کد خبر 90623
۳۰ آبان ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

اقرار به عاجز بودن از شکر، عین شکر است

اقرار به عاجز بودن از شکر، عین شکر است

وقتی خداوند به داوود(ع) گفت «در برابر من، بنده‌ای شاکر باش»، خداوند فرمود «همین که قرار می‌کنی به عاجز بودن از شکر، عین شکر است!».به گزارش حیات ، مرحوم حجت‌الاسلام حاج شیخ «علی اصغر هرندی» به برگزاری کلاس‌های اخلاق اسلامی مبادرت می‌کرد. او واعظی متعظ بود که پندش در ژرفای دل مشتاقان می‌نشست، چرا که سیره او گویای آن بود که از بن دندان و صمیم جان به آنچه می‌گوید، باور دارد.آنچه پیش رو دارید، بخشی از مجموعه دروس اخلاق مرحوم در مدرسه مهدیه است که به تبیین اخلاق اسلامی در خوردن و آشامیدن پرداخته است که در قالب کتاب «سفره پاک» به رشته تحریر درآمده است. در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب آیه 114 سوره‌ مبارکه نحل را می‌خوانیم: «فَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمْ اللَّهُ حَلَالًا طَیِّبًا وَاشْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ «از آنچه خدا به شما روزی داده و حلال و پاک است، بخورید و اگر فقط او را عبادت می‌کنید و نعمت خدا را شکر گزار باشید». در اول گلستان چقدر زیبا می‌گوید «منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت، هر نفسی که فرو می‌رود، ممد حیات است و چون بر می‌آید مفرح ذات، پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب» درباره نعمت نفس می‌گوید «همه‌ نعمت‌های دیگر را کنار بگذار!»، این نعمت دم زدن و نفس کشیدن برای انسان به طور تقریبی، در هر شبانه روز بیست و یک هزار نوبت انجام می‌شود، وقتی هوا را پایین می‌بری، ممد حیات است یعنی زندگی تو به آن بستگی دارد؛ استنشاق می‌کنی، هوا را به ریه می‌کشی تا اکسیژن را جذب کنی، بعد بیرون می‌دهی، «و چون بر می‌آید مفرح ذات»، حالا که نفس را کشیدی، گازها و مواد فاسد داخل بدن را بیرون می‌ریزی و چون بر می‌آید مفرح ذات و شاد کننده وجود است. نتیجه می‌گیرد؛ پس در هر قسمتی دو نعمت موجود است، یکی نعمت فرو بردن آن، که به تو جان جدید می‌دهد، دیگری نعمت بیرون دادن آن، که چیزهای کشنده و گازها را بیرون می‌دهد، «پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب»، آن وقت شعر را چقدر زیبا گفته است: از دست و زبان که بر آید که از عهده شکرش به در آید وقتی خداوند به داوود علیه‌السلام گفت «در برابر من، بنده‌ای شاکر باش»، گفت «خدا! من چگونه می‌توانم، شکر گزار تو باشم، در حالی که این زبان من، خود نعمتی از تو است؟!»، خداوند فرمود «همین که قرار می‌کنی به عاجز بودن از شکر، عین شکر است!» به اینجا برس که ناله و گریه کنی و بگویی «ای خدا! تو گفتی شکر کن، اما من چگونه می‌توانم شکر کنم؟!» نگاه کن به سید السجادین علیه‌السلام در آن ناله‌های سحرگاه ماه رمضان «افبلسانی هذا الکال اشکرک»، زین‌العابدین می‌گوید «آیا من با این زبان لالم، می‌توانم تو را شکر کنم؟!»«وَاشْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ»؛ «در برابر نعمت خداوند شکر گزار باشید»، ‌نعمت‌هایی که یکی از آنها را شیخ اجل گفت، شما همین نعمت‌هایی را که در بدن ما است، دقت کنید، این نعمت‌های مختلف از خوردن و تخلیه کردن، سرخرگ‌ها و سیاهرگ‌ها، مغز و سلسله اعصاب بدن، کبد و کلیه و غیره چه می‌کنند! اگر در هر کدام از اینها اندکی اخلال ایجاد شود، چه مصیباتی به دنبال می‌آورد! خدا بهتر از همه گفت «وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا»، نه تنها از عهده شکرش بر نمی‌آیید، بلکه از عهده شمارش این که چقدر نعمت در اختیارتان هست، نیز بر نمی‌آیید، در حالی که وقتی دقت می‌کنید، می‌بینید زمین و آسمان و سیارات و ثوابت و شموس و اقمار، برای شما نعمت هستند، «وَاشْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ» تو فرزند دنیا نیستی، تو فرزند آخرت هستی و اما آیه دومی که برای شما تلاوت می‌کنم، آیه‌ 15 سوره‌ ملک - اولین سوره جزء 29 قران کریم- است «هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فی‏ مَناکِبِها وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ»، «این زمین را برای شما رام قرار داد»، «ذلول» به حیوانی می‌گویند که رام است، گوسفند و شتر، «ذلول» یعنی رام هستند، خدا زمین را به حیوان رام تشبیه می‌کند که در اختیار شماست، بعد می‌فرماید «بر روی شانه‌های او حرکت کنید»، «منکب» به شانه‌ها می‌گویند، چرا زمین را به منکب تشبیه کرده است؟ نتیجه تحقیقات بزرگان اهل تحقیقات این است که تعبیر به دوش و شانه‌ها شاید دلیل بر تدویر، کروی و گرد بودن زمین باشد.وقتی به زمین، «ذلول» را اطلاق می‌کند، آن را به حیوان تشبیه کرده است و شباهت آن به حیوان، متحرک بودن آن است، مسئله این است که بشر در چند قرن اخیر با برهان‌های علمی به این رسیده است، در حالی که در زمان نزول قرآن می‌گفتند «زمین محکم سر جای خودش چسبیده و تکان نمی‌خورد و همه چیز به دور زمین می‌گردد». تصور می‌کردند که زمین ثبات است و خورشید و ماه به دور زمین می‌گردد! علم امروز ثابت کرده است که زمین متحرک و دارای دو حرکت وضعی و انتقالی است، این حقیقت برای بچه‌های دوره ابتدایی هم روشن است، قرآن، زمین را به ذلول بودن؛ یعنی رام بودن تعبیر می‌کند، بر منکب آن، بر روی آن، بر دور آن و بر اطراف آن حرکت کنید، در جای دیگری از قرآن، تعبیر به مهد -گهواره- می‌کند، گهواره هم آرام نیست و حالت تکان خوردن دارد. «فَامْشُوا فی‏ مَناکِبِها» برای کارهای مختلفی که دارید، در این زمین حرکت کنید، «وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ» و از رزقی که خدای تعالی، به شما داده بخورید، همان رزقی که در آیات دیگر با وصف حلال طیب معرفی شده است، از رزقش بخورید، همین؟ تمام شد؟!، فوری یک هشدار می‌دهد و می‌گوید تنها برای خوردن آفریده نشده‌اید، حواستان جمع باشد «وَإِلَیْهِ النُّشُورُ» به پیشگاه او بازگشت می‌کنی و در آنجا به حساب‌ها رسیدگی می‌شود، خدا خیلی جدیت دارد که به ما این را تفهیم کند که تو فرزند دنیا نیستی، تو فرزند آخرت هستی «انا لله و انا الیه راجعون» یک ربع آیات قرآن، زندگی آینده را بیان می‌کند، در کمتر سوره‌ای است که مسائل قیامت، حساب، کتاب و مرگ به صورت‌های مختلف مطرح نشده باشد، حواست جمع باشد، زمین برای تو رام و آرام است، در آن حرکت کن و از رزق آن استفاده کن، اما بدان نقطه‌ پایانی «إِلَیْهِ النُّشُورُ» است، یعنی تو در زمین ماندنی نیستی، تو فرزند زمین نیستی، تو به پیشگاه او نشر خواهی شد و حشر و نشرت یک حقیقت مسلم است، لذا خود را برای آن زندگی آماده کن. آهنگ کوچ نواخته شد! ببینید مولی الموحدین امیر‌المؤمنین علیه‌السلام در خطبه‌های شریف و وزین نهج‌البلاغه بعد از عنایاتی که به توحید و تقوا دارد، مسائل مرگ، قبر و قیامت را مطرح می‌کند، مشهور است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام این کلام را زیاد تکرار می‌کرد «تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل»؛ «خدا شما را رحمت کند، مهیا شوید که بانگ کوچک کردن زده شده است». مردی از امام مجتبی علیه‌السلام درخواست کرد که او را نصیحت کند، امام(ع) فرمود «استعد لسفرک و حصل زادک قبل حلول احلک»، درس ائمه علیهم‌السلام این بود که افراد را آماده مرگ کنند، نه اینکه دست و پا از زندگی بشویند، بلکه در عین انجام وظایف زندگی دنیا بر طبق دستور شر، برای مرگ آمادگی کامل داشته باشند، امام مجتبی علیه‌السلام در همین موعظه می‌فرماید «و اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا»؛ «برای زندگی دنیایت آن گونه عمل کن که حالا حالاها می‌خواهی بمانی»، اما حواست جمع باشد «واعمل لاخرتک کانک تموت غدا»؛ «برای زندگی آخرتت به گونه‌ای عمل کن که امشب شب آخر تو است و فردا در پیشگاه عدل الهی خواهی بود»، چه کرده‌ای؟ آیا برای محاسبه آمادگی داری؟ «وَإِلَیْهِ النُّشُورُ».بدین جهت است که به من و شما گفته‌اند «خواب برادر مرگ است؛ شب که می‌خواهی بخوابی، این حساب را بکن داری می‌میری، کارها و حساب‌هایت را بررسی کن، ببین حساب‌هایت با خدا و خلق خدا چیست»، آنجا فرمود «نعمت را مصرف می‌کنی، حواست جمع باشد شکرگزاری کن، که این شکر کمالت می‌دهد»، اینجا می‌گوید: خوردن برای خر و پف کردن و لذت‌های دیگر نیست، هشیار باش که نشری در پیش است «وَإِلَیْهِ النُّشُورُ»، خود را برای زندگی آخرت آماده کن، نیرومندی بدن، باید در مسیر زندگی اصلی تو مصرف شود، از خوردنی‌ها نیرو بگیر، برای این که خودت را آماده این سفر مهم و عظیم و پر خطر کنی، همان سفری که انبیاء و اولیاء وقتی ذکر آن پیش می‌آمد، می‌لرزیدند و می‌گریستند.انتهای پیام

برچسب‌ها