کد خبر 97374
۲۶ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

استاپ وار: ایران بسیار ریشه‌دارتر از حکومت‌های عربی منطقه است

یک پایگاه خبری-تحلیلی با اشاره به اینکه دشمنان حکومت ایران نباید به این زودی‌ها امیدی به پیروزی داشته باشند، تاکید می‌کند که حکومت ایران بسیار ریشه‌دارتر از حکومت‌های عربی است.

به گزارش حیات، پایگاه اینترنتی «استاپ وار» در مطلبی با عنوان «خطرات واگذاری حمایت از شورشیان سوریه به عربستان سعودی» به قلم «پاتریک کاکبرن» می‌نویسد: مداخله نظامی در سوریه می‌تواند برای آمریکا خطرناک باشد اما واگذاری حمایت از شورشیان به عربستان سعودی و پادشاهی‌های حاشیه خلیج فارس ممکن است حتی از دخالت مستقیم خطرناک‌تر باشد. «زلمی خلیل‌زاد»، سفیر سابق آمریکا در عراق و افغانستان می‌گوید که آمریکا باید گام‌هایی را برای «به قدرت رساندن میانه‌روهای مخالف و تغییر موازنه قدرت از طریق تسلیحات و دیگر کمک‌های مرگبار» بردارد. خمپاره‌های ترکیه از مناطق مرزی در حال پرتاب به سوی سوریه هستند. انفجارها در حلب، بزرگ‌ترین شهر سوریه، ساختمان‌ها را ویران کرده و طبقات آن‌ها را بر روی یکدیگر به طوری فرو ریخته که شبیه ساندویچ‌های بتونی شده‌اند.* سوریه شبیه لبنان در دوران جنگ داخلی شده استاین کشور اکنون شبیه لبنان در دوران جنگی داخلی شده است که قربانی خشونتی غیرقابل تحمل و شدید بدون هیچ برنده‌ای مشخص شده بود. ایران که مهم‌ترین متحد سوریه در منطقه است نیز با تحریم‌ها علیه صادرات نفت و مراودات بانک مرکزی مواجه است.آیا این حوادث منجر به تغییر توازن قدرت در قلب منطقه خواهد شد؟ ایران و سوریه رهبران «جبهه مقاومت» در 10 سال گذشته بوده‌اند، گروهی که از فلسطینی‌ها حمایت کرده و با ترکیب تحت رهبری آمریکا که دیکتاتورهای عرب و اسرائیل را در یک اتحاد ضمنی قرار می‌داد، مخالفت می‌کرد. این سنگر ضدآمریکایی بین ساله‌ای 2006 تا 2010 و پس از حمله شکست‌خورده آمریکا به عراق و بمباران لبنان و غزه بدست اسرائیل بیشترین نفوذ را در منطقه داشت.در ابتدا به نظر می‌رسید که بهار عربی به نفع جبهه مقاومت تمام شده است. روسای جمهور حسنی مبارک و زین‌العابدین بن علی بدون هیچ‌گونه زحمتی از سوی ایران و سوریه از مصر و تونس خلع قدرت شدند. بشار اسد در اولین ماه‌های سال 2011 مطمئن بود که مخالفت وی با آمریکا، دیکتاتوری‌های عرب و اسرائیل از وی در برابر موج انقلاب حفاظت خواهد کرد.* جنگ داخلی طولانی در سوریه به نفع القاعده استترکیه هر روز به تهدید بیشتری علیه سوریه تبدیل می‌شود و شکیبایی کمتری نسبت به احساسات ضدآمریکایی نشان می‌دهد. واشنگتن پس از انتخابات ریاست جمهوری تصمیم خواهد گرفت با همراه شدن با ترکیه و حمایت نظامی بیشتر از مخالفان سوری منافعش را تأمین کند. آمریکا ممکن است به این نتیجه برسد که جنگ داخلی طولانی و بی‌نتیجه در سوریه که در آن قدرت دولت مرکزی کاهش می‌یابد، فرصت‌های زیادی را به القاعده یا حتی ایران می‌دهد. برای درک بهتر این مسئله می‌توان به مثال لیبی توجه کرد که چگونه فقدان قدرت سیاسی منجر به شگفتی‌های ناخوشایند و کشته شدن «کریستوفر استیونز»، سفیر این کشور در بنغازی می‌شود.از نظر آمریکایی‌ها، نتیجه ایده‌آل، سازماندهی یک کودتای نظامی علیه دولت سوریه در دمشق است. زلمی خلیل‌زاد، اخیراً در مجله «فارن پالسی» نوشت که آمریکا باید گام‌هایی را برای «به قدرت رساندن میانه‌روهای مخالف و تغییر موازنه قدرت از طریق تسلیحات و دیگر کمک‌های مرگبار»، ترغیب کودتا که منجر به ترتیبات مشارکت در قدرت شود و توافق با روسیه در ازای همکاریش بردارد. آمریکا با تبدیل شدن به اصلی‌ترین تأمین‌کننده تسلیحات مخالفان می‌تواند بر رهبر شورشیان نفوذ داشته و میانه‌روی و تمایل به مشارکت در قدرت را ترغیب کند. خلیل‌زاد معتقد است که این اقدامات زمینه را برای کنفرانس صلحی شبیه آنچه در سال 1989 در طائف عربستان برگزار شد و به جنگ 15 ساله داخلی در لبنان خاتمه داد، فراهم می‌کند. این همان چیزی بود که آمریکا دوست داشت پس از سال 1991 در عراق رخ دهد.* واگذاری حمایت از شورشیان به عربستان برای آمریکا خطرناک‌تر استدخالت نظامی مستقیم بیشتر در سوریه می‌تواند برای آمریکا خطرناک باشد زیرا ممکن است به درگیری تبدیل شود اما واگذاری حمایت از شورشیان به عربستان سعودی و پادشاهی‌های اهل سنت حاشیه خلیج فارس ممکن است حتی خطرناک‌تر نیز باشد. تسلیحات و پولی که از سوی آن‌ها تأمین شود، ممکن است به دست گروه‌های تندروی سنی در سوریه بیفتد، همان اتفاقی که در دهه 1980 افتاد و کمک‌هایی که به اطلاعات ارتش پاکستان ارائه شد، سر از دستان مجاهدین افغان درآورد. به جای جنگ برای خاتمه اوضاع کنونی که ممکن است بسیار درازمدت باشد، برگزاری کنفرانس صلح با مشارکت همه بازیگران تنها راه خاتمه جنگ در سوریه خواهد بود. اما احتمالاً برگزاری چنین کنفرانس صلحی نیز به زمانی زیاد نیاز دارد زیرا نفرت و ترس آنقدر عمیق است که هیچ یک از طرف‌ها متقاعد نشده که برنده نمی‌شود. طرح کوفی‌ عنان راه به جای نبرد زیرا شورشیان تنها بخش‌هایی را که به نفع خود می‌دانستند، اجرا کردند.* تصویر کشیده شده از سوی مخالفان تبعیدی ایران از اوضاع این کشور نادرست استایران چگونه به موضع منطقه‌ای در خطر خود در خاورمیانه نگاه می‌کند؟ سیاست ایران معمولا تلفیقی از احتیاط عملی و زبانی است. اما ایران در کشمکش خود با آمریکایی‌ها در عراق پس از سال 2003، واقع‌گرا بوده است. این کشور ممکن است اکنون تحت فشار تحریم‌ها باشد اما وضعیت وخیم آن به اندازه جنگ سال 1980 تا 1988 ایران و عراق جدی نیست. ایرانی‌ها اخیرا اعلام کردند که تنها یاری خداوند می‌تواند دلیل از بین رفتن دو دشمن اصلی ایران یعنی طالبان و صدام بدست آمریکا در جنگ‌هایی که بیشتر به نفع ایران و نه آمریکا تمام شد، باشد.اما به نظر می‌رسد موفقیت تحریم‌ها علیه صادرات نفت و عملیات بانک مرکزی ایران این کشور را شگفت‌زده کرده است. ایرانی‌ها در سال‌های اخیر به مسافرت‌های خارجی زیادی می‌رفتند اما هفته گذشته به دلیل اینکه نتوانستند از حساب‌های ارزی خود برداشت کنند، این روند متوقف شد اما دشمنان حکومت ایران نباید به این زودی‌ها امیدی داشته باشند. یکی از روزنامه‌نگاران ایرانی در تهران که تا حدودی مایل به مخالفان است سال گذشته به من گفت که «مشکل این است که تصویر آنچه که این روزها در ایران رخ می‌دهد از سوی ایرانی‌های تبعیدی کشیده می‌شود که بیشتر محصول آرزوهای آنان است.» حکومت ایران بسیار ریشه‌دار از حکومت‌های عربی است که ساقط شده و یا برای بقا تلاش می‌کنند.

برچسب‌ها