برگی از نهج البلاغه؛ ماهیت دنیا
حضرت علی(ع) با بیان آنکه دنیا می فریبد و زیان می رساند، فرمودند: مردم دنیا همچون کاروانی هستند که تا فرود آیند و بار بگشایند، سالار کاروان بانگ رحیل در دهد و بناچار کوچ کنند.
** حکمت (409)؛ هماهنگی قلب و چشمقلب، کتاب چشم است. (آنچه چشم بنگرد در قلب نشیند)** حکمت(410)؛ ارزش پرهیزکاریتقوا در راس همه ارزش های اخلاقی است.** حکمت(411) احترام به استادبا آن کسی که تو را سخن آموخت، به درشتی سخن مگو و با کسی که راه نیکو سخن گفتن به تو آموخت، لاف بلاغت مزن.** حکمت(412)؛ راه خودسازیدر تربیت خویش تو را بس که از آنچه بر دیگران نمی پسندی، دوری کنی.** حکمت(413)؛ راه تحمل مصیبت هادر مصیبت ها یا چون آزادگان باید شکیبا بود و یا باید چون ابلهان خود را به فراموشی زد.** حکمت(414)؛ شکیبایی در مصیبتحضرت علی(ع) به اشعث بن قیس در تسلیت مرگ فرزندش فرمودند: یا چون بزرگواران شکیبایی پیشه کن و یا چون ستوران فراموش می نمایی.** حکمت(415)؛ ماهیت دنیادنیا می فریبد و زیان می رساند و می گذرد. خدای تعالی دنیا را نه پاداش دوستان خود و نه عذاب برای دشمنان خود قرار داده است. مردم دنیا همچون کاروانی هستند که تا فرود آیند و بار بگشایند، سالار کاروان بانگ رحیل در دهد و بناچار کوچ کنند.** حکمت(416)؛ روش برخورد با دنیاامیرالمومنین (ع) خطاب به فرزندش امام مجتبی(ع) فرمودند: پس از ستایش پروردگار! آنچه از دنیا هم اکنون در دست تو است، پیش از تو در دست دیگران بود و پس از تو نیز به دست دیگران خواهد رسید.همانا تو برای دو نفر مال خواهی اندوخت، یا شخصی که اموال جمع شده تو را در طاعت خدا به کار گیرد، پس به آنچه که تو را به هلاکت افکند، سعادتمند می شود یا کسی است که آن را در گناه به کار اندازد. پس با اموال جمع شده تو هلاک خواهد شد که هیچ یک از این دو نفر سزاوار نیستند تا بر خود مقدمشان بداری و بار آنان را بر دوش کشی.پس برای گذشتگان، رحمت الهی و برای بازماندگان، روزی خدا را امیدوار باش.این حکمت اینگونه نیز نقل شده است: چیزی از دنیای حرام برای پس از مرگت باقی مگذار. زیرا آنچه از تو می ماند، نصیب یکی از دو تن خواهد شد.یکی شخصی است که آن را در طاعت خدا به کار گیرد، پس سعادتمند می شود، به چیزی که تو را به هلاکت افکنده است و یا شخصی است که آن را در نافرمانی خدا به کار گیرد. پس هلاک می شود، به آنچه که تو جمع آوری کردی. پس تو در گناه، او را یاری کرده ای که هیچ یک از این دو نفر سزاوار آن نیستند تا بر خود مقدم داری.