ارتفاعات بازیدراز؛ منطقهای است بسیار صعبالعبور که با قلل 1100 تا 1150 متریاش به قصرشیرین، سرپل ذهاب، سومار و گیلانغرب اشراف کامل دارد؛ ارتفاعاتی با جادههای پرپیچ و خم که روزگاری به گفته آن بزرگ مرد، خانقاه عارفان حقیقی و نزدیکترین راه برای قرب الی الله بوده است.به گزارش حیات ، گزارش زیر روایتی از سرزمینهای سراسر نور غرب کشور است که در آبانماه میزبان کاروانهایی از قشرها و نقاط مختلف کشور بود؛ این مطلب ماحصل همراهی خبرنگار فارس با کاروان شاعران و نویسندگان جوان آیینی و دفاع مقدس تهران از استان کرمانشاه است.
پرواز شماره 958 ایران ایرتور که قرار است ساعت 6 و پانزده دقیقه روز چهارشنبه 19 آبان فرودگاه بینالمللی مهرآباد را به مقصد کرمانشاه ترک کند به دلیل شرایط نامساعد جوی مانند تعدادی از پروازهای دیگر با تأخیری 2 ساعته انجام شد و ساعت 8 و 30 دقیقه صبح فرودگاه مهرآباد را به مقصد کرمانشاه ترک کرد. پروازی که بعد از حدود یک ساعت در فرودگاه اشرفی اصفهانی این استان به زمین نشست.
کاروان 18 نفره شاعران و نویسندگان جوان مؤسسه فرهنگی و هنری «شهرستان ادب» تهران در بدو ورود مورد استقبال تعدادی از مسئولین کاروانهای راهیان نور غرب کشور قرار گرفته و با خودرویی که از قبل در فرودگاه آماده مهیا است، عازم شهر سرپل ذهاب شدند؛ نکته قابل توجه هوای بسیار مطبوع شهر کرمانشاه است، چرا که تا یک ساعت قبل در تهران شاهد بارش برف بودیم و حالا در کرمانشاه هوای بهاری و آفتابی را نظاره میکنیم. * بقعه احمدبن اسحاق و حرکت به سوی ارتفاعات قراویز
اولین مرحله از سفر، زیارت بقعه احمدبن اسحاق از عالمان مورد وثوق امام هادی (ع) و امام محمد تقی (ع) است و نماز ظهر و عصر در آنجا اقامه شد.
ارتفاعات قراویز؛ منطقهای است در غرب شهر سرپل ذهاب که به موازات جاده ترانزیتی قصرشیرین، سرپل ذهاب و تهران واقع شده و از شمال و غرب به مرز ایران و عراق راه دارد. این ارتفاعات در مجاورت روستای قراویز است. پس از گذشتن پیچ و خمهای این ارتفاعات و مسیر سنگلاخی آن که حدوداً 20 دقیقه زمان میبرد به بالاترین نقطه آن رسیدیم. این مسیر با پرچمهایی مزین به اسماء امامان معصوم و ادوات نظامی تزیین شده است که نوای گرم موسیقی حماسی دوران دفاع مقدس تداعیکننده روزهای حماسه و ایثار رزمندگان فضای خاصی به آن بخشیده است.
* اردوگاه راه کربلای سرابگرم
بعد از پایان دومین مرحله از بازدید در روز اول سفر، عازم اردوگاه «راه کربلای منطقه سرابگرم» از تواقع شهرستان سرپل ذهاب و پس از صرف ناهار و استراحتی کوتاه عازم ارتفاعات بازیدراز یکی از مناطق استراتژیک در غرب کشور شدیم.
* ارتفاعات بازیدراز «خانقاه عرفان واقعی»
ارتفاعات بازیدراز؛ منطقهای است بسیار صعبالعبور و دارای قلل 1100 تا 1150 متری است که به تمام مناطق قصرشیرین، سرپل ذهاب، سومار و گیلانغرب اشراف کامل دارد. مسیر پر پیچ و خم دامنه این ارتفاعات تا نزدیکی قله را با یک خودروی نظامی طی کردیم، مسیری که برای همه اعضای کاروان همراه با ترس و اضطراب و در عین حال تعجببرانگیز است.
از سخنان راویان دفاع مقدس اینگونه برمیآید که این ارتفاعات دارای اهمیت فراوانی برای ارتش عراق بوده است. چرا که تا پایتخت عراق فاصله زیادی ندارد و در صورتی که عراق آن را از دست میداد یک منطقه مهم را از دست داده و اگر آن را تصرف میکرد نیز به دلیل اشراف کامل به مناطق قصر شیرین و سرپل ذهاب به راحتی میتوانست استان کرمانشاه را به تصرف خود درآورد.
عراق با استقرار نیروهای فراوان در ابتدای جنگ این ارتفاعات را به تصرف خود درآورد و نیروهای ما قادر به بازپس گیری آن نشدند تا اینکه عملیات اول بازیدراز در آبان ماه 59 اجرا شد. از چهرههای شاخص این عملیات شهیدان «غلامعلی پیچیک»، «محسن حاجبابا» و «شهید شیرودی» هستند. عملیات دوم بازیدراز در اردیبهشت سال 60 به مدت 9 روز با شرکت یگانهای سپاه پاسداران و ارتش انجام گرفت و شهید «حاجمحمود غفاری» نیز در همین عملیات راهی آسمان شد.
غروب سرد ارتفاعات بازیدراز در جوار مزار 3 تن از شهدای گمنام بسیار به یادماندنی است و کاروان درحالی که هوا تاریک شده است، بعد از شنیدن توضیحات راوی این منطقه، مسیر بازگشت از ارتفاعات را آغاز میکند، البته این بار این مسیر صعبالعبور که به تازگی به صورت جادهای کوهستانی و خاکی توسط ستاد مرکزی راهیان نور بازسازی شده، طی کردیم و حدود یک ساعت پیادهروی عازم اردوگاه راهیان کربلای سرابگرم سرپل ذهاب شدیم.
* مراسم وداع با دو شهید گمنام در اردوگاه سرابگرم
توفیق زیارت پیکر مطهر دو شهید گمنام دوران دفاع مقدس تنها لحظاتی پس از ورود به اردوگاه در شب پنجشنبه برای کاروان شاعران و نویسندگان جوان حاصل شد که برای همه غیرمنتظره است. این دو شهید قرار بود به معراج شهدای تهران انتقال یابند و پس از شناسایی کامل به استانهای مربوطه برای خاکسپاری انتقال داده شوند. تابوت شهدا وارد حسینیه اردوگاه شده و در فضایی که زبان از توصیف آن ناتوان است در آغوش جوانان نسل سوم انقلاب قرار میگیرد تا بیعتی دوباره با آنان داشته باشند.
مراسم وداع با این دو شهید گمنام همراه با قرائت زیارت عاشورا و سینهزنی انجام گرفت و اعضای کاروان اجساد مطهر شهیدان را بر روی دستان خود و با پای برهنه تشیع کرده و تا در خروجی اردوگاه مشایعت کردند.
*«تپه کرجیها» محل رشادت نیروهای سپاه پاسداران استان البرز
دومین روز از سفر کاروان شاعران و نویسندگان جوان با دیدار از منطقه تپه کرجیها در حومه شهر گیلانغرب آغاز شد. این تپه مشرف به دشت گیلانغرب است و دلیل انتخاب چنین نامی برای آن فداکاریهای نیروهای سپاه پاسداران استان البرز در روزهای آغازین جنگ در این منطقه است.
نیروهای عراق با حمله به این منطقه و استقرار بر روی تپه، مردم روستاهای گورسفید و آبوزین را آواره کوهستان کرده و تنگههای مهم قاسمآباد، کورک و حاجیان را به تصرف خود درآوردند و به سمت شهر گیلانغرب پیشروی کردند. اوج فداکاریهای نیروهای سپاه پاسداران استان البرز در این منطقه عملیات مطلعالفجر است که 20 آذر سال 60 انجام میگیرد و منطقه وسیعی از تصرف نیروهای بعثی عراق خارج شد.
از چهرههای شاخص عملیات مطلعالفجر میتوان از شهیدان «حمید اسکندری» و برادران شهید «مهدی و جعفر شرعپسند» نام برد. مهدی شرعپسند فرمانده وقت سپاه پاسداران استان البرز است که از وی به عنوان سیدالشهدا استان البرز نام برده میشود. مدت حضور نیروهای سپاه البرز در این منطقه یک سال بوده است. * «فرنگیس حیدرپور» شیرزن گیلانغربی در جمع شاعران جوان
فرنگیس حیدرپور بانوی شجاع کرمانشاهی که ساکن روستای گورسفید از توابع شهرستان گیلانغرب است در هنگام بازگشت کاروان از تپه کرجیها در جمع شاعران جوان حاضر شد و با لهجه دلنشین کردی از واقعه به یادماندنی 6 مهر سال 59 گفت.
وی اظهار داشت: بنده متولد سال 1340 روستای آبوزین از توابع شهرستان گیلانغرب هستم و در روستای گورسفید زندگی میکنم. هنگام هجوم نیروهای بعثی عراق به روستای گورسفید که همجوار شهر گیلانغرب است تنها 18 سال داشتهام. در آن هجوم وحشیانه 8 نفر از اقوام من در روستایمان به دست عراقیها به شهادت رسیدند و مردم روستاهای این منطقه همه با پای برهنه و بدون آب و غذا آواره کوههای اطراف شدند.
حیدرپور افزود: شبهنگام وقتی برای آوردن غذا از کوههای اطراف با پای پیاده راهی روستای گورسفید محل زندگی خود شدم با دو نفر عراقی که داخل منزلم بودند روبهرو شده و با آنها درگیر شدم. یکی از آنها را با تبر از پشت سر به هلاکت رساندم و نفر دوم نیز در حالی که به شدت ترسیده بود با بالا بردن دستهای خود تسلیم شده و من وی را حدود 5 کیلومتر در حالی که هوا کاملاً تاریک است تا روستای آبوزین برده و تحویل نیروهای خودی دادم.
وی گفت: البته در طول مسیر به این نظامی عراقی آب و غذا دادم و هنگامی که نیروهای رزمنده این صحنه را دیدند بسیار متعجب شدند که چگونه یک دختر 18 ساله در آن شرایط آن بدون اسلحه چنین کاری را انجام داده است.
حیدپور البته از شرایط زندگیاش هم کمی گلایه کرد و گفت که همسرش را 13 سال پیش از دست داده و امروز سرپرستی چهار فرزند را برعهده دارد؛ سه پسر و یک دختر است و همه آنها بیکار هستند؛ تنها درآمد ماهانه من کمک ماهیانه 50 هزار تومانی کمیته امداد است و درآمدی هم از فروش مقداری شیر از دو رأس دام دارم که بسیار کم است.
* گلایه از عدم توجه مسئولین
فرنگیس حیدرپور تصریح کرد: بنده از مسئولین بسیار گلایهمند هستم، چرا که در طول 30 سال گذشته علیرغم اینکه مشکلات خود را چه در دیدارهای حضوری و چه با نوشتن نامه با آنها در میان گذاشتهام، اما هیچ توجهی به آن نشده است و تنها کمکی که به من شده، بازسازی خانه ویران شدهام در اوایل جنگ بوده است.
حیدرپور که حالا 50 بهار از زندگی خود را گذرانده خاطرنشان کرد: در دیداری که با رئیسجمهور داشتم، سهمیه آردی به من دادند که آن هم به دلیل نداشتن فضای مناسب برای پخت نان و عدم توانایی در اجاره نانوایی بینتیجه مانده است.
وی همچنین گفت: در دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب از استان کرمانشاه مشکلاتم را با ایشان در میان گذاشتم و ایشان در این زمینه به مسئولین تأکید کردند تا رسیدگی کنند، اما متأسفانه هیچتوجهی به دستور ایشان نشده است و من عاجزانه از مسئولین میخواهم تا من را از این وضعیت نجات دهند.
* گیلانغرب دومین شهر مقاوم دوران دفاع مقدس
شهر گیلانغرب؛ به دلیل مقاومت کمنظیر مردان و زنان غیور آن در برابر نیروهای بعثی عراق در ابتدای جنگ و جلوگیری از سقوط شهر به دومین شهر مقاوم دوران دفاع مقدس پس از خرمشهر معروف است و اوج مقاومت مردم این منطقه حرکت شجاعانه فرنگیس حیدرپور است. اقامه نماز ظهر و عصر در جوار مزار شهدای گمنام گیلانغرب و صرف ناهار در یکی از رستورانهای شهر ادامه برنامههای روز دوم سفر است.
* گیسکه، عظمتی به بلندای نگاه غریب 96 شهید
کاروان شاعران و نویسندگان جوان عصر پنجشنبه عازم منطقه مرزی «گیسکه» شدند. ارتفاعات گیسکه مشرف به شهر سومار و در نقطه صفر مرزی هممرز با شهر مندلی عراق قرار است؛ گیسکه در لغت به معنی بزغاله است و ارتفاعات گیسکه مسیری فراز و نشیب داشته و یکی از ویژگیهای آن ریزش بارانهای سیلآسا در این منطقه است.
ارتفاعات گیسکه یا سهانگشتی در کنار رودخانه کنگیر قرار دارد و فاصله آن تا شهر مندلی عراق با خودرو 5 دقیقه است. مابین شهر مندلی عراق و گیسکه سدی قرار دارد که آب آن از رودخانه کنگیر تأمین میشود و در اختیار عراق است. این ارتفاعات از ابتدای جنگ در سال 59 تا سال 61 در تصرف دشمن قرار داشت و نیروهای عراقی با تصرف گیسکه وارد شهر سومار و نفت شهر شدند.
*عملیات مسلم بن عقیل و آزادسازی گیسکه
9 مهرماه 61 عملیاتی با نام «مسلم بن عقیل(ع)» با رمز یا «ابوالفضل العباس(ع)» و در ساعت 12.45 شب با حضور نیروهای سپاه، ارتش و بسیج آغاز شد و این ارتفاعات از تصرف نیروهای عراق خارج شد و تا پایان جنگ نیز در اختیار نیروهای اسلام قرار داشت.
باقر آقایی راوی منطقه گیسکه اظهار داشت: به دلیل اینکه آن زمان امکانات کافی در اختیار نداشتیم، نگران بمباران گسترده عراق علیه نیروهای خودی شدیم، اما امداد غیبی را به وضوح در این زمان و دقیقاً یک روز قبل از علمیات با بارش باران دیدیم که مانع از بمباران هواپیماهای عراق شد.
وی که خود راز رزمندگان منطقه گیسکه است، ادامه داد: ما در شرایطی که تجهیزات نظامی و سازماندهی حساب شدهای نداشتیم، به یاری خداوند ارتفاعات گیسکه را در این عملیات گرفتیم و حتی وارد شهر مندلی عراق شده و تمثال حضرت امام «ره» و پرچم کشورمان را نیز در آن نصب کردیم اما با پاتک دشمن عقبنشینی کردیم.
*96 شهید 28 سال در انتظار دیدار با خانواده
در عملیات مسلمبن عقیل در حالی که این نیروها تا نخلستانهای سوخته شهر مندلی عراق پیشروی کردند، 96 نفر از نیروهای عملکننده در منطقه گیسکه در هنگام عقبنشینی به دلیل نبود امکانات غذایی و درگیری با عراقیها در نخلستانهای سوخته مندلی به شهادت رسیدند و پیکر مطهرشان هنوز بعد از 28 سال در این منطقه باقی مانده است و عراق اجازه انتقال این اجساد را نمیدهد. از جمله این شهدا، شهید «صبوری» است. نماز جماعت مغرب و عشا را به یاد پیکرهای برادرانمان که در خاکهای غریب به جامانده است اقامه کرده و عازم شهر سومار شدیم.
* سومار شهری با 27 نفر جمعیت که هنوز نغمه حیات از آن جاری است
فاصله گیسکه تا شهر سومار حدود نیم ساعت است. نخلستانهای خرما و سکوت معنادار شهر از ویژگیهای منحصر به فرد این شهر مرزی است. شهری که بنا به گفته مسئولین و راویان تنها 27 نفر جمعیت دارد و چند اداره دولتی فعال! این شهر در ابتدای جنگ به دلیل نزدیکی به نقطه صفر مرزی با عراق به تصرف آنها درآمد. تنها افرادی که در این شهر رفت و آمد دارند نیروهای هنگ مرزی و پادگانهای ارتش است که وظیفه نگهبانی از منطقه را برعهده دارند.
*شب شعر شاعران جوان آیینی و دفاع مقدس در مسجد سومار شاعران جوان مؤسسه فرهنگی و هنر در شهرستان ادب تهران شب شعری را در حضور کاروانهایی از سازمان جوانان هلال احمر استانهای مرکزی، آذربایجان شرقی، خراسان رضوی کهکیلویه و بویر احمد، کرمانشاه و جواد تاجیک دبیر ستاد مرکزی راهیان نور کشور برگزار کردند و با سرودن اشعار آیینی و دفاع مقدس خود، فضای معنوی خاصی را در این شهر ایجاد کردند. حوزه مقاومت بسیج شهدای سومار به عنوان مکان استراحت کاروان درنظر گرفته شده است. *میمک اولین منطقه تصرفشده در استان ایلام
صبح جمعه 20 آبان، عازم منطقه مرزی میمک در استان ایلام شدیم. «میمک» منطقهای در نقطه صفر مرزی با کشور عراق است. استان ایلام 425 کیلومتر با عراق مرز مشترک دارد که بیشترین مرز در بین استانهای درگیر در جنگ است. این منطقه بسیار بااهمیت است و اگر در دست نیروهای عراقی باشد تا عمق50 کیلومتری خاک ایران در تسلط آنهاست و در صورتی که به تصرف نیروهای ایران میافتاد تا عمق 100 کیلومتری عراق رصد میشد.
فاصله میمک تا بغداد پایتخت عراق تنها 180 کیلومتر است و همین فاصله کم باعث حساسیت زیاد ارتش عراق است و عراق نام ارتفاعات میمک را شمشیر پیروز گذاشته است. منطقه میمک نخستین منطقهای است که در شهریور 59 مورد تجاوز عراق قرار گرفت.
*ایلات عشایر اولین مدافعان در منطقه میمک
اولین کسانی که در مقابل تجاوز نیروهای بعثی عراق در ارتفاعات میمک ایستادگی کردند، غیورمردان ایلاتی منطقه هستند که ایل خزعل بیشترین نقش را در این منطقه داشت.
*عملیات ضربت ذوالفقار
عملیات ضربت ذوالفقار در تاریخ بیست و نه دیماه 59 توسط ارتش جمهوری اسلامی و عشایر منطقه آغاز شد و هدف از آن نیز بازپسگیری ارتفاعات میمک از دشمن است. در این عملیات از نیروها و عشایر محلی به عنوان نیروهای اطلاعاتی به دلیل آشنایی کامل به منطقه استفاده شد و نیروهای ارتش نیز نقش پشتیبانی زرهی را برعهده داشتند.
* عملیات عاشورای سپاه پاسداران در میمک
اولین عملیات سپاه پاسداران در منطقه میمک عملیات عاشورا است که در 25 مهر 63 انجام شد.همچنین اولین جوخه اعدام صدام برای فرماندهان نظامی عراق نیز در منطقه میمک انجام شد.
* دیدار با خالق شعر دو کاج
ارتفاعات میمک ر ابه مقصد شهر ایلام ترک کردیم و پس از صرف ناهار عازم شهر کرمانشاه مرکز این استان شدیم. ورودی شهر میدان آزادگان است که یادآور ورود نخستین گروه آزادگان به کشورمان است. برنامه بعدی کاروان شاعران و نویسندگان جوان دیدار با «محمد جواد محبت» شاعر متعهد و پیشکسوت کرمانشاهی است. این دیدار در فضای بسیار صمیمی انجام شد و وی شعر معروف خود به نام دو کاج که در کتابهای دوره ابتدایی به چاپ میرسد را قرائت کرد و شاعران جوان نیز برخی از سرودههای خود را در حضور محبت قرائت کردند. * دیدار با «احمد عزیزی» شاعر انقلاب در بیمارستان امام رضا (ع)
آخرین مرحله از سفر، عیادت احمد عزیزی شاعر انقلاب اسلامی است که مدت چهار سال در بخش آی س یو بیمارستان امام رضای کرمانشاه بستری است. در این دیدار دو نفر از شاعران جوان اشعاری در وصف وی سرودند و از خداوند بزرگ شفای این شاعر عزیزمان را خواستار شدند. پس از صرف شام عازم فرودگاه اشرفی شدیم و ساعتی بعد کرمانشاه را به همه خاطرات تلخ و شیرین و عبرتهای فراموشنشدنی این سفر تهران دیدار خاطرهانگیز از استان کرمانشاه به پایان رسید.انتهای پیام