کد خبر 96884
۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

عضو سابق «کنست»: امیدوارم مردم آمریکا به ابلهی غیر از رامنی رأی بدهند

عضو سابق «کنست» با اشاره به اینکه رامنی درگیری بین اسرائیل و فلسطین را بدون راه‌حل می‌داند، نوشت: در آمریکا سیاستمداران ابله زیاد هستند اما امیدوارم مردم به ابلهی غیر از میت رامنی رأی بدهند.

به گزارش حیات، نشریه «کانترپانچ» در مقاله‌ای به قلم «یوری آونری» خبرنگار، نویسنده، فعال صلح‌ اسرائیلی و عضو سابق «کنست» می‌نویسد: از دید نتانیاهو و به تبع از او، میت رامنی، صلح اسرائیل و فلسطین غیرممکن است و جنگ آن‌ها تا به ابد ادامه خواهد داشت. این دو حاضر نیستند بپذیرند که برای صلح باید از منافعی دست بکشند و کوتاه بیایند. * امیدوارم مردم آمریکا هر ابلهی را انتخاب کنند غیر از رامنی روزی روزگاری، رئیس‌جمهور نیکسون می‌خواست شخص خاصی را برای وکالت در دادگاه عالی آمریکا منصوب کند. یکی از سناتورها فریاد زد: «ولی این مرد ابلهی تمام‌عیار است.» یکی دیگر جواب داد: «خب که چی، در آمریکا تعداد خیلی زیادی ابله می‌توان یافت و این افراد همان‌قدر حق دارند در دادگاه حاضر باشند که دیگر افراد از بخش‌های دیگر جامعه.»شاید ایالات متحده ابلهان آمریکا حق داشته باشند رئیس‌جمهور میت رامنی را برگزینند. ولی به خاطر خود آمریکا و اسرائیل هم که شده امیدوارم چنین اتفاقی نیفتد.* اسرائیل مهم‌ترین ایالت آمریکاست برخی از مردم می‌گویند اسرائیل پنجاه‌ویکمین ایالت آمریکا است. برخی دیگر معتقدند که اسرائیل در میان 51 ایالت آمریکا اولین است. هرچه که باشد، زندگی ما –و شاید مرگ‌مان- تا حد زیادی به مردی بستگی دارد که در کاخ سفید مستقر شود. بنابراین با وجود تمام شبهاتی که در مورد اوباما دارم (و تعدادشان کم نیست)، خیلی امیدوارم که او دوباره رأی بیاورد.* رامنی می‌گوید درگیری بین اسرائیل و فلسطین هیچ راه‌حلی ندارد رامنی در آخرین افاضات حکیمانه‌اش نه تنها ابراز کرد که 47 درصد آمریکایی‌ها انگل هستند بلکه این را هم اعلام کرد که «فلسطینی‌ها» می‌خواهند اسرائیل را نابود کنند. بنا به گفته‌های او، درگیری بین اسرائیل و فلسطینی‌ها هیچ راه‌حلی ندارد و تا ابد ادامه خواهد داشت. من واقعاً متحیرم که این جمله آخر را از کجا آورده است. * آیا رامنی پیش از حرف زدن فکر هم می‌کند؟ در آلمان نازی، شخصی بود به نام «جناب دکتر اوتو دیتریش» کارگذار وزیر تبلیغات. هر روز سردبیران روزنامه‌های مهم در برلین را جمع می‌کرد و به آن‌ها می‌گفت تیترها و مقالات سردبیر برای روزنامه روز بعد باید چگونه باشند. این موضوع پیش از رواج اینترنت و فاکس بود. امروز دفتر نخست‌وزیر روزانه فکسی با عنوان «صفحه پیام‌ها» به وزرای نتانیاهو و دلقک‌هایش می‌فرستد و به آن‌ها می‌گوید که چه پیام‌هایی باید پخش کنند. من قاطعانه می‌گویم شک دارم که رامنی پیش از این‌که با مخاطبانش دیدار کند، که همه افرادی میلیاردر (یا شاید هم میلیونر) بودند، این صفحه پیام را خوانده باشد. اصلاً، امکان نداشت که او بتواند این سخنان نغز و حیرت‌آور را از خودش دربیاورد، می‌توانست؟ * هیچ گروهی نمی‌تواند آرزوی نابودی گروهی دیگر را داشته باشد «فلسطینی‌ها» یعنی «تمام افراد فلسطینی». تمام نه میلیون نفرشان در کرانه باختری، بیت‌المقدس شرقی، نوار غزه، اسرائیل و البته پناهندگان فلسطینی ساکن کشورهای دیگر در تمام جهان. خب، فکر کنم اگر اسرائیل با مداخله معجزات الهی بتواند از صحنه روزگار محو شود، تعداد کمی از فلسطینی‌ها در این دنیا باشند که حتی یک قطره اشک بریزند. برعکس این هم هست، هیچ اسرائیلی اشکی نخواهد ریخت اگر، باز هم از طریق اقدامات ماوراءطبیعی تمام فلسطینی‌ها از روی این کره خاکی محو شوند. باید خاطرنشان کرد که تعداد کمی اسرائیلی حاضرند داوطلبانه به خداوند متعال در انجام این وظیفه خطیر کمک کنند. افسوس که چنین تصوراتی به جهان خواب و رؤیا تعلق دارد. در دنیای واقعی افراد حتی بعد از نسل‌کشی‌های مهیب ناپدید نمی‌شوند، حتی کشورهایی هم که دارای بمب اتمی هستند را دشمنان خارجی نمی‌توانند از صحنه روزگار محو کنند.* مردم فلسطین می‌خواهند سرزمینی از آن خود داشته باشند از زمانی که یاسر عرفات در اواخر 1973 گفت که دیگر وقتش شده که با اسرائیل به تفاهم برسد، بیشتر فلسطینی‌ها خواستار معامله‌ای هستند که طی آن بتوانند کشوری از آن خودشان داشته باشند که در بخشی از فلسطینی باشد که در تاریخ ذکر شده است. به این می‌گویند «راه‌حلی برای دو کشور».اسرائیل این را نمی‌خواهد، زیرا آن‌ها آمادگی گذشتن از 22 درصد خاک فلسطینی را که در تاریخ ذکر شده و در صورت مذاکرات کشور فلسطین را تشکیل می‌دهد، ندارند. از آن‌جایی که هیچ گزینه کارایی ندارند، سخنگوی دولت اظهار داشت که «این مناقشات راه‌حلی ندارند.» * باراک جانی صلح است یکی از اولین افرادی که از بزرگان این شعار محسوب می‌شود ایهود باراک است. بعد از شکست جلسه کمپ دیوید در سال 2000، باراک که بعدها نخست‌وزیر شد، جمله‌ای را به زبان آورد که خیلی مشهور شد: «ما هیچ شریکی در صلح نداریم». از آن‌جایی که باراک دلیل اصلی شکست جلسه بود، من به او لقب «جانی صلح» را می‌دهم. * نتانیاهو و باراک مردم اسرائیل را قانع می‌کنند که با اعراب نمی‌شود صلح کرد نتانیاهو حق‌شناسانه فریاد باراک را دستاویزی کرد و اکنون اسرائیلی‌ها به طور ضمنی به این سخن اعتقاد دارند. (اخیراً خبرنگاری دانمارکی با من مصاحبه‌ای انجام داد. به او گفتم: وقتی کارمان تمام شد، اولین تاکسی را بگیر. از راننده درباره صلح بپرس. به تو خواهد گفت: «صلح خیلی هم عالی خواهد بود. من حاضرم کل سرزمینمان را بدهم و به جای آن صلح برقرار شود. ولی متأسفانه اعراب هیچ‌گاه با ما صلح نخواهند کرد.» یک ساعت بعد روزنامه‌نگار با هیجان با من تماس گرفت: «همان کاری را که گفتید کردم، و راننده سخنان شما را کلمه به کلمه تکرار کرد».) * اوضاع به همان شکل فعلی باقی نخواهد ماند وقتی می‌گوییم «هیچ راه‌حلی» حس می‌کنیم که «همه چیز همان‌طور که هست باقی خواهد ماند». این اشتباه است. هیچ‌چیز همان‌طور که هست نمی‌ماند. شرایط در طی زمان تغییر خواهند کرد، شهرک‌سازی‌ها گسترده‌تر می‌شوند، فلسطینی‌ها به پا می‌خیزند، دنیا مدام در حال تغییر است، دنیای عرب عوض شده است، روزی رئیس‌جمهور آمریکا منافع آمریکا را نسبت به منافع اسرائیل در اولویت قرار خواهد داد. آن روز ما کجا هستیم که ببینیم؟ لب کلام رامنی این است که راه‌حل از میان رفته است. این گفته مشهور مارک تواین را به خاطرم می‌آورم که: «گزارش مرگ من داستانی مبالغه‌آمیز بود». اکنون مد شده است که این‌طور بگویند. ولی افراد مختلف دلایل متفاوتی برای اعتقاد به از بین رفتن راه‌حلی برای هر دو در کنار هم دارند.* آرمان‌گرایان و اعراب خواستار ایجاد دو کشور فلسطین و اسرائیل در کنار هم هستند والدین، آموزگاران و انسان‌خوارها همه می‌گویند که بچه‌ها را دوست دارند ولی انگیزه آن‌ها متفاوت است. این مسئله در مورد کسانی که بخواهند در آینده راه‌حلی برای ایجاد دو کشور در کنار هم ارائه کنند نیز صدق می‌کند. این افراد مشتمل بر گروه‌های زیرند:یک: ایده‌آلیست‌ها، افرادی که آرزو می‌کنند مردم کشورهای مختلف در کنار هم با توازن و برابری در یک کشور زندگی کنند. (من از آن‌ها می‌خواهم که تاریخ اتحاد جماهیر شوروی، یوگسلاوی، قبرس، چکسلواکی، سودان و شرایط حاضر فرانسه‌زبان‌ها در کانادا، اسکاتلند در بریتانیا، فلاندرز در بلژیک و باسک و کاتالان در اسپانیا را بخوانند.) دو: اعراب، که واقعاً معتقدند که این راهی صلح‌آمیز برای خلاص شدن از شر اسرائیل است. * مهاجران و اسرائیلی‌ها صلح را غیرممکن می‌دانند و ضدصهیونیست‌ها هم با کشور اسرائیل مخالفندسه: مهاجرانی که آمدند در فلسطین ساکن شدند که می‌خواهند تمام سرزمین تاریخی فلسطین را به ملک خود تبدیل کنند و اگر بشود، آن را از وجود «غیریهودیان» پاک‌سازی کنند. چهار: اسرائیلی‌ها، که معتقدند شهرک‌سازی‌ها موقعیتی به وجود آورد که «غیرقابل بازگشت» است. («مرون بنونیستی»، معاون شهردار سابق بیت‌المقدس، که این عبارت را در اوایل دهه 1980 خلق کرد، زمانی که کمتر از صدهزار نفر در آن‌جا سکونت داشتند. به او گفتم که هیچ‌چیز غیر قابل‌تغییر نیست، مگر مرگ. موقعیت‌هایی که نوع بشر ایجاد می‌کند را همان ابناء بشر می‌توانند تغییر دهند.) پنج: ضدصهیونیست‌ها، شامل یهودیان ضدصهیونیست، که بی‌هیچ نگاه تبعیض‌آمیزی از صهیونیسم متنفر بودند، با تمام جنبه‌های مثبت و منفی‌اش، و برایشان وجود کشوری به نام «یهودیان» عملی شنیع محسوب می‌شود. شش: یهودیان متعصب، که معتقدند که تمام ارض اسرائیل از نیل تا فرات، را خدا به یهودیان وعده داده است، پس بخشیدن هر بخشی از آن به غیریهودیان گناهی نابخشودنی است. هفت: مسیحیان متعصب، که معتقدند که بازگشت دوباره عیسی مسیح فقط وقتی امکان‌پذیر است که تمام یهودیان جهان در یک سرزمین جمع شوند (که در آن هیچ فرد غیریهودی راه ندارد.) شرمنده اگر کسی را فراموش کردم. برخی از این افراد چیزی اختراع کرده‌اند به نام «راه‌حل یک کشوری». این راه‌حل تناقض‌آمیز است. این مسئله به یک کشور مربوط نمی‌شود و بنابراین راه‌حلی برای یک کشور وجود ندارد. * چه واقعیاتی را باید در باب موضوع اسرائیل و فلسطین بپذیریم؟ گاهی وقت‌ها بد نیست به بنیادی‌ترین حقایق رجوع کنیم: دو گروه از مردم در این کشور زندگی می‌کنند. هیچ‌کدامشان قرار نیست جایی برود. آن‌ها در این سرزمین می‌مانند. گرچه اعراب فلسطینی که در این کشور زندگی می‌کنند اقلیت را تشکیل می‌دهند، به زودی اکثریت مردم را تشکیل خواهند داد. هردو گروه از مردم به شدت وطن‌پرست هستند. این دو گروه فرهنگ، مذهب، روایت‌های تاریخی، ساختار اجتماعی، و معیارهای زندگی با هم متفاوتی دارند. در حال حاضر، بعد از 130 سال مناقشه مدام، تنفر شدیدی بین دو گروه مشاهده می‌شود. امکان این‌که دو گروه از مردم بتوانند با آرامش و در صلح در یک کشور زندگی کنند، در یک ارتش واحد و یک مرکز پلیس خدمت کنند، مالیات‌های مشابه بپردازند و قانون را مجلس مشترک و مشابهی بر ایشان اعمال کند، امری بیهوده است. امکان این‌که دو گروه از مردم در شرایطی صلح‌آمیز در کنار هم در دو کشور زندگی کنند که در هرکدام پرچم و دولت منتخب واحدی مستقر شود (و هرکدام تیم فوتبال خودش را داشته باشد) وجود دارد. این هم‌زیستی‌ می‌تواند شکل‌های مختلفی به خود بگیرد: از کنفدراسیون بی‌قاعده‌ای با مرزهای باز و جنبش‌های آزاد تا اشکال بسته‌تری از ساختارهای در حال شکل‌گیری مثل اتحادیه اروپا. * امیدوارم رامنی رأی نیاورد تا نگران این مسائل نباشیم امیدوارم این موضوع آن‌قدرها هم پیچیده نباشد که میت رامنی بتواند آن را بفهمد. ولی اگر –همان‌طور که با اشتیاق امیدوارم- او رأی نیاورد، دیگر لازم نیست نگران این مسائل باشم. متنفرم از اینکه به فرد جاهلی فرصت دهیم به بهای بدبخت کردن ما از روزگار درس بگیرد.

برچسب‌ها