این نامه برای برخی مسئولین کنونی غریب است!
شهید ذبیحالله عالی نامهای به کارگزینی مینویسد و میخواهد تا در اسرع وقت، حقوق او را کم کنند. نامه زیر میتواند نمونهٔ خوبی باشد برای سنجش رفتار برخی مسئولین و صاحب منصبانی که امروز در ادارات و نهادهای دولتی حقوق میگیرند و از دریافتهای ماهیانه و پاداشهای خود ناراضی بوده و عملاً ادارات دولتی را میدان مسابقهای کردهاند برای کار کمتر و دریافتی بیشتر(!)؛ این نامه غریبی است.
تهران - حیاتدر تابستان سال ۱۳۳۲، در روستای کردکلا بخش جویبار در خانوادهای کشاورز متولد شد. چون پدرش پیش از تولد او فوت کرده بود، مادر نام پدرش ذبیحالله را بر او نهاد و بدین ترتیب، ذبیحالله عالی چشم به جهان گشود. او تحصیلات ابتدایی را در روستای محل تولد خود گذراند و پس از آن برای تحصیلات به قائم شهر مهاجرت کرد. وی در کنار تحصیل به ورزش کشتی محلی علاقه بسیار داشت. دارای روحیة پهلوانی و منش مردانگی بود. در سال ۱۳۵۵ ازدواج کرد. پیش از انقلاب کشاورزی میکرد و پس از آن، دو سال در یکی از هنرستانهای «بابل» و مدت کمی هم در کمیتهٔ انقلاب اسلامی (سابق) در «قائم شهر» مشغول خدمت بود.به گزارش ، او در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۶۰ به عضویت رسمی سپاه پاسداران ساری در آمد و با تشکیل یک گروه ضربت در عملیاتهای درون شهری علیه منافقین فعالیت داشت. از دهم اسفند ۱۳۶۰ تا پانزدهم اردیبهشت ۱۳۶۱ در لباس جانشین گردان در منطقه عملیاتی مریوان انجام وظیفه میکرد و از تاریخ شانزدهم آبان ۱۳۶۱ به سمت فرمانده گردان مسلم عقیل (ع) لشکر ۲۵ کربلا منصوب شد. در اواخر سال ۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۶ در منطقه عملیاتی دهلران، گردان مسلم بن عقیل (ع) تحت فرماندهی عالی پیش قراول عملیات بود. آنها از خطوط مقدم گذر کردند تا اینکه در پاسگاه چیلات در خاک عراق به محاصره نیروهای دشمن درآمدند و عالی پس از نبرد دلیرانه در تاریخ سوم اسفند ۱۳۶۲ به همراه گروهی از نیروهایش به شهادت رسید. به علت شرایط سخت عملیات و عقب نشینی سریع نیروهای خودی، جنازه او در خاک عراق ماند و سرانجام در سال ۱۳۷۲ پیکر شهید ذبیح اللّه عالی توسط گروههای تفحص در منطقه عملیاتی چیلات کشف و پس از تشییع در گلزار شهدای کردکلا به خاک سپرده شد. از شهید ذبیح اللّه عالی به هنگام شهادت، پنج فرزند به نامهای زینب، صفیه، علیرضا، روح اللّه و محمد باقر به یادگار مانده است. وی به خاطر بضاعت خوب مالی که داشت در یک درخواست کتبی از سپاه محل کارش خواست تا حقوق او را به اندازهٔ ۲۰۰۰ تومان (در سال ۶۱) از اصل حقوقش کسر و صرف کمک به جبهه کنند. این در حالی است که در آن دوران، حقوق پاسداران از ماهی ۳۰۰۰ تومان بیشتر نمیشد.بسمه تعالیاز: پاسدار عملیات ذبیح الله عالیبه: کارگزینی سپاه ساریموضوع: کسر نمودن حقوق ماهیانهمحترماً به عرض میرسانم چون اینجانب دارای چهار هکتار زمین زراعتی آبی و خشکه میباشم و دارای درآمد زیاد میباشد و همین طور حقوق من زیاد میباشد. لذا درخواست مینمایم که در اسرع وقت از حقوق ماهیانه من حدود دو هزار تومان کسر نمایید. خداوند همه ما را خدمتگزار اسلام و امام قرار بدهد.آمین ذبیح الله عالیاین نامه، میتواند نمونهٔ خوبی باشد برای سنجش رفتار کسانی که امروز در ادارات و نهادهای دولتی حقوق دریافت میکنند و گاه و عموماً از دریافتهای ماهیانه خود ناراضی بوده و عملاً ادارات دولتی را میدان مسابقهای کردهاند برای کار کمتر و دریافتی بیشتر!