بوی بهشت/ خاطره
بمناسبت 9 بهمن(شهادت غلامحسین افشردی، معروف به حسن باقری، جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه و دکتر مجید بقایی، فرمانده قرارگاه کربلا در منطقه عملیاتی فکه)
تهران - حیاتشب از نیمه گذشه بود، بقائی
تا صبح به مناجات پرداخت، صبح عازم قرارگاه نجف اشرف شدیم.در میان راه فقط قرآن می
خواند و اشک می ریخت، از مناظر سرسبز که میگذشتیم گفت:"آقا جعفری بوی بهشت را
احساس نمی کنی؟"با خنده گفتم:«این جا زیبا هست، ولی نمی دانم شما چه منظوری داری؟»قطرات
درشت اشک گونه هایش را تر کرد و ادامه داد:«بله به خدا بوی بهشت می آید و من بهشت
را به چشم خود می بینم و دلیل و نشانه اش همین بسیجی هایی است که میبینی،در میان
تپه ها به ستون راهپیمائی میکنن". به قرارگاه رسیدیم، از من خواست به «حسن
باقری» اطلاع بدهم باید برای شناسائی به فکه برویم، سپس قرآن کوچکش را در آورد و
شروع به قرائت نمود (یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه، فادخلی فی
عبادی، ودخلی جنتی او سعی داشت این آیه را حفظ کند). ساعتی بعد مجید و حسن به فکه
رفتند، پایان روز که به مقر بازگشتم، هرکدام از بچه ها در گوشه ای نشسته بودند،
دلم نمی خواست باور کنم برای آنها اتفاقی افتاده است؟ به سراغ معاون قرارگاه رفتم،
با شنیدن خبر شهادت مجید و حسن سریع خود را به بیمارستان اندیمشک رساندم، پیکر
پاره پاره مجید بر روی تخت بیمارستان بود صدایش در گوشم پیچید،:«آقا! جعفر بوی
بهشت می آید».
راوی: جعفر رنجبر