مگر می شود با سلطنت درافتاد!
من به شما بگویم؛ حتّى بعضى از مبارزین خود ما میگفتند نمیشود. مرحوم آقاى طالقانى به خود من گفت که امام میگوید «شاه باید برود»؛ خب، معلوم است که شاه نمیشود برود.
تهران - حیاتمن یادم است در همان سالهاى آخر مبارزه - که امام بحثهاى اساسى مربوط به حکومت را کرده بودند و این بحثها در بین مردم پخش شده بود و ایشان اعلام کرده بودند که شاه خائن است و شاه باید برود - بعضى از عناصر مبارز، فعال و خوب - که بعد هم در انقلاب فعالیتهاى زیادى داشتند - حتّى آنها، میگفتند: مگر ممکن است؟! چطور امام مسئلهى سلطنت را مطرح میکند؟ مگر میشود با سلطنت درافتاد؟! باورشان نمىآمد. علت این بود که دوران طولانى اختناق و استبداد در این کشور همراه شده بود با نفوذ بیگانه، سلطهى بیگانه و حمایت بیگانگان از نظام سلطنت. ولى این اتفاق افتاد. (1)من به شما بگویم؛ حتّى بعضى از مبارزین خود ما میگفتند نمیشود. مرحوم آقاى طالقانى به خود من گفت که امام میگوید «شاه باید برود»؛ خب، معلوم است که شاه نمیشود برود. باورش نمىآمد که ممکن است شاه برود. مرحوم آقاى طالقانى به خود من گفت این مرد حرفهایش عجیب است؛ چیزهائى که نشدنى است، او میگوید و میشود؛ یکىاش رفتن شاه بود. این را بعد گفت. امام گفت شاه میرود، هیچ کس باور نمیکرد؛ اما رفت. نه فقط شاه رفت، آمریکا رفت، غرب رفت، استعمار و استکبار رفت. هیچ کس باور نمیکرد، اما شد. (2)1) بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت 1387/9/24 2) بیانات در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت کرمانشاه ۱۳۹۰/۷/۲۰