رفتار پیامبر اعظم (ص) در کلام مقام معظم رهبری / محمد (ص) در همه چیز اسوه و الگوست
حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند: جامعه اسلامی ما آن وقتی به معنای واقعی کلمه، جامعه اسلامی کامل است که خود را بر رفتار پیامبر اعظم(ص) منطبق کند.
به گزارش حیات، ایشان تصریح کردند: خدای متعال به ما مسلمانان دستور داده است که از پیامبر تبعیت کنیم. این تبعیت، در همه چیز زندگی است. آن بزرگوار، نه فقط در گفتار خود بلکه در رفتار خود، در هیئت زندگی خود، در چگونگی معاشرت خود با مردم و با خانواده، در برخوردش با دوستان، در معاملهاش با دشمنان و بیگانگان، در رفتارش با ضعفا و با اقویا، در همه چیز اسوه و الگوست.جامعه اسلامی ما آن وقتی به معنای واقعی کلمه، جامعه اسلامی کامل است که خود را بر رفتار پیامبر منطبق کند. اگر به طور صد درصد مثل رفتار آن حضرت عملی نیست که نیست؛ لااقل شباهت به آن بزرگوار باشد؛ عکس جریان زندگی نبی اکرم(ص) بر زندگی ما حاکم نباشد؛ در آن خط حرکت بکنیم.... رفتار پیامبر(ص) در طول زندگی به گونه ای بود که هرگز خلقوخوی مردمی و محبت و رفق به مردم و سعی در استقرار عدالت در میان مردم را فراموش نکرد؛ مانند خود مردم و متن مردم زندگی کرد؛ با آنها نشست و برخاست کرد؛ با غلامان و طبقات پایین جامعه، دوستی و رفاقت کرد؛ با آنها غذا میخورد؛ با آنها مینشست؛ با آنها محبت و مدارا میکرد؛ قدرت، او را عوض نکرد؛ ثروت ملی، او را تغییر نداد؛ رفتار او در دوران سختی و در دورانی که سختی برطرف شده بود، فرقی نکرد؛ در همه حال با مردم و از مردم بود؛ رفقِ به مردم میکرد و برای مردم عدالت میخواست.در جنگ خندق، وقتیکه مسلمین در مدینه از همه طرف تقریباً محاصره بودند و غذا به مدینه نمیآمد و آذوقه مردم تمام شده بود، به طوری که گاهی دو روز، سه روز کسی غذا گیرش نمیآمد که بخورد، در همان حال پیامبر اکرم خودش در خندق کندن در برابر دشمن، با مردم مشارکت میکرد و مانند مردم گرسنگی میکشید.در روایت دارد، فاطمه زهرا(س) که برای حسن و حسین که کودکان خردسالی بودند؛ مقداری آرد دست و پا کرده بود و نان مختصری پخته بود، دلش نیامد که پدر خود را گرسنه بگذارد. تکهای از آن نانی که برای بچهها پخته بود، برای پدرش برد.پیامبر فرمود، ˈدخترم! از کجا آوردهای؟ˈ گفت ˈمال بچههاست.ˈ پیامبر لقمهیی در دهانشان گذاشتند و خوردند.طبق روایت که گمان میکنم سند روایت هم سند معتبری است پیامبر فرمود ˈمن سه روز است که هیچچیز نخوردهام!ˈ بنابراین، او مثل خود مردم و در کنار مردم بود و با آنها رفق و مدارا میکرد؛ چه در این حالت، و چه در دورانی که سختیها برطرف شده بود، مکه فتح شده بود، دشمنان منکوب شده بودند و همه سر جای خود نشسته بودند.بعد از فتح طائف، غنایم زیادی به دست پیامبر رسید و او آنها را بین مسلمین تقسیم میکرد. عدهیی از مسلمانان ایمانهای راسخ داشتند، که آنها کنار بودند؛ عدهیی هم از این تازه مسلمانان و قبایل اطراف مکه و طائف بودند، که بر سر پیامبر ریختند و غنیمت خواستند؛ پیامبر را اذیت کردند، محاصره کردند؛ پیامبر میداد، میگرفتند؛ اما باز میخواستند!کار به جایی رسید که عبای روی دوش پیامبر هم به دست این عربهای تازه مسلمانِ ناهموار و خشن افتاد! اینجا هم که در اوج عزت و قدرت بود، پیامبر باز با مردم با همان رفق، با همان مدارا و با همان خوشرویی رفتار کرد؛ با خوشاخلاقی و خوشخلقی صدایش را بلند کرد و گفت ˈایها الناس ردوا علی بردیˈ؛ ای مردم! عبایم را به من برگردانید! این، وضع معاشرت پیامبر با مردم بود.پیامبر با غلامان نشست و برخاست میکرد و با آنها غذا میخورد. او بر روی زمین نشسته بود و با عدهیی از مردمان فقیر غذا میخورد. زن بیاباننشینی عبور کرد و با تعجب پرسید: یا رسول اللّه! تو مثل بندگان غذا میخوری؟! پیامبر تبسمی کردند و فرمودند ˈویحک ای عبد اعبد منیˈ؛ از من بندهتر کیست؟او لباس ساده میپوشید. هر غذایی که در مقابل او بود و فراهم میشد، میخورد؛ غذای خاصی نمیخواست؛ غذایی را به عنوان نامطلوب رد نمیکرد.در همه تاریخ بشریت، این خلقیات بینظیر است. در عین معاشرت، او در کمال نظافت و طهارت ظاهری و معنوی بود، که عبد الله بن عمر گفت ˈما رایت احدا اجود و لا انجد و لا اشجع و لا اوضأ من رسول اللهˈ؛ از او بخشندهتر و یاریکنندهتر و شجاعتر و درخشانتر کسی را ندیدم.این، رفتار پیامبر با مردم بود؛ معاشرت انسانی، معاشرت حَسَن، معاشرت مانند خود مردم، بدون تکبر، بدون جبروت. بااینکه پیامبر هیبت الهی و طبیعی داشت و در حضور او مردم دست و پای خودشان را گم میکردند اما او با مردم ملاطفت و خوشاخلاقی میکرد.وقتی در جمعی نشسته بود، شناخته نمیشد که او پیامبر و فرمانده و بزرگ این جمعیت است. مدیریت اجتماعی و نظامی او در حد اعلی بود و به همه کار سر میکشید. البته جامعه، جامعه کوچکی بود؛ مدینه بود و اطراف مدینه، و بعد هم مکه و یکی، دو شهر دیگر؛ اما به کار مردم اهتمام داشت و منظم و مرتب بود.در آن جامعه بدوی، مدیریت و دفتر و حساب و محاسبه و تشویق و تنبیه را در میان مردم باب کرد. این هم زندگی معاشرتی پیامبر بود، که باید برای همه ما هم برای مسوولان کشور، هم برای آحاد مردم اسوه و الگو باشد.** بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در خطبههای نماز جمعه تهران در پنجم مهر سال 1370