بچه باصفای مسجد لرزاده/ خاطره
خاطره ای بمناسبت سالگرد شهدات سردار شهید مجید بقایی
تهران - حیات همراه دکتر «مجید بقایی» روی منطقه
دوربین میکشیدند. حسابی غرق کار بودند. گلوله توپ که زوزه کشید، زمین و زمان در یک
لحظه تیره و تار شد... بالای سرش که رسیدیم، دیدیم «بقایی» و یکی ـ دو نفر شهید
شدهاند. دویدیم سمت «حسن» . دفعتاً بلند شد و نشست و دستی به صورتش کشید و گفت:
«یاحسین یاحسین!» در آن دو ساعتی که زنده بود، مدام ذکر یا حسین میگفت. فکر نمیکردم
دیگر صدای دلنشین بچه باصفای مسجد لرزاده میدان خراسان و مغز متفکر اطلاعات عملیات
جنگ را نشنوم. لبهایش که از ذکر بازماند، شهید شده بود.