کد خبر 94277
۲۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

ویژه شهادت امام موسی کاظم علیه السلام

ویژه شهادت امام موسی کاظم علیه السلام

هارون رشید فرستاد به نزد حضرت موسى بن جعفر علیه السلام در وقتى که در حبس بود، کنیزى عاقله وصاحب جمال که آن جناب را خدمت کند در زندان برای آنکه براى تضییع آن جناب بهانه به دست آورد و خادمى فرستاد که تفحص از حال اونماید، خادم دید آن کنیز را که پیوسته براى خدا در سجده است وسر بر نمى دارد ومى گوید: ( قُدُّوسٌ قُدُّوسٌ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ!)

به گزارش حیات، در ادامه نمونه هایی از کرامات و خلقیات امام موسی کاظم(علیه السلام) می آید:امام در زندانهاى مختلفامام را به بغداد آوردند و تحویل فضل بن ربیع دادند . فضل بن ربیع ، پسر ربیع حاجب معروف است .هارون امام را به او سپرد . او هم بعد از مدتى به امام علاقمند شد ، وضع امام را تغییر داد و یکوضع بهترى براى امام قرار داد . جاسوسها به هارون خبر دادند که موسى بن جعفر در زندان فضل بن ربیع به خوشى زندگى مى کند ، در واقع زندانى نیست و باز مهمان است . هارون امام را از او گرفت و تحویل فضل بن یحیاى برمکى داد . فضل بن یحیى هم بعد از مدتى با امام همین طور رفتار کرد که هارون خیلى خشم گرفت و جاسوس فرستاد .رفتند و تحقیق کردند ، دیدند قضیه از همین قرار است ، و بالاخره امام را گرفت و فضل بن یحیى مغضوب واقع شد . بعد پدرش یحیى برمکى ، این وزیر ایرانى علیه ما علیه براى اینکه مبادا بچه هایش از چشم هارون بیفتند که دستور هارون را اجرا نکردند ، در یک مجلسى سر زده از پشت سر هارون رفت سرش را به گوش هارون گذاشت و گفت : اگر پسر تقصیر کرده است ، من خودم حاضرم هر امرى شما دارید اطاعت کنم ، پسرم توبه کرده است ، پسرم چنین ، پسرم چنان .بعد آمد به بغداد و امام را از پسرش تحویل گرفت و تحویل زندانبان دیگرى به نام سندى بن شاهک داد که مى گویند اساسا مسلمان نبوده ، و در زندان او خیلى بر امام سخت گذشت ، یعنى دیگر امام در زندان او هیچ روى آسایش ندید .تاریخ اسلام در آثار شهید مطهرى - جلد دوم باب الحوائچشب را به روز مى آورد به سجده وقیام وروز را به آخر مى رسانید به تصدق وصیام وبه سبب بسیارى حملش وگذشتش از جرم تقصیر کنندگان در حقش ( کاظم ) خوانده شد. جزا مى داد کسى را که بدى کرده بود با اوبه احسان به اووکسى را که جنایتى بر اووارد آورده به عفواز اووبه جهت کثرت عبادتش نامیده شده به ( عبد صالح ) ومعروف شده در عراق به ( باب الحوائج الى الله ) ؛ زیرا که هر که متوسل به آن جناب شده به حاجت خود رسیده . کِراماتُهُ تَحارُ مِنْهَا الْعُقُولُ وَ تَقْضى بِاَنَّ لَهُ عِنْدَالله تَعالى قَدَمَ صِدْقٍ لاتَزِلُّ وَ لاتَزُولُ. انتهى( مطالب السئول ) ابن طلحه ص ۸۳. کنیز هارونروایت شده که هارون رشید فرستاد به نزد حضرت موسى بن جعفر علیه السلام در وقتى که در حبس بود، کنیزى عاقله وصاحب جمال که آن جناب را خدمت کند در زندان ، وظاهرا نظرش در این کار بود که شاید آن حضرت به سوى اومیل نماید و قدر اودر نظر مردم کم شود یا آنکه براى تضییع آن جناب بهانه به دست آورد و خادمى فرستاد که تفحص از حال اونماید، خادم دید آن کنیز را که پیوسته براى خدا در سجده است وسر بر نمى دارد ومى گوید: ( قُدُّوسٌ قُدُّوسٌ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ! ) پس بردند اورا به نزد هارون ، دیدند از خوف خدا مى لرزد وچشم به آسمان دوخته ومشغول گشت به نماز از اوپرسیدند: این چه حالت است که پیدا کرده اى ؟ مى گفت : عبد صالح را دیدم که چنین بود، وپیوسته آن کنیز به همین حال بود تا وفات کرد.( مناقب ) ابن شهر آشوب ۴/۳۲۲، ( جلاءالعیون ) ص ۹۱۳.توبه مرد آوازه خوانروزى امام موسی کاظم ( علیه السلام) حضرت گذشت از در خانه بشر حافى در بغداد، شنید صداى سازها و آواز غناها و نى و رقص که از آن خانه بیرون مى آید، پس بیرون آمد از آن خانه کنیزکى ودر دستش خاکروبه بود، آن خاکروبه را ریخت بر در خانه، حضرت به او، فرمود: اى کنیزک! صاحب این خانه آزاد است یا بنده است؟ گفت: آزاد است! فرمود: راست گفتى اگر بنده بود از مولاى خود مى ترسید! کنیزک چون برگشت آقاى اوبشر بر سر سفره شراب بود پرسید: چه باعث شد تورا که دیر آمدى ؟ کنیزک حکایت را براى بشر نقل کرد، بشر با پاى برهنه بیرون دوید وخدمت آن حضرت رسید وعذر خواست وگریه کرد واظهار شرمندگى نمود واز کار خود توبه کرد.( بحارالانوار ) ۷۱/ ۳۱۳  ۳۱۴.

برچسب‌ها