پلک های مجروح در عزای سیدالشهدا(ع)
تهران _ حیات
امام رضا(ع) در روز اول محرم فرمودند: همانا روز شهادت حسین(ع)، پلک چشمان ما را مجروح کرد و اشک های ما را روان ساخت و دل ما را سوزاند.آخرین ماه از ماه های حرام و اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمد(ع) از راه می رسد و دلسوختگان و عاشقان اهل بیت(ع) که خود را آماده عزاداری عزیز فاطمه(س) کرده اند؛ لباس سیاه به تن کرده و از امام زمان(ع) اجازه می گیرند تا در این روزهای غم و ماتم، عزای حسینی را آنگونه که شایسته است؛ به پا کنند.
شیعیان و رهروان حسینی از خدا می خواهند تا توفیق عزاداری حقیقی نصیبشان شده و در روز قیامت از شفاعت اهل بیت(ع) برخوردار شوند.
امام رضا(ع) در روز اول محرم به یکی از یاران خود به نام "ریان بن شبیب" فرمود: ای پسر شبیب، مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر(ص) را رعایت نکردند. در این ماه خون ما را حلال دانستند و هتک حرمت ما کردند و فرزندان و زنان ما را اسیر نمودند و سراپرده ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا(ص) را درباره ما ننمودند.
سپس علی بن موسی الرضا(ع) افزودند: همانا روز شهادت حسین(ع)، پلک چشمان ما را مجروح کرد و اشک های ما را روان ساخت و دل ما را سوزاند و عزیزما را در زمین کربلا ذلیل کرد و نزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین(ع) بگریند، زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد.
ای پسر شبیب، اگر خواستی بر چیزی گریه کنی بر حسین بن علی(ع) گریه کن. چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانچه گوسفند را می کشند، و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه و نظیری نداشتند.
آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند. چهار هزار فرشته روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده است. لذا پریشان و غبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مامور شدند تا حضرت قائم(ع) ظهور کند و از یاران او باشند و شعارشان "یالثارات الحسین" است.
امام رضا(ع) در پایان فرمودند: ای پسر شبیب، اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی؛ در حزن ما محزون باش و در شادی ما شاد باش؛ و بر تو باد به ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد خداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند.
اینک که در آستانه ماه حزن و اندوه اهل بیت(ع) هستیم؛ سفارشهای اخلاقی عارف وارسته آیت الله "میرزا جواد ملکی تبریزی" به ارادتمندان سیدالشهدا(ع) را که به عنوان مراقبات ماه محرم مطرح کردند؛ مرور می کنیم تا برای ورود به ماه محرم و عزاداری عارفانه و آگاهانه آمادگی بیشتری کسب کنیم. البته این دستورات اخلاقی این عارف وارسته، علاوه بر آنکه دستور اخلاقی و ذکر مصیبت اهل بیت(ع) است؛ معیاری به عزاداران حسینی می دهد تا درجه ایمان و اخلاص خود را به محک زنند.
ملکی تبریزی می گوید: سزاوار است حال دوستان ائمه اهل بیت(ع) به حکم دوستی، وفا و ایمان به خدا و پیامبر(ص) در دهه اول محرم تغییر نموده و در دل و سیمای خود، آثار اندوه و درد این مصیبت های بزرگ و دردناک را آشکار نمایند. باید مقداری از لذائذ زندگی مانند خوردن، نوشیدن و حتی خوابیدن و سخن گفتن (مگر درحد ضرورت) ترک نموده و مانند کسی باشند که پدر یا فرزند خود را از دست داده است.
وی می افزاید: نباید احترام ناموس خدا و احترام پیامبر(ص) و احترام امامش(ع) کمتر از احترام خود و نزدیکانشان باشد و لازم است که خدا و پیامبر(ص) و امامش(ع) را بیش از خود، فرزندان و نزدیکانش دوست داشته باشد.
استاد اخلاق حضرت امام خمینی(ع) با استناد به آیه 24 سوره توبه که می فرماید "بگو اگر پدران و پسران خود را بیش از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست دارید، منتظر باشید تا خداوند مطلب مورد نظر خود را انجام داده و شما پشیمان و زیانکار شوید"، داستانی جالب از فرزند خود نقل می کند و می گوید: یکی از فرزندان کوچکم در دهه اول محرم فقط نان خالی می خورد و تا جایی که می دانم کسی به او نگفته بود که این کار را انجام دهد و گمان می کنم سرچشمه این کار دوستی باطنی او بود.
ملکی تبریزی در ادامه می گوید: حال اگر کسی نتواند در تمام دهه اول این کار را انجام دهد باید در روز تاسوعا، عاشورا و شب یازدهم نان خالی بخورد و تا عصر روز عاشورا، مواردی همچون خوردن، آشامیدن و حتی دیدار با برادران دینی را رها کند و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرار دهد.
وی زیارت امام حسین(ع) در دهه اول محرم با زیارت عاشورا را به عزاداران و دوستداران آن حضرت سفارش می کند و می گوید: اگر می تواند مراسم عزاداری آن حضرت را در منزل خود با نیتی خالص برپا نماید و اگر نمی تواند، در مساجد یا منازل دوستانش به برپایی این مراسم کمک کرده و این مطلب را از مردم بپوشاند تا به اخلاص نزدیک شده و از خودنمایی دور شود.
آیت الله ملکی تبریزی می گوید: مواسات با امام حسین(ع) و اهل بیت باید به خاطر صدمات ظاهری که به آن حضرت وارد شد، باشد ولی از این مطلب هم نباید غافل شد که صدمات ظاهری که بر آن حضرت وارد شد در مورد هیچکدام از پیامبران و جانشینان آنان و حتی درمورد هیچیک از جهانیان شنیده نشده است.
وی می افزاید: بنابر این دوستانش باید کارهایی را که مناسب این مصیبت بزرگ است به خاطر مواسات با آن حضرت در این مصیبت انجام دهند، به گونه ای که گویا این مصیبت بر خود، عزیزان و فرزندان یا خویشان آنان وارد شده است. زیرا امام به فرموده جدش سزاوراتر از آنان نسبت به خودشان می باشد و به این جهت او این مصیبت را پذیرفت و وجود شریف خود را فدای پیروان خود نمود تا آنها را از عذاب دردناک رهایی بخشد.
این عارف وارسته در ادامه به بیان مصیبت های سیدالشهدا(ع) پرداخت و افزود: آن حضرت فرزندان و عزیزان خود را یتیم نمود، به اسارت حرم و زنان و حضرت زینب(س) رضایت داده و اصغر و اکبر و برادران و دودمان خود را سر برید تا پیروانش را از گمراهی و پیروی گمراه کنندگانی که هلاک شده و دیگران را به هلاکت می کشانند؛ نجات داده و به این وسیله آنان را از گناهان بزرگ و آتش رهایی بخشد.
بنابر این به حکم وفا و مواسات که از صفات عالی انسانی است، لازم است که همان چیزی را که امام حسین(ع) به آنان عنایت کرده، آنان نیز به امام تقدیم نموده و همانگونه که امام خود را فدای آنها نمود، آنان نیز خود را فدای او نمایند و حتی اگر چنین کاری را نیز انجام بدهند باز هم به خوبی با او مواسات ننموده اند. زیرا وجود شریف او قابل مقایسه با دیگران نیست. چون سیدالشهدا(ع) مانند پیامبر(ص) علت آفرینش تمام موجودات و سرور تمام مخلوقات و پیامبران و فرشتگان نزدیک به خداوند بوده و محبوب خداوند و محبوب محبوب اوست.
وی در ادامه حال شیعیان حسینی را در دهه اول محرم این گونه تشریح می کند؛ با گفتاری صادقانه و با زبان حال به امام حسین (ع) بگوید:
- کاش به جای تو تمام این بلاها بر سر من آمده و فدای تو می شدم.
- کاش خویشان و فرزندان من به جای خویشان و فرزندان تو کشته و اسیر می شدند.
- کاش تیر حرمله که لعنت خدا بر او باد سر شیرخوار مرا می برید.
- کاش فرزندم به جای فرزند تو قطعه قطعه می شد.
- کاش جگر من از شدت تشنگی تکه تکه می شد.
- کاش از شدت تشنگی دنیا بر چشمم تیره و تار می شد.
- کاش من درد این جراحت ها را تحمل می نمودم.
- کاش آن تیر به گلوی من می نشست و جان مرا می گرفت.
- کاش خانواده و خواهران و دختران من در ذلت اسارت افتاده و آنها را مانند کنیزان در شهرها گردانده بودند.
وی تاکید می کند: اگر این سخنان را صادقانه بگویی، تو را پذیرفته و به خاطر مواسات راستین با بزرگوارترین سادات، تو را در جایگاه راستگویان با آنان همنشین می گرداند. ولی به صورت جدی از فریبکاری با این سخنان بپرهیز. زیرا ممکن است وقتی می گویی حاضرم این بلاها را به جای امام(ع) تحمل نمایم، حال و دل تو به مقدار کمتر از یک صدم آن را هم تصدیق نکرده و در موقع امتحان جز مقدار کمی از این ادعاها قبول نشود و در این صورت به جای اینکه به جایگاه صدق و درجه صدیقین برسی به ذلت دروغ و پایین ترین درجات منافقین می رسی.
پس اگر می بینی که نمی توانی این گونه با امام(ع) مواسات نمایی، ادعاهای دروغ را از خود دور کرده و خود را خوار نکن و فقط بگو کاش با تو بوده، در مقابل تو کشته شده و به سعادت بزرگی می رسیدم و اگر می بینی به این مقدار هم معتقد نیستی، مرض دل خود را که همان دوستی این دنیای پست و میل و اعتماد به زندگی آن و فریب خوردن به زیبایی های آن است، معالجه کرده و این گفته خداوند را که در قرآن آمده است بخوان که "ای یهود، اگر گمان می کنید فقط شما دوستان خدا هستید و اگر راست می گویید آرزوی مرگ کنید."
هر یک از این دستورات اخلاقی و عرفانی حضرت آیت الله ملکی تبریزی برای هر عزادار حسینی و عاشق اهل بیت(ع)، درسی است که می تواند در این ایام بر آن ممارست نموده و خود را بیازماید که تا چه درجه از اخلاص و محبت در عزای سیدالشهدا(ع) برخوردار است.
پایان پیام