کد خبر 99931
۱۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

فارین پالیسی : عربستان مانع و معضل ایده دموکراسی خواهی منطقه است

نشریه آمریکایی ˈفارین پالیسیˈ روز دوشنبه در نوشتاری به قلم ˈمارک لینچˈ، عربستان سعودی را معضلی در برابر ایده دموکراسی خواهی مورد ادعای آمریکا خواند و توصیه کرد که واشنگتن نباید بیش از این عربستان را از اصلاح و تغییر مستثنی کند.

به گزارش حیات، لینچ نوشت، هفته گذشته در ریاض در یک کارگاه خصوصی کوچک برنامه سخنرانی داشتم، شاهزاده ˈترکی الفیصلˈ رییس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان و سفیر پیشین ریاض در آمریکا برای معرفی من گزیده هایی از تازه ترین نوشته هایم در فارین پالیسی مبنی بر ˈحکومت بحرین مخالفان خود را بدون آن که هیچ پیامدی برایش داشته باشد، سرکوب کردˈ ، قرائت نمود.ترکی الفیصل سپس در اظهار نظری مودبانه اما کنایه دار گفت: ˈاین سخنان و عبارات در حوزه خلیج (فارس) پذیرفته شده نیست.ˈلینچ در این نوشتار ادامه داد: در آن سفر عمدتا شاهد سخنان مخالف و تند و تیز سعودی ها در باره بحرین بودم که عمدتا تحولات این کشور را نه قیام مسالمت آمیز، بلکه یک مبارزه براندازی خشونت بار می دیدند، مبارزه ای که از نظر آنها، برای برقراری نظم باید سرکوب شود. احتمالا شمار کمی از سعودی ها موافق تبلیغات توجیه ناپذیر سرکوبگری در بحرین هستند. به هر حال حتی اگر تظاهرکنندگان گرایش عاطفی به ایران هم داشته باشند، این امر شکنجه و بازداشت نامحدود آنها و تیرگی دورنمای برقراری آرامش و نبود ابتکار و پیشنهاد جدید سیاسی را توجیه نمی کند. شکاف عمیق میان دیدگاه های آمریکا و عربستان در باره بحرین، نمایانگر نبود تماس کلی میان واشنگتن و ریاض در باره نظم منطقه ای بود. خصومت عربستان نسبت به قیام های مردمی در تونس و مصر و تلاش های هماهنگ برای جلوگیری از تغییر در حوزه خلیج (فارس) و در نظام های سلطنتی همپیمانش در سراسر منطقه، مستقیما مغایر هدف آمریکا در زمینه تشویق به اصلاحات است. حمایت عربستان از سرکوب جنبش اعتراضی بحرین و نوسازی یک حکومت سرسخت، اعتبار آمریکا را مخدوش کرده است. سیاست های داخلی سعودی از حقوق زنان گرفته تا رفتار با اقلیت شیعه این کشور و تا نبود مردمسالاری و سرکوب فضای عمومی، همگی آشکارا با هرگونه دیدگاه لیبرال و آزادیخواهانه منافات دارد. در صورتی که دولت اوباما درصدد مذاکرات جدی با ایران در باره برنامه هسته ای این کشور برآید، ریاض حقیقتا با دیده تردید و بدبینی به آن خواهد نگریست.این تنش مانند خنجری بر دیدگاه من در باره راهبرد آمریکا در خاورمیانه می نشیند و هر چه را در اندیشه خود در باره یک حضور متناسب نظامی و سیاسی همراه با تعهد مجدانه به اصلاحات سیاسی و تعامل همگانی رشته بودم، پنبه می کند. به نوشته فارین پالیسی ، در واقع همپیمانی آمریکا با عربستان سعودی، بزرگترین تناقض در تلاش های واشنگتن برای همسوسازی خود با مطالبات مردمی در زمینه ایجاد تغییر در منطقه است. گرچه استثنا قائل شدن برای عربستان سعودی به طور حتم برخی موارد را برای دیپلمات ها آسان می کند، اما همین استثنا، نظم کنونی را در منطقه استمرار می بخشد که حفظ آن در دراز مدت پرهزینه و آشکارا مغایر اولویت های هنجاری آمریکاست.به نوشته لینچ، برخی از تحلیلگران آمریکایی به ویژه ˈتوبی جونزˈ بارها خواستار تجدیدنظر کلی در باب همپیمانی آمریکا و سعودی شده اند. جونز به طرز قانع کننده ای چنین استدلال می کند که اولویت قایل شدن آشکار واشنگتن برای وضع کنونی در خلیج (فارس)، هزینه قابل توجهی را برای کنشگران منطقه در بر دارد. آمریکا به حکومت های حوزه خلیج (فارس) امکان داده است که رفتار نادرستی در پیش گیرند و این حکومت ها نیز به نوبه خود از رقابت های ژئوپلیتیکی برای افزایش قدرت داخلی شان استفاده کرده اند. بنابراین کیفیت چنین تجدیدنظری چگونه خواهد بود؟ من تصور نمی کنم آمریکا بتواند یا باید وضعیت راهبردی خود را در حوزه خلیج (فارس) در کوتاه مدت کنار بگذارد. واشنگتن باید صراحت بیشتری در زمینه اصرار بر اصلاحات و حمایت از حقوق بشر جهانی در همه کشورهای همپیمان خود داشته باشد. زمان آن فرارسیده است که واشنگتن فعالانه به چگونگی استفاده از عامل راهبردی کاهش تعهدات نظامی اش در قبال منطقه به عنوان یک اهرم فشار بر همپیمانانش در خلیج (فارس) و تشویق آنها به اجرای اصلاحات، بیاندیشد. مجموع تمامی این موارد به علاوه گفتگوی دایمی با سعودی ها از خانواده سلطنتی گرفته تا همه بخش های اجتماع، می تواند به انسجام بیشتر در راهبرد منطقه ای آمریکا کمک کند.من عربستان سعودی را آماده انقلاب نمی بینم . حتی مصمم ترین اصلاح طلبان عربستان که من با آنها سخن گفتم، تغییر معنا داری را در چارچوب زمان طولانی مدت انتظار داشتند برخی بازه زمانی سه تا پنج سال و شماری هم پنج تا 10 سال را ذکر کردند که زمانی طولانی در روال راهبردی آمریکا به شمار می رود.با این همه، دگرگونی هایی که تاکنون رخ داده است - از تظاهرات اعتراض آمیز خشم آلود در استان شرقی عربستان گرفته تا از سرگیری تلاش ها برای احقاق حقوق زنان، مبارزه حقوقی برای اجرای حقوق بشر و آغاز گفتمان عمومی در اینترنت، به نظر من بسیار با اهمیت است. این اصلا پذیرفتنی به نظر نمی رسد که کشوری با جمعیتی این چنین جوان و به شدت مرتبط با اینترنت بتواند به طور نامحدود ؛ نظامی را تاب آورد که شفافیت، پاسخگویی یا برابری حقوق شهروندان را انکار می کند.خیزش آشکارعربی تاثیر عمیقی بر عربستان سعودی گذاشته است، هر چند با آمیزه ای از سرکوبگری و یارگیری در برابر مطالبه تغییر سیاسی در برابر آن مانع تراشی شده باشد.بروز مجدد مشکلات اقتصادی و بنیادین به همراه فساد کاملا محسوس، سختی های زیادی برای سعودی ها ایجاد کرده است. تقریبا تمامی کسانی که با آنها دیدار کردم، از کنشگران شیعه در استان شرقی تا فعالان جوان، مبارزان احقاق حقوق بانوان و وکلای حقوق بشر در ریاض، به تونس، مصر و خیزش عربی به عنوان جرقه ای برای اصلاحات جدید و بسیج داخلی می نگریستند.به نظر می رسد ارتباط آشکاری میان سرکوبگری داخلی مقامات عربستان سعودی و سیاست منطقه ای آنان وجود دارد. سرکوبگری ریاض در برابر اصلاح طلبان عربستان و رشد هزینه های داخلی، بازتاب حمایت این کشور از نظام های پادشاهی در منطقه خلیج (فارس) و کشورهای اردن و مغرب است.در واقع عربستان سعودی کنونی به وضوح مرا به یاد مصر سال 2004 می اندازد، با همان فضای عمومی به سرعت متغیر و افزایش مداوم مطالبات شهروندانی که شانس زیادی برای ابراز نظر در قلمرو سیاسی رسمی نداشتند. تقریبا تمامی کسانی که با آنها در عربستان ملاقات کردم، توییتر را یک فضای عمومی جدید در کشورشان می دانستند، تمایل به بحث و بررسی علنی در باره حساسترین و ستیزه جویانه ترین مسایل و نقش رسانه های اجتماعی در گسترش حوزه بحث آشکار، در میان مردم عربستان دیده می شود. نومیدی عمیق از سیاست های رسمی و ناتوانی در ترسیم یک مسیر آشکار به سوی تغییر سیاسی از دیگر ویژگی های حسی کنونی مردم عربستان است. در حال حاضر پایگاه مشهور@mujtahhid تنها مکانی نیست که اسرار خاندان سلطنتی را برملا می کند، بلکه بحث های اینترنتی خشن و بی پروا در باره تقریبا تمامی موضوعات و به تمسخر گرفتن آشکار اعضای خاندان سلطنتی هم وجود دارد.یک روزنامه نگار برجسته به من گفت که مقام های رسمی عربستان در پی اطلاع از مباحثات انتقادی روزانه در توییتر، اخیرا با نمایش یک برنامه سیاسی اندکی مستقل موافقت کرده اند.به جز استان شرقی عربستان که شاهد چالش پایدار و جدی نسبت به تبعیض حساب شده علیه شهروندان شیعه است، اعتراض های مجازی تاکنون به خیابان های دیگر مناطق این کشور کشیده نشده است. کنشگران قطیف که هنگام دیدار از استان شرقی با آنها ملاقات کردم، از تبعیض فراگیر و حساب شده و چرخه خطرناک خشونت سخن گفتند. آنها ادعاهای معمول در زمینه تحریک از جانب شیعیان بحرین و یا ایران را رد کردند و تونس و مصر را الهام بخش خود خواندند. این فعالان به جای درخواست های فرقه ای، مطالباتی را مبتنی بر قانون اساسی و اصول شهروندی مطرح کردند.با اینکه این اعتراض ها بنا به دلایلی از جمله ترویج فعالانه گفتمان فرقه ای در داخل و خارج توسط حکومت عربستان، هنوز به نواحی اکثرا سنی نشین کشور تسری نیافته است، اما به نظر من سرکوب اصلاح طلبان خواهان پاسخگویی حقوقی، آزادی زندانیان سیاسی و تغییرات مبتنی بر قانون اساسی، نشانه ضعف حکومت و نه قدرتمندی آن است. زندانی کردن ˈترکی الحمدˈ نویسنده لیبرال به علت مطالبی که در توییتر می نوشت و یا زندانی کردن جوانی بدون متهم کردن او در پی انتشار مطالبش در فیس بوک، نشان می دهد که حکومت در باره خود و چگونگی برخورد با تغییر محوریت گفتمان عمومی تردید دارد.اما ایالات متحده در برابر این عربستان سعودی در حال تغییر چه باید بکند؟ وابستگی واقعی آمریکا به نفت عربستان، نقش مهم ریاض در معماری امنیتی کنونی و هزینه های انتقال راهبرد جدید را نمی توان به واسطه آرزو متوقف کرد یا از بین برد. آمریکا باید با کشورهای همپیمان خود از طریق ایجاد مشارکت و نه سخنرانی های یک جانبه یا خط مشی های به ناگاه متغیر، تعامل داشته باشد. در عین حال و در همین راستا، واشنگتن نباید تناقض هایی را که به طور فزاینده در اهداف سیاسی بیان شده اش آشکار می شوند، به طور مستمر مورد غفلت قرار دهد. لازم است که آمریکا دستکم از پذیرش یا تایید وضعیت کنونی در عربستان بپرهیزد و اقدامات بسیار بیشتری برای پرورش فضای همگانی جدید در این کشور اتخاذ کند. برای مثال، شماری از مردم عربستان ملاقات نامعمول ˈباراک اوباماˈ رییس جمهوری آمریکا را با ˈمحمد بن نایفˈ وزیر کشور جدید عربستان به مثابه تایید کسی دانستند که دارای بیشترین میزان گرایش سرکوبگرانه و ضددمکراتیک است.اما آیا واشنگتن اهرمی در اختیار دارد؟! ˈمحمد فهد القحطانیˈ مبارز حقوق بشر یک روز پس از بازجویی طولانی از وی در باره اتهامات مبهم و گوناگون، به من گفت که آمریکا باید بی درنگ کار بیشتری برای حمایت از صداها و آرای در حال پدیدار شدن به عمل آورد.قحطانی مانند دیگران تصور می کند که اوباما می تواند کمک زیادی به این گفتمان اصلاح طلبانه جدید در حال ظهور داشته باشد، گفتمانی که تعامل با اصحاب آن در نهایت قطعا به سود واشنگتن و خود عربستان سعودی خواهد بود.به رغم بی اعتنایی بسیاری از افراد در قبال منصوب شدن 30 زن در پارلمان عربستان که توسط ˈملک عبداللهˈ پادشاه این کشور صورت گرفت، اما برای نمونه یک فعال حقوق بانوان به اهمیت این اقدام باور داشت.وی تاکید کرد که حضور نمادین این زنان اهمیت دارد.به گفته وی، اگر این اقدام صرفا برای آرام کردن آمریکا باشد، باز هم نمونه مثبتی از مفید بودن فشار آمریکا محسوب می شود. هر چند تغییر به سرعت اتفاق نخواهد افتاد، اما لازم است که اوباما در برابر پیگرد قضایی این قبیل اصلاح طلبان لیبرال موضع بگیرد و اجرای همان معیارهایی را در باره حق آزادی بیان خواستار شود که برای کشورهای دیگر منطقه هم طلب می کند.اوباما در سخنرانی اش به مناسبت آغاز دور دوم ریاست جمهوری خود، بار دیگر اعلام کرد که ما از مردمسالاری از آسیا تا آفریقا و از آمریکا تا خاورمیانه حمایت می کنیم، زیرا منافع و وجدانمان، ما را وادار به اقدام از جانب کسانی می کند که که در آرزوی آزادی هستند.اگر آقای رییس جمهوری در باره این امر جدی و واقعا امیدوار است که نظام منطقه را بر اساس همپیمانانی شکل دهد که دمکراتیک و آزادتر باشند، پس نمی تواند به طور نامحدود عربستان را به عنوان یک استثنا نادیده بگیرد.

برچسب‌ها