کد خبر 99515
۲۴ دی ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
تهران - حیاتدر منطقه عملیاتی والفجر 1 در ارتفاع 112 فکه، نوجوانی 16- 17 ساله را یافتیم ، آنجا که زمانی قلبش در آن می تپیده، بر جستگی ای نظرم را به خود معطوف کرد. جلوتر رفتم و در حالی که نگاهم به پیکر استخوانی و اندام اسکلتی اش بود و گودی محل چشمانش، معصومیت دیدگانش را می خواندم، آهسته دکمه های لباس را باز کردم. در کمال حیرت و تعجّب متوجه شدم یک کتاب و دفتر زیر لباس گذاشته بود. کتاب پوسیده را که با هر حرکتی برگ برگ و دست خوش باد می شد، برگرداندم. کتابی که ده سال تمام، با آن شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود و یک دفتر که درصفحات اولیه آن بعضی از دروس نوشته شده بود. مسئله ای که برایم جالب بود، این بود، که او قمقمه و وسایل اضافی همراه خود نیاورده و نداشت، ولی کسب علم و دانش، آنقدر برایش مهم بوده که در مجموعه عملیات کتاب و دفترش را با خود آورده بود تا هر جا از رزم فراغتی یافت، درسش را بخواند.مجموعه خاطرات تفحص شهدا

برچسب‌ها