خداحافظی آرام اروپا از آمریکای لاتین
روابط کشورهای اروپایی با آمریکای لاتین کم رنگ شده و کشورهای منطقه به دنبال یافتن جایگزین های بهتری هستند.
اروپای غرق شده در بحران مالی که از سال 2008، امواج این بحران پیکره اقتصادی این منطقه را خراشیده و روز به روز بر چالش ها و کاهش سرمایه افزوده است، امید به بازگشت به دوران طلایی را از دست داده می بیند.روابط اروپا با آمریکای لاتین که پس از پایان جنگ سرد، روند رو به رشدی را شاهد بود، در سال های اخیر متوقف شده و قدرت های نوظهور می روند تا جای این کشورها بگیرند.ناگفته پیداست که وجود روابط تاریخی بین اروپا و آمریکای لاتین، عواملی مانند پیشینه استعماری کشورهای اروپایی همواره جوی همراه با بی اعتمادی ایجاد کرده بود. علاوه بر آن، بحران اقتصادی حاکم بر اروپا، فرصت مناسبی برای سایر رقبای اقتصادی ایجاد کرد تا با نفوذ و سرمایه گذاری بیشتر، بازار تجاری را از اروپاییان بربایند.در سال های اخیر، قاره سبز با برگزاری نشست های متعددی با اتحادیه ها و بلوک های اقتصادی در آمریکای لاتین، تلاش کرده است تا بیش از پیش در این منطقه نفوذ کند، اما این نشستها به دلیل شرایط تحمیلی اروپا، همواره با شکست مواجه شده است.گزارش روزنامه خبری رسمی ال پاییس اسپانیا این ادعای تحلیلگران اقتصادی منطقه آمریکای لاتین را تکمیل کرده و با انتشار مقاله ای از سوزان گراتیوس دکترای علوم سیاسی دانشگاه هامبورگ و محقق و هماهنگ کننده موسسه ارتباطات اروپا و آمریکای لاتین(IRELA) که محور تحقیقاتش همواره روابط اروپا و آمریکای لاتین بوده، به چالش روابط اقتصادی قاره سبز با آمریکای لاتین پرداخته است.این مقاله که با تیتر خداحافظی آرام اروپا از آمریکای لاتین منتشر شد، به موضوع به حاشیه رفتن موقعیت اقتصادی اروپا در این منطقه پرداخته و می نویسد: نرخ روابط تجاری اروپا با آمریکای لاتین در سال 1990 تا سقف 25 درصد اعلام شده بود که در سال 2011 این رقم به 14 درصد کاهش پیدا کرده و اروپا جای خود را به کشور چین این غول آسیایی داده و اکنون نیز این کشور به عنوان اولین شریک تجاری برزیل و شیلی معرفی شده است.بنا به گزارش گراتیوس ، اروپا در سال های اخیر سطح روابط تجاری خود را با بیشتر کشورهای منطقه آمریکای لاتین کاهش داده، اما همچنان روابط خود را با برزیل حفظ کرده است.**چین و روسیه جایگزین اروپا--------------------------------سی کشور آمریکای لاتین که زمانی حیاط خلوت آمریکا محسوب می شد، در سال های اخیر به دلیل جاذبه های سرمایه گذاری که عمدتا در بخش های معادن فلزی، صنایع استخراجی، تولیدات متکی بر منابع طبیعی و صنعت خودرو، فرصت بسیار خوبی برای کشورهای قدرتمند اقتصادی در جهت تولید ارزان و فروش بیشتر فراهم کرده است.همچنین منابع و ذخایر انرژی بسیار غنی از جمله حوضچه های نفتی اورینکو بزرگترین ذخایر شناخته شده نفت جهان که در حدود ١.2 تریلیون بشکه نفت بسیار سنگین دارد و هم اکنون حدود24٠ میلیارد بشکه آن قابل استخراج است، از وسوسه انگیزترین عوامل نفوذ کشورهای قدرتمند اقتصادی در این منطقه به شمار می رود.علاوه بر این می توان گفت که در کنار جذابیت های اقتصادی منطقه آمریکای لاتین، این منطقه به دلیل به قدرت رسیدن گروه ها و احزاب مردمی و مخالف با سیاست های سلطه جویانه آمریکا، در سال های اخیر مورد توجه رقبای ایالات متحده در سراسر جهان قرار گرفته است.هنگامی که آمریکا با تلاش های بی حاصل و اتخاذ سیاست نفوذ در کشورهای آسیای جنوب شرقی در جهت منزوی کردن چین در این منطقه گام بر می داشت، نمی دانست که زمانی هم می رسد که چین با دو هدف سیاسی و اقتصادی در صدد گسترده تر کردن روابط با آمریکای لاتین و به چالش کشیدن آمریکا در منطقه ای برآید که حیاط خلوت خود می داند. چین هم اکنون به بزرگترین رقیب اقتصادی آمریکا و اروپا در آمریکای لاتین تبدیل شده و به یمن آشنایی فزاینده با سازوکار اقتصادی در آمریکای لاتین و ذخایر هنگفت آن شروع به اعطای وام های ده ها میلیارد دلاری در منطقه کرده است.اختلاف بیش از نیم قرن بین آمریکا و روسیه که اوج این اختلافات به زمان جنگ سرد باز می گردد، در سال های اخیر روسیه را به عنوان یکی دیگر از رقیبان سرسخت آمریکا و اروپا در منطقه آمریکای لاتین تبدیل کرده است.با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، آمریکا تلاش کرد تا با نفوذ در کشورهای شرق اروپا و جمهوری سابق عضو اتحاد شوروی، روسیه را در انزوای کامل قرار دهد. روسیه نیز در واکنش به تلاش های آمریکا برای نفوذ در کشورهای شرق اروپا و طرح ریزی انقلاب های رنگی و همچنین استقرار سامانه موشکی در چک و لهستان، در سال های اخیر نفوذ خود در منطقه آمریکای لاتین را افزایش داده و با انعقاد قراردادهای نظامی و امنیتی، منافع آمریکا در آمریکای لاتین را به چالش کشیده و موجب نگرانی مقامات کاخ سفید شده است. اتحادیه اروپا نیز در رقابت با روسیه و چین در سال های گذشته تلاش کرده است تا نفوذ و اعتبار اروپا در این منطقه را احیا کند، اما در صحنه بازی رقبا ناکام مانده است. کشورهای آمریکای لاتین به دنبال شرکای مطمئنی می گردند که مطامع استعماری نداشته باشند و بتوان با آن ها قراردادهای راهبردی با رویکرد احترام و برابری امضا کرد.