مرکز مطالعات امنیتی اسراییل: تعیین ضربالاجل علیه ایران تاپیش از انتخابات آمریکا میسر نیست
مرکز مطالعات امنیتی ملی اسراییل از وضعیت پیشرفت برنامه هستهای ایران و میزان اطلاعاتی که سرویسهای غربی درباره آن دارند، مینویسد: اکنون که مدت زمان کمی به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانده، تعیینم خطوط قرمز و ضربالاجل برای ایران ممکن نیست.
به گزارش حیات، این مرکز مطالعاتی در مطلب خود با عنوان «آیا میتوان خط قرمزی درباره ایران تعیین کرد؟» به قلم «یوفرایم اسکولایی» میافزاید: میتوان «خطوط قرمز» را به عنوان اقدامات، فعالیتها و یا وضعیتهایی در نظر گرفت که اگر انجام شوند و یا به واقعیت بپیوندند، منجر به تغییر اوضاع خواهند شد. هدف از کشیدن این خط قرمزها دو موضوع است: برای جلوگیری از این اقدامات یا فعالیتها و برای نشان دادن اینکه وضعیت آنقدر جدی هست که نیاز به اقدامات تضمینی داشته باشد. خطوط قرمز مجازی یا واقعی در گذشته به عنوان بخشی از راهبردها برای برخورد با مسئله هستهای ایران کشیده شدهاند. این خطوط تعریف شدند و پس از آن بدون هیچ اقدامی غیر از لفاظی نقض شدند. این مسئله اکنون بار دیگر به عنوان بخشی از یک تفاهم پیشنهادی میان دولت آمریکا و اسرائیل و به قصد کاهش تنش میان آنها مطرح شده است. نکته اصلی بحثها این است که بر اساس ارزیابی اسرائیل، ایران به اندازه کافی در آنچه که برنامه تسلیحات هستهای میخواند، پیشرفت کرده و این در حالی است که دولت آمریکا معتقد است زمان کافی برای یافتن راه حل دیپلماتیک برای این مسئله وجود دارد. * آمریکا: از آنچه درباره برنامه هستهای ایران میگذرد، مطلعیمآمریکا همچنین تخمین زده است که از قبل به خوبی میداند که آیا ایرانیها در حال عبور از خط قرمزها و آغاز راه تقریبا کوتاه تولید تسلیحات هستهای هستند یا خیر. روزنامه «تایمز اسرائیل» روز دهم آگوست 2012 گزارش داد که «جی کارنی»، سخنگوی کاخ سفید گفته است که واشنگتن «میتواند ببیند که دور و بر برنامه هستهای ایران چه اتفاقاتی رخ میدهد» و اینکه «اگر تهران نزدیک به دستیابی به سلاح اتمی باشد» متوجه خواهد شد. «من همچنین میگویم که ما چشمانی داریم و قابلیت نظارت بر این برنامه را نیز داریم؛ در صورتی که زمان آغاز دستیابی به سلاح برسد، ما خواهیم فهمید.» وی بعدا گفت که اشارهاش به مقامات آژانس بینالمللی انرژی اتمی بوده که مسئول بازرسی از سایتهای هستهای ایران هستند. این مسئله به نوعی خط قرمزی برای ایران میکشد.در اینجا دو فرضیه ضمنی وجود دارد: اول اینکه سیستم اطلاعاتی آمریکا خطاناپذیر است و دوم اینکه بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی آغاز تلاش ایران برای دستیابی به تسلیحات هستهای را با هشداری معتبر کشف خواهند کرد. اما مشکل این است که اسرائیل این فرضیهها را قبول ندارد. همانطور که تاریخ نشان داده، اطلاعات خطاپذیر است و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قدرت نظارتی خود بسیار محدود است. تکیه بر اطلاعات تنها میتواند منجر به اعتماد بیش از حد و تفسیر اشتباه از واقعیات شود و خطرات این مسئله دستکم برای اسرائیل بسیار زیاد است.* ایران با قصد تولید سوخت هستهای برای زیردریاییهایش خط قرمز غنیسازی اورانیوم فراتر از 20 درصد را رد کرده استاین خطوط قرمز برای اینکه موثر باشند باید شرایطی را رعایت کنند. این شرایط باید به خوبی تعریفشده، واقعگرا بوده و در موقع مناسب مطرح شوند و زمان کافی برای جلوگیری از وقوع اقدامات داشته باشند؛ تبعات عبور از این خط قرمزها باید به اندازه کافی جدی باشد تا بتواند به عنوان یک بازدارنده عمل کند؛ و طرف مقابل باید از آنها آگاه شده و این تبعات حتی باید علنی شوند. کشیدن خط قرمز در نقطه آغاز تنها زمانی میتواند موثر باشد که تبعات عبور از آن به اندازه کافی برای ایران جدی باشد. در نگاهی وسیعتر، سناریوی «آغاز» را علیه شرایطی که در بالا به آنها اشاره شده در نظر بگیرید. لغت آغاز باید به خوبی تعریف شود. آیا عبور از سطح غنیسازی 20 درصد دارای چنین شرایطی است؟ ایرانیها تاکنون با اعلام اینکه قصد استفاده از انرژی هستهای برای تولید نیروی رانش زیردریاییها را دارند که نیاز به اورانیوم غنیشده در سطح بالا دارد، این معیار را رد کرده است. آیا کار بر روی مکانیسم انفجار تسلیحات هستهای خط قرمز است؟ بر اساس اشارات آژانس، آنها مدتی است که دست به این کار زدهاند.* تعیین ضربالاجل برای ایران پیش از انتخابات آمریکا ممکن نیستآیا تعیین خط قرمز آغاز فعالیت حساس هستهای ایران به موقع تعیین شده است؟ احتمالا خیر. در حالی که زمان میگذرد، ایران در حال تکمیل فناوری حساس خود است و هر چه میتواند اورانیم با غنای پایین جمع میکند. به خاطر وجود اطلاعات غیرقطعی (خصوصا اگر این مسئله به گروههای بازرسی آژانس بستگی داشته باشد)، دستیابی به اطلاعات درباره فعالیتهای حساس ایران ممکن است به صورت قابل توجهی با تاخیر مواجه شود. تبعات عبور از خطوط قرمز چیست؟ آیا آمریکا آماده اقدام نظامی برای توقف پیشرفت ایران در تولید تسلیحات هستهای است؟ گرچه آمریکا در اظهارنظرهای متعددی به چنین احتمالی اشاره کرده است اما هرگز به صورتی واضح درباره آن صحبت نکرده است. آیا آمریکا فردا آماده توسل به اقدام نظامی در صورت دریافت پیامهایی از جامعه اطلاعاتی است؟ این مسئله بسیار غیرقطعی است. این حقیقت که آمریکا نتیجه گرفته هنوز زمان برای راه حل دیپلماتیک وجود دارد، ممکن است همچنین به این نکته اشاره داشته باشد که آمریکا هیچگونه هشدار و یا حتی ضربالاجلی را به ایران نداده است. آیا خط قرمز جایگزینی وجود دارد؟بله قطعا وجود دارد و آن هم تعیین یک ضربالاجل است. این ضربالاجل میتواند تاریخ اجرای قطعنامههای شورای امنیت درباره ایران باشد. گزینه دیگر میتواند شامل مذاکرات بیپایان با ایران با پیششرط گروه 1+5 مبنی بر تعلیق فعالیتها در سایت غنیسازی فوردو، توقف غنیسازی 20 درصد اورانیوم و انتقال همه اورانیوم غنیشده 20 درصد به خارج از ایران باشد. اگر ضربالاجلی برای این مسئله به همراه تهدید اقدام نظامی تعیین شود و شرایط آن محقق نگردد، میتوان آن را به عنوان خط قرمزی منطقی در نظر گرفت. این ضربالاجل نباید در آینده دور داده شود تا ایران فرصت رسیدن به آستانه دستیابی به فناوری حساس هستهای و تولید اولین بمب خود را نداشته باشد. این مسئله قابل رسیدگی است؛ تهدید به اندازه کافی جدی است خصوصا اگر از سوی آمریکا صادر شود و همه ایرانیها از آن اطلاع خواهند یافت. این خط قرمز مزیت دیگری نیز دارد و میتواند اولین مرحله از روندی طولانیتر بدون تسلیمشدن کامل ایران به درخواستهای شورای امنیت و آژانس باشد (و حتی اینها در توافقی احتمالی مرحله نهایی نیز نیستند). * مسئله ایران با گذشت زمان غیرقابل بازگشتتر میشودآیا چنین چیزی قابل اجراست؟ دستکم در زمان کنونی و پیش از انتخابات آمریکا احتمال آن وجود ندارد. در شرایط حاضر این مسئله هر دو طرف را محدود میکند و ایران را در صورت باور کردن خط قرمز مجبور به تصمیمگیری و طرفهای دیگر را مجبور به عمل میکند. در حال حاضر ایران از اینکه با ضربالاجل روبرو نیست، احساس راحتی میکند و آمریکا نیز در شرایطی قرار ندارد که آن را بتوان به انجام اقدامی مجبور کرد. بنابراین، به نظر میرسد تعیین خطوط قرمز روش خوبی برای عدم توافقهای علنی بین دولتهای آمریکا و اسرائیل دستکم تا پس از انتخابات نباشد. در عین حال با گذشت زمان، مسئله ایران تنها بزرگتر، جدیتر و غیرقابلبازگشتتر میشود.