کد خبر 99668
۳۰ دی ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

حیای عبدالحسین/ خاطره

خاطره ای از سردار شهید عبدالحسین برونسی

تهران - حیات...قبل از انقلاب رفت سربازیجناب سرهنگ گفته بود خدمتت رو باید در منزل من بگذرانیکارش این بود که کارهای منزل سرهنگ رو انجام بدهبه محض ورود به منزل، دید همسر سرهنگ وضع زننده ای دارهسریع از خونه زد بیرون و برگشت پادگانسرهنگ برای این کارش تنبیه اش کردهجده توالت رو باید به تنهایی می شست...بعد از یک هفته از گذشت این تنبیه سرهنگ اومد و گفت:خوب حالا دوست داری برگردی تو خونه ی من کار کنی یا نه؟عبدالحسین بهش گفت: اگه تا آخر خدمت هم مجبور باشم همه ی کثافت های توالت رو در بشکه بریزم و به بیابان ببرم و خالی کنم، باز هم پا توی خونه ی شما نمیذارم.بیست روز دیگه هم این تنبیه ادامه پیدا کردتا اینکه مسئولین پادگان خودشون خسته شدن و رهایش کردند.

برچسب‌ها