سوریه و همه گزینه های تصمیم سازان غربی
اهمیت رخدادهای سوریه و از آن مهمتر آینده و سمت و سوی این تحولات سبب شده تا مراکز و موسسات مطالعاتی تصمیم ساز غربی، سناریوپردازی در زمینه سرنوشت سوریه را به شکل ویژه در دستور کار خود قرار دهند.
به گزارش حیات به نقل از ایرنا، از نقطه آغاز ناآرامی و بحران در سوریه که به اوایل سال گذشته میلادی باز می گردد، تاکنون این کشور صحنه تحولات زیادی بوده و بازیگران مختلفی در چهارچوب بحران این کشور به نقش آفرینی پرداخته اند. در حال حاضر سوریه به کانون توجهات جهانی تبدیل شده و به واسطه اهمیت تحولات این کشور، بسیاری از تحلیلگران و ناظران مسائل منطقه ای و جهانی مطالعات خود را بر این کانون متمرکز ساخته اند.در این پیوند و براساس نوع بازی، منافع و دیدگاه های بازیگران عمده تحولات سوریه، بسیاری از مراکز و موسسات مطالعاتی و پژوهشی درصدد برآمده اند تا گمانه زنی های خود در خصوص آینده رویدادهای این کشور را به شکل سناریوهایی احتمالی سامان داده و منتشر سازند.**معرفی بازیگران سناریوهای نوشته شده در باره سوریه--------------------------------------------------------------بحران سوریه بازیگران متعددی در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی دارد. مهمترین بازیگران داخلی عبارتند از دولت و نهادهای نظامی و امنیتی وابسته به آن که سعی دارند به هر نحو ممکن پایه های نظام سیاسی متکی بر حاکمیت حزب ˈبعثˈ به رهبری ˈبشار اسدˈ را برقرار نگه دارند.در سوی دیگر میدان تحولات سوریه، می توان گروه های سیاسی، نظامی و قومی-مذهبی را مشاهده کرد که بر مبنای هدف مشترک سرنگونی اسد با یکدیگر اتفاق داشته و عمل می کنند. البته شایان ذکر است که این گروه ها در کشاکش مبارزه برای سرنگونی اسد و به دست آوردن قدرت هرگز نتوانسته اند به یک تصمیم یا دیدگاه مشترک برای دوران پس از اسد دست یابند. از میان گروه های سیاسی مخالف بشار اسد می توان به ˈشورای ملی سوریهˈ، ˈکمیسیون عمومی انقلاب سوریهˈ و ˈکمیته هماهنگی ملی برای تغییرات دموکراتیکˈ اشاره کرد. علاوه بر این، بخش عمده فعالیت های نظامی علیه دولت مستقر در دمشق ازسوی سازمان نظامی موسوم به ˈارتش آزاد سوریهˈ سامان یافته و پی گیری می شود.در جریان بحران سوریه، این کشور به مهمترین مقصد گروه های مسلح سلفی تبدیل شد و در حال حاضر گروه های سلفی که خود را نیروهای ˈجهادیˈ نامیده و بعضاً دارای کارنامه عملیات تروریستی و ارتباط با ˈالقاعدهˈ هستند، ازجمله نیروهای فعال علیه دولت دمشق به شمار می روند. شماری از سازمان های سیاسی یا نظامی نیز وجود دارند که با وابستگی های قومی- مانند کردها- یا مذهبی –مانند دروزیان سوریه- علیه حکومت مرکزی وارد عمل شده اند. البته کردها با توافقی غیررسمی از جدال با دولت مرکزی کنار رفته اند.همچنین در سطح منطقه ای بازیگران متعددی بر تحولات سوریه اثرگذار هستند. از جمله ایران، ترکیه و کشورهای عرب همپیمان غرب چون عربستان و قطر.جبهه منطقه ای شکل گرفته علیه سوریه را می توان با جبهه کشورهای محافظه کار و غرب گرای منطقه همپوشان دانست، با این تفاوت که ترکیه و مصر نیز در زمره دشمنان حکومت دمشق قرار گرفته اند. مهمترین انگیزه های کشورهای مذکور برای حمایت از گروه های مخالف سوری به منظور سرنگونی حکومت اسد، عبارت است از: تضعیف ˈمحور مقاومتˈ ضداسراییلی و ضدغربی در منطقه، ضربه زدن به جبهه کشورهای شیعی خاورمیانه، تضعیف قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و برقراری موازنه جدید در منطقه با محوریت قطب هایی چون آنکارا، ریاض، قاهره و ...رهبری کشورهای محافظه کار منطقه در جریان بحران سوریه برعهده عربستان سعودی و قطر بوده است. این کشورها از ابتدای درگیری های داخلی با هدف سرنگونی دولت سوریه از هیچ کمک و پشتیبانی نسبت به گروه های سیاسی و نظامی معارض فروگذار نکرده اند.به دنبال فعالیت های گسترده دیپلماتیک مقامات و رهبران کشورهای ضدسوری، اتحادیه عرب در 12 نوامبر 2012 اعلام کرد؛ تا زمانی که سوریه طرح اعراب را برای توقف سرکوب مرگبار مخالفان سیاسی اجرا نکند، هیات سوری حق حضور در نشست های اتحادیه عرب را نخواهد داشت! این اتحادیه به سرکوب کامل آزادی های فردی و اجتماعی در کشورهایی مانند عربستان و قطر هرگز اشاره ای نکرده است.در مورد رژیم صهیونیستی باید گفت که هر چند رهبران رژیم صهیونیستی در زمره سرسخت ترین دشمنان حکومت بشار اسد قرار دارند، اما استراتژی و ژئوپلیتیک سوریه پس از اسد، از هم اکنون نگرانی امنیتی این رژیم را برانگیخته و موجب شده که به رغم مطلوبیت سرنگونی اسد برای صهیونیست ها، تل آویو در اتخاذ یک برنامه بازی مشخص در تحولات سوریه با مشکلاتی مواجه شود.تلاش ترکیه برای گسترش حوزه نفوذ در سوریه پس از اسد و تبدیل سوریه از یک رقیب بالقوه منطقه ای به یک شریک نفوذپذیر و منعطف، تسری و تبلیغ الگوی ترکیه در منطقه به عنوان یک دموکراسی سکولار در کشورهای اسلامی و تحقق رویای بلندپروانه تجدید امپراتوری فروپاشیده عثمانی از طریق رهبری کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و حتی آسیای مرکزی و قفقاز و در نهایت بهره برداری حداکثری از تحولات کشورهای خاورمیانه در راستای منافع ملی از جمله دلایلی است که تحلیلگران در توجیه جبهه گیری اخیر ترکیه بدان اشاره کرده اند.و اما مهمترین بازیگر منطقه ای حامی دولت بشار اسد، جمهوری اسلامی ایران است که از سال های ابتدایی پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال 1979، سوریه را به عنوان دوستی نزدیک و شریکی مطمئن در کنار خود داشته است. در سال های اخیر، دمشق به عنوان یکی از نزدیک ترین شرکای استراتژیک و دوستان منطقه ای تهران، از کانون های تقویت محور مقاومت ضداسراییلی و ضد غربی در منطقه بوده است. مقامات ایرانی بارها در عمل و اعلان مواضع خود، حمایت گسترده شان را از مردم و دولت سوریه برای غلبه بر بحران کنونی اعلام داشته اند.در معرفی بازیگران بین المللی بحران سوریه باید گفت که شکاف بین قدرت های جهانی بر سر بحران سوریه پس از وتوی قطعنامه شورای امنیت در فوریه 2012 نمود عینی یافت.از یک سو واشنگتن و متحدان اروپایی آمریکا به دنبال تعیین وضعیت قطعی سوریه و پایان دادن به بحران این کشور از طریق سرنگونی دولت بشار اسد بوده و از سوی دیگر چین و روسیه به عنوان دو کشور بزرگ حامی دمشق، از حکومت بشار اسد حمایت می کنند.حاکمیت خاندان اسد بر سوریه که موجب تشدید دشمنی این کشور با رژیم صهیونیستی شده، اتهام نقض دموکراسی، آزادی های فردی و مدنی و حقوق بشر توسط دولت سوریه، تکثیر، تولید و نگهداری سلاح های کشتار جمعی ازجمله تجهیزات شیمیایی و میکروبی، همراهی با ایران در برهم زدن نظم مطلوب آمریکا و غرب در منطقه، حمایت از تروریسم و گروه های تروریستی و... ازجمله دلایل ریز و درشتی هستند که ازسوی کشورهایی چون آمریکا، انگلیس و فرانسه در زمینه تلاش های اخیر این کشورها در جهت سرنگونی حکومت اسد عنوان شده است.در سوی دیگر چین و روسیه قرار دارند که به واسطه تفاوت ساختاری در نگاه به پدیده ها و تصمیم گیری های بین المللی، رقبای اصلی جهانی آمریکا و متحدان اروپایی این کشور به شمار می روند. در بحران سوریه نیز مسکو و پکن با نقش آفرینی فعال در برابر دیپلماسی کشورهای غربی برای براندازی دولت بشار اسد، به عنوان مهم ترین بازیگران بین المللی حامی دمشق در بحران سوریه به شمار می روند.علاوه بر این، سوریه از ابتدای حاکمیت حزب بعث در زمره دوستان مسکو در خاورمیانه قرار داشته و روابط راهبردی دمشق-مسکو به دوران پس از فروپاشی شوروی هم منتقل شده است. روسیه سال ها است که به عنوان یک حامی و شریک استراتژیک، پشتیبان خاندان اسد در قدرت بوده است و در مقابل از امتیازاتی چون پایگاه نظامی دریایی در بندر ˈترتوسˈ سوریه بهره مند شده است.علاوه بر این، سوریه در سیاست خاورمیانه ای روسیه از موقعیت محوری برخوردار بوده و سقوط رژیم بشار اسد به معنای از دست رفتن بخش قابل توجهی از نفوذ و منافع گوناگون روسیه در منطقه به شمار می رود.علاوه بر روسیه، چین نیز مجموعه ای از اهداف و منافع گسترده سیاسی-دیپلماتیک، اقتصادی-تجاری و امنیتی را در سوریه دنبال می کند که این موضوع بر دلایل راهبردی پکن در زمینه حمایت از دولت بشار اسد اضافه شده است.به هر ترتیب در شرایط کنونی، بحران سوریه در رقابت های منطقه ای و راهبردی چین و روسیه با غرب به عنوان نقطه عطفی مهم جلوه گر شده و پکن و مسکو را به عنوان بازیگرانی مهم در بحران سوریه به پشتیبانی از دولت اسد واداشته است.**مهمترین سناریوهای مطرح در خصوص آینده سوریه---------------------------------------------------------باتوجه به اهمیت بحران سوریه برای بازیگران منطقه ای و بین المللی درگیر در این بحران، گمانه زنی در خصوص آینده تحولات سوریه یکی از مهمترین دستورکارها و موضوعات مطالعاتی موسسات و نهادهای پژوهشی معتبر به خصوص در کشورهای اروپایی و آمریکا بوده است.سناریوهای ذیل را می توان تلفیقی از طرح های پژوهشی مراکز مطالعاتی معتبر غربی دانست که در دوره دو ساله اخیر، رصد، موشکافی، تحلیل و آینده پژوهی تحولات سوریه را در دستور کار خود قرار داده اند.*سناریوی اول؛ انتقال دموکراتیک قدرت سیاسی در سوریهˈموسسه صلح آمریکاˈ، نشریه ˈفارن پالیسیˈ و نشریه ˈنشنال اینترستˈ بیش از دیگر مراکز مطالعاتی بر سناریوی انتقال قدرت به صورت کنترل شده تمرکز می کنند. در این سناریو اسد از قدرت برکنار می شود و انتقال قدرت به صورت آرام صورت می گیرد. اسد ممکن است به شیوه های مختلفی مانند توافق با مخالفان، مداخله خارجی و حتی یک کودتای نظامی از قدرت برکنار شود.تحولات احتمالای که به دنبال وقوع این سناریو اتفاق خواهد افتاد عبارتند از:1- بیشتر نهادهای دولتی بر سر جای خود باقی می مانند، اما به مرور زمان کارایی و توانایی خود را از دست می دهند.2- ارتش آزاد سوریه و بیشتر نیروهای شبه نظامی با پشتوانه سرمایه و کمک های بین المللی نیروهای دولتی را در دمشق و حلب شکست می دهند.3- رهبران ارشد نظامی جدا شده از اسد به همراه مقامات پایین رتبه ای که راه خود از حکومت اسد جدا کرده اند با هم متحد شده و دولت انتقالی تشکیل می دهند.4- مخالفان که به طور روزافزونی با هم متحد می شوند و اقلیت های بیشتری را در بر می گیرند، گروه های القاعده را به حاشیه خواهند راند.5- دولت انتقالی سوریه با مشورت و حمایت بین المللی موفق به کنترل و حفاظت از ذخایر تسلیحات موشکی می شود.6- تا زمان رسیدن به یک روند انتقال سیاسی پایدار که برای مخالفان قابل تحمل و توافق باشد، برای سال ها درگیری هایی با شدت کمتر در جریان خواهد بود. موج پناهندگان به کشورهای همسایه کاهش خواهد یافت و پناهندگان به تدریج با قانع شدن نسبت به بهبود شرایط امنیتی به کشور بازخواهند گشت.اگرچه تجربه عراق نشان داد که حذف یکباره نهادهای حکومتی عواقب امنیتی نامطلوبی به دنبال خواهد داشت، اما در این سناریو این احتمال وجود دارد که مخالفان همه نهادهای حکومت وی را منحل کرده و یا دست کم در آن اصلاحات بنیادین ایجاد می کنند. این مساله به ویژه در مورد نهادهای نظامی و امنیتی حکومت اسد صدق می کند. از دیدگاه نشریه ˈافریکن سکیوریتیˈ، رهبران دولت جدید ناچار به انحلال و ایجاد دوباره این نهادها خواهند شد تا طیف های مختلف مخالفان آنها را به عنوان نهادهایی مشروع و قابل اعتماد بپذیرند.نشریه ˈسروایولˈ می نویسد، در این سناریو دور از ذهن نیست که ایران (مانند مورد عراق) روابط نزدیکی با حکومت جدید سوریه جدید ایجاد کند، اما مخالفان نشان داده اند که روابط استراتژیک ایران و سوریه نمی تواند در دوران پس از اسد ادامه پیدا کند. به احتمال زیاد دولت جدید در سوریه به دلیل انگیزه های امنیتی و اقتصادی، بیشتر به سمت غرب، دولت های عربی و جامعه بین الملل متمایل خواهد شد و نه به سمت ایران.در این سناریو اگر شاخه اسلامگرای مخالفان، حکومت آتی سوریه را در دست بگیرند، دولت جدید در برابر اسراییل مواضع خصمانه تری اتخاذ خواهد کرد. این احتمال نیز وجود دارد که دولت جدید، مواضعی شبیه مواضع اسد در قبال اسراییل اتخاذ کند. همچنین امکان دارد که اگر دولت جدید مبادرت به عادی سازی روابط خود با اسراییل کند، از سوی رهبران گروه های مخالف مورد انتقاد شدید قرار گیرد.*سناریوی دوم؛ برکناری اسد از قدرتالف) برکناری اسد از قدرت همراه با فروپاشی ساختارهای حکومت سوریهیکی از سناریوهایی که موسسه ˈچتم هاوسˈ مطرح می کند این است که پس از منازعاتی خونبار مخالفان در نهایت اسد را برکنار کرده و بر قسمت زیادی از سوریه مسلط خواهند شد؛ در این سناریو، جنگ داخلی به طور روزافزونی به سمت نزاع فرقه ای و خشونت پیش خواهد رفت. به عبارتی دیگر، پس از یک دوره درگیری سخت و خشونت بار، مقامات ارشد حکومت از اسد جدا شده و اسد با اجبار از قدرت برکنار می شود.تحولات مهمی که در جریان وقوع این سناریو اتفاق خواهد افتاد عبارتند از:1- وفاداران به اسد سعی می کنند تا حد امکان کنترل نسبی خود بر نقاط مهم کشور را حفظ کنند، هرچند مخالفان به طور روزافزون با این کنترل مخالفت می کنند.2- هرچند مخالفان برای کسب قدرت و سرزمین با یکدیگر رقابت می کنند، اما به تدریج کنترل دمشق و حلب و در نهایت کنترل اکثر کشور را در دست خواهند گرفت.3- نهادهای دولتی با وقوع جنگ داخلی از بین می روند.4- سیل پناهندگان به عراق، ترکیه، لبنان و اردن افزایش می یابد و ظرفیت این کشورها برای جذب پناهندگان کمتر می شود.شبکه خبری ˈای بی سی نیوزˈ می نویسد، با وقوع این سناریو، منافع ایالات متحده مورد مخاطره جدی قرار خواهد گرفت. مخالفان به دلیل کند یا متوقف شدن روند جدایی مقامات حکومت از اسد، برای برکنار کردن وی به توصیه ها و کمک های قطب های گوناگون خارجی تکیه می کنند. این مساله حمایت خارجی از درگیری ها و تعارضات را شدیدتر خواهد کرد.حمایت روسیه و ایران از اسد و حمایت عربستان و ترکیه از مخالفان، تنش های داخلی سوریه را طولانی تر می کند. برخی بازیگران خارجی در پی کسب موقعیت بهتر و برتر در آینده سوریه در روند تجهیز مخالفان به رقابت خواهند پرداخت.مرکز ˈمطالعات بین المللی و استراتژیک آمریکاˈ می نویسد که در صورت وقوع این سناریو این امکان وجود دارد که ایران بتواند نقش مهمی در بازسازی سوریه در دوران پس از اسد در چارچوب تلاش های بین المللی داشته باشد، اما این احتمال نیز وجود دارد که ایران خلاء نسبی قدرت در سوریه را فرصتی برای تثبیت نفوذ خود در این کشور و تقویت پیوندها با رژیم در حال شکل گیری سوریه و ایجاد دوباره مسیرها به سمت حزب الله بداند. در صورت وقوع چنین سناریویی، آمریکا بر سر نفوذ بیشتر بر رژیم سوریه با ایران رقابت شدیدی خواهد داشت، مانند رقابتی که در عراق بین دو کشور به وجود آمد.علیرغم وجود حمایت های بین المللی، موانع داخلی زیادی در سوریه وجود دارد که ایجاد دولت قدرتمند را با مشکلات زیادی روبرو می کند. به نوشته روزنامه ˈتلگرافˈ، مخالفان اغلب سنی در پی انتقام جویی از علویان برخواهند آمد. موج انتقام جویی ممکن است گسترده شده و به اقلیت های دیگر مانند مسحیان و دروزی ها نیز کشیده شود. به همین دلیل علوی ها ممکن است تا پایان به اسد وفادار مانده و در جریان سقوط وی در برابر موج تهاجم سنی ها، حتی رفتارهایی خشونت بار را متوجه آنان کنند. چنین مشکلاتی تشکیل دولت فراگیر را در دوران پس از اسد با مشکلات جدی روبرو می کند.در این میان، شبه نظامیان (به ویژه عناصر و شبه نظامیانی که وابسته به القاعده هستند) علاقه ای به تشکیل دولت ندارند. چنین افرادی می توانند به طور بالقوه ثبات سوریه و کشورهای همسایه را به خطر انداخته و توجه ضدتروریستی آمریکا را دوباره بر روی خاورمیانه متمرکز کنند.ب) کشته شدن اسد و حفظ ساختارهای حکومتیˈمرکز جدید امنیت آمریکاییˈ سناریوی مرگ ناگهانی اسد را مطرح می کند. از دیدگاه این مرکز، تحولات مهمی که به دنبال وقوع این سناریو اتفاق می افتند از این قرار است:1- بقایای رژیم، کنترل اکثر نهادهای دولتی را در دست می گیرند، اما آشوبی که به دنبال مرگ اسد ایجاد می شود به مخالفان اجازه می دهد حکومت را بیش از پیش به چالش بکشند. در این سناریو اکثر نهادهای دولتی دست نخورده باقی می مانند، اما کنترل و حفاظت دولت بر سلاح های راهبردی تضعیف می شود.2- مخالفان حکومت اسد ادعای پیروزی می کنند، اما از فقدان یک استراتژی منسجم برای انتقال سیاسی و به دست گرفتن قدرت پس از اسد رنج می برند.3- القاعده از دوره بی ثباتی در سوریه بهره می برد و گروه های بیشتری را از مناطق روستایی جذب کرده و به وفاداران اسد حمله می کند.ممکن است مرگ اسد ناقوس مرگ رژیم باشد و عناصر مخالف حکومت سوریه را تقویت کند، اما تعارضات به سرعت پایان نخواهد یافت و چندین سال به طول خواهد انجامید. برخی از اعضای رژیم ممکن است تصمیم به جدایی از آن بگیرند. اگرچه شمار سنی هایی که از رژیم حمایت می کنند به تدریج کاهش خواهد یافت، اما با درنظر گرفتن پیوندهای طولانی مدت و عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که بین خانواده های سنی، علوی و دیگر اقلیت ها در هسته رژیم وجود دارد، می توان گفت که باقی مانده وفاداران به اسد، قدرت را رها نخواهند کرد. تهران و مسکو و نیز پکن در این سناریو به پشتیبانی از وفاداران رژیم ادامه می دهند تا شورش ها را فرو بنشانند، اما همچنین سه کشور ممکن است همزمان استراتژی ایجاد رابطه با رهبران مخالفان اسد را اتخاذ کنند. برخی تحلیلگران غربی در این رابطه ادعا می کنند که احتمال دارد ایران برای نمایش قدرت با به راه انداختن جنگ نیابتی، واکنش نشان دهد.*سناریوی سوم؛ حفظ قدرت از سوی اسدˈگلوبال ریسرچˈ و مرکز مطالعاتی چتم هاوس این سناریو را مطرح کرده اند که ممکن است اسد بعد از یک دوره طولانی جنگ داخلی، موفق به سرکوب مخالفان و حفظ قدرت شود؛ در این سناریو سوریه در طول سال یا سال های آینده درگیر جنگ داخلی خواهد بود. در نهایت اسد با پشتیبانی ایران و روسیه قدرت را حفظ خواهد کرد، اما در نهایت کنترل او بر دولت ضعیف تر از پیش خواهد بود.تحولات مهمی که به دنبال وقوع این سناریو اتفاق خواهند افتاد عبارتند از:1- شورشیان سرزمین های حاشیه ای و دورافتاده را حفظ خواهند کرد، اما اسد با اکثر مخالفان خواهد جنگید و سرانجام اقتدار خود را بر بیشتر مناطق اصلی کشور حاکم خواهد کرد.2- در طول جنگ داخلی سلاح های راهبردی سوریه در خطر خواهند بود، اما در نهایت این سلاح ها تحت کنترل حکومت مرکزی قرار خواهد گرفت.3- با تحت فشار قرار دادن شورشیان، سیل پناهندگان از سوریه افزایش خواهند یافت.4- ایران تلاش خود را برای قدرتمند کردن اسد به حداکثر خواهد رساند.این سناریو خطر انتشار سلاح های کشتار جمعی را کاهش می دهد. اسد برای اجتناب از یک پاسخ بین المللی، کنترل این سلاح ها را در دست می گیرد و نیروهای او برای سرکوب مخالفان از سلاح های غیرراهبردی و متعارف استفاده خواهند کرد.مرکز امنیت جدید آمریکا در تحلیلی می نویسد، باقی ماندن اسد در قدرت، اعتبار آمریکا و کشورهای دیگر که خواهان برکناری وی از قدرت بودند را کاهش خواهد داد. وقوع این سناریو ضربه محکمی به شورش های عربی و دولت های انتقالی در منطقه خواهد زد. در چنین حالتی تلاش های بین المللی و آمریکا برای حمایت از انتقال سیاسی در این کشورها سخت تر خواهد شد.در این سناریو، اتحاد بین ایران ـ سوریه ـ حزب الله قوی تر خواهد شد. علاوه بر این، پیروزی اسد می تواند ایران را تقویت کرده و موضع این کشور در مسایل هسته ای را محکم تر کند. همچنین ایران حمایت خود را از حزب الله و گروه های شبه نظامی فلسطینی افزایش خواهد داد تا نشان دهد نفوذ و قدرتش در خاورمیانه ضعیف نشده است.همچنین این سناریو فرصتی را برای اسد فراهم می کند تا رژیم خود را بازسازی کند. در این سناریو حکومت اسد هرگز به اندازه زمان قبل از جنگ قدرتمند نخواهد بود، زیرا برخی از گروه های مقاومت که ازسوی کشورهای خارجی حمایت می شوند، احتمالاً به حیات خود ادامه خواهند داد.در این سناریو نگرانی حکومت اسد از تهدید شورشیان ممکن است منجر به حملات تلافی جویانه شود. شهروندان سوری به احتمال زیاد از مناطق مورد اختلاف فرار می کنند و کشورهای همسایه ممکن است برای جذب و مراقبت از پناهندگان وارد یک پروسه همکاری طولانی مدت با آمریکا شوند.*سناریو چهارم؛ تجزیه سوریهˈموسسه بروکینزˈ وˈمرکز مطالعات راهبردی و بین المللیˈ این سناریو را مطرح کرده اند که ممکن است سوریه در میان گروه های فرقه ای و مذهبی چندپاره می شود؛ در این سناریو جنگ داخلی در طول سال های آتی ساختارهای دولت را ویران خواهد کرد و سوریه با تلفات شهری گسترده به هرج و مرج کشیده خواهد شد. درگیری های فرقه ای به طور روزافزون افزایش خواهد یافت. کشتارهای تلافی جویانه بیداد خواهد کرد. در این سناریو هم این احتمال وجود دارد که در نهایت اسد یا از قدرت برکنار، کشته و یا به حاشیه رانده شود. در این صورت بقایای رژیم به تدریج به یک میلیشیا(گروه شبه نظامی) تقلیل خواهد یافت.تحولات مهمی که به دنبال این سناریو اتفاق خواهند افتاد عبارتند از:1- مخالفان نمی توانند از نظر سیاسی منسجم باشند و گروه های مختلف شورشی، مستقل و جدا از هم عمل می کنند.2- گروه های نظامی شورشی برای به دست آوردن قدرت و سرزمین نه تنها با عناصر رژیم بلکه با یکدیگر نیز می جنگند.3- این خطر به صورت جدی وجود دارد که سلاح های راهبردی به دست گروه های شبه نظامی بیفتد و در این صورت یک مداخله بین المللی به رهبری آمریکا برای نابودی یا حفاظت از این سلاح ها صورت خواهد گرفت.4- سیل پناهندگان و شبه نظامیان در طول مرزها به شدت افزایش خواهد یافت.این سناریو خطرناک ترین سناریو برای منافع آمریکا است. به محض اینکه کنترل دولت بر سلاح های کشتار جمعی از بین برود، وفاداران رژیم ممکن است به منظور جلوگیری از پیشروی مخالفان علیه قلمرو خود، تصمیم به استفاده از آن بگیرند.هفته نامه آلمانی ˈاشپیگلˈ می نویسد، در این سناریو وفاداران ممکن است سلاح ها را به حزب الله لبنان انتقال دهند، حال یا به عنوان اقدامی موقت و یا به عنوان وسیله ای برای جلوگیری از حمله اسراییل به سوریه. زیرا اسراییل ممکن است به صورت یکجانبه به منظور حفاظت یا نابود کردن سلاح ها به سوریه حمله کند. در این مرحله آمریکا ممکن است در رهبری یک مداخله بین المللی در سوریه برای حفاظت یا نابودی سلاح های شیمیایی به طور جدی وارد عمل شود.ˈرویترزˈ نیز می نویسد، این مداخله می تواند این هدف را نیز دنبال کند که از مداخله یکجانبه اسراییل که احتمالا طولانی تر، سخت تر و کشنده تر خواهد بود، جلوگیری به عمل آورد. وفاداران به اسد ممکن است در مقابل هرگونه نیروی مداخله جو ایستادگی کنند که همین امر ممکن است هماوردی و منازعات نظامی را طولانی تر کرده و تلفات بیشتری به دنبال داشته باشد.در این سناریو، به دنبال فروپاشی دولت و خارج شدن مناطق بیشتر از کنترل دولت، القاعده می تواند برای خود یک پناهگاه امن در این مناطق ایجاد کند. این گروه ها ممکن است مداخله بین المللی را به عنوان اشغالگری خارجی تعبیر کرده و در میان سوری ها بیشتر سربازگیری کنند.به گزارش ˈکریستین ساینس مانیتورˈ، در این میان گروه های معارض و عناصر حکومتی احتمالا به جنگ با یکدیگر مشغول می شوند و بنابراین کمتر مایل هستند یا می توانند علیه گروه های ستیزه جو تندرو از قبیل سلفی ها و القاعده عمل کنند. علاوه بر این، وقتی مرزها از کنترل خارج شوند گروه های شبه نظامی و سلاح ها به کشورهای همسایه سرازیر خواهند شد. جنگ نیابتی یا تعارض و درگیری بلند مدت می تواند کشورهای عربی، ترکیه و ایران را درگیر تامین منابع و تجهیزات برای نیروهای مورد حمایتشان کند. این کشورها برای کمک به گروه های مورد حمایتشان به آنها منابعی می دهند تا بتوانند بر قسمت بزرگتری از کشور غلبه یابند. این جنگ های نیابتی می تواند فراتر از سوریه رفته و به کشورهای همسایه به ویژه به عراق و لبنان کشیده شود. اگرچه ممکن است طرفداران اسد به یک گروه شبه نظامی در منطقه تقلیل یابند، اما می توانند به طور موثر بر حمایت مالی و نظامی ایران تکیه کنند. در همین حال ممکن است ایران به دنبال از دست دادن شریک استراتژیک سوری، نفوذ خود را در لبنان تقویت کند تا عدم افول قدرت خود را در خاورمیانه تضمین کند.با مطالعه و بررسی سناریوهای طبقه بندی شده بالا نتیجه ای که به دست می آید، عدم قطعیت در گمانه زنی های موجود درباره پایان داستان جنگ داخلی سوریه است. حکومت بشار اسد و مخالفان سیاسی و نظامی وی از یک سو و دیگر بازیگران فراملی نشان داده اند که قصد عقب نشینی در برابر حریفان خود را ندارند، اما هنوز تا پایان داستان، کش و قوسهایی وجود دارد. مقاومت اسد و تثبیت روزافزون وی باعث سردرگمی محافل غربی شده است که انتظار داشتند به سرعت وی را سرنگون کرده و طرح های خود را برای آینده سوریه به اجرا گذارند.** سخن پایانی...................در طبقه بندی و تشریح سناریوهایی که احتمالاً در ماه های آینده به وقوع خواهد پیوست، سعی شده با دیدی جامع نگر به تاثیرات متغیرهای دخیل در شکل دهی تحولات آتی در سوریه نگریسته شود. هر چند منافع و نقطه نظرات موسسات و مراکز مطالعاتی ارائه دهنده آینده پژوهی های مورد استفاده قرار گرفته، بر روند تحلیل ها و بررسی های موجود اثر گذار بوده است.از دید پژوهنده، هر چند بازگشت سوریه به دوران قبل از شروع بحران با توجه به عمق و گستردگی دخالت ها و نقش آفرینی بسیاری از بازیگران برون مرزی تا حدی دشوار به نظر می رسد، اما می توان این گزینه را نیز به عنوان یکی سناریوهای شکل دهنده به آینده سوریه در نظر گرفت.در صورت تحقق این سناریو بشار اسد خواهد توانست از پس نبردهایی سنگین بر مخالفان و گروه های نظامی معارض غلبه کرده و حاکمیت خود را بر سوریه تحکیم بخشد. این به معنای پیروزی بازیگرانی چون روسیه، چین و شریک راهبردی مانند جمهوری اسلامی ایران در آوردگاه بحران سوریه خواهد بود، اما تحقق این سناریو الزاماً به معنای بی نیازی حاکمیت سوریه از اصلاح نظام سیاسی، جلب مشارکت عمومی و مدنی بیشتر در سیاست و حکومت، سهیم کردن مخالفان در قدرت و تحقق و تحکیم پایه های دموکراسی، آزادی های سیاسی و مدنی و حقوق بشر نخواهد بود.