پایتخت میآمدند. بسیاری از آنان سالها بعد از شهادتش به ما میگفتند پدرتان بدون چشمداشت کارشان را پیگیری کرده است. حتی در آخرین اعزام، هنگام خداحافظی رفتارش متفاوت بود؛ به گفته مادرم، پیش از رفتن درباره تقسیم اموال مشترک با برادرش صحبت کرده بود تا پس از شهادتش حقی از فرزندانش ضایع نشود یا حقی بر گردنش نسبت به کسی نماند. او نسبت به حلال و حرام بسیار حساس بود و آینده خانواده برایش اهمیت داشت.
دکتر مهری با اشاره به فعالیتهای انقلابی پدرش افزود: او پیش از انقلاب از فعالان انجمن اسلامی و از اعضای کمیته استقبال امام بود و به همین دلیل تحت نظر ساواک قرار داشت. با این حال از فعالیتهای انقلابی دست نکشید و پس از پیروزی انقلاب نیز در حوزه درمان و پشتیبانی بیمارستانها نقشآفرین بود.
وی با بیان اینکه خود دارای دکترای روانشناسی است و برادر و خواهرش نیز هر یک در حوزههای تخصصی مشغول خدمتاند، گفت: پدرم سه فرزند داشت و همواره بر تربیت، علمآموزی و خدمت به مردم تأکید میکرد. امیدوارم ما و همه فرزندان شهدا ادامهدهنده راه آنان باشیم.
به گزارش حیات، شهید ستار مهری ورنیان از شهدای غریب کشور است؛ شهیدی که پس از اسارت و سالها مفقودی به وطن بازگشت. زنده نگه داشتن یاد و سیره شهدا وظیفهای همگانی است و باید ارزشهایی چون ولایتمداری، رعایت حقالناس و روحیه ایثار را به نسل جوان منتقل کنیم.
انتهای پیام/خ
نظر شما