کد خبر 306813
۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۶

خلیج فارس زیر بار آلودگی؛ محیط زیستی که بهای جنگ را می‌پردازد

خلیج فارس زیر بار آلودگی؛ محیط زیستی که بهای جنگ را می‌پردازد

خلیج فارس برای مردم هرمزگان فقط پهنه‌ای آبی در کنار خانه‌هایشان نیست؛ منبع زندگی و معیشت آنان است، اما حملات اخیر دشمن آمریکایی به کشور، این زیست‌بوم حساس را در معرض آلودگی و تخریب قرار داده است؛ آسیبی که از آب و ساحل فراتر می‌رود و به سفره، درآمد و امنیت معیشتی خانواده‌هایی می‌رسد که زندگی‌شان به دریا وابسته است.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، در هرمزگان، دریا پیش از آنکه یک جغرافیا باشد، بخشی از زندگی مردم است؛ از صیادی و آبزی‌پروری گرفته تا تجارت دریایی، گردشگری، حمل‌ونقل و فعالیت‌هایی که هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم را شکل داده‌اند، ساحل برای مردم این استان مرز میان خشکی و آب نیست؛ امتداد خانه و محل کار آنهاست و سلامت خلیج فارس با سلامت زندگی آنان پیوند خورده است.

همین پیوند است که پیامدهای حملات اخیر دشمن آمریکایی به کشور را برای مردم این منطقه متفاوت می‌کند، ورود ناوها و شناورهای نظامی دشمن به معادلات امنیتی منطقه و انجام عملیات نظامی در پیرامون خلیج فارس و تنگه هرمز، شرایطی را رقم زده که آثار آن از عرصه نظامی فراتر رفته و محیط زیست را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

در این میان، خلیج فارس به عنوان زیست‌بومی حساس، در معرض فشارهایی قرار گرفته که منشأ آن را باید در شرایط جنگی ایجادشده از سوی آمریکا و اقدامات نظامی دشمن جست‌وجو کرد.

این شرایط، نگرانی درباره آلودگی خلیج فارس را به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های محیط زیستی منطقه تبدیل کرده است؛ زیرا هر حمله به شناورها یا زیرساخت‌های مرتبط با انرژی، در صورت آتش‌سوزی، انفجار یا نشت سوخت، می‌تواند زنجیره‌ای از آثار مخرب را برای محیط دریایی به دنبال داشته باشد.

خطر در اینجا فقط آن چیزی نیست که در لحظه حادثه روی سطح آب دیده می‌شود؛ آلاینده‌ها می‌توانند وارد رسوبات شوند، در زنجیره غذایی آبزیان قرار گیرند و با جریان‌های دریایی به نقاط دیگر منتقل شوند.

آلودگی خلیج فارس؛ زخمی بر پیکر زندگی مردم

خلیج فارس به دلیل ویژگی‌های طبیعی خود، محیطی نیست که بتوان خسارت واردشده به آن را به آسانی جبران کرد، عمق نسبتاً کم، تبادل محدود آب با آب‌های آزاد و تراکم فعالیت‌های نفتی، صنعتی و دریایی، این پهنه را در برابر ورود آلاینده‌ها آسیب‌پذیر کرده است، از این رو، فشار جدیدی که در نتیجه عملیات نظامی دشمن بر این اکوسیستم وارد می‌شود، در کنار آسیب‌های پیشین قرار گرفته و توان طبیعی دریا برای بازسازی را کاهش می‌دهد.

در چنین شرایطی، آسیب به مرجان‌ها، جنگل‌های حرا، علفزارهای دریایی و زیستگاه‌های آبزیان تنها یک موضوع علمی نیست، این زیستگاه‌ها بخشی از چرخه طبیعی تولید و بقای آبزیان هستند و هر آسیبی به آنها می‌تواند به کاهش ذخایر دریایی و دشوار شدن فعالیت صیادان منجر شود.

برای یک صیاد هرمزگانی، کاهش ذخایر آبزیان مفهومی پیچیده و دور از زندگی روزمره نیست؛ به معنای آن است که باید زمان بیشتری در دریا بگذراند، هزینه بیشتری برای سوخت و تجهیزات بپردازد و در نهایت با درآمد کمتری به خانه بازگردد، برای آبزی‌پرور نیز آسیب محیط دریایی می‌تواند به کاهش تولید و افزایش هزینه‌ها منجر شود و برای فعال گردشگری، ساحل آلوده و دریای ناامن یعنی کاهش مسافر و از دست رفتن درآمد.

اینجاست که پیامد اقدامات نظامی دشمن از محیط زیست به جامعه منتقل می‌شود، آلودگی دریا در نهایت می‌تواند خود را در اقتصاد خانواده، اشتغال جوانان، امنیت غذایی و آینده جوامع ساحلی نشان دهد، بنابراین نمی‌توان خسارت زیست‌محیطی جنگ را صرفاً در قالب چند شاخص آزمایشگاهی یا میزان آلاینده‌های موجود در آب خلاصه کرد؛ پشت هر زیستگاه آسیب‌دیده، بخشی از اقتصاد و زندگی مردم منطقه قرار دارد.

این موضوع حتی به آب مورد نیاز مردم نیز مرتبط است، در جنوب کشوربه ویژه هرمزگان، آب‌شیرین‌کن‌ها نقش مهمی در تأمین آب دارند و سلامت آب دریا، بخشی از زنجیره تأمین آب شرب محسوب می‌شود و هرگونه افزایش آلودگی در آب ورودی می‌تواند فرآیند تصفیه را پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر کند و در نهایت فشار بیشتری بر زیرساخت‌های تأمین آب وارد آورد.

وقتی عملیات نظامی، طبیعت خلیج فارس را هم تحت فشار قرار می‌دهد

پیامدهای اقدامات دشمن آمریکایی و نیروهای نظامی این کشور تنها به احتمال ورود آلاینده‌ها به آب محدود نمی‌شود، جنگ نظم عادی فعالیت‌های دریایی را نیز برهم زده است، تغییر مسیر شناورها، توقف طولانی‌مدت کشتی‌ها و کاهش تردد در محدوده تنگه هرمز، شرایطی متفاوت از وضعیت عادی ایجاد کرده و هر تغییر گسترده در الگوی رفت‌وآمد دریایی می‌تواند پیامدهای زیست‌محیطی خاص خود را داشته باشد.

یکی از این تهدیدها انتقال گونه‌های غیربومی از طریق آب توازن یا موجودات چسبیده به بدنه شناورهاست، اگر یک گونه مهاجم در محیط جدید مستقر شود، رقابت آن با گونه‌های بومی می‌تواند تعادل اکولوژیک را تغییر دهد و آثار آن بر شیلات و آبزی‌پروری شاید مدت‌ها پس از پایان جنگ آشکار شود.

از سوی دیگر، حملات به تأسیسات و زیرساخت‌های انرژی و آتش‌سوزی ناشی از آنها می‌تواند حجم قابل توجهی از آلاینده‌های جوی و گازهای گلخانه‌ای را وارد محیط کند، بنابراین آثار جنگ تنها در آب باقی نمی‌ماند و هوا، خاک، ساحل و زیستگاه‌های طبیعی نیز در معرض فشار قرار می‌گیرند.

محیط زیست اما مرز سیاسی نمی‌شناسد، آلاینده‌ای که در یک نقطه منتشر می‌شود، می‌تواند با جریان آب یا هوا جابه‌جا شود و آثار خود را در نقاط دیگری نشان دهد، از همین رو، آنچه در خلیج فارس رخ می‌دهد، صرفاً یک مسئله داخلی ایران نیست و پیامدهای آن می‌تواند محیط زیست تمام کشورهای پیرامون این پهنه را تحت تأثیر قرار دهد.

هرمزگان؛ ثبت خسارت برای فردای مطالبه‌گری

در چنین شرایطی، پایش وضعیت خلیج فارس و سواحل هرمزگان اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند، مجموعه محیط زیست استان و دستگاه‌های مرتبط، همزمان با مدیریت شرایط موجود، رصد وضعیت سواحل و مناطق حساس دریایی، دریافت گزارش‌ها و ثبت تغییرات محیطی را دنبال می‌کنند.

این اقدامات اگرچه در برابر ابعاد عملیات نظامی دشمن گسترده نیست، اما یک ضرورت اساسی دارد؛ خسارتی که امروز ثبت نشود، ممکن است فردا قابل اثبات نباشد.

بخشی از آثار زیست‌محیطی جنگ بلافاصله دیده نمی‌شود، ممکن است یک آلاینده پس از مدتی از سطح آب ناپدید شود، اما در رسوبات باقی بماند یا وارد چرخه زیستی آبزیان شود، آسیب به یک زیستگاه نیز ممکن است ماه‌ها بعد در قالب کاهش جمعیت گونه‌ها یا افت تولید شیلات و آبزی‌پروری خود را نشان دهد.

به همین دلیل، نمونه‌برداری از آب و رسوبات، پایش زیستگاه‌های حساس، بررسی وضعیت گونه‌های دریایی و ثبت دقیق تغییرات باید در کنار سایر اقدامات مدیریت بحران ادامه پیدا کند، این داده‌ها در آینده می‌توانند نشان دهند که چه میزان خسارت به محیط زیست وارد شده و آثار آن چگونه زندگی و اقتصاد جوامع ساحلی را تحت تأثیر قرار داده است.

کشور نیز با توجه به همین ضرورت، روند مستندسازی خسارت‌های زیست‌محیطی جنگ را دنبال کرده و برای برآورد خسارت‌های طبیعی و انسانی از ظرفیت دانشگاه‌ها و دستگاه‌های استانی استفاده کرده است. در مورد خلیج فارس، اندازه‌گیری خسارت به دلیل گستردگی پهنه دریایی و تدریجی بودن بخشی از آثار، نیازمند زمان و پایش مستمر است، اما این دشواری نباید موجب شود محیط زیست از فهرست خسارت‌های جنگ کنار گذاشته شود.

دشمن باید پاسخگوی هزینه زیست‌محیطی جنگ باشد

در نهایت، مسئله به یک مطالبه روشن بازمی‌گردد؛ محیط زیست نباید قربانی خاموش جنگ باشد و مردم هرمزگان نباید هزینه اقداماتی را بپردازند که در تصمیم‌گیری درباره آنها نقشی نداشته‌اند.

وقتی حملات دشمن آمریکایی و عملیات نظامی ناوهای این کشور شرایط جنگی موجود را ایجاد کرده و این شرایط خطر آلودگی و تخریب زیست‌بوم خلیج فارس را افزایش داده است، خسارت‌های زیست‌محیطی نیز باید در کنار خسارت‌های انسانی، اقتصادی و زیرساختی ثبت و پیگیری شود.

اصول بین‌المللی حفاظت از محیط زیست در ارتباط با مخاصمات مسلحانه، بر ضرورت حفاظت از محیط زیست پیش، حین و پس از جنگ تأکید دارد و در مواردی که اقدام خلاف تعهدات بین‌المللی موجب خسارت شود، موضوع جبران، بازسازی و مطالبه خسارت قابل طرح است.

بر این اساس، خسارت به آب، سواحل، مرجان‌ها، حرا، ذخایر آبزی و سایر زیستگاه‌های دریایی نباید صرفاً در قالب یک هشدار محیط زیستی باقی بماند. باید این خسارت‌ها با روش‌های علمی ثبت و ارزش‌گذاری شود و آثار اقتصادی آن بر صیادی، آبزی‌پروری، گردشگری و سایر فعالیت‌های وابسته به دریا نیز در محاسبات قرار گیرد.

واکنش جامعه جهانی نیز باید فراتر از صدور بیانیه‌های کلی باشد. اگر نهادهای بین‌المللی خود را متعهد به حفاظت از محیط زیست و صیانت از غیرنظامیان می‌دانند، نمی‌توانند در برابر پیامدهای زیست‌محیطی عملیات نظامی دشمن سکوت کنند یا مسئولیت عاملان را نادیده بگیرند.

خلیج فارس برای مردم هرمزگان یک مسیر عبور نفتکش‌ها روی نقشه نیست؛ بخشی از خانه، کار و زندگی آنهاست، دریا برای یک خانواده صیاد یعنی نان روزانه، برای یک آبزی‌پرور یعنی سرمایه زندگی، برای فعال گردشگری یعنی اشتغال و برای نسل آینده یعنی بخشی از میراث طبیعی سرزمین.

جنگ سرانجام پایان می‌یابد، اما آثار آن بر محیط زیست لزوماً با خاموش شدن صدای سلاح‌ها تمام نمی‌شود، آلودگی باقی‌مانده در رسوبات، زیستگاه آسیب‌دیده، کاهش ذخایر آبزی و خسارت واردشده به فعالیت‌های اقتصادی ساحلی می‌تواند سال‌ها ادامه داشته باشد.

از همین رو، خلیج فارس نباید بهای حملات دشمن را برای سال‌های طولانی بپردازد، آنچه امروز بر آب، ساحل و زیست‌بوم این پهنه می‌گذرد، باید ثبت و مستند شود تا مسئولیت دشمن آمریکایی و نیروهای نظامی این کشور در ایجاد شرایط موجود و پیامدهای زیست‌محیطی آن، در کنار سایر خسارت‌های جنگ، قابل پیگیری و مطالبه باشد.

مردم هرمزگان جنگ را انتخاب نکرده‌اند؛ اما اگر محیط زیست خلیج فارس آسیب ببیند، نخستین کسانی که هزینه آن را در زندگی روزمره خود لمس خواهند کرد، همین مردم هستند، حفاظت از خلیج فارس در چنین شرایطی فقط دفاع از طبیعت نیست؛ دفاع از معیشت، امنیت غذایی، سلامت و آینده مردمی است که نسل‌ها در کنار این دریا زندگی کرده‌اند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha