به مناسب سالگرد شهادت عبدالرحمان رحمانیان؛ مردی از سربازان خمینی
به مناسبت سالگرد شهادت شهید رحمانیان، نگاهی مختصر به زندگی این شهید بزرگوار انداخته ایم و وصیت نامه او را مرور می کنیم.
به گزارش حیات؛ شهید عبدالرحمان رحمانیان در سال ۱۳۴۲ در سالهای خون و حماسه و در روزهایی که موج اعتراضات مردم، سرآغاز تحولات انقلابی بهشمار میرفت، در شهرستان جهرم در استان فارس چشم به جهان هستی گشود؛ همان سالی که امام در جمله ای تاریخی فرمودند، سربازان من در گهواره هستند. عبدالرحمان، دوران کودکی را تحت حمایت پدر و مادری مهربان و زحمتکش، به کسب معارف دینی و مذهبی پرداخت و از همان سنین کودکی، روح بیتاب خود را در چشمهسار نماز و نیایش تطهیر داد. پس از پشت سر نهادن دوران کودکی و آغاز بهار علم و دانش، راهی مدرسه شد و تحصیلات خود را در هنرستان فنی و حرفهای تا سال سوم در رشته راه و ساختمان ادامه داد. با اوجگیری مبارزات انقلابی مردم علیه رژیم سفاک پهلوی، او نیز در صفوف انقلابی سربازان روحالله (ره) قرار گرفت و با حضور فعالش در اکثر راهپیمائیها و تظاهرات و پیروزی نهائی انقلاب، دین خود را ادا نمود و پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی نیز به عنوان به عنوان جانشین و فرمانده گردان ابوذر از لشکر خط شکن المهدی(عج) شهرستان جهرم در جبهههای نبرد حق علیه باطل چون سرپل ذهاب و گیلانغرب، حماسهها و رشادتهای فراوانی از خود نشان داد. عبدالرحمان در سال ۱۳۶۴ ازدواج کرد و سرانجام پس از دلاوریهای فراوان در جبهههای جنگ تحمیلی، طی نخستین روز عملیات کربلای ۴ در تاریخ سوم دیماه سال ۱۳۶۵ هجری شمسی در محور اروند در سن بیست و سه سالگی شهد نوشین شهادت را سر کشید. پیکر مطهرش در سال ۱۳۷۴ش بر دستهای هزاران عاشق مشتاق، تشییع و در گلزار شهدای فردوس جهرم به خاک سپرده شد. آنچه که از نظر می گذرانید وصیت نامه آن شهید بزرگوار می باشد که در زیر می خوانید: بسم الله الرحمن الرحیم رضیت بالله ربا و بالاسلام دینا و لمحمد صل الله علیه و آله نبیا و بعلی اماما و بالحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و الخلف الصالح علیهم السلام ائمه و ساده قاده بهم اتولی و من اهدائهم اتبرء. هدیه به پیشگاه مقدس حضرت حق، آخرین ستاره درخشان امامت و ولایت حضرت مهدی موعود(عج). با سلام خدمت حضرت امام روح ا... حامی مستضعفان و با سلام و درود به ارواح طیبه شهدای این انقلاب و انقلاب خونین کربلا و با سپاس و شکرگذاری از خداوند کریم که لطفش شامل همه انسانها خصوصاً مسلمین است. خدمت عزیزانم باید عرض شود که اصل و ریشه ی هر حرکت علاقه و عشق به خداست برای همین هم الهام گرفتن از چشمه های جوشان قرآن مجید لازمه ی این امر است. شما عزیزان مؤمن به الله از قرآن الله و با توکل به او و با الهام گرفتن از گرانبهاترین گفته های او به اسم لشکر الله از سوی خانه ی کعبه حرکت کردید. به همین سبب هیچ لشکری نمی تواند بر شما چیره شود. مگر این نیست که قرآن می فرماید: "ان تنصرالله ینصرکم و ثبت اقدامکم" (اگر به یاری دین خدا برخیزید بی شک و شبهه حق به یاری شما خواهد آمد). بار خدایا؛ این توئی که به ما راهی را نمودی که خشنودی و رضای تو در آن است. یارانت را بدان فرا خوانده و بهای آن را بهترین پاداش و برترین فرجام قرار دادی و این بهترین راهی است که می توان رفت. در این رهگذر مال و جان مؤمنان را پذیرا شدی و بهشت برین را به آنان ارزانی دادی. آنها که در راه خدا می جنگند و می کشند و کشته می شوند و این است وعده ی راستین تو. خداوندا؛ یاری ام ده تا از آن کسانی باشم که سرمایه وجودشان را به پیشگاه تو تقدیم داشته و ارزش خویش را باز یافته اند و بر سر بیعت خود استوار و پابرجا ایستادند و بی تزلزل ندای جهت تو را با انتخاب قرب جوارت پاسخ دادند. توفیقم عطا کن که موضعی بگیرم که موجب خشنودی تو و آمرزش گناهانم و پویای راه آن شهیدانی باشم که به عشق تو و حیات جاوید در زیر لوای حق و پرچم هدایت، قدم استوار داشته و به دشمن پشت ننموده و بی تزلزل جام گوارای شهادت را نوشیده اند. بارالها؛ یاریم ده که در راه رسیدن به هدفم پابرجا واستوار باشم. بارالها تو مونس تنهائیهایم بوده و هستی و امیدم به تو است و خواهد بود. مرا در راه خود ثابت قدم و استوار بدار. خدایا فقط تو را می طلبم. معبودا گویی وجودم از آتش رسیدن به عشق تو پر شده و همه اش امید پرواز دارد. گویی این قفس تنگ کفایت نگهداری این حقیر را نمی کند و باید که این میله های آهنین را بگسلم. بار خدایا مرا در، درهم شکستن این قفس پوشالی یاری ده و توانایی عنایت کن. بارالها؛ به لطف و رحمت تو چشم دوخته ام که بی لطف و رحمت تو جان دادن برایم سخت است. بار الها اگر مصلحت دانستی من کشته شوم، در راه خودت مرا بکش. بار خدایا اعتراف می کنم که من گناهکارم و در روز محشر از من بازخواست منمای(اغفر ذنوبی کلها بحرمه محمد و آل محمد). در آخر از همه ی کسانی که بنده را می شناسند عاجزانه تقاضا دارم که این حقیر را حلال کنند. به خصوص پدر و مادرم، برادر و خواهرانم و همچنین همسرم. و تو ای همسرم همچون زینب ثابت قدم و استوار باش و صبر پیشه کن که ان الله مع الصابرین. و آخرین وصیتم به امت حزب الله این است که امام بزرگوار و عزیز را یاری کنند و تنها نگذارند و جنگ را همانطوری که امام فرمودند در رأس همه مسائل قرار دهند. والسلام به امید حاکمیت ارزشهای اسلامی در تمامی زمینه ها و نبردی همه جانبه با کفر جهانی و به امید زیارت کربلای حسینی. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار جمهوری اسلامی به دست مهدی بسپار رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرماپایان پیام/