کد خبر 97142
۱۸ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

به بهانه سالگرد فرمانده تفحص لشکر 27 حضرت رسول (ص)؛ مجید پازوکی یک آدم فوق العاده معمولی

یکروز صبح مجید پازوکی به ما گفت: دیشب خواب دیدم زیر همین جاده ای که ما از طلائیه به سمت جزیره مجنون می رویم سنگ قبر شهداست و ما بعد از آن روز زیر خاکهای جاده ای که هر روز با ماشین از آن می گذشتیم چند شهید یافتیم که معلوم بود عراقیها عمدا روی آنها با لودر خاک ریخته اند و جاده درست کرده بودند.

بهگزارش حیات، حسین ماهوش یکی از بچه های تفحص لشکر 27 حضرت رسول است که در دهه هفتاداز نیروهای شهید مجید پازوکی محسوب می شد؛ در سالگرد شهادت این جانباز شهید گفتگویاختصاصی با وی انجام دادیم که در زیر می خوانید: xml:namespace prefix = o />xml:namespace prefix = o /> تا مرزشهادت مجیدپازوکی به دلیل اینکه از اوایل جنگ وارد این عرصه شده بود و همینطور بخاطر اینکهبدنش پر از ترکش بود زود بازنشسته اش کرده بودند آنهم با درجه سرهنگی ولی بعد ازجنگ و تشکیل نیروهای تفحص پیکرهای شهدا در لشکر 27 به صورت افتخاری به آنها پیوستهبود. جالباینکه خانواده خود را هم به اندیمشک برده بود تا نزدیکش باشند و توجیهش هم اینبود که من در جنگ رفقای زیادی را در آغوش خودم از دست دادم حالا یا باید به همهرفقای شهیدم پشت کنم و در مقابل وضع فرهنگی جامعه سکوت کنم و یا از شهر تهران هجرتکنم. آنگونهکه همرزمانش برایمان تعریف کرده بودند در دوران دفاع مقدس در غواصی نفر اول بود ودر عملیاتها بارها تا مرز شهادت پیش رفته بود و بدنش هم پر از ترکش شده بودبطوریکه در عملیات والفجر 8 از ناحیه شکم مجروح شده بود و مجبور شده بودند رودههایش را درآورند و بعد از جنگ نیز بر روی شکمش کاملا مشهود بود چون پوست شکمشبخاطر آنهمه بخیه کاملا جمع شده بود. یک آدمفوق العاده معمولی پازوکیخیلی خاکی و بی تکلف بود. یک آدم فوق العاده معمولی بود که در روزهای اول آشناییتصور می شد حتی از یک بسیجی عادی هم کمتر باشه چه برسد به اینکه فرمانده تفحص لشکرباشد و این را من بخاطر اخلاص فوق العاده در کارش می دانم. یادمهست بعد از شهادت محمودوند در معراج شهدا به دوستانم گفتم بعد از علی آقا شهیدبعدی ما پازوکی است و این حرف من برای همه ملموس بود چرا که ویژگی های اخلاقی اینشهید بزرگوار کاملا مشهود بود. خوابصادق در کارتفحص هم خیلی تبحر داشت و دارای حافظه فوق العاده ای بود. در یکی از مناطق جنوب یککانال 50 متری را به ما نشان داد و گفت در عملیات خیبر 2 تا دوشکاچی از 2 طرف بهما شلیک می کردند و اینجا یکی از همرزمانم با بادگیر آبی شهید شد؛ بعد از جستجو درهمان کانال 6 شهید یافتیم که یکی از آنها شهیدی بود با بادگیر آبی که بعداز تحقیقاز روی پلاکش فهمیدیم همان همرزم مجید پازوکی است. بازیادم هست یکروز صبح گفت: دیشب خواب دیدم زیر همین جاده ای که ما از طلائیه به سمتجزیره مجنون می رویم سنگ قبر شهداست و ما بعد از آن روز زیر خاکهای جاده ای که هرروز با ماشین از آن می گذشتیم چند شهید یافتیم که معلوم بود عراقیها عمدا روی آنهابا لودر خاک ریخته اند و جاده درست کرده بودند. تهیه وتنظیم : شاهرخ مشهدی

برچسب‌ها