به گزارش پایگاه خبری حیات، وی پس از اینکه وارد دوره ی دبیرستان شد، به همراه دوستانش در جشن هایی که در دبیرستان برگزار میشد، فعالیت زیادی مانند تلاوت قرآن انجام می داد و این فعالیت ها تا زمانی که شعله های فروزان انقلاب اسلامی برافروخته شد، ادامه داشت.
شهید جهانی نیا، در جریانات انقلاب فعالیت های زیادی داشت و هنگامی که بسیج اقتصادی در مساجد شروع به فعالیت کرد، او از نخستین کسانی بود که با بعضی از دوستانش در مسجد امام جعفر صادق(ع) شروع به انجام کارهایی مانند سرشماری منازل و پخش کارت ارزاق عمومی کرد و همزمان در بسیج نظامی مسجد نیز با دوستانش شروع به فعالیت کرد. پس از آن به مدت 6 ماه در کمیته ناحیه 2 مشغول انجام وظیفه بود و در این حین دیپلم خود را گرفت و مدتی هم به مدرسه سعد دربند، که بیشتر بچه های مستضعف اطراف درس می خواندند کمک مالی می کرد.
وی در دوره ی آموزشی خدمت سربازی هنگامی که به مرخصی می آمد، نیز در بسیج اقتصادی فعالیت میکرد، پس از اتمام دوره ی آموزشی با لشگر 77 پیروز مشهد، راهی جبهه ی هفت تپه استان خوزستان شد و پس از آن به فکه منتقل شد و سپس درخط مقدم شلمچه مشغول انجام وظیفه شد وجمعا نه ماه و سیزده روز در خط مقدم خدمت کرد.
آخرین باری که شهید جهانی نیا به مرخصی آمد هنوز چند روزی از مرخصی او باقی مانده بود که به جبهه بازگشت و هر چه خانواده به او گفتند چند روز مرخصی را بمان! نماند و راهی جبهه شد، او می گفت: چطور من در رختخواب گرم و نرم بخوابم و دوستان عزیزم در سنگر و در زیر توپ و خمپاره باشند. من دوست دارم که در کنار آنها باشم تا ان شاءالله یا پیروز گردیم یا من به آرزوی دیرینه ام که همان شهادت است برسم.
شهید رضا جهانی نیا، سرانجام در 23 بهمن سال 61، توسط ترکش خمپاره بعثیان به مقام والای شهادت نائل گشت و با خون سرخ خود به یزیدیان زمان ثابت کرد که حق همیشه پیروز است. وی به خون خود خفت تا شاهدی باشد بر مظلومیت اسلام در تاریخ.
وصیت نامه شهید رضا جهانی نیا
«اینجانب رضا جهانی نیا فرزند محمد در سلامتی کامل و به اختیار با اقرار به وحدانیت خداوند و پیامبری حضرت محمد (ص) و امامت دوازده امام معصوم در حالی این وصیت رامینویسم، که هیچ دلبستگی به دنیا ندارم و فقط به امید خدا و برای خدا به جبهه آمدهام و برای سربلندی اسلام و مسلمین و برای پیروزی امت مسلمان به رهبری زعیم عالیقدر امام خمینی ارواحنا له الفداء.
امت قهرمان چون گذشته جز برای الله کار نکنید و در یک جمله هدفشان خدا باشد و کتابتان قرآن و رهبرتان امام خمینی و فرمانده اسلامتان امام عصر (عج) و دعایتان (خدایا ، خدایا ، تا انقلاب مهدی خمینی رانگهدار) و آرزویتان ظهور مهدی (عج) و نابودی کفر و نفاق. و در این راه موضع نه شرقی و نه غربی را حفظ کنید، زیرا در اینصورت موفق خواهید بود و بدانید که هیچگاه با استعمار جهانی به توافق نخواهید رسید و همیشه با او در نبرد خواهید بود. زیرا استکبار جهانی ذاتا تجاوز کار است و اگر امروز از صلح و دوستی میزند فردا خیال به انحراف کشیدن انقلاب اسلامی را دارد.
لذا با تمام نیرو توان خویش با هر کس و ناکسی و با هر مزدوری که به سوی شرق و غرب و وابستگی میرود بجنگید و هیچ هراسی به دل راه ندهید که باطل رفتنی است و از کسانیکه متمایل به شرق و غرب هستند دوری کنید و طردشان نمائید. البته میدانم که نه شرقی و نه غربی را به معنی کلیه روابط باکشورهای شرق و غرب نخواهید پنداشت بل به معنی زیر سلطه نرفتن و وابسته نشدن معنی خواهید کرد.
خواهیم گفت تا کی باید بجنگیم؟ قرآن صریحا جواب میدهد. و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون دین لله. یعنی: نبرد کنید با ایشان تا از فتنه و آشوب اثری نماند وقرآن خدا حاکم گرددو بدانید دشمن شماره یک ما طبق فرموده رهبر انقلاب آمریکا صهیونیسم است. بازگشت همه بسوی خداست و چه بهتر که انسان جان خود را موقعی بدهد که برای اسلام مفید باشد و ما هم با این جان ناقابل به جنگ کفر و نفاق برخواستهایم، شاید مورد الطاف خفیه خدا واقع شویم و به مقام شهادت که منتها آرزوی هر حزب اللهی است، برسیم.»
در بخش پایانی این وصیت نامه آمده است:
« ای زندگان زمین برای شهدا اشک نریزید که آنان زنده و جاویدند بلکه برای خود بگریید که گرفتار زندگانی دنیائی هستید، برای شهدا شادی کنید که آنان به آرزویشان رسیدهاند و خوشحالند. اینجانب از خداوند سلامتی امام و پیروزی اسلام ومسلمین جهان را خواستارم و آرزوی سلامتی و پیروزی و موفقیت مسئولان کشوری و لشگری را دارم و از امت شهیدپرور خواهانم وحدت را که رمز پیروزی است.»
2/9/1361