کد خبر 99211
۱۱ دی ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

آن شاهدان عشق/ شعر

شعری از "شهید محمد پارسا"

هرگز گمان مدار کز یاد رفته اند یا چون بهار بر باد رفته اند این سرخ جامگان، شفق گون دشت خون هرشب به بال روح در نشئه شهود به معراج می روند جایی که عقل را نبود رخصت ورود در خلوت خدای با روح تابناک شهیدان کربلا همراز می شوند این شاهدان عشق هنگامه نزول چون نور آفتاب که ریز در آسمان از قله ای رفیع بر صخره های کوه سرازیر می شوند آنک .... با چهره ای گشاده و خندان اوصاف دلپذیر مقامات خویش را در گوش روزگار فریاد می کنند کای خفتگان برای بال گشودن به اوج ها تا خلوتی شگرفی در بارگاه حضرت دلدار بی نشان! دروازه دشت بهشت گشوده است این جان ز دست داده به جانان دیدگان هر صبحدم که سرزند از مشرق آفتاب خرمتر و شکفته تر از صبح دیگرند اینان..... چو نور مطلق هستی چو روح عشق یا چون تجرد ابدیت به طول دهر جاوید و زنده اند   محل تولد: سیستان و بلوچستان - ایرانشهر             تاریخ شهادت: 22/01/1360 محل شهادت: تنگه چزابهطول مدت حیات: 28

برچسب‌ها