برگی از نهج البلاغه؛ دیروز همنشین شما بودم اما امروز برای شما عبرتم
تهران _ حیات
امیرالمومنین علیه السلام در وصیت نامه ای پیش از شهادت خود چنین نوشته اند: من دیروز همنشین شما بودم، امروز برای شما عبرتم، و فردا از شما جدا می شوم. اگر زنده بمانم صاحب خون خویشم، و اگر بمیرم مرگ وعده گاه من است، و اگر ببخشم بخشیدن برای من موجب قرب، و برای شما حسنه است.(از سخنان آن حضرت پیش از شهادت که زمانی که ابن ملجم ـ لعنت خدا بر او باد ـ ایشان را ضربت زد)
** دیروز همنشین شما بودم، امروز برای شما عبرتم(نامه 23)
سفارشم به شما این است که چیزی را شریک خدا قرار ندهید و سنت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را ضایع نکنید، این دو ستون دین را برپا دارید و این دو چراغ را روشن نگاه بدارید، که دیگر بر شما نکوهشی نخواهد بود.
من دیروز همنشین شما بودم، امروز برای شما عبرتم، و فردا از شما جدا می شوم. اگر زنده بمانم صاحب خون خویشم، و اگر بمیرم مرگ وعده گاه من است، و اگر ببخشم بخشیدن برای من موجب قرب، و برای شما حسنه است، پس ببخشید "آیا دوست ندارید خداوند شما را ببخشد"؟!
به خدا قسم چیزی از مرگ به طور ناگهانی به من روی نیاورد که پسند من نباشد، و مساله ای آشکار نشود که آن را نشناسم. نسبت به مرگ چون جویای آب بودم که ناگهان به آب رسیده، یا جویای متاعی که به آن دست یافته "و آنچه نزد خداست برای نیکان بهتر است".
** وصیت امیرالمومنین علیه السلام درباره مصرف اموالش پس از مرگ(نامه 24)
این برنامه ای است که بنده خدا علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین درباره مال خود دستور می دهد و به آن خشنودی حق را می طلبد تا او را به بهشت درآورد، و آسایش و امنیت عطا نماید.
به این وصیت حسن بن علی اقدام می کند، برای خودش از این اموال به طور شایسته مصرف می کند و به نحوی که سزاوار است به مستحقان می پردازد.
اگر مرگ حسن برسد و حسین زنده باشد وصی من بعد از او حسین است، و به وصیتم به مانند حسن عمل می کند.
سهم دو فرزند فاطمه (س)از به جا مانده اموال علی به مانند نصیب سایر پسران علی است و اینکه اجرای وصیت را به عهده دو پسر فاطمه گذاشتم محض جلب خشنودی حق و تقرب به پیامبر، و بزرگداشت احترام او، و شرافت خویشاوندی با آن حضرت است.
و با کسی که این وصیت را به عهده او گذاشته شرط می کند که اصل مال را باقی گذارد و به آن صورت که مأمور و راهنمایی شده از درآمد آن انفاق کند، و از نهالهای تازه روییده این دهات نفروشد تا تبدیل به انبوهی از درختان گرددبه طوری که تماشاگرانش آن منطقه را به غیر از وضعی که قبلا دیده اند ببینند.
پایان پیام