کد خبر 96413
۲۷ شهریور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

شهید غلامرضا صالحی: زمانی استراحت برای ما مناسب است که در بهشت در کنار دوستان قرار گیریم

شهید غلامرضا صالحی:

زمانی استراحت برای ما مناسب است که در بهشت در کنار دوستان قرار گیریم

رزمندگان، او را با عصا در جبهه های نبرد مشاهده کرده بودند. وقتی از او خواسته می شد که برای بهبودی کامل در استراحت به سر ببرد، در جواب دوستان خود می گفت: زمانی استراحت برای ما مناسب است که در بهشت برین در کنار دوستان قرار گیریم.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، شهید غلامرضا صالحی معتقد بود که ˈما تا زمانی که در روی زمین هستیم باید این انقلاب و اسلام را حفظ و نگهداری کنیم.ˈ در حالی که تا پایان عمر شریفش در راه رفتن مشکل داشت،با این وجود در همه صحنه ها حاضر بود و با آن وضع جانبازی، قریب یک ماه به کار شناسایی در کوهستانهای صعب العبور و پربرف منطقه شمال عراق مشغول بود.بخشی از زندگی شهید صالحیشهید غلامرضا صالحی در سال 1337 ه ش در خانواده ای مذهبی، معتقد و اصیل در شهرستان نجف آباد و در استان اصفهان متولد شد. از همان کودکی از هوش، ذکاوت و استعداد بالایی برخوردار بود. با توجه به وضعیت اقتصادی خانواده و تنگنای معیشتی آنان، دوران تحصیل وی با سختی و مشقات زیادی قرین بود.او از زمانی که خود را شناخت مجبور بود همزمان با خواندن درس، در دوره شبانه، به شغل بنایی در کنار پدر اشتغال داشته باشد. سخت کوشی او در کار و جدیت و پشتکارش در کسب علم موجب شد تا در بین همکلاسی ها، شاگردی موفق و ممتاز معرفی شود.بیشتر از مدرسه،کلاس های قرآن توجه و اشتیاق او را برانگیخته بود. فعالانه در جلسات قرائت قرآن حضور می یافت و بعدها در بین جوانان به عنوان یکی از چهره های درخشان محافل قرآنی شناخته شد.با همین زمینه، پس از اخذ مدرک سیکل به دروس حوزوی روی آورد. ابتدا چند سالی در حوزه علمیه شهرستان نجف آباد در محضر علما – از جمله آیت الله ایزدی(ره) – تلمذ کرد و همزمان در کلاس های شبانه دوره دبیرستان نیز شرکت می کرد.پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی،از عناصر اصلی و فعال حزب الله نجف آباد بود. در مبارزه با ضدانقلاب از جمله کسانی بود که هرجا تجمع و حرکتی از جانب گروهک ها به چشم می خورد، در صحنه حاضر بود و با آنها مقابله می کرد.مدتی در معیت شهیدمحمد منتظری به کشورهای سوریه، لبنان و لیبی سفر کرد و حدود دو ماه در کنار جوانان لیبی به فراگیری آموزشهای نظامی و چریکی مشغول بود پس از بازگشت به تهران در کنار این شهید بزرگوار در ارتباط با سازمان های آزادی بخش فعالیت می کرد. تا اینکه در سال 1358 به عضویت افتخاری سپاه نجف آباد در آمد و در قسمت تبلیغات، مخلصانه و بدون کوچکترین چشمداشتی شروع به فعالیت کرد.با شروع جنگ تحمیلی همراه با یک گروه صد نفری (که خود سرپرستی آنها را به عهده داشت) عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و پس از سه ماه نبرد پیاپی در جبهه سرپل ذهاب، پیروزمندانه به شهر نجف آباد برگشت. علاقه وافر به حضور در جنگ به حدی بود که هرگاه عملیاتی در غرب یا جنوب کشور در شرف انجام بود سراسیمه خود را به آنجا می رساند.در عملیات فتح المبین که به عنوان فرمانده گردان عمل می کرد از ناحیه پا به شدت زخمی شد و حدود دو ماه در بیمارستان تهران بستری و سپس به اصفهان منتقل شد. بارها رزمندگان، او را با عصا در جبهه های نبرد مشاهده کرده بودند. وقتی از او خواسته می شد که در استراحت به سر ببرد تا بهبهودی کامل یابد، در جواب دوستان خود می گفت: ˈزمانی استراحت برای ما مناسب است که در بهشت برین در کنار دوستان قرار گیریم و ما تا زمانی که در روی زمین هستیم باید این انقلاب و اسلام را حفظ و نگهداری کنیم.ˈ در حالی که تا پایان عمر شریفش در راه رفتن مشکل داشت، با این وجود در همه صحنه ها حاضر بود و با آن وضع جانبازی، قریب یک ماه به کار شناسایی در کوهستانهای صعب العبور و پربرف منطقه شمال عراق مشغول بود.در سال 1362 در قرارگاه حمزه سیدالشهداء(ع) مشغول به کار شد و با توجه به روحیه رزمی بالایی که داشت مسوولیت هماهنگی واحدهای عملیاتی قرارگاه را به عهده ایشان گذاشتند.شهید صالحی در عملیات قادر نماینده رسمی سپاه در قرارگاه ارتش بود و با تلاش همه جانبه و شبانه روزی، در هماهنگی های بین این دو نیرو نقش مهمی را ایفا می کرد.از اوایل سال 1365 تا اواسط 1366 در معاونت عملیات قرارگاه نجف انجام وظیفه کرد و در این مدت در عملیات والفجر 9، تدافعی حاج عمران، کربلای1، کربلای2، کربلای4 و کربلای5 حضور موثر و فعال داشت.در سال 1366 به لشکر محمدرسول الله(ص) مامور شد و در عملیات کربلای8 به عنوان قائم مقام فرماندهی لشکر انجام وظیفه کرد.در عملیات بیت المقدس 4 که 15 فروردین ماه 1367 در منطقه عمومی دربندیخان عراق انجام گرفت نقش بسزایی داشت. دراین عملیات، لشکر 27 در کنار سایر یگانها، ضمن تصرف ارتفاعات شاخ شمیران، که به سد دربندیخان مشرف بود، پاتک های شدید دشمن را با ایثار و از خودگذشتگی رزمندگان اسلام دفاع کردند.اواخر جنگ که یگان های سپاه عمدتا در غرب در حال پیشروی بودند، مزدوران بعثی مجددا به بخش هایی از جبهه جنوب از جمله شلمچه وارد شدند. ایشان در این زمان (23 خردادماه 1367) با تیپ هایی از لشکر 27 که برای بیرون راندن عراقی ها به منطقه اعزام شده بودند، در عملیات انهدامی بیت المقدس 7 شرکت داشت و در کنار سایر یگانها، مردانه با دشمن جنگید و با جانفشانی امثال این شهید بزرگوار در جبهه شلمچه، دشمن زبون فرار را بر قرار ترجیح داد.در آستانه پذیرش قطعنامه از سوی جمهوری اسلامی ایران، آن زمان که عراق مضمحل و شکست خورده، آخرین تحرکات مذبوحانه را با دور دیگری از تهاجم ددمنشانه و کور خود آغاز کرد، لشکر 27 حضرت محمدرسول الله(ص) در سه جبهه میانی، غرب و جنوب با دشمن درگیر بود و وی باید در امر هماهنگی و هدایت نیروها اقدام کند، لذا در جبهه میانی (منطقه فکه) باقی ماند و جلو نیروهای دشمن را سد کرد.او فردی بسیار مطیع و تابع ولایت فقیه بود و با بینش عمیقی که داشت، ارادت و اخلاص عجیبی به مقام ولایت نشان می داد و همواره برادران را نیز به تبعیت مخلصانه توصیه می کرد. وی روحیه رزمندگی و سلحشوری را در عالی ترین سطح داشت و در تمام دوران مسوولیت خود ضمن حضور در خطوط مقدم، رزمندگان را در صحنه های حساس و مخاطره آمیز هدایت می کرد. روحیه شهادت طلبی او در حدی بود که همرزمانش می گفتند: مرگ از او فرار می کند.خودسازی و عبادت به صورت یک برنامه مستمر در زندگی او در آمده بود و با وجود اشتغالات متعدد کاری، نسبت به نماز شب و تلاوت مستمر قرآن مجید اهتمام خاصی داشت.نحوه شهادت وی نیز حاکی از روح بزرگ این شهید گرانقدر است. چند روز قبل از پذیرش قطعنامه در آخرین دست و پا زدن های رژیم بعثی صهیونیستی عراق و تجاوز مجدد به خاک جمهوری اسلامی در منطقه دشت عباس، ایشان در حالی که نیروهای لشکر را برای مقابله با دشمن هدایت می کرد – در 23 تیر ماه 1367 حوالی چاه های ابوغریب – بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ به سختی مجروح شد.آخرین کلام او در واپسین لحظات زندگی سعادتمندانه اش، که در مجاهدت فی سبیل الله سپری شد، ذکر مقدس یا حسین(ع) بود، تا اینکه به محضر دوست پذیرفته شد و به لقای الهی نائل گردید.طنین صدای جاودانه او همواره جان و دل شیفتگان و سالکان راه حق را آرامش می دهد و به ادامه طریق نور و هدایت رهنمون می سازد.

برچسب‌ها