فیلم ملکه؛ روایتی نو از دوران دفاع مقدس
فیلم سینمایی ملکه به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر را می توان اتفاقی جدید در سینمای دفاع مقدس عنوان کرد، این اثر نگاهی نو و متفاوت به دوران جنگ دارد.
به گزارش حیات ، به عقیده بسیازی از منتقدان سینمایی، ملکه یکی از بهترین آثار سینمایی سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر به شمار می رود.باشه آهنگر کارگردان این اثر سینمایی در دو اثر قبلی خود؛ فرزند خاک و بیداری رویاها نشان داد که به دنبال نگاهی نو در سینمای دفاع مقدس است و این بار نیز در ملکه تلاش کرده جنگ را از نگاه انسانی به چالش بکشد.روایت فیلم درباره دیده بانی بنام سیاوش است که در شناسایی یکی از جاده های مهم مناطق جنگی موفق نیست و به دنبال راهی برای شناسایی ارتش عراق است. وی که جایگزین دیده بان قبلی این منطقه -جمشید- که بخشی از تاسیسات نفتی است شده و تقریبا همه را نا امید کرده اما در نهایت وی با یافتن محل دیده بانی جمشید که در بالای یکی از سوله های این پالایشگاه است به فردی مهم تبدیل می شود که همه به دنبال تقسیم موفقیت های وی بنام خود هستند.فیلم ملکه دارای چند ویژگی مهم است؛ فیلمساز با کارگردانی مناسب تلاش کرده با بهره گیری از نماهای مختلف و البته دشوار همچون فیلمبرداری در بالای سوله و بالا رفتن سیاوش برای رسیدن به محل دیده بانی لحظاتی جذاب را برای مخاطبان رقم زند.نکته دیگر آنکه ریسک پذیری باشه آهنگر در استفاده از میلاد کی مرام برای ایفای نقش اصلی این اثر سینمایی جواب داده و این شخصیت در تمام لحظات فیلم فراز و فرود های بسیار دارد و به عنوان نمونه دیالوگ دو سویه وی و سرگرد که نقش آنرا هومن برق نورد بازی می کند از لحظات درخشان این اثر سینمایی به شمار می رود.همچنین تیپ سازی حمید آذرنگ به عنوان یکی از افسران ارتش نیز دقیق به نظر می رسد هرچند که انعطاف پذیری وی خیلی همراه با نقش یک سرگرد ارتشی در زمان جنگ نیست.ارتباط ماورایی سیاوش با جمشید که به شهادت رسیده و سیاوش او را در محل دیده بانی احساس می کند بسیار زیرکانه است و این سکانس ها به هیچ عنوان برای مخاطب غلو شده نیست هرچند که نقش جمشید در ادامه کمرنگ می شود و نقش جمشید در دقایق پایانی می توانست پر رنگ تر جلوه کند.به اعتقاد نویسندگان سینمایی، کاشت و برداشت های فیلمنامه ای این اثر سینمایی نیز درست ا کار درآمده و نکته مبهمی برای مخاطب در این اثر باقی نمی ماند هرچند که روایت زنبورها و ملکه خیلی همگون با این اثر نیست.فیلمساز در این اثر با استفاده از دیالوگ های درخشان خود پیامش را به دور از شعار به مخاطب منتقل می کند و در عین اینکه تلاش دارد که بیان کند جنگ به هر حال موجب کشته شدن انسان های بیگناه است در دیالوگ هایی که بین سیف اله و سیاوش رد و بدل می شود تاکید دارد که جنگ عرصه ای جدی است و شاید احساس در آن نقش زیادی نداشته باشد. به عنوان نمونه در بخشی سیف اله رو به سیاوش درباره فرار کردن وی از گرفتن تلفات از عراقی ها تاکید می کند که این سربازها می توانند جان یک ایرانی را بگیرند و آنگاه وی در برابر مادران این شهدا مسوول است.در عین حال برخی سکانس های این اثر سینمایی برای مخاطب کمی باور پذیر نیست به عنوان نمونه تلاش سیاوش برای جلوگیری از خودکشی یکی از افسران عراقی در شرایطی که تعداد گلوله ها کم است غلو شده و دور از انتظار است.در مجموع باشه آهنگر تلاش کرده تصویری جدید از رزمنده گان در جبهه های جنگ به تصویر بکشد و در عین حال تاکید دارد ما در برابر تجاوز رژیم بعث عراق ایستادگی کردیم و اگر کسی از عراقی ها کشته شده برای دفاع از میهن مان بوده و این امر در سکانس پایانی فیلم ملکه مشهود است.فیلم ملکه تلاش دارد به دور از شعارهای رایج در تولیدات هم مضمون خود باور پذیری نزد مخاطب با مسایل و آدم های دوران دفاع مقدس را از طریق روایتی نه چندان پیچیده تقویت کند.این فیلم در ششمین روز - سه شنبه - جشنواره فجر در سالن اهالی رسانه این رویداد نمایش داده شد.