کد خبر 92384
۱۶ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

فرازهایی از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب؛ اراده خداوند به بیداری ملت ها تعلق گرفته است

حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند: اراده خداوند به بیداری ملت ها تعلق گرفته است و قرن اسلام و عصر ملت ها فرا رسیده و در آینده، سرنوشت کل بشریت را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

مگر جوانان و روشنفکران در واشنگتن و لندن و مادرید و رُم و آتن، با الهام از میدان تحریر، به خیابان ها نیامدند؟حساس ترین بخش های جهان اسلام را نهضت بازگشت به اسلام و اعاده عزت و هویت و رهایی فراگرفته است و همه جا شعار الله اکبر به گوش می رسد.ملت های عرب، دیکتاتورهایشان را نمی خواهند، سیطره دست‌نشاندگان و طواغیت را بر خود، دیگر تاب نمی‌آورند، از فقر و عقب‌ماندگی و تحقیر و وابستگی به ستوه آمده‌اند؛ سکولاریزم را در سایه‌ی سوسیالیزم و لیبرالیزم و ناسیونالیزم قومی آزمودند و همگی را بن‌بست یافتند و البته ملت های عرب به دنبال افراطی‌گری، خشونت مذهبی، بازگشت به عقب، تعصبات فرقه‌ای و قشریگری با برچسب اسلامگرایی نیز نیستند.انتخابات تونس و مصر و شعارها و رویکردهای مردم یمن و بحرین و سایر سرزمین های عربی، علامت می دهد که همه می خواهند مسلمان معاصر بدون افراط خشک‌ سرانه و تفریط غربگرایانه باشند و با شعار الله اکبر می خواهند مسلمانانه، با ترکیب معنویت ، عدالت و عقلانیت ، و با روش مردم‌سالاری دینی ، از پس تحقیر و استبداد و عقب‌ماندگی و استعمار و فساد و فقر و تبعیضِ صد ساله رهائی یابند و این، درست‌ترین راه است.رژیم های عربی که در معرض خشم مردمشان قرار گرفته‌اند، چه خصوصیاتی داشته‌اند؟ دین‌ستیزی، سرسپردگی و دست‌نشاندگی غرب (آمریکا، انگلیس و...) همکاری با صهیونیست ها و خیانت به فلسطین، دیکتاتوری‌های خانوادگی و وراثتی، فقر مردم و عقب‌ماندگی کشور در کنار ثروت های انبوه خانواده‌های حاکم، تبعیض و بی‌عدالتی و فقدان آزادی قانونی و پاسخگویی قانونی، از خصوصیات مشترک آنها بوده است حتی تظاهر به اسلام یا جمهوریت در برخی موارد نیز نتوانسته مردم را فریب دهد.اینها واضح‌ترین علایم برای شناخت ماهیت خیزش ملت های عرب است، اعم از آنها که پیروزی‌های بزرگی به دست آوردند، یا آنان که ان‌شاءاللّه به دست خواهند آورد.هر ادعای دیگری در مورد ماهیت این جنبش ها که با شعار الله اکبر صورت گرفته، نادیده گرفتن واقعیت در جهت بهره‌برداری‌های دیگر و تحمیل ها و انحرافات بعدی است.آینده‌ این انقلاب ها با همین اصول سنجیده خواهد شد و معیار اصالت یا انحراف انقلاب ها همین آرمان ها خواهد بود. ضد را به ضد می توان شناخت و انقلاب ها را به ضدیت با صفات رژیم هایی که به لرزه افتاده‌اند.انقلابیون همچنان باید مراقب هدف‌تراشی‌ها و تلاش هائی که برای تغییر شعارها صورت می گیرد، باشند.بی‌شک غرب می کوشد انقلاب ها را تبدیل به ضد انقلاب کرده و نهایتا با بازسازی رژیم های قدیمی به شیوه‌ جدید و تخلیه احساسات توده‌ها و جابه‌جایی اصول و فروع و تغییر مهره‌های خود و اصلاحات صوری و تصنعی و ظاهرسازی دموکراتیک، دوباره برای ده‌ها سال دیگر سیطره‌ خود را بر جهان عرب حفظ کند.غرب در دهه‌های بیداری اسلامی و به ویژه سال های اخیر پس از شکست های پیاپی از ایران و افغانستان تا عراق و لبنان و فلسطین و اینک مصر و تونس و ... کوشیده است.پس از شکست تاکتیک اسلام‌ستیزی و خشونت علنی، به تاکتیک بدل‌سازی و تولید نمونه‌های تقلبی دست بزند تا عملیات تروریزم ضد مردمی را به جای شهادت‌طلبی ، تعصب و تحجر و خشونت را به جای اسلامگرایی و جهاد ، قومیت‌گرایی و قبیله‌بازی را به جای اسلام‌خواهی و امت‌گرایی ، غربزدگی و وابستگی اقتصادی و فرهنگی را به جای پیشرفت مستقل ، سکولاریزم را به جای علم‌گرایی ، سازشکاری را به جای عقلانیت ، فساد و هرج و مرج اخلاقی را به جای آزادی ، دیکتاتوری را به نام نظم و امنیت ، مصرف‌زدگی، دنیاگرائی و اشرافیگری را به نام توسعه و ترقی ، فقر و عقب‌ماندگی را به نام معنویت‌گرائی و زهد قلمداد کند.دو قطبیِ سرمایه‌داری و کمونیزم که جنگ بر سر قدرت و ثروت بود، پایان یافت و امروز دو قطبی میان مستضعفین جهان به رهبری جنبش مسلمین با مستکبران به رهبری آمریکا و ناتو و صهیونیزم است. دو اردوگاه اصلی تشکیل شده است و اردوگاه سومی وجود ندارد.* از بیانات رهبر انقلاب در خطبه دوم نماز جمعه تهران (چهاردهم بهمن 1390)

برچسب‌ها