کد خبر 95228
۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

درس‌گفتار قرآن کریم روز هفتم | همه کار‌ها مقدمه کسب رضای الهی

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در نظر دارد در ایام ماه مبارک رمضان، به صورت روزانه آن دسته از مباحث قرآنی معظم‌له که در بین بیاناتشان به آن پرداخته‌اند، در قالب درس گفتارهای قرآنی منتشر کند. این مباحث تحت عنوان «سی روز، سی گفتار قرآنی» به ترتیب از جزء اول تا سی ام قرآن کریم و در سحرگاه ایام ماه مبارک بر روی خروجی سایت قرار خواهد گرفت.

به گزارش حیات، قسمت هفتم این درس گفتار به شرح زیر است:سوره مبارکه مائده آیه ۱۰۵یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا عَلَیکُم أَنفُسَکُم ۖ لا یَضُرُّکُم مَن ضَلَّ إِذَا اهتَدَیتُم ۚ إِلَى اللَّهِ مَرجِعُکُم جَمیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِما کُنتُم تَعمَلونَ﴿۱۰۵﴾ای کسانی که ایمان آورده‌اید! مراقب خود باشید! اگر شما هدایت یافته‌اید، گمراهی کسانی که گمراه شده‌اند، به شما زیانی نمی‌رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ و شما را از آنچه عمل می‌کردید، آگاه می‌سازد.  مسیر خودپرستی تا خداپرستیدر اسلام نگاه به انسان از دو زاویه است که این دو زاویه هر دو مکمل همدیگر هستند. این می‌تواند پایه و مبنائى براى همه‌ى مسائل کلان کشور و نسخه‌هائى که براى آینده‌ى خودمان خواهیم نوشت، باشد. این دو زاویه‌اى که اسلام از آن به انسان نگاه می‌کند، یکى نگاه به فرد انسان است؛ به انسان به عنوان یک فرد؛ به من، شما، زید، عمرو به عنوان یک موجود داراى عقل و اختیار نگاه می‌کند و او را مخاطب قرار می‌دهد؛ از او مسئولیتى می‌خواهد و به او شأنى می‌دهد، که حالا خواهیم گفت. یک نگاه دیگر به انسان، به عنوان یک کل و یک مجموعه‌ى انسانهاست. این دو نگاه با هم منسجمند؛ مکمل یکدیگرند. هر کدام، آن دیگرى را تکمیل می‌کند.در نگاه اول که نگاه اسلام به فردِ انسانى است، یک فرد مورد خطاب اسلام قرار می‌گیرد. در اینجا انسان یک رهروى است که در راهى حرکت می‌کند، که اگر درست حرکت کند، این راه، او را به ساحت جمال و جلال الهى وارد خواهد کرد؛ او را به خدا خواهد رساند؛ «یا ایّ‌ها الانسان انّک کادح الى ربّک کدحاً فملاقیه» (۱). اگر بخواهیم این راه را تعریف کنیم، در یک جمله‌ى کوتاه می‌شود گفت این راه، عبارت است از مسیر خودپرستى تا خداپرستى. انسان از خودپرستى به سمت خداپرستى حرکت کند. مسیر صحیح و صراط مستقیم این است. مسئولیت فرد انسان در این نگاه، این است که این مسیر را طى کند. یکایک ما مخاطب به این خطاب هستیم؛ دیگران بروند، نروند؛ حرکت کنند، نکنند؛ دنیا را ظلمات کفر بگیرد یا نور ایمان بگیرد، از این جهت تفاوت نمی‌کند. وظیفه‌ى هر فردى به عنوان یک فرد این است که در این راه حرکت کند؛ «علیکم انفسکم لا یضرّکم من ظلّ اذا اهتدیتم». باید این حرکت را انجام بدهد؛ حرکت از ظلمت به نور، از ظلمت خودخواهى به نور توحید. جاده‌ى این راه چیست؟ بالاخره مسیرى را می‌خواهیم حرکت کنیم و به جاده‌اى نیاز داریم؛ اینجاده،‌‌ همان واجبات و ترک محرمات است. ایمان قلبى موتور حرکت در این راه است؛ ملکات اخلاقى و فضائل اخلاقى، آذوقه و توشه‌ى این راه است، که راه و حرکت را براى انسان آسان و تسهیل می‌کند؛ سرعت می‌بخشد. تقوا هم عبارت است از خویشتن‌پایى؛ مواظب خود باشد که از این راه تخطى و تجاوز نکند. وظیفه‌ى فرد در نگاه اسلام به فرد، این است. در همه‌ى زمان‌ها، در حکومت پیغمبران، در حکومت طواغیت، یک فرد وظیفه‌اش این است که این کار را انجام دهد و تلاش خودش را بکند. (۲) همه کار‌ها مقدمه اصلاح خود، و اصلاح خود برای رضای خداوند!اگر بشر بجد درصدد اصلاح خطا‌ها و مفاسد باشد، راه خدا هموار خواهد شد و سرانجام بشر، سرانجام نیکى خواهد شد. اشکال کار ما انسان‌ها غفلت از خطاى خود، غفلت از لزوم اصلاح، و غفلت از اجرایى کردن اصلاح در خود است. اگر این غفلت‌ها از بین رفت و اگر این عزم به وجود آمد، همه چیز اصلاح مى‌شود. در مرحله‌ى اول - که مرحله‌ى مقدماتى و جزو بزرگ‌ترین وظایف ماست - خودمان اصلاح مى‌شویم، که اساس هم این است؛ یعنى همه‌ى کار‌ها مقدمه‌ى اصلاح خود است؛ همه‌ى کار‌ها مقدمه‌ى کسب رضاى الهى از خود است؛ «علیکم انفسکم لایضرّکم من ضلّ اذا اهتدیتم» (۳)؛ همه‌ى تلاش‌ها و مجاهدت‌ها براى این است که بتوانیم خدا را از خودمان راضى کنیم و به کمالى که در اصل آفرینش براى ما در نظر گرفته شده، خود را برسانیم. (۴) به تخلف دیگران نگاه نکن!همه‌ى دوران زندگى ما، جنگ اُحد است. اگر خوب حرکت کردیم، دشمن شکست خواهد خورد؛ ولى به مجرّد این‌که چشممان به غنائم افتاد و دیدیم چهار نفر غنیمت جمع مى‌کنند، ما هم حسودیمان شد، سنگر را‌‌ رها کردیم و به سمت غنیمت رفتیم، ورق برمى‌گردد. دیدید که در جنگ اُحد ورق برگشت! در طول تاریخ اسلام، جنگ اُحد تکرار شده است.فرمانده‌ى الهىِ آشناى با صفحه‌ى حقیقت، با آن دل نورانى، این عدّه را این‌جا گذاشته و گفته است که شما از این‌جا تکان نخورید و پاسداران جبهه باشید؛ اما تا چشمشان افتاد و دیدند که چهار نفر آن پایین غنیمت جمع مى‌کنند، پاى این‌ها هم لرزید. البته اگر با تک تک آن‌ها صحبت مى‌کردید، مى‌گفتند ما هم بالاخره آدمیم، ما هم دل داریم، ما هم خانه و زندگى مى‌خواهیم. بله؛ اما دیدید که با این تسلیم شدن در مقابل خواسته‌هاى حقیر بشرى، چه اتّفاقى افتاد! دندان پیامبر شکست؛ بدن مبارک آن حضرت مجروح شد؛ جبهه‌ى حق مغلوب شد؛ دشمن پیروز گردید و چقدر از بزرگان اسلام شهید شدند.پیام شهیدان این است که تسلیم وسوسه‌ى غنیمت نشوید. پیام آن‌ها به من و شما و همه‌ى کسانى که به این خونهاى به ناحق ریخته‌ى مطهّر احترام مى‌گذارند، همین است. شما نگاه نکن که یک نفر تخلّف مى‌کند و سراغ جمع کردن غنیمت رفته است. «لا یضرّکم من ضلّ اذ اهتدیتم». شما چه کار دارى که دیگرى گمراه شد؟ شما خودت را نگهدار و حفظ کن. دستور اسلام و پیام خون شهید، این است.آن روزى که همین شهداى عزیز ما در جبهه به شهادت رسیدند، همه که به جبهه نرفتند؛ عدّه‌اى هم بودند که مشغول کاسبى شدند، عدّه‌اى هم مشغول پول در آوردن شدند، عدّه‌اى هم مشغول سوء استفاده شدند، عدّه‌اى هم مشغول خیانت شدند. این شهدا، بدون آنکه به آن‌ها اعتنا کنند، رفتند و نتیجه این شد که توانستند نظام اسلامى را حفظ کنند و امروز هرکدام یک ستاره و یک خورشیدند. (۵)پی‌نوشت:۱) انشقاق: ۶۲) بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسى مشهد ۱۳۸۶/۰۲/۲۵۳) مائده: ۱۰۵۴) بیانات‌ در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۸۴/۰۸/۰۸۵) بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا ۱۳۷۶/۰۲/۱۷

برچسب‌ها