کد خبر 95827
۴ شهریور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

بازخوانی سفر حضرت آیت الله خامنه ای به زیمباوه؛ پیگیری مجازات رژیم بعث عراق در هشتمین اجلاس جنبش عدم تعهد

حضرت آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران در هشتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد که از اول تا ششم سپتامبر 1986 (شهریور 1365) در حراره پایتخت زیمباوه برگزار شد در سخنانی به حق ایران در مجازات دولت عراق و برخورد قاطع این جنبش با کشور متجاوز تاکید کرد.

به گزارش حیات، ایشان در سخنان خود بعد از تشریح وضعیت خاص خاورمیانه و فشار استکبار جهانی به جمهوری اسلامی بعد از انقلاب اسلامی در سخنانی که همزمان با عملیات کربلای 1 و کربلای 3 نیروهای ایران بود در نطقی صریح به بررسی مواضع ایران در قبال مسائل جاری جنگ پرداختند و در قسمتی از سخنان خود تاکید کردند:کمک های امپریالیسم به دولت عراق«...آقاى رئیس؛ خاورمیانه با اهمیّت استراتژیکى و منابع عظیم انرژى همواره مورد نظر قدرت هاى بزرگ بوده و نتیجتاً به طور مستمر در معرض توطئه و تجاوز آنان قرار داشته است. و تحمیل رژیم صهیونیستى در این منطقه به منظور دائمى کردن تشنّج و زمینه‌سازى براى مداخله‌ى مستمر قدرتها بوده و لذا بروز انقلاب اسلامى و ظهور جمهورى اسلامى ایران که لزوم نابودى رژیم صهیونیستى و قطع مداخله و نفوذ غرب و شرق از خاورمیانه را در صدر شعارهاى خود قرار داده، از آغاز تهدید جدى علیه منافع قدرتها تلقّى گردید. جنگ تحمیلى بر جمهورى اسلامى ایران، پاسخ عملى قدرتهاى سلطه‌جو علیه این تهدید بوده است. روند جنگ در طول شش سال گذشته، جریان کمکهاى تسلیحاتى به عراق از سوى هر دو قطب، سیل کمکهاى مالى مستقیم به عراق از سوى کارگزاران امپریالیسم در منطقه، سکوت مجامع بین‌المللى در قبال تجاوزات آشکار عراق به مقررات حقوق بین‌الملل، عدم تمایل شوراى امنیّت به رسیدگى به مسأله‌ى شروع تجاوز از سوى عراق و صدها دلیل و قرینه‌ى دیگر، همه بیانگر این واقعیّت مسلّم است: ظهور یک کشور واقعاً غیرمتعهّد در منطقه‌اى که بشدت مورد طمع و علاقه‌ى اقطاب موجود است قابل تحمل نبوده و مى‌بایست بطور همه‌جانبه مورد تهاجم قرار گیرد. عراق به عنوان اهرم اجراى سیاست امپریالیسم در منطقه انتخاب و مأمور میگردد.اسناد جنگ چنین حکایت می کندآقاى رئیس؛ اسناد جنگ چنین حکایت می کند: عراق با سوء استفاده از شرایط ایرانِ بعد از انقلاب و به تصور اینکه ارتش از هم پاشیده است حمله‌ى وسیعى را به منظور اشغال سرزمین و سقوط نظام انقلابی، آغاز میکند. قسمت بزرگى از خاک ایران اشغال میشود. شهرها و دهات و مناطق اشغالى با خاک یکسان میشود، مردم غیرنظامى به اسارت گرفته میشوند یا دسته جمعى اعدام میگردند. مقررات بین‌المللى یکى پس از دیگرى نقض میشود و قرارداد الجزایر که میان رژیم کنونى عراق با رژیم شاه براى حلّ و فصل مسائل مرزى بسته شده بود، از سوى رئیس حکومت عراق پاره میگردد. کاربرد مکرر و وسیع سلاحهاى ضد انسانى شیمیایى بدون اعتنا به افکار عمومى جهانى در دو سه سال اخیر ادامه مى‌یابد. شهرها و اماکن مسکونى مورد حملات مکرر هوایى و موشکى قرار میگیرند. حتّى نسلهاى گذشته از این جنایات ضد بشرى مصون نمانده، یادگارهاى آنان و بناهاى تاریخى و میراثهاى فرهنگىِ بشرى نیز مورد تهاجم قرار میگیرند. و بدین ترتیب در طول شش سال جنگ تحمیلى، رکورد بسیارى از جنایات تاریخى شکسته میشود.نقض ابتدایى‌ترین اصول انسانى آقاى رئیس؛ نه داستان اسف‌انگیز جنگ در این چند جمله قابل خلاصه شدن است و نه عمق جنایات و تجاوزات رژیم عراق قابل اندازه‌گیرى. تجاوز و جنایت، کمیّت نیستند، هیچ اصل و معیار بین‌المللى یا بررسى کارشناسى و هیچ زبان و قلم آشنا به احساسات بشرى قادر نیست حتّى در یک مورد، میزان اندوه مادرانى را که در آخرین لحظه‌هاى حیات، در حالى که دختر بچه‌هاى مورد تجاوز قرار گرفته‌شان را براى آخرین وداع قبل از زنده به گور شدن دسته‌جمعى در آغوش میکشیدند بیان کند. انبوه استخوانهاى کشف شده از گورهاى دسته‌جمعى در هویزه و بستان و ناله‌ى هزاران کودکى که بعد از حملات هوایى و موشکى در بالین اجساد پدران و مادران خود در ویرانه‌هاى دزفول و بهبهان و مریوان و دهها شهر دیگر خون گریسته‌اند... همه از عمق فاجعه حکایت میکند. با اینکه به محض آزادى خرمشهر و شکست مفتضحانه‌ى نیروهاى اشغالگر، رژیم عراق ناگهان تغییر ماهیّت داد و یک شبه صلحدوست شد. ملاحظه‌ى اسناد جنگ نشان میدهد که جنایات ضد بشرى و نقض ابتدایى‌ترین اصول انسانى، پس از آن نیز همچنان ادامه یافته بلکه تشدید شده است. برخى از اسناد آن جنایات در بیمارستانهاى اروپا موجود است و به عقیده‌ى بسیارى از مراجع بین‌المللى، براى هیتلر و چنگیز آبرو خریده است. معنی دعوت از ظالم و مظلوم براى همزیستى مسالمت‌آمیزآقاى رئیس؛ اگر صدها میلیارد خسارات مادى دو کشور را بر این فجایع اضافه کنیم، اگر ضرر ناشى از فوت فرصتهاى سازندگى براى هر دو ملّت را بر این مجموعه بیفزاییم، به نتیجه‌ى تکان‌دهنده‌اى میرسیم که هیچ انسان آزاده‌اى نمى‌تواند در مواجهه‌ى با آن بیطرف بماند. ظلمى عظیم در معیار تاریخى، واقع شده است. تاریخ میگوید هرگاه جنگ‌افروزى و تجاوزات بین‌المللى مورد مجازات قرار نگرفته و عدالت تأمین نشده باشد، ریشه‌هاى جنگ، به انتظار لحظه‌ى مساعد براى بروز مجدد، زنده میماند. بدون تأمین عدالت، بدون رفع ظلم و بدون نابود کردن ذهنیّتهاى تجاوزگر، دعوت از ظالم و مظلوم براى همزیستى مسالمت‌آمیز، معنایى جز به رسمیّت شناختن ظلم و کمک به استمرار آن ندارد.اگر جمهورى اسلامى ایران راهى براى جبران میلیاردها خسارت جنگ بیابد، جانِ از دست رفته‌ى بهترین فرزندان کشور ما و فرصتهاى از دست رفته‌ى سازندگى در بهترین سالهاى انقلاب چگونه قابل جبران خواهد بود؟ برخى میگویند: تنها یک اشتباه محاسبه درباره‌ى نیروهاى دفاعى جمهورى اسلامى ایران بود که عراق را به شروع جنگ تشویق کرد، و اکنون که جمهورى اسلامى ایران قدرت خود را نشان داده، این اشتباه محاسبه دیگر صورت نخواهد گرفت. این تحلیل به یک شوخى بیشتر شبیه است؛ زیرا آنچه براى امنیّت ملّى هر کشور اهمیّت دارد، وجود استعداد تجاوزگرى و سلطه‌جویى در آن سوى مرزهاست، و گرنه اشتباه محاسبه در هر مکان و هر لحظه امکان وقوع دارد. از زمانى که رژیم عراق با یک کودتا روى کارآمده تاکنون نه تنها جمهورى اسلامى ایران بلکه اکثر کشورهاى منطقه، لحظه‌اى از تجاوزات آن در امان نبوده‌اند.ادعاى صلح‌خواهى مجامع جهانى!آقاى رئیس؛ جنگ متجاوزانه، ناشى از هر کس و یا هر انگیزه، همه جا بطور یکسان در خور سرزنش است؛ پس جنگ‌افروزى مستقیم امپریالیسم همان قدر منفور است که تجاوزگرى عوامل دست‌نشانده‌ى آن.آیا در حالى که هر جرم کوچک شخصى همواره مستوجب مجازات است، میتوان پذیرفت که یک جنایات عظیم بین‌المللى بى‌مجازات بماند؟ آیا وجدان جامعه‌ى جهانى میپذیرد که رژیم متجاوز، صدها میلیارد دلار ثروت دو کشورِ در حال توسعه را به آتش بکشد و دهها هزار نفر مرد و زن و کودک را به قتل برساند، بزرگترین تشنّجها را در مهمترین مناطق استراتژیک دنیا ایجاد کند. اکثر مقررات مهم بین‌المللى را نقض کند و سپس هنگامى که به کفّاره‌ى این همه جنایت، در آستانه‌ى سقوط قرار گرفت، ادعاى صلح‌خواهى کند و در مجامع جهانى، شعور و آگاهى نمایندگان کشورها را به مسخره گیرد؟ آیا میتوان باور کرد که تاریخ، قراردادى است و بر حسب اقتضاى روز و علایق قدرتها میتوان آن را از سر نوشت؟ جنگ چگونه آغاز شد؟ به نظر میرسد بعضیها پیشنهادهاى سازنده‌اى براى تغییر تاریخ و سرگذشت جنگ دارند.این پیشنهادها هر قدر سازنده باشد، نمیتواند ما را در متقاعد ساختن پدران و مادران داغدار و فرزندان یتیم ایرانى کمک کند که از دست دادن عزیزانشان وهم و خیال بوده است. از زمان شروع جنگ به وسیله‌ى عراق تاکنون یک نسل نگذشته است. ما تاریخ و فجایع جنگ را به چشم دیده و با پوست و رگ خود لمس کرده‌ایم و مشکل است که بتوانیم خود را فریب دهیم. کسانى که معتقد به قراردادى بودن واقعیّات هستند، بهتر است تحریف تاریخ را از جاى دیگر آغاز کنند. از حوادث متعلّق به نسلهاى گذشته آنها میتوانند درباره‌ى صلح‌دوستى، نوع پرورى و سازندگیهاى هیتلر و چنگیز قلمفرسایى و سخنرانى کنند.مجازات عراق تکلیفی اسلامی و ملیآقاى رئیس؛ بنا به تکلیف اسلامى و ملّى خود، و نیز بنا به اصول اولیّه‌ى جنبش، جمهورى اسلامى ایران موظّف است، رژیم جنگ‌افروز عراق را به مجازات رساند. البتّه خسارات معنوى وارد به هر دو ملّت ایران و عراق به حدى است که جبران آن یقیناً غیرممکن است. همچنین با توجّه به نقض مستمر کلیّه‌ى مقررات بین‌المللى از سوى رژیم عراق، و ثبوت این واقعیّت تلخ که این رژیم کمترین اهمیّتى براى مهمترین تعهّدات خود قائل نیست، هیچ تضمین بین‌المللى براى جلوگیرى از تجاوز مجدد عراق به خاک جمهورى اسلامى ایران نمیتواند نافذ باشد. در نتیجه عراق یعنى شروع‌کننده‌ى جنگ، مسؤولیّت ادامه‌ى آن را نیز به عهده دارد.ناتوانى مجامع و مراجع بین‌المللى در برخورد قاطع با مسأله‌ى جنگ، خود جزء علل مهم ادامه‌ى جنگ به حساب مى‌آید: در حالى که دو دوره از ریاست جنبش سپرى شده، جنگ تحمیلى هنوز به پایان عادلانه نرسیده است؛ یعنى نظام موجود بین‌المللى نتوانسته با جنگ برخوردى اصولى، عملى و واقعبینانه داشته باشد. مشکل اساسى از آن نشأت میگیرد که راه‌حلّهاى پیشنهادى مجامع بین‌المللى و کشورهاى علاقه‌مند به برقرارى صلح فاقد توجّه و عنایت لازم به عنصر عدالت بوده است.در آن هنگام که عراق در موضع قدرت قرار داشت، مجامع بین‌المللى و کشورهاى جهان، اقدامى براى جلوگیرى از تجاوز و استقرار صلح نکردند ولى اکنون که در اثر مقابله‌ى شجاعانه‌ى رزمندگان ما سرنوشت جنگ تغییر یافته و رژیم عراق به شکست قطعى تهدید میشود، از هر سو نداى صلح سر میدهند. امروز براى ما ثابت شده که هدف بسیاری از واسطگان فقط نجات متجاوز است، نه نیل به صلح و عدالت. لاجرم بار تأمین عدالت، که یک مسؤولیّت بین‌المللى در قبال هر نوع تجاوز است، در تمام دوره‌ى جنگ بر عهده‌ى جمهورى اسلامى ایران قرار داشته است.یکى از مشکلات ما متأسفانه ناشى از دوگانگى معیار قضاوت در برخورد با اصل مسأله‌ى جنگ بوده است؛ مثلاً در حالى که طبق اطلاعیه‌ى 1942 متّفقین در لندن، تعقیب هیتلر به عنوان جنایتکار جنگى از مهمترین هدفهاى ادامه‌ى جنگ شمرده شده که خود یک سابقه‌ى حقوقى در این خصوص است، نسبت به اعمال مشابه عراق در طول جنگ، قضاوت و تصمیم مشابه معمول نگردیده است.همان کشورهایى که کاربرد سلاح هسته‌اى از سوى امریکا در هیروشیما را یک عکس‌العمل عادلانه در قبال شروع جنگ تلقّى کرده‌اند، پنج سال و نیم بعد از آغاز جنگ از سوى عراق، در نتیجه‌ى فشار افکار عمومى، تنها به اشاره‌اى بسیار ضعیف در مورد جنایت آغاز جنگ رضایت داده و حتّى به جاى یک تعبیر صریح، عبارت اعمال اولیّه را در آخرین قطعنامه‌ى غیرعادلانه‌ى شوراى امنیّت، گنجانیدند. متأسفانه همین دوگانگى معیار قضاوت، در مواضع برخى از کشورهاى غیرمتعهّد هم مشاهده شده است.نقض مقررات بین المللی توسط رژیم عراقرژیم عراق در تمام طول جنگ اهم مقررات بین‌المللى، مانند منع کاربرد سلاحهاى شیمیایى، منع حمله به مناطق مسکونى و غیرنظامى، منع حمله به مؤسسات فرهنگى، منع حمله به وسایل حمل و نقل غیرنظامى هوایى و دریایی و منع سوء رفتار با اسراى جنگى را بنا به اسناد سازمان ملل، بکرات نقض کرده و على‌رغم ارتکاب این همه جنایت، مورد کمترین شماتت بین‌المللى قرار نگرفته است. با کمال تأسف برخى از کشورهاى غیرمتعهّد در برخورد با این جنایات حتّى از شوراى امنیّت، با همه قضاوتهاى غیر عادلانه‌اش عقب افتاده‌اند.مایلم صریحاً اعلام کنم که اگر جنبش نتواند جنایات رژیم عراق را که تا این حد روشن و مستند است، مجازات کند در برابر آن موضعى صریح و عادلانه بگیرد، نباید امیدوار بود که در مقابل تجاوزات و سلطه‌جویى قدرتهاى بزرگ و در مقابل تشنّجات و بحرانهاى عظیم جهانى منشأ کمترین اثرى باشد. رژیم عراق به چند اعتبار از جانب جنبش غیرمتعهّدها قابل تعقیب است: تجاوز به یک کشور انقلابى و غیرمتعهّد، نقض کلیّه‌ى مقررات بین‌المللى، تشنّج‌آفرینى و دعوت صریح از ابرقدرتها براى مداخله در امور منطقه، و به هرز بردن امکانات مادى منطقه در جهت منافع هر دو قطب و به ضرر جهان سوم.درخواست اخراج دولت عراق از جنبشآقاى رئیس؛ تنها ارتکاب یکى از این جرمها براى اخراج یک رژیم از جنبش کفایت میکند. اعلامیّه‌هاى باندوگ و بلگراد صریحاً شروع جنگ را، جنایتى علیه بشریّت اعلام میدارند. در این صورت چگونه میتوان ادامه‌ی عضویّت عراق در جنبش را توجیه کرد؟ آیا ما از مواضع باندوگ و بلگراد عقب‌نشینى کرده‌ایم؟ در حالیکه اعلامیّه‌ى بلگراد صریحاً تولید و کاربرد سلاحهاى شیمیایى را بى‌قید و شرط منع کرده، عراق حتّى پس از محکومیّتش از جانب شوراى امنیّت در 21 مارس 1986، بیش از سه بار در سطح وسیع دست به استفاده از این سلاح زده است. نقض اصول غیرمتعهّدها، تا کجا میتواند ادامه داشته باشد؟لذا کمترین وظیفه‌ى جنبش اقتضا دارد که اولاً رژیم عراق از جنبش اخراج گردد. ثانیاً از تجربه‌ى این جنگ ویرانگر به منظور جلوگیرى از بروز جنگهاى تجاوزکارانه‌ى مشابه استفاده شود. ثالثاً برنامه‌اى براى مجازات متخلّفین از اصول غیرمتعهّدها در کلیّه‌ى زمینه‌ها تنظیم، تصویب و اعمال گردد.ما حقّ نداریم به خاطر ملاحظات و منافع آنى دو جانبه، در مجازات چنین جنایتى کمترین تخفیفى قائل شویم. کوچکترین سهل‌انگارى در این خصوص معنایى جز تشویق تجاوز و در مخاطره افکندن امنیّت و صلح نسلهاى معاصر و آینده ندارد. ملّت ما مصمم است یک بار و براى همیشه ثابت کند که ستم را به هیچ قیمتى نخواهد پذیرفت و در این راه حدى براى فداکارى و ایثار نمیشناسد. درعین‌حال ما آماده‌ایم در هر راهى که به برقرارى یک صلح دائمى و نابودى ریشه‌هاى جنگ و اختلاف و ایجاد روابط مسالمت‌آمیز با کلیّه‌ى کشورهاى منطقه انجامد، پیشقدم شویم. صلح به طور کلّى و بویژه براى منطقه‌ى حساس ما یک انتخاب نیست، یک ضرورت حیاتى است. ما چاره‌اى جز این نداریم که با مجازات قطعى رژیم متجاوز، جنگ‌افروز و باجگیر عراق، برقرارى و استحکام چنین صلحى را در منطقه تضمین کنیم، به نحوى که ترس از تجاوز در کلیّه‌ى کشورها جاى خود را به اطمینان و آرامش دهد و منافع عظیم اقتصادى منطقه مصروف توسعه و ترقّى و خودکفایى گردد.»

برچسب‌ها