این 5 چهره برجسته ارتش و سپاه در مأموریتی برای ارائه گزارش به امام خمینی (ره) عازم تهران میشوند و به این منظور یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ با ۴۰ نفر سرنشین و ۲۷ مجروح و پیکر ۳۲ تن از شهدای عملیات ثامنالائمه از فرودگاه اهواز به مقصد تهران به پرواز در میآید. هواپیما در ۳۰ مایلی فرودگاه مهرآباد تهران در جنوبغربی کهریزک دچار سانحه میشود و به علتی نامشخص هر چهار موتور آن خاموش می شوند. خلبان تلاش میکند هواپیما را در همان منطقه به زمین بنشاند. چرخهای هواپیما به وسیله دستگیره دستی باز می شود و هواپیما در زمین ناهموار فرود میآید و پس از طی مسافتی قریب به ۲۷۰ متر، بال چپ آن به ناهمواری زمین اصابت میکند که موجب متلاشی شدن و آتش گرفتن آن می شود. در این حادثه ۴۹ نفر از سرنشینان هواپیما از جمله پنج تن از سرداران دفاع مقدس و عملیات ثامنالائمه به شهادت می رسند.
برای درک ابعاد خسارتی که این سانحه وارد کرد کافی است نگاهی به سوابق و مدارج این 5 فرمانده بیندازیم:
شهید تیمسار سرلشکر ولیا... فلاحی
سرلشکر فلاحی از خطه طالقان برخاسته و دوران تحصیل و آموزش را در تهران گذرانده بود. وی در سال ۱۳۳۰ در دانشکده افسری تحصیلات دانشگاهی را تکمیل می کند و پس از فارغالتحصیلی خدمت خود را در نیروی زمینی ارتش در لشکر ۹۲ اهواز آغاز کرد.
شهید فلاحی که از دانشجویان ممتاز دورههای مختلف نظامی بود با دعوت دانشکده فرماندهی و ستاد، به تدریس در این دانشکده می پردازد و مدیریت آموزش دانشکده به وی محول می شود. با شروع جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، سرلشکر فلاحی همواره در جنوب و یا غرب کشور حضور پیدا می کند و از نزدیک ناظر طرحهای مختلف عملیاتی و لجستیکی می شود. اعتماد بنیانگذار انقلاب به او تا حدی بوده که پس از عزل بنیصدر، امام خمینی (ره) طی حکمی اختیارات فرماندهی کل قوا را به سرلشکر فلاحی تفویض می کند و او با تدبیر و تلاش زیربنای ارتش مردمی را پس از پیروزی انقلاب پایهگذاری می کند.
شهید سرتیپ سیدموسی نامجوی
سرتیپ نامجو از خطه سرسبز انزلی برخاسته بود. در سال ۱۳۳۷ به عنوان یکی از شاگردان برجسته وارد دانشکده افسری شد و در سال ۱۳۴۰ فارغالتحصیل گردید. پس از پیروزی انقلاب وی با کمک شهیدان کلاهدوز و اقارب پرست هسته اولیه سپاه پاسداران را پیریزی کرد و از افراد موثر در منفک شدن شهید کلاهدوز از ارتش و پیوستن به سپاه بود. شهید نامجوی با تمام مسئولیتهایش در دو جبهه میجنگید، یکی نظامی و دیگری فرهنگی. کار نظامی او سامان دادن به ارتش و فرماندهی دانشکده افسری بود و همزمان در مدارس عالی پلیتکنیک تهران و مجتمع آموزشی انقلاب به تدریس مشغول بود. اگرچه شهید نامجوی در دوران کوتاهی بعد از انقلاب حضور داشت، اما امروز ردپای او در همه جای ارتش و وزارت دفاع جلوهگر است و دانشکده افسری امروز یادگاری از آن شهید آیندهنگر است.
شهید سرتیپ جواد فکوری
شهید جواد فکوری از زمره مردان برومند خطه آذربایجان و تبریز بود.پدرش فردی متدین و از کاسبهای جزء بود که در آن زمان به علت عدم رونق بازار به تهران مهاجرت کرد. جواد تحصیلات متوسطه را در مدرسه مروی تهران گذراند و در سال ۱۳۳۸ با توجه به هوش سرشار و ذهن خلاقش در آزمون سراسری در رشته پزشکی پذیرفته شد، اما به دلیل علاقه وافری که به آموختن فن خلبانی داشت، انصراف داد و به استخدام دانشکده خلبانی نیروی هوایی درآمد و دورههای مختلف خلبانی و نظامی را پشت سرگذاشت. جواد پس از پیروزی انقلاب مسئولیتهای متعددی را در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی برعهده گرفت و در نهایت در خرداد ماه سال ۱۳۵۹ به سمت فرماندهی نیروی هوایی ارتش منصوب شد.
شهید فکوری بر اثر لیاقت، کاردانی و شایستگی در شهریور همان سال با حفظ سمت به عنوان وزیر دفاع به کابینه شهید رجایی راه یافت. شهید فکوری نقشی تاریخی در طراحی و اجرای بزرگترین عملیات ۱۴۰فروندی به فاصله ۱۰ ساعت از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران داشت و در چندین نوبت از سوی عناصر ضدانقلاب و وابسته تا مرز شهادت پیش رفت.
سردار سرلشکر شهید یوسف کلاهدوز
شهید کلاهدوز به خطه خراسان و دیار قوچان تعلق داشت. وی هنگامی که پس از اخذ دیپلم وارد دانشکده افسری شد، تعجب نزدیکانش را برانگیخت چون آنان چنین انتظاری نداشتند. اما هدف کلاهدوز ادامه مبارزاتش در درون ارتش شاه بود. یکی از کارهای مهم کلاهدوز از انداختن تانکهای ارتش در شب ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ بود که قصد کودتا و کشتار وسیع مردم را داشتند. پس از فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کلاهدوز به همراه چندتن از همفکران خود مأمور تشکیل این نهاد شدند و از همان ابتدا در راهاندازی واحدهای آموزشی و توسعه آن تلاش فراوان کرد. با شروع جنگ تحمیلی همت و تلاش شهید کلاهدوز بر سازماندهی و ساماندهی رزمندگان اسلام متمرکز شد و در طراحی عملیاتهای نظامی از ذهنی خلاق و اندیشهای متبکرانه برخوردار بود. کلاهدوز از همان ابتدای تشکیل سپاه، وحدت و هماهنگی میان ارتش و سپاه را مدنظر قرار داد و در اجرای فرمان امام مبنی بر شکست حصر آبادان نقش ویژهای داشت.
شهید محمدعلی جهانآرا
خرمشهر با نام شهید جهانآرا عجین شده است. او از نوجوانی به فعالیتهای دینی در مساجد پرداخت. وی با راهنمایی برادرش وارد گروه مبارزه مخفی به نام حزبا... خرمشهر شد و در سال ۱۳۵۱ توسط عوامل ساواک شناسایی و دستگیر گردید. وی پس از محاکمه به خاطر سن کمش به یک سال زندان محکوم شد و پس از آزادی به شدت تهدید شد که دیگر وارد مبارزات سیاسی نشود اما وی وقعی ننهاد و فعالیتهای مخفیاش را ادامه داد. بعد از پیروزی انقلاب، محمدعلی پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر بازگشت و با دوستانش کانون حراست از نظام انقلابی را تشکیل داد. وی در سال ۱۳۵۸ فرماندهی سپاه خرمشهر را برعهده گرفت و همزمان جهاد سازندگی خرمشهر را نیز پایهگذاری کرد. با آغاز جنگ تحمیلی محمدعلی و نیروهای وفادارش تا پای جان در برابر اشغال شهرشان مقاومت کردند اما نرسیدن کمکهای پشتیبانی از سوی بنی صدر موجب سقوط و اشغال شهر شد. محمد در عملیات ثامنالائمه و شکست حصر آبادان نقش بسیار مؤثری داشت و همه این سرداران به هنگام مراجعت به تهران، برای گزارشدهی به امام امت، در سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. روحشان شاد و راهشان پررهرو باد.