کد خبر 89948
۲۱ آبان ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

«یه حبه قند»؛ جدال سنت و مدرنیته

«یه حبه قند»؛ جدال سنت و مدرنیته

فیلم «یه حبه قند» به جدال سنت و مدرنیته می‌پردازد میرکریمی از جانب سنت به سمت مدرنیته می‌رود. به همین خاطر سنت را در پای مدرنیته قربانی نمی‌کند. بلکه به پتانسیل‌های سنت برای زندگی مدرن اشاره می‌کند. او قصد دارد این پتانسیل­ها را با وضوح به تصویر بکشد.به گزارش حیات ، داستان در مورد ازدواج آخرین دختر یک خانواده سنتی است. این دختر برخلاف خواهران خود دارای وجه­های مدرن­تری است و قصد دارد با مردی که در آمریکا زندگی می­کند، ازدواج کند. این مرد فرزند یکی از خان­های قدیمی است. بزرگ این خانواده(دایی) با این ازدواج مخالف است. در روز عقد قند در گلوی دایی می­پرد و او می­میرد. عروسی به عزا تبدیل می­شود. همه نیروهایی که درصدد برگزاری عروسی بودند، به برگزاری عزا می‌پردازند. در پایان دختر از ازدواج با مردی که در آمریکا زندگی می­کند پشیمان می­شود. او پی می­برد که قاسم (برادرزاده­ همسر دایی) عاشق واقعی اوست. قاسم کسی است که دایی او را از کودکی بزرگ کرده است. فیلم با این عشق به پایان می­رسد.فیلم به جدال سنت و مدرنیته می‌پردازد. میرکریمی از جانب سنت به سمت مدرنیته می‌رود. به همین خاطر سنت را در پای مدرنیته قربانی نمی‌کند. بلکه به پتانسیل‌های سنت برای زندگی مدرن اشاره می‌کند. او قصد دارد این پتانسیل­ها را با وضوح به تصویر بکشد.او سه عنصر زندگی روزمره و مرگ و عشق را در زندگی سنتی به تصویر می­کشد. او در فیلم سعی کرده­است همه اقشار جامعه از معمار تا روحانی تا آرایشگر و کارمند و معلم را در کنار هم قرار دهد. کودک و نوجوان و جوان و میان­سال و سالمند در این فیلم حضور دارند. این فیلم به بازنمایی افرادی از طبقه متوسط با تحصیلات و دینداری معمولی می­پردازد. این فیلم می­تواند برای افراد میان­سال و جوان طبقه­ی متوسط و دیندار جامعه جذاب باشد. افرادی که از این نوع زندگی خاطرات زیادی دارند و آرزو دارند بار دیگر اینچنین زندگی کنند.ساخت بسیار خوب فیلم به جذب مخاطب کمک می­کند. فیلم­نامه این اثر بسیار عالی است. به نحوی که مخاطب را شگفت­زده می­کند. زیباشناسی اثر بسان هنر سنتی مینیاتور است. هم ساخت و هم تدوین و هم روایت اثر مینیاتوری است. به همین خاطر این فیلم تخت است و نقطه­ی برجسته­ای و پس زمینه و پیش زمینه و قهرمان ندارد.بازی­ها در این فیلم بسیار یکدست و عالی است. به گونه­ای که نمی­توان گفت در این فیلم چه کسی بهتر بازی کرد. موسیقی فیلم هم عالی است. گرچه در بعضی از سکانس­ها موسیقی سوار بر فیلم می­شود و بر تصویر غلبه می­یابد. میزانسن هم در این اثر بسیار عالی بود. فیلمِ «یه حبه قند» از سه بخش تشکیل شده­است؛ زندگی روزمره، مرگ و عشق. در ابتدای فیلم با یک زندگی سنتی با توانایی­ها و قابلیت­هایش برای به جلو راندن انسان­ها در زندگی مواجه می­شویم. در بخش بعدی با مرگ ناگهانی و نیستی مواجه­ایم. مرگ چیزی است که هم می­تواند به زندگی معنا بدهد و هم می­تواند زندگی را به جسمی توخالی و تهی و پوچ تبدیل کند. برای اینکه مرگ، زندگی را در ورطه­ی تاریکِ نهیلیسم نیاندازد، عشق بعد از مرگ قرار گرفته­است.یکی از چیزهایی که در سنت و در هر بخش زندگی و مرگ و عشق وجود دارد، دین است. هسته­ سخت سنت، دین محسوب می­شود. در سنت هم احکام دینی وجود دارد. آنجایی که مادربزرگ تعداد رکعات نماز را فراموش کرده است و روحانی به او حکم شرعی را می­گوید. هم اخلاق دینی وجود دارد و هم عقاید مبتنی بر دین. به عنوان مثال سوالی خواهر زاده روحانی از وی درباره مسائل اعتقادی در قالب یک پرسشنامه می­پرسد.در فیلم هم روحانی وجود دارد. روحانی که نماینده­ دین است در زندگی روزمره جاری است و خود را با تغییر شرایط وفق می­دهد. اما در بعضی­ها سکانس­ها احساس می­شود که روحانی از زندگی عقب است و در تطبیق خود با تغییرات کند و اهسته و با تاخیر همراه است.هم­چنین در این فیلم رابطه­ی با نامحرم در خانواده بزرگ به خوبی طراحی شده­بود که چگونه در سنت به این نیازها در قالب­های مشخص و معین جواب می­دهد. چون سنت ناخودآگاهی جمعی ما را شکل می­دهد با بازگشت به سنت هم ما به نیازهای اصیل­مان باز می­گردیم و هم به نحوه­ی صحیح پاسخ­گویی به آن­ها و در نتیجه دچار گسست نسلی و شکست فرهنگی نمی­شویم.نکته­­ای که باید بدان توجه کرد، مسئله برق رفتن است. در سراسر فیلم بارها و در لحظات حساس برق می­رود. گویی کارگردان با تکنولوژی مشکل دارد. --------------------------------------یادداشت: حسام الدین آشنا-------------------------------------انتهای پیام

برچسب‌ها