روایت یک عملیات شهادتطلبانه در تلآویو از زبان آزاده فلسطینی
"زیاد سلمی" آزاده فلسطینی از اهالی محله الزیتون در جنوب شهر غزه هنوز به خاطر دارد لحظاتی را که چاقو به دست در شهر تلآویو همانند شیری در انتظار طعمه خود گشت میزد و چند صهیونیست را کشته و زخمی کرد.به گزارش حیات ، سلمی اوایل ماه مارس سال 1993 بازداشت شد؛ وی توانسته بود از داخل اراضی اشغالی عبور کرده و خود را به تل الربیع اشغالی برساند و با استفاده از چاقو 2 صهیونیست را به هلاکت رسانده و ده نفر دیگر را زخمی کند و نام خود را به لیست قهرمانان سلاح سرد اضافه کند. * میخواستم در ماه رمضان به شهادت برسم سلمی ماجرای اجرای عملیات خود را این چنین تعریف میکند: با آغاز انتفاضه من و دوستانم نیز پرتاب سنگ به سمت نیروهای ارتش اشغالگر را آغاز کردیم، ما عزم خود را برای مبارزه با دشمنی که فرزندان ملت ما را هدف قرار میداد، جزم کرده بودیم و با بالا گرفتن حملات صهیونیستها من نیز تصمیم گرفتم کار بزرگتری انجام دهم به همین دلیل تصمیم گرفتم با الگوبرداری از شهید"رائد الریفی" به جنگ چاقو و اجرای عملیات ضربات چاقو روی بیاورم. وی افزود: چاقوی بسیار بزرگ و تیزی خریداری کردم و به اضافه یک چاقوی دیگر و بعد هم اقدام به جعل کارت ورود به اراضی اشغالی کردم؛ ترجیح دادم که عملیات در ماه مبارک رمضان برگزار شود زیرا میخواستم در حالی که روزه هستم به شهادت برسم، صبح روز عملیات با کارگران راهی گذرگاه"ایرز"(بیت حانون) شدم و به یک اتوبوسی که عازم تلآویو سوار شدم. * هلاکت 2 صهیونیست و زخمی شدن 10 نفر دیگر سلمی در ادامه تصریح کرد: میخواستم خود را به منطقه پرجمعیت صهیونیستها برسانم تا بتواند تعداد زیادی از آنها را به قتل برسانم، وقتی به تلآویو رسیدم در خیابانی به نام "عالیا" پیاده شدم؛ خیابان تقریبا شلوغ بود. وی در ادامه گفت: خودم را برای شهادت در راه خدا آماده کرده بودم، به محض اینکه از اتوبوس پیاده شدم چاقو را درآوردم و دیدم که دو جوان در گوشه خیابان ایستادهاند به طرف آنها حمله کرده و هر کدام را با یک ضربه از پا درآوردم و بعد شروع کردم در خیابان پرسه زدن و هر کس را سر راه خود میدیدم با چاقو میزدم چهار خیابان را رد کردم و به مدت 10 دقیقه صهیونیستها را تعقیب میکردم و 10 نفر دیگر را زخمی کردم. این آزاده فلسطینی همچنین اظهار داشت: بعد آنها ما را محاصره کرده و به سوی من سنگ پرتاب کردند و من نیز دوباره به سمت آنها حمله کرده و همه را پراکنده کردم اما یک صهیونیست که پشت یک خودرو پنهان شده بود، ضربهای بر سرم وارد آورد و من به زمین خوردم بعد همه با چوب و چماق به جان من افتادند که باعث شد استخوانهایم بشکند و من بر روی زمین افتاده و منتظر شهادت بودم. * به 2 بار حبس ابد و صد سال حبس محکوم شدم سلمی افزود: صبح روز بعد وقتی از خواب بیدار شدم دیدم همه جای بدنم را گچگیری و آتلبندی کردهاند و بعد هم مرا به بیمارستان زندان"الرمله" منتقل کرده و در آنجا به مدت یک ماه و نیم مورد بازجویی قرار دارند، استرس شدیدی داشتم مرا به جایی که معروف به "اتاق پرندگان" (کسانی که با صهیونیستها همکاری میکنند) بردند اما من کاملا هوشیار بودم تا اینکه مرا به 2 بار حبس ابد و صد سال حبس محکوم کردند و حبس من آغاز شد که 2 سال آن حبس انفرادی بود. وی همچنین گفت: از روز اولی که وارد زندان شدم امیدم را برای آزادی از دست ندادم، یادم میآید که یکی از افسران بازجویی به من گفت که « با خودت چه کردی؟!» و من در جواب گفتم: مدت کوتاهی در نزد شما خواهم بود به زودی آزاد خواهم شد، پرسید چگونه؟ گفتم: با تبادل اسرا؛ خداوند ما را هرگز فراموش نخواهد کرد. این آزاده فلسطینی در ادامه صحبتهایش میگوید که اصلا از کاری که کرده پشیمان نیست و از خداوند میخواهد که جایگاه مجاهدین شهید را به وی اعطا کند. وی در پاسخ به این سوال که وقتی خبر تبادل اسرا بین مقاومت فلسطین و رژیم اشغالگر را شنیدید چه احساسی داشتید؟ گفت: احساس خوشحالی زیادی به من دست داد و وقتی شنیدم که اسم من هم در لیست آزادگان هست بر شادی من افزوده شد البته از اینکه اسرای دیگر همچنان در اسارت باقی میماندند ناراحت بودم؛ آنها به من سفارش کردند که از هیچ تلاشی برای آزادی این اسرا از زندانهای رژیم اشغالگر دریغ نکنیم. انتهای پیام