خشونت سالانه 4 میلیون زن در آمریکا را تهدید میکند
سازمانهای مردمنهاد زنان با صدور بیانیهای به مناسبت روز جهانی رفع خشونت علیه زنان عنوان کردهاند: خشونت علیه زنان مسئلهای جهانی است که حتی کشورهای مدعی دفاع از حقوق زنان به طور گسترده از آن رنج میبرند و در آمریکا سالانه 4.8 میلیون زن آمریکایی مورد حمله فیزیکی و تجاوز قرار میگیرند.به گزارش حیات ، سازمانهای مردمنهاد زنان به بهانه روز جهانی رفع خشونت علیه زنان با صدور بیانیهای با تأکید بر اینکه یکی از مسائلی که باید به طور خاص مورد توجه قرار گیرد آزارها و خشونتهایی است که زنان در خانواده و جامعه به دلیل زنانگی خود متحمل میشوند، عنوان میکند: کارشناسان معتقدند به دلیل پیچیدگی موضوع و دشواری تحقیق، آمار دقیقی در زمینه خشونت علیه زنان وجود ندارد و آمارهای موجود نیز متناقضتر از آن است که بتواند مورد استناد قرار گیرد.
این بیانیه میافزاید: اما تعدادی از زنان جامعه در محیطهای شغلی و فضای خانه مورد آزار و اذیت مردان غریبه یا همسران خود قرار میگیرند. برخی از انواع آزارها حاصل سنتهای غلط گذشته و برخی متاسفانه برآمده از سبک زندگی و ارزشهای جدیدی است که فرهنگ مدرن در کشور ما رقم زده است، کلمات اهانت آمیز در فضاهای عمومی، طرح درخواستهای نامشروع، تحقیر زنان به دلیل نقاط ضعفی که به زنانگی نسبت داده میشود و نهایتاً خشونت فیزیکی که عمدتاً در محیط خانه اتفاق میافتد و حتی در خانوادههای مرفه با تحصیلات دانشگاهی نیز وجود دارد، برخی از زنان را آزار میدهد.
در این بیانیه آمده است: خشونت علیه زنان متأسفانه در طول تاریخ میان اقوام مختلف وجود داشته و میتوان آن را مسئلهای جهانی دانست که حتی کشورهای توسعه یافته و مدعی دفاع از حقوق زنان نیز امروزه به طور گستردهای از آن رنج میبرند. در آمریکا بر اساس گزارش مرکز ملی جلوگیری و کنترل صدمات، سالانه 4.8 میلیون زن آمریکایی مورد حمله فیزیکی و تجاوز قرار میگیرند. بر اساس آمار ارائه شده از سوی شورای اروپا در سال 2006 نیز، 12 تا 15 درصد زنان پس از سن 16 سالگی مورد یک خشونت خانگی واقع شدهاند و طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی در سپتامبر 2011، در میان زنان 15 تا 49 سال، از 15 درصد در ژاپن تا 71 درصد در اتیوپی و پرو، زنان خشونتی از نوع جنسی و فیزیکی را حداقل یک بار در زندگی تجربه کردهاند.
این بیانیه با بیان اینکه طرح مسئله خشونت علیه زنان با ادبیات امروزین و بروز واکنشهای جدی نسبت به آن به ویژه در حوزه خصوصی یعنی خانواده، به تلاش فمینیستها در دهه هفتاد میلادی بر میگردد، میافزاید: به دنبال این تلاشها سازمان ملل متحد در سال 1993 اعلامیه حذف خشونت علیه زنان را به عنوان استراتژی و دستورالعمل برای تمام سازمانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی در مجمع عمومی تصویب کرد و در سال 1999، روز 25 نوامبر را به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان نامید تا مفاد اعلامیه با حساسیت بیشتری پیگیری شود. از سال 2008 نیز برنامهای تحت عنوان «متحد شوید در جهت رفع خشونت علیه زنان» برای تقویت برنامههای گذشته آغاز شده است.
این بیانیه ادامه میدهد: تلاش در راستای ارتقاء وضعیت زنان در جهان اگر چه فی نفسه قابل تقدیر است اما جهتگیریهای سازمان ملل در تعریف خشونت علیه زنان و راهکارهای اجرایی برای رفع آن به ویژه از آن رو که از آموزههای فمینیستی برگرفته شده و توسط سازمانهای غیر مستقل از لحاظ سیاسی اعمال میشود، محل بحث و تردیدهای متعدد است.
سازمانهای مردم نهاد زنان در این بیانیه تأکید میکنند: تعریفی که از خشونت علیه زنان ارائه میشود سوگیرانه و بیش از اندازه گسترده است و لیبرالیسم را پیش فرض قرار داده است. طبق تعریف اعلامیه، خشونت علیه زنان، "هر عمل خشونت آمیز بر اساس تبعیض جنسی است که موجب آسیب یا رنجش فیزیکی، جنسی یا ذهنی زن شود همچنین خشونت علیه زنان، تهدید به اعمال خشونت، محدود کردن آزادی زن با اجبار و تحکم، چه در ملأ عام و چه در عرصه شخصی را در بر میگیرد" اما گسترده کردن طیف خشونت به این صورت، باعث به حاشیه رفتن خشونتهای جدی یا لوث شدن کل بحث میشود. علاوه بر اینکه در این تعریف، خشونتی که زنان با خطای خود باعث آن بودهاند از خشونتی که مردان به ناحق آغاز کردهاند، تفکیک نمیشود همچنین آزادی در نگاه اسلامی محدودیتهایی دارد و نباید رعایت این حدود را مصداق اعمال خشونت علیه زنان دانست.
در این بیانیه آمده است: رفع خشونت علیه زنان در بسیاری اسناد بین المللی و متون فمینیستی، با رفع هرگونه تبعیض علیه زنان یا به عبارت دیگر برابری جنسیتی پیوند ناگسستنی دارد. به این معنا که هرگونه تبعیض جنسیتی نوعی از خشونت و در واقع ریشه خشونتها محسوب میشود و برای رسیدن به جهان بدون خشونت علیه زنان باید ریشهها یعنی ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که موجب عقب ماندگی زنان میشود، اصلاح شده و قوانین برابر مصوب شود و نقشهای برابر برای زنان و مردان در عرصه عمومی و خصوصی تعریف شود. این بیانیه میافزاید: اسلام علیرغم تاکید بر برابری زن و مرد در تمام شئون انسانی خود، برابری جنسیتی به معنای فمینیستی آن را رد میکند. در خانواده اسلامی مرد به عنوان کانون اقتدار معرفی شده و اختیاراتی نیز دارد اما قوانین حقوقی و اخلاقی متعدد، نه تنها راه را بر هر گونه تعدی و خشونت ناروا میبندد که تلاش میکند فضایی آکنده از محبت و تفاهم و حمایتگری از زنان برقرار سازد.
سازمانهای مردم نهاد زنان با اشاره به اینکه سازمان ملل متحد به دلیل نفوذ قدرتهای نظام سلطه، در بررسی موضوعی خشونت علیه زنان در کشورهای گوناگون دچار استانداردهای دوگانه است، اظهار میدارند: سازمان ملل علیرغم آمار بالای خشونت علیه زنان در برخی کشورها آن را معضلی مدنی معرفی کرده و در برخی دیگر آن را صرفا مسئلهای نظام مند و دولتی بازنمایی میکند.
در این بیانیه آمده است: چنانکه رهبر معظم انقلاب در سال 1375 تصریح کردهاند «مطلبى که ما در کشورمان باید با جدیّت دنبال کنیم، حمایت اخلاقى و قانونى از زن است تا مرد در محیط خانواده نتواند زورگویى کند. گرچه پس از انقلاب، اصلاحات زیادى در قوانین ازدواج و حمایت از خانواده شده است اما کافى به نظر نمىرسد» بنابراین تکمیل و اصلاح قوانین موجود در راستای حمایت از زنان در عرصه عمومی و خصوصی و رفع زمینههای خشونت و مجازات قاطعانه هرگونه خشونت ناروا به ویژه در محیط خانواده که دسترسی به آن برای مجریان قانون مشکلتر و قضاوت درباره مسائل رخ داده در آن عرصه پیچیدهتر و لذا آسیبپذیری زنان در آن بیشتر است، باید به طور جدی دنبال شود.
این بیانیه با اشاره به اینکه حوزههای علمیه به عنوان اصلیترین نهاد تاثیرگذار بر تودههای مردم میتوانند با آموزش جایگاه و حقوق زنان و توصیههای اکید اخلاقی که اسلام خطاب به مردان در مورد همسرانشان دارد به مبارزه با سنتهای غلطی که بعضاً حتی به نام دین باعث ظلم به زنان میشود، بپردازند، ادامه میدهد: از طریق آموزش آیین همسرداری به زنان برای تبدیل خانواده به کانونی پر از محبت و تفاهم باید گام بلندی در این راستا برداشت.
این بیانیه تأکید میکند: سازمان همکاریهای اسلامی oic برای مقابله و رفع خشونت علیه زنان در کشورهای اسلامی در راستای تدوین اصول و سیاستهای رفع خشونت علیه زنان منطبق بر آموزههای دینی موضع فعال داشته باشد. انتهای پیام